بی تردید یکی از مهمترین شاخصه های حاکم اسلامی دانش او نسبت به احکام خداوند است . آگاهی و دانش امری است که ضرورت آن هم نزد عقلا پذیرفته شده است و هم در کتاب خدا مورد تاکید قرار گرفته است . قرآن مجـــــید به عنوان اصلی ترین منبع اســلام دارای احـکام فراوانی می باشد . این احکام که به دسته های مختلف تقسیم می شوند گاهی به صورت صریح و گاهی به صورت اشاره در کتاب خدا آمده است . اگر انتظار داشته باشیم که حاکم اسلامی نسبت به این احکام وقوف و آگاهی داشته باشد ، انتظاری بجا خواهد بود . یکی از این احکام ، حکم تیمّم در صورت نیافتن آب است ( 1 ) . به این داستان توجه کنید تا میزان دانش خلفای اهل سنت از کتاب خدا و احکام آن را به دست آورید .
مردى نزد عمر آمد و سؤال نمود : من گاهى جنب مىشوم و آب براى غسل پيدا نمىكنم ، تكليف من چه مىباشد ، چگونه نماز بخوانم؟
خليفه گفت : نماز نخوان .
عمّار گفت : اى خليفه ! يادت هست كه من و تو در يك جنگ بوديم ، جنب شديم آب براى غسل پيدا نكرديم تو نماز نخواندى !!! اما من در خاك غلطيدم و نماز خواندم ، بعد وقتى خدمت پيامبرصلی الله علیه وآله وسلم آمديم ، ایشان نحوه تيمّم را آموزش دادند كه دستان خود را به خاك زده سپس صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد؟
عمر به عمّار گفت : از خدا بترس . عمّار در پاسخ گفت : اى خليفه ! اگر تو بخواهى حرفی نمىزنم !!! ( 2 )
این ماجرا در معتبرترین کتب اهل سنت نقل شده است . با توجه به این مطلب سوال از اهل سنت این است که چگونه از شخصی پیروی میکنید که نسبت به احکام خداوند آگاهی ندارد و حتی احکامی را که به طور صریح در کتاب خدا ذکر شده است نمیداند ؟ آیا منکر صحّت کتب صحاح مذهب خود میشوید ؟ آیا خلیفه این حکم را نمیدانست یا میدانست و مانند حکم ازدواج موقت در صدد تحریف احکام خداوند بود ؟
———————————————————————-
(1) – در مورد حکم خداوند به این دو آیه ی شریفه عنایت بفرمایید ؛
الف - و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا …. سوره ی مائده ، آیه ی 6
ب - و ان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا … سوره ی نساء ، آیه ی 43
(2) _ برای اطلاع از مدرک این داستان و واقعه تاریخی به این کتب معتبر اهل سنت مراجعه بفرمایید ؛
الف – صحیح مسلم ، ج 1 ص 193 ، ناشر : دارالفکر بیروت
ب – مسند احمد ، ج 4 ص 265 ، ناشر : دارصادر بیروت
ج – سنن ابن ماجه ، ج 1 ص 188 ، ناشر : دارالفکر بیروت
د – سنن النسایی ، ج 1 ص 166 و ص 170 ، چاپ اول ، ناشر : دارالفکر بیروت
ه – السنن الکبری ، ج 1 ص 209 ، ناشر : دارالفکر بیروت
و – مسند ابی داود الطیالسی ، ص 89 ، ناشر : دارالمعرفة
ز – مسند ابی یعلی ، ج 3 ص 183 ، ناشر : دارالمامون للتراث
ح – المنتقی من السنن المسندة ، ص 41 ، ناشر : دارالجنان للطباعة و النشر و التوزیع
ط – صحیح ابن حبّان ، ج 4 ص 79 ، ناشر : موسّسة الرسالة
ی – سیر اعلام النبلاء ، ج 13 ص 499 ، ناشر : موسّسة الرسالة
این ده منبع صرفا برای اطلاع ذکر گردید . مراجعه به این منابع خود راهگشایی برای دسترسی به منابع فراوان دیگری نیز هست . اما وجود صحیح مسلم در میان این منابع کافی است چون به باور اهل سنت این کتاب تماما درست و صحیح می باشد .

او داماد حضرت علی و ارامگاه او در مدینه در جوارحضرت رسول است این بهتان عظیمی است ای گور برستان مشرک
زاهدان منتظر عذاب الهی باشید علی از شما بیزار است
سلام بر علیرضا = نوید
از این که شما اشتیاق زیادی به نوشتن کامنت در وبلاگ بنده داشتید تشکر می کنم این خیلی جالب است که شما با یک آی پی دو کامنت و با دونام نوشتید و از این نکته که بلاگ آی پی شما را ثبت می کند غفلت کردید یا نمی دانستید که معلوم می شود شما دونفر یک نفر هستید!!
باز هم از کامنتهای شما ممنونم
اما نوشتید که عمر داماد حضرت علی است، خب باشد این چه نفعی دارد؟ پسر نوح هم که مشرک بود پسر پیامبر خدا بود، نبود؟
به علاوه که خود امیرالمومنین علی علیه السلام بارها و بارها از این شخص گله مندی خود را اظهار فرموده بودند لااقل سری به کتابهایی که دانشمندانتان نمی خواهند بخوانید، بزنید تا حقیقت را متوجه شوید
این هم که آرامگاه عمر در مدینه و در جوار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است منفعتی به حال وی ندارد چه اینکه تا توانست بر خلاف فرامین ایشان هم در زمان حیات ایشان و هم پس از ارتحال ایشان، رفتار کرد ای کاش با تسلیم بودن و فرمان پذیری خود را به رسول اکرم صلوات الله علیه و آله نزدیک می کرد تا اینکه پس از مرگ وی را در کنار ایشان مدفون سازند کاری که خود او در آن نقشی نداشته و فضیلتی برای وی محسوب نمی گردد به مشهد امام رضا علیه السلام سری زده اید ؟ قبر هارون عباسی قاتل پدر امام رضا علیه السلام در کنار مرقد شریف حضرت امام رضا سلام الله علیه است.
مطلبی که من نوشته ام با ذکر منبع است و از صحاح شما هم آدرس داده ام دانشمندان شما صحیح مسلم را تماما درست و صحیح می دانند اگر بهتانی هست بروید و به جای ما که مطالبمان مستند به کتب شماست به مسلم فحاشی کنید.
گور پرست ما نیستیم ما اصلا گور را نمی پرستیم و این نشانه بی اطلاعی شما از مکتب تشیع است پس این مطلب شما هم نادرست است کاش کمی مطالعه می کردید.
به همین راحتی کامنتهای ناشی از عصبانیت شدید شمااز بی اعتباری مذهبتان رد شد
سعی کنید مودبانه و مستند بنویسید تا آبروی نداشته مذهبتان بیش از پیش مورد نظر دیگران قرار نگیرد
باز هم تاکید می کنم : مودب باشید آقای علیرضا= نوید
اگر راست می گوی در این وبلاگتان از نام کسانی که اسلام را به ایران اورد و به فکر شما بود و دلش برای شما سوخت اسم بیاورید و او را معرفی کنید چون شرع تشییع می گویید که هر کس را که به شما کمکی می کند هرچند اندک هم باشد به او سپاس گویید.و طبیعتا این فرد اگر هم آدم بدی باشد باز هم مستحق این همه دشنام نیست .با .تشکر از وبلاگتان
*=====*
جناب یاور
اولا سلام علیکم
ثانیا در این وبلاگ هر چه بگردید دشنامی نیست، شما نباید بی دلیل مطلبی بگوئید، آنچه که هست نقل مطالب تاریخی با استناد به کتب معتبر مذهب شماست اگر نمی دانید سوال کنید تا معلوم شود که این مطالب همه مستند است این عصبانیت ندارد می توانید یکی از این دو کار را انتخاب کنید:
1- قبول کنید کتب مذهبتان بی اساس و پایه است
2- مذهب خود را تغییر دهید تا از نقد مستند خلیفه ی دست ساز و مخالف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این قدر نگران نشوید
ثالثا مذهب ما تشیع است و اسلامی که عمر با زور به ایران آورد تسنن است پس وی بر ما حقی ندارد در مورد این که وی دلش می سوخته یا نیت دیگری داشته هم مگر اینکه شما علم غیب داشته باشید این شخص اگر دلش برای کسی می سوخت در همان روزهایی که مشرکین به مدینه حمله می کردند می ایستاد و از اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دفاع می کرد نه اینکه در بحبوحه جنگ جانش را بردارد و بگریزد.
تجدید نظر کنید یاور گرامی از اینکه به وبلاگ من سری زدید ممنونم باز هم تشریف بیاورید و ما را از نظراتتان بهره مند سازید.
طبیعی است در صدر اسلام مردم از احکام آگاهی نداشتن و آرام آرام توسط پیامبر دستوراتی به مردم برای ادای فرضیات داده شد ممکن است حضرت علی (ع) نیز ایراداتی داشتن و همینطور دیگر انصار ؛ ولی به مرور زمان این ایرادات تا حدودی کاسته شد الان نیز خرافات در بین مسلمانان رواج پیدا کرده که اگر پیامبر اکرم بودند حتما” تغیراتی در بین شیعه و سنی ها می دادند ( یعنی یکسان سازی دین و احکام را انجام می دادند )
*=====*
سلام بر جناب علائی، ابتدا از اینکه بازدیدی از وبلاگ من داشتید سپاسگزاری می کنم،
اما بعد،
فکر می کنم لازم باشد بار دیگر با دقت ماجرایی که در این پست نوشته شده را مرور کنید، این مطلب مربوط به زمان خلافت عمر می باشد یعنی لااقل حدود 4 سال پس از درگذشت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. پس این فرضیه شما که مسلمین آرام آرام با تعالیم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به فرایض آگاه شده اند، در این مورد ارتباط ندارد دیگر پیامبری نبوده تا تعالیمش تکامل بخش آگاهی مسلمین باشد اتفاقا یادآوری عمار نشان می دهد که عمر درزمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تحت این تعلیم قرار گرفته بوده اما پس از رسیدن به خلافت …!
مطلب دیگر اینکه امیرالمومنین علی علیه الصلاة و السلام از مهاجرین محسوب می شوند نه انصار علاوه بر اینکه با کلمه امکان داشتن چیزی ثابت نمی شود. باید توجه داشت که بر اساس حدیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم که به شکل گسترده در کتب اهل سنت نیز یافت می شود علی مع الحق و الحق مع علی بدین معنا است که هر گونه ایراد از شخص امیرالمومنین علیه السلام توسط رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نفی شده است پس این امکان که شما برشمردید علاوه بر اینکه مثبت چیزی نمی تواند باشد در عالم خارج توسط شخص نبی اکرم صلوات الله علیه و آله مردود اعلام شده است.
این مطلب هم که الان خرافات در میان مسلمین رواج پیدا کرده مطلبی کلی است و بنده ارتباط آن را به پست مورد نظر درک نکردم شاید هم به خاطر کندذهنی بنده یا خستگی باشد، اگر توضیحی عنایت بفرمائید سپاسگزار خواهم بود
اما لطفا این مطلب را در نظر داشته باشید که در این مسیر برای اثبات و نفی هرگونه واقعه تاریخی از مدارک و شواهد مستند استفاده بفرمائید تا ضروت بحث حول یک تکست مقبول الطرفین محقق شده باشد.
خاک جهنم بر سرتان
شما نه عمر می شناسید ونه حضرت علی را و نه نهج البلاغه ای که حتی تا این حد تحریف کرده اید و دائم در لجنزاری که خود ساخته اید فرو می روید. سعی کنید عاقلانه و با دانشی بدون تعصب اندیشه کنید . در ضمن بدانید این امت با تمام مذاهب آن وظیفه هدایت قوم کفر رادارد نه بازی با روایات و احادیث دروغین
سلام بر مهدی = ناشناس
می توانستید هم توهین و هم نقدتان را در یک کامنت بفرمایید تا از کنار توهین گذر کرده و به نقدتان پاسخ دهم، اشکالی نیست الان هم همین کار را می کنم.
شما که عمر را می شناسید بفرمایید کجای این مطلب که از صحاح معتبر مذهب خودتان نقل کردم از من بود و مارک تحریف برآن برازندگی داشت؟
توضیح دهید که کجای نهج البلاغه را ما تحریف کرده ایم و درست آن چیست؟
عاقلانه و بدون تعصب سخن گفتن شما را وادار به توهین می کند و ناچارتان می کند که به معتبرترین کتب مذهبتان پشت کنید؟
اگر شما روایات صحیح مسلم و مسند احمد را دروغ می دانید منعبی معرفی کنید تا ما با تکیه برآن با شما احتجاج کنیم
روش خوبی را برای گفتگو انتخاب نکردید
من فقط از کتب مذهب اهل سنت گزارش کردم لااقل نگاهی می کردید ببینید که آیا دروغ است یا وجود دارد.
موفق باشید باز هم سری به ما بزنید اما کمی مهربانتر و منطقی
کسی که حضرت علی را قبول نداشته باشد آدم نیست
من معذرت می خواهم در پست قبلی ام فکر کردم مطلب به صدر اسلام برمی گردد
البته مطلب فوق چون در کتاب سنی ها هم ذکر گردیده قابل اعتنا است
*=====*
سلام ولی عزیز
خواهش می کنم و از لطف شما و روح بلندتون سپاسگزارم باز هم به من سربزنید.
ببليبليبليب
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین
بحث ما در اسم خدا بود . اسماءالله دو قسم است . یک قسم اسماء لفظیه و یک قسم اسماءتکوینیة . امروز به مناسبت شهادت یکی از اسماء حُسنای تکوینیه بحث در این مطلب است و ان اسم حسنی همان کسی است که قبل از آمدنش به دنیا ، اسمش را رسول خدا معین کرد . و او را مسمی کرد به صادق . این تسمیه بسیار عمیق است . «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» . ان صادقی که اسمش را شخص اول عالم صادق بگذارد کسی است که مذهب امروز به نام او مزین است منتهی تأسف این است که نه مذهب شناخته شد و نه رئیس مذهب . اما این مذهب وقتی معلوم میشود که تمام مذاهب مورد نظر واقع بشود و مقایسه بشود ان وقت روشن میشود مذهب جعفری یعنی چه مالک بن انس شخصیتی است که شافعی ، امام مذهب شافعیة در مورد او تعبیرش این است که در میان علماء مالک نجم است این تعبیر شافعی است نسبت به مالک بن انس بن مالک امام مالکیة و اعظم فقهاء عامه در دار الهجرة . ابو حنیفه که امام اعظم عامه است در مقابل مالک اینچنین است . این مطالبی که امروز گفته میشود فقط در حدّ افق فکر مثل فخر رازی است یا شمس الدین ذهبی . اگر اهل انصاف و کسانی که مستعدّ علم و حکمت هستند در این قسمت تأمل کنند خواهد فهمید مطلب از چه قرار است . تمام آنچه که الان گفته میشود در حدّی از استحکام است که در ظرف هزار و چهار صد سال احدی نتواند خدشه کند چون آنچه که الان میگویند از زیر نظر امام المنقدین ، که در تاریخ عامه او اول منقّد است همه از زیر نظر او گذشته . در مقابل مالک ابو حنیفه مثل صبیّی می نشست . این هم وضع ابو حنیفه نسبت به مالک . بعد از شافعی و بعد از امام اعظم عامه ، ابو حنیفه ، نوبت می رسد به احمل بن حنبل ، امام حنبلیه این روایتی که الان می خوانم روایتی است که احمد بن حنبل ، امام مذهب حنبلیه و کل حنابله در حجاز و غیر حجاز ، او از سُریج بن نعمان ، روایت میکند چون در این قسمت بحث با اعیان علماء عامه است لذا بر طبق مسالک مقبول عند العامه حرف می زنیم . این مرد کسی است که از شیوخ بخاری است صاحب صحیح . یعنی راوی اول کسی است که صاحب صحیح بخاری از او روایت میکند . و تعبیر اساطین رجال عامه نسبت به او این است که کان ثقة . اما چه ثقه ای ، عندهم . این شخص اول است بعد از امام حنبلیه . او از عبد الله بن نافع روایت میکند . عبد الله بن نافع کسی است که باز تعبیر ذهبی در مورد او این است که صدوق . او از مالک بن انس نقل میکند خوب اهل فن دقت کنند همه علماءعامه در سرتاسر مملکت اسلامی در این چند جمله تأمل کنند ببینند آیا به کجا منتهی میشود ؟ هر کس عقیده به قرآن دارد هر کس مؤمن به اسلام است «الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه» ، امروز روز مقایسه مذهب جعفری است با تمام مذاهب . مستند هم در این حدّ از قوت است .
مالک چه گفت ؟ آنچه احمد بن حنبل از آن شیخ بخاری و او از عبد الله بن نافع و او از مالک نقل کرد این است : «الله فی السماء و علمه فی کل مکان» این متن حدیث است . این عین کلام امام الائمه عامه است . خدا در آسمان است و علم خدا در هر مکان است این جمله باید تحلیل بشود . خدا در آسمان است نسبت بین خدا و بین آسمان میشود نسبت ظرف و مظروف . هر ظرفی محیط است هر مظروفی محاط است در نتیجه آسمان میشود محیط ، خدا میشود محاط . آسمان میشود ظرف ، خدا میشود مظروف . این جا باید فهمید مذهب یعنی چه ؟ اینجا باید بیدار بشود دنیا که اگر نبود زبان جعفر بن محمد و اگر نبود مذهب جعفری ، اثری از توحید نبود . نشانی از تسبیح نبود خبری از تحلیل و تکبیر و تحمید نبود . بعد که این مطلب روشن شد روشن میشود که اگر او نبود خدا شناخته نمی شد . وقتی خدا در آسمان بود ان هم این کلمه ای است که سرتاسر دنیا اگر هزار فخر رازی سر از خاک بر دارد دیگر نمی تواند بگوید نیست این نقل احمد بن حنبل است ان هم به دو واسطه از شخص مالک بن انس ان هم مالکی که نزد شافعی ستاره آسمان همه علماء اهل سنت است . ان هم مالکی که ابو حنیفه پیش او طفل دبستان است اینچنین کسی عقیده اش نسبت به خدا این است . اگر خدا در آسمان است لازمه موجود متمکن در مکان ، جسمیت است پس باید خدا جسم بشود . اگر جسم شد مرکب می شود خواه ناخواه هر جسمی یا مرکب است از ماده و صورت ، یا مرکب است از اجزاء . علی ای حال تجسّم مساوق است با ترکّب . مرکب محتاج است به اجزاء . اجزاء مرکَّب محتاج است به مرکِّب . خدای مالک از دو راه میشود گدا . خدای مالک و خدای چهار مذهب هم میشود محتاج به اجزاء هم میشود محتاج به مؤلّف. اجزاء منقلب می شود خالق به مخلوق. منقلب میشود واجب به ممکن این نتیجه این است که خدا در آسمان است . هر مظروفی در ظرف محصور است در این تردیدی نیست . اگر خدا در آسمان است خواه ناخواه محصور است به آسمان . وقتی محصور شد ، محدود است هر محدودی محتاج است هر محدودی متناهی است باز منقلب میشود خالق به مخلوق باز بر میگردد واجب به ممکن . غوغائی است در اینجا ولی همین اندازه بس است
.
جمله دوم : «علمه فی کل مکان» . خدا خودش در آسمان است اما علمش در همه جاست . این کلمه یعنی چه ؟ این کلمه تجزیه علم است از خدا . خدا در آسمان است علم در همه جا . سئوال میشود کو کسی که جواب بدهد ؟ در سرتاسر دنیای اسلام اگر کسی قدرت دارد در مقابل این مطالب دم بزند ان هم نه برای خود ببافد بیاید اینجا تا مطلب یکسر بشود یا ان طرف یا این طرف . یا اینها هست یا نیست اگر هست خدا در آسمان است علمش در همه جا . علم پس جدا شد از ذات . اگر خدا عین علم است پس خدا در همه جا است نه در آسمان . اگر خدا غیر علم است پس ذات از علم جدا شد .
در مرتبه ذات علم نیست . علم که نبود چیست؟ جهل است. توأم شد خدای امام ائمه عامه با جهل و نادانی . این است مذهب در تمام عالم اسلام جدایی علم از خدا . سئوال میشود از مالک سئوال میشود از ابو حنیفه . سئوال میشود از شافعی . سئوال میشود از احمد بن حنبل تو که از افتخارات مالک این روایت را آوردهای شمس الدین ذهبی که اینقدر غوغا در دنیای عامه از جهت سیطره علمی بپا کردی چه جواب می دهی ؟ اگر علم غیر از خدا شد یا قدیم است یا حادث است همه اینها بین نفی و اثبات است شقّ ثالث ، غیر معقول است اگر قدیم است دو خدا لازم میآید یکی ذات ، یکی علم و این شرک است اگر حادث است پس علم خدا قدیم نیست . خدا بوده و علم نبوده بعد علم پیدا شده این علم از کجا پیدا شده . خود خدا علم خود را به وجود آورده . فاقد شیئ که معطی شیئ نمیشود غیر خدا علم خدا را به وجود آورده ؟ پس علم خدا مخلوق غیر خدا است . این است مذهب آنان اما مذهب جعفری ، اینجا است که باید خون گریه کرد بر غربت این مذهب و بر غربت رئیس این مذهب . چند کلمه بس است :
سبحان – این بیان مالک بود این بیان جعفر بن محمد است خوب دقت کنید دیگر شرح لازم نیست چون قسمت عمده شما اساتید سطوح عالیه قم هستنید قسمتی از شما هم اساتید خارج فقه و اصول هستید «سبحان من لا یعلم کیف هو الا هو» . لا اله الا الله . سبحان من لا یعلم کیف هو الا هو. منزه است ان پروردگاری که نمیداند چگونه است او الاّ خود او. نه هیچ پیغمبر مرسلی نه هیچ ملک مقربی در این مرحله دیگر راه ندارد این است عظمت این مذهب . لیس کمثله شیئ و هو السمیع البصیر . اینجا کی کلمه لازم است ان هم طرف گفتگوی من نه شیخ ازهر است طرف گفتگوی من ، خود مالک ابن انس این طرف حساب من الان خود شافعی است خود ابو حنیفه است خود احمد بن حمبل است از آنها می پرسم میگویم خدا در آسمان است یا نیست ؟ اگر در آسمان است چنانکه خود شما اعتراف کردید ، مثل ذهبی با ان دید تیز بینش نوشت اگر خدا در آسمان است خورشید در آسمان است پس خورشید شد مثل خدا ، خدا شد مثل خورشید لیس کمثله شی . هم با عقل مخالف هم با وحی مخالف . این است مذهب .؟ این است ملت . این است معرفت به پروردگار عالم و آدم ؟ لیس کمثله شیئ و هو السمیع البصیر . لا یحدّ و لا یحث و لا یجس و لا یمس و لا تدرکه الحواس و لا یحیط به شیئ .
چیزی به او احاطه نمیکند ای مالک سر از خاک بردار تو آسمان را محیط به خدا کردی بیا درس بگیر ببین جعفر بن محمد چه میگوید . و لا یحیط به شیئ . ان الله تبارک و تعالی لا یشبه شیئا و لا یشبهه شیئ . شق القمر میکند در هر جمله ای . نه شبیه هست به چیزی نه چیزی شبیه اوست . و کل – غوغا اینجا است – و کل ما وقع فی الوهم فهو بخلافه . آنچه در وهم هر متوهمی آنچه در عقل هر عاقلی آنچه در درک هر مدرکی در بیاید او مخلوق اوست نه خالق او. او ذاتی است که در وههم میگنجد در عقل نمی آید فقط عقل به ایات حکمت او به نشانه های قدرت او به مقام اثبات او می رسد ان هم در حد خروج از حد تعطیل و حد تشبیه . بعد مهم این است : لم یزل الله عز و جلّ و العلم ذاته . این است معنی معرفت او میگوید خدا در آسمان است علمش آمده تو مسجد اعظم تو شهرها . پراکنده شده او میگوید اینچنین این می گوید لم یزل الله عز و جل و العم ذاته و لا معلوم. دیگر وقت نیست که بگویم در این کلمات چه قدرتهایی نشان داده .
حالا فکر کنید آنچه که گفتم عصاره خدا شناسی چهار مذهب بود . آنچه که از امام ششم گفتم قطره ای بود از اقیانوس بی پایانی که او در معارف الهیه آورده این مذهب او است این توحید اوست . شما اهل علم ، اهل فکر ، کار کنید در روایات او . این انوار را به دنیا اضائه کنید . قیاس بشود آنچه دیگران دارند با آنچه شما دارید . مردانه به میدان بیایید . مالک بن انس خودش میگوید چشم من در روزگار به صورت کسی نیفتاده افضل از جعفر بن محمد .
این مذهبش اما نمونهای بود خودش چه بود ان عقلی که اینجور فانی شده در معرفت الله ان اراده ای که انچنان محو شده در عبادت الله و در اراده الله که ایاک نعبد و ایاک نستعین ان اندازه گفت تا از گوینده این آیه شنید . او اینچنین کسی است .
صفوان بن یحیی گفت عُبیدی به من گفت که زن من اهل من آرزوی زیارت جعفر بن محمد را دارم گفتم من چیزی در بساط ندارد گفت من همه زیورم را میدهم خرج سفر را آماده کن مرا ببر به زیارت اما ششم گفت حلی و زیور این زن را وسیله سفر کردم وقتی رسید نزدی ک مدینه افتاد و به حال احتضار در آمد . من سراسیمه رفتم نزد امام پرسید عبیدی حال تو چطور است گفتیم آمده ام با اهلم برای زیارتت اما ماجرا این است فرمود تو برای این قضیه غمگینی؟ گفتم بله یا ابن رسول الله فرمود الان برو زن تو نشسته ان زن خدمتکار دارد فلان غذا را به کام او می گذارد ای قلب عالم و او ای روح پیکر هستی گفت سراسیمه حرکمت کردم دیدم زن در کمال سلامت نشسته همان طوری که گفتیم بود زن خدمتگزار هم همان غذا را به او میداد گفتم ماجرای چیست گفت ماجری این است حال مرا دیدی عزائیل آمد روح مرا بگیرد ناگهان دیدم یک اقایی وارد شد گفت وقتی نشانها را گفت دیدیم همان کسی است که من الان از خدمت او آمده ام . لباسش را گفت . خصوصیاتش را گفت . گفت وارد شد تا وارد شد عزرائیل سلام کرد وقتی سلام کرد ان آقا به عزائیل فرمود مگر تو مأمور نیستی به اطاعت ما؟ گفت بلی ایها الامام . تعبیر عزرائیل هم این بود بله این امام من مامور به اطاعتت هستم فرمود من به تو امر میکنم برو تا بیست سال دیگر به سراغ این زن نیا .
این است خودش این هم مذهبش.
روز شهادتش باید این مملکت یک پارچه جعفر بن محمد بگوید و باید حق این مذهب و رئیس مذهب را به قدر میسور ادا کند ان زن زیورش را فروخت که به زیارتش بیاید اینجور جزایش را داد ای غزادارها در سرتاسر ممکلت ایران اگر روز شهادتش دستههای عزا را در بیاورید برای غربت او قبر خراب شده اش به سر وسیسنه بزنید آیا دعای او با شما چه خواهد کرد؟ اللهم ارحم الصرخه التی کانت لنا.
خوشا به حال آن دسته هاى عزادارى كه با آن ناله ها، به دعاى او رحمتى نصيبشان شود كه خداوند متعال فرمود: و رحمة ربّك خير ممّا يجمعون .
سم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی ( برادر گرامی مدیر وبلاگ حاضر) خدا اموات حضرت عالی را بیامرزد و به جناب عالی عمر با عزت عطا کند. بسیار شیوا و مستند و متین و علمی و بدون تعصب قلم می زنید . بنده از خواندن مطالب شما لذت می برم و طرز برخورد شما با متعصبانی که به جای نگاه کردن به سند حدیث به شما توهین میکنند ( که قال الله تعالی : ان انکر الاصوات لصوت الحمیر ) را ستایش می کنم. به درج مطالب مستند و آموزنده و روشنگر ادامه دهید که مشتاقانه به وبلاگ شما رجوع می کنم. بنده علاقه زیادی به مطالعه کتب برادران اهل سنت دارم. بنده شیعه هستم ولی اعتقاد دارم تعصب در دین و عدم تحقیق در سایر مذاهب کار جاهلان است. بنده در باره عقاید اهل سنت کم و بیش مطالعه می کنم و هرگز به این برادران توهین نمی کنم . زیرا عالم تحقیق می کند و به دنبال حقیقت و سند است و نادان می نشیند و توهین می کند. مشتاق گفتگو با شما برادر گرامی و مجاهد در عرصه علم و تحقیق هستم. ارجوا لکم التوفیق .
*=====*
سلام خسرو جان
از اینکه با نظر اغماض اشکالات بنده را نادیده گرفتید سپاسگزارم ولی ای کاش اگر ایراد و انتقادی دارید هم بیان می فرمودید. دنیای امروز ما عرصه ی تهاجم های گسترده علیه مذهب تشیع است و آنچه می تواند توان رویارویی با این هجوم را داشته باشد گفتگوی سالم و مستند و مستدل است. رویه بنده در وبلاگ این است و از جنابعالی به خاطر بازدید و عنایتی که داشتید بسیار ممنون و منتظر کامنت های آتی شما هستم.
موفق و موید باشید یاعلی مدد التماس دعا
سلام به تمامي دوستان حقيقت جو
من يك توصيه به همه دوستان اعم از شيعه و سني دارم
لطفا كتاب شبهاي پيشاور را كه مناظره بين سلطان الواعظين و تعدادي از علماي اهل سنت است را مطالعه فرماييد.چرا كه به تمامي سوالاتي كه حتي تا آخر عمرمان شايد در ذهنمان خطور نكند پاسخ داده شده با استفاده از معتبرترين منابع براي شيعه و سني . اگر واقعا قصدتان فقط فهم حقيقت است به اين كتاب مراجه كنيد.
با اميد به رسيدن حق
باسلام وحدت را باید حفظ کرد
*=====*
و سلام بر شما
کاش توضیح می دادید که منظور شما از حفظ وحدت چیست؟
آیا مراد این است که سکوت کرده وقایع تاریخی را بیان نکنیم؟
آیا منظور این است که عدم شایستگی کسانی که بر مسند خلافت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، تکیه زدند و اسلام را از مجرای اصلی آن منحرف نمودند، بیان نشود؟
آیا مقصد آن است که فجایع به بار نشسته به نام اسلام را متذکر نشویم؟
کدام عالم دین به نام وحدت سعی در سانسور کرده و مسلمانان را از درک درست محتوای دین برحذر داشته است؟
کدام دانشمند توصیه کرده است که برای دستیابی به اتحاد کسانی را که از ابتدا به قصد فروپاشی اسلام و بازگشت به عصر جاهلیت عرب به خلافت دست اندازی کردند و آن را از صاحبان اصلی اش دورکردند، معرفی نکنیم؟
آیا باید به خاطر حفظ وحدت دین را به مسلخ برد؟
آیا باید خاموش نشست تا وهابیت با هیاهوهای فراوان و با پخش مال و ثروت میان مسلمانان کم اطلاع آنان را به سوی افکاری که نتیجه اش پرورش بن لادن ها و ملاعمرها و زرقاوی ها و هزاران افراد خشک مغز متعصب است، سوق دهند؟
آیا به بهانه وحدت باید میدان را برای تاخت و تاز مسموم ترین افکار و ایده های شیطانی باز گذاشت و دست آنان را برای دیگران رونکرد؟
آیا به عذر آن که باید وحدت میان مسلمانان حفظ شود، بررسی های علمی را کناری نهاد و سکوت کرد تا هرکس خواست با هر دروغی هر جمعیتی را به سوی هر تفکری رهنمون شود؟
واقعا توصیه نامفهومی کردید، ای کاش توضیح می دادید تا این سوالات و صدها سوال دیگر بی پاسخ نماند
اما این را بدانید که مفهوم وحدت هرگز کنارگذاردن طرح مباحث علمی بدون تعصب نیست و هیچ عالمی چنین توصیه ای نکرده است، مگر کسانی که از برملاشدن واقعیات وحشت دارند و افرادی را گردخود آورده اند که به مانند آنان از فاش شدن چهره حق و حقیقت برخود می لرزند، امیدوارم شما به آنان تمایلی پیدا نکرده باشید
فاش خواهم گفت و خواهم گفت و از این گفتار خود دلشادم و چنین توصیه های نامفهومی هرگز خللی در مسیرکار من ایجاد نخواهد کرد.
خواهم نوشت تا همه بدانند که اساس مکتب سقیفه بر پایه چه افراد بی دانشی است همانان که قرآن نیز اتباع از آنان را نهی فرموده و توصیه به پیروی از دانایان نموده است.
با سلام شما اشتباه می کنید در باره ی عمر که داماد علی بود. چون اگر عمر کافر می بود علی دخترش را به یک کافر نمی داد علی و عمر دوست و رفیق بودن.
دوما پیامبر مسلمانان را از وجود کافر در میان امتش خبر دار می کرد
سوما ایران در زمان عمر مسلمان شد این یک واقعیت است دلیل شیعه بودن ایران نیز این است 500 سال پیش مردم ایران به زور توسط شاه سلطان حسین از ترس جان خود شیعه شدند
*=====*
سلام بر شما، در مورد کفر عمر بنده مطلبی ننوشته ام، هرچند شاید روزگاری برسد که مطالبی در این مورد نیز بیان کنم. شخص مادامی که شهادتین گفته باشد مسلمان به شمار می رود و تا زمانی که منکر ضروری از ضروریات دین نشده باشد، مسلمانی اش در ظاهر مورد قبول است. به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم هیچ گاه کسانی که این ضوابط را رعایت می کرده اند را کافر نمی خوانده اند.
شما مطالب در مورد عمر را بین دو امر مفروض گرفته اید مسلمانی و کفر در حالی که یک مطلب دیگر هم هست و آن عبارت است از فسق. یک مسلمان زمانی که بر خلاف دستورات شرع انور عمل کند فاسق است. پس غیر از سیاه و سفید رنگ دیگری هم هست و شما این رنگ خاکستری را ندیده اید.
تمام آن چه بنده در این وبلاگ می نویسم به استناد معتبرترین منابع اهل سنت است اگر اشکالی می بینید با توجه به منابع بفرمایید تا در مورد آن بحث کنیم. بی دلیل سخن گفتن در این وبلاگ جایگاهی ندارد. با تکیه به منابع کامنت را مرقوم دارید تا با تکیه به روش علمی درباره اش سخن گفته شود.
در مورد ازدواج عمر نیز این مساله ابدا مورد قبول شیعه نیست و بارها به این اتهام پاسخ داده شده است. هر چند اقوال متعددی در این زمینه وجود دارد ولی نتیجه ای که از آن اقوال گرفته می شود و روایت نیز در مورد آن وجود دارد این است که این دختر اصلا دختر امیرالمومنین علی علیه السلام نبوده و فرزند یکی از همسران ایشان بوده است تا چه رسد به این که دختر حضرت زهرا سلام الله علیها باشد. روایاتی هم در این زمینه وجود دارد که این ازدواج از روی زور و اجبار بوده است. البته توجه به رفتار عمر و خشونت وی – تا جایی که به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها برای آتش زدن خانه حمله کرد – این ازدواج اجباری را به ذهن نزدیک می نماید.
ادعای دوستی میان امیرالمومنین علی علیه السلام و عمر نیز یکی از ادعاهای بدون دلیل است که در یکی از پست های این وبلاگ به تحلیل این ادعا پرداخته ام.
مسلمان شدن ایران در زمان عمر درست و واقعیتی تاریخی است و کسی منکر آن نشده است ولی توجه به رفتار تبعیض آمیز و طبقاتی و نژاد پرستانه عمر و کارگزاران وی نشان می دهد که چرا ایرانیان به مذهب اهل بیت علیهم السلام گرایش پیدا کرده اند.
آن چه در مورد شاه سلطان حسین نوشتید درست نیست ظاهرا نام شاه های صفویه را با هم خلط کرده اید. کاری که صفویان کردند ترویج تشیع بود و زور و فشار در همه جا در کار نبوده هرچند هر حکومتی که گرایش دینی داشته باشد سعی در جاانداختن نظریه دینی خود در میان مردم دارد و این کاملا طبیعی است ( بحث ارزش گذاری نیست بحث گزارش یک عمل کرد حکومتی است ) اگر هم صفویه مذهب تشیع را ترویج نمی کردند این مذهب آن قدر از نظر استنادات قدرت دارد که بتواند فکر خود را در میان اهل دانش بگستراند. البته این مطلب هم که تمام ایران در زمان صفویه به تشیع گرویده اند از نظر تاریخی درست نیست بلکه بسیاری از مناطق مانند قم کاشان و ساوه که بخش های بزرگی از قسمت های مرکزی ایران بوده اند تاریخ تشیع این مناطق به قرون اولیه اسلام ( قرن اول و دوم ) می رسد.
اگر صفویه به خاطر ترویج تشیع مقصر است این تقصیر در مرحله نخست به خود عمر باز می گردد. چه طور است که حمله به ایران و تحمیل اسلام به ایرانیان توسط عمر کاری درست و پسندیده است اماهمین اقدام وقتی توسط صفویه و در مورد ترویج تشیع صورت می گیرد نادرست و ناپسند می شود؟
چه طور است که عمر بابت حمله به ایران باید تجلیل شود و حکومت های اموی، عباسی و در قرون اخیر حکومت عثمانی شایسته قدردانی هستند اما همین که نوبت به یک حکومت شیعی می رسد کار به عکس می شود؟
پیش از هر چیز باید شما تکلیف خود را در مورد مساله خلافت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روشن کنید چون مبنای تمام این امور همین مساله است. آیا خلافت به نص رسول الله صلوات الله علیه و وحی الهی حق امیرالمومنین علی علیه السلام است یا دیگرانی که حتی در مورد مسایل شرعی دین جاهل بوده و این مطلب در کتب معتبر اهل سنت ثبت شده است؟
ابتدا به این مساله بنیادی بپردازید و سپس به مسایل فرعی، مسایل رفتار حکومت ها ابدا تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند.
با سلام مجدد اولا زمانی حضرت عمر ایران مسلمان کرد اکثریت مردم ایران مشتاق دین اسلام بودند ولی خسرو پرویز مانع این کار می شد و زمان عمر (رض) طبق پیشگویی پیامبر رفتند و ایران را فتح کردند ولی در زمان صفویه مردم به زور شیعه شدند و اینکه که شما می گویید حضرت عمر به خانه حضرت علی رفت و می خواست به آنجا را آتش بزند کاملا اشتباه است خواهشا اگر می خواهید موثر واقع شوید از منابغ اهل سنت به خصوص صحیح بخاری که نزد اهل سنت بعد از قرآن دومین کتاب معتبر است حدیث بیاورید نه از احادیث ضعیف مسلم استفاده کنید من هم اگر از احادیث کافی بیاورم فقط با تفکر متوجه اشتباه بودن آنها می شوید . دوما شما نهج البلاغه را خوانده اید ؟ حضرت علی در آنجا به نامه ای که به معاویه نوشته بود به طور واضح گفته بود طبق فرموده ی خداوند مهاجرین وانصار بنده های صالح هستند و شایستگی انتخاب خلیفه را دارند و در نهج البلاغه فرموده که من هم مانند سه خلیفه اول توسط مهاجرین و انصار به خلافت رسیدم اگر علی از طرف خدا تعیین شده بود باید می گفت خداوند مرا خلیفه اول قرار داد ولی حق مرا غصب کردند و من چهارم شدم .اگر خلافت از علی (ع) به زور گرفته شده بود لا اقل یکبار می آمد پای منبر و می گفت سه خلیفه ی قبلی خلافت را از من غصب کرده اند و خلافت از آن من است . اگر خداوند علی را به عنوان خلیفه اول انتخاب می کرد خوب برای چی پیغمبر به طور مجهول به عنوان خلیفه معرفی کرد اگر امامت از اصول دین می بود هم باید در قرآن می آمد که نیامده و هم پیغمبر باید به طور واضح می گفت هر که من را به عنوان پیغمبر قبول دارد از این پس علی خلیفه و امام اوست چرا نگفت چون این طور نبود . دوما ابوبکر هم دخترش عایشه (رض) را که تنها زن باکره پیغمبر بود به ازدواج پیغمبر در آورد اگر تعصب را کنار بگذاریم می بینیم که جایی که الان پیغمبر دفن هستند اتاق عایشه است چون پیغمبر می خواست زمان مرگ نزد عایشه (رض) باشد .
پس تکلیف جنگ جمل چه می شود ؟ باید بگویم حضرت عایشه برای جنگ نزد حضرت علی نیامده بلکه برای اتحاد آمد تا با علی (ع) متحد شود و با هم به جنگ قاتلان حضرت عثمان بروند . ولی خوارج که از سپاه علی (ع) چهل هزار نفر بودند و بین خود مشورت کردند و گفتند که اگر این دو متحد شوند به خون ما متحد می شوند پس بیایید ما دو قسمت شوید نصفمان برویم سپاه عایشه (رض) و تیر اندازی کنیم هنگامی که این کار شروع شد هر دو طرف با هم شروع به جنگ کردند و همینطور جنگ ناخواسته شکل گرفت . باتشکر منتظر جوابتان هستم
g
1 در مورد مسلمان شدن ایرانیان شما حرف جدیدی نزده اید که پاسخ داده شود و باز گفته اید در زمان صفویه مردم به زور شیعه شدند! لطفا بفرمایید مردم قبل از حمله ی عمر چه جوری با اسلام اشنا شده بودند؟!
2 چه جوری منکر حمله ی عمر به خانه ی حضرت زهرا میشوید؟! در حالیکه ابن تیمیه (= دشمن اهل بیت) هم نتوانسته انرا انکار کند و فقط گفته عمر (به زور) وارد خانه شد تا ببینه چیزی از بیت المال اونجا هست که برداره و بین مردم تقسیم کنه یا نه !!!
3 درباره ی معاویه! یعنی شما فکر میکنی اگه حضرت میخواست فقط ولایت خود از طرف خدا بر مردم رو برای معاویه مطرح کنه (که حتما اینکارو کرده) معاویه میگفت: غلط کردم و ببخشید و بفرمایید بر مردم ولایت کنید؟! حضرت به زبون خود معاویه با اون صحبت کرده وگفته: همونطور که مردم با خلفای قبل بیعت کردند و اطاعت کردند و تو هم اطاعت کردی،امروز با اختیار خود بر من اجماع کردند و با من هم بیعت کردند و باید اطاعت کنند و تو هم که ولایت منو قبول نداری مجبوری (به زعم خودت) از اجماع مسلمین تبعیت کنی و از من اطاعت کنی یعنی هیچ جوره نمیتونی بر خلافت من ایراد بگیری و مخالفت کنی. به نظر شما از این قشنگتر میشه برای یکی مثل معاویه استدلال کرد؟
3 این شما هستید که هیچ کتابی را نخوانده و نظر میدهید. حضرت در بسیاری موارد به حق خود بر خلافت بلافصل پس از پیغمبر تصریح کرده اند و چند مورد از کسانی که در غدیر خم حضور داشتند خواستند تا به انچه که پیغمبر گفته است شهادت دهند و انهایی که کتمان کردند توسط حضرت نفرین شدند. ایشان بارها از اقدامات جاهلانه خلفا انتقاد کرده و حتی از مصاحبت با عمر اکراه داشتند.
4 استدلالتان در مورد محل دفن پیغمبر برای نشان دادن رضایت پیغمبر به خلافت ابوبکر خیلی محکم است! و خود به تنهایی حقانیت مذهب شما را ثابت میکند! و بنده جوابی برای ان ندارم !!!
5 امامت در قران: چون فعلا مطالعاتم کافی نیست نظر نمیدهم شرمنده.
6 جنگ جمل: خدا وکیلی اینجوریشو دیگه نشنیده بودیم!!! “باید بگویم حضرت عایشه برای جنگ نزد حضرت علی نیامده بلکه برای اتحاد آمد تا با علی (ع) متحد شود و با هم به جنگ قاتلان حضرت عثمان بروند . ولی خوارج که از سپاه علی (ع) چهل هزار نفر بودند و بین خود مشورت کردند و گفتند که اگر این دو متحد شوند به خون ما متحد می شوند پس بیایید ما دو قسمت شوید نصفمان برویم سپاه عایشه (رض) و تیر اندازی کنیم هنگامی که این کار شروع شد هر دو طرف با هم شروع به جنگ کردند و همینطور جنگ ناخواسته شکل گرفت” !!!!!! دوست عزیز لطفا خوابهایی که میبینید را اینجا تعریف نکنید. از کدام منبع این را استخراج کردید؟ اظهر من الشمس است که خود عایشه دشمن عثمان و تحریک کننده ی شورشیان بر علیه او بود و با استفاده از موقعیت خود بین مسلمانان عثمان را کافر و واجب القتل !!! خواند. علاوه بر ان چرا عایشه ( که از دستور خدا سرپیچی کرده) بعد از ان از این حرکت خود به شدت پشیمان شد و گریه کرد؟ مگه کار بدی کرده بود؟
منبع میخوای برو به: http://www.valiasr-aj.com
ببخشید نظر قبلیم خطاب به جواد بود !
برای نوشته ات چرا منبع معتبر ذکر نمی کنی ؟؟؟ به نظر تو 1 میلیارد و 200-300 میلیون مسلمان اشتباه می کنند و فقط ما درست میگیم ؟؟؟ دینی که ماله اوناس و اونا به ما یاد دادن ما از خودشون بهتر یادگرفتیم ؟؟؟ !!!! ( دایه مهربانتر از مادر )
واقع بین باش !!!!!!!!!مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی !
پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش …. >
امیدوارم خدا همه رو بیامرزه و با نیاتشون در موردشون قضاوت کنه !!!!
*=====*
سلام بر شما، سال نو مبارک
در مورد منبع نوشته، حتما لازم است دقت فرمائید تا در پی نوشت هر پست منابع معرفی شده را که همراه با آدرس دقیق و حتی ناشر آن کتاب است، ملاحظه کنید. این اشکال به نویسنده وارد نیست، خواننده گرامی باید مطلب را تا پایان مطالعه کند. اگر توانستید در این وبلاگ حتی یک پست بدون رفرنس معرفی کنید، جایزه ارزشمندی نزد من دارید!
در مورد اشتباه مسلمانان یا درستی عقیده آنان، به نظرم شما به جای بها دادن به منطق و علم، رویکرد بها دادن به نظر اکثریت را برگزیده اید که، از نظر روش شناسی علمی گزاره ای نادرست است و نمی توان معیار درستی مطالب را نظر اکثریت دانست. آن چه معیار است عبارت است از دلیل و برهان. بنابراین اگر جناب عالی اشکالی به هر یک از پست های وبلاگ دارید، به روشنی بیان فرمائید، بنده نیز قول می دهم در حد معلوماتم از پاسخ دادن شانه خالی نکنم.
در مورد این که دین مال آنهاست و …، هر چند مشارالیه آنان را تعیین نکرده اید، ولی اگر مراد شما این است که دین مال اهل سنت است، بنده با کمال احترام صددر صد مخالف این مطلب هستم و اگر طالب باشید، از نظر علمی ثابت می نمایم که اصالت در دین با تشیع است، نه تسنن و این نکته را از فرمایشات رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که در کتب معتیر خود اهل سنت نقل شده است، تبیین خواهم کرد.
در مورد این که “مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی”، کاملا با جناب عالی موافقم، اما معلوم نیست منظور شما نقد چه تفکری ست و به کدام روش ایراد دارید. اگر روشن تر همراه با استنادات واضح ایراد خود را بیان کنید، در فهم اشکال و هم پاسخی که تادبّا لازم است عرض کنم، موثر خواهد بود، پس در این مورد هم منتظر توضیح شما می مانم.
در مورد “پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش ….”، هم با وجود این که مرجعیت قرآن مجید در سیر مباحث برای هر مسلمانی بدیهی ست، اما منظور شما از یک سوم و این که خطاب شما در این مساله به چه کسی ست را متوجه نشدم. علاوه بر اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قایل نیست قرآن به تنهایی و بدون تکیه بر سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در مناظرات و گفتگوهای اعتقادی کافی ست. این مطلب را به شکل خلاصه می توان به این صورت بیان کرد که قرآن شرط لازم برای مباحث هست اما شرط کافی نیست چون برای درک درست آن لازم است به منابع معتبری که ناقل سنت صحیح آوردنده ی آن صلی الله علیه وآله وسلم می باشد، مراجعه شود.
در پایان بنده نیز برای دعای جناب عالی آمین گفته، از حضرت احدیت جل اسمه، استجابت آن را طلب می نمایم، در انتظار کامنت های بعدی شما هستم، موفق باشید، التماس دعا.
دست از تهمت و افترا بردار چون در پیشگاه خداوند باید جواب پس بدهی!
دوست عزیز این رویه ای بس ناجوانمردانه است که خود وقتی مشکل داری بیایی بر اساس واهسات خودت داستانسرایی کنی و آن منابعی که ذکر و استناد بر آن داری ساخته و پرداخته خودت است و بس!!
جالب اینکه شما نماز 5 گانه در سر وقت خود نمی خوانی و به اصول و نکات ریز آن هم آگاهی نداریچون باعث شایع پراکنی هستی که چوب آن هم در پیشگاه احدیت خواهی خورد …به امید روزی تازیانه خدا می خوری و همه ی کسانی که خواستی فریب بدهی با این دروغها آنگاه همه آنها ناظر بر آن خواهند بود.
به قول دوست عزیز چرا از کسی که اسلام به اییران آورد و نسل توی آتش پرست را هدایت نمود صحبت نمی کنی؟!!! آیا این به خاطر تعصبت نسبت به تسنن نیست که عداوت می کنی؟!!!
*=====*
گمان بر این بود که شما تمایل دارید بحث را به شکلی علمی جلو ببرید. اکنون متاسفم که باید بگویم شما حتی به منابعی که در مورد این قضیه تاریخی در پی نوشت ذکر شده ، توجه نکرده اید و وجود مهم ترین کتب اهل سنت را در میان این منابع بی اهمیت دانسته و این داستان را به عنوان تهمت و افترا تلقی کرده اید. دوست من بهتر است ابتدا به پی نوشت مطلب مراجعه کنید و سپس به راستی آزمایی رفرنسی که داده ام بپردازید آن گاه اگر منابعی که معرفی کرده ام، مطلب موجود در این پست را در خود نداشت و نقل نکرده بود، اتهام تهمت و افترا را به بنده متوجه کنید. این کاری بس ناشایست و غیر علمی ست که بدون توجه به منابع، نویسنده را به افترا زدن متهم کنید، امیدوارم متوجه نکوهیده بودن مطلبی که نوشته اید، شده باشید.
براساس دیدگاه ما، مذهب اهل بیت علیهم السلام بر تعالیم ائمه علیهم السلام استوار است، کسانی که به دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم باید به ایشان مراجعه کرد و دین را از آنان اخذ نمود.
به این جهت، هیچ مشکلی در مذهب تشیع با رویکرد واقعی آن _ و نه بر اساس خرافاتی که در عوام آن روی داده است _ وجود ندارد تا به قول معروف با بیان مطالبی که در این وبلاگ و سایر وبلاگ ها و سایت ها و کتب وجود دارد، فرافکنی کنیم. شما اگر مطلب خاصی دارید، بیان کنید تا تک تک و با دقت به توضیح همه مطالب مورد اشکال شما بپردازیم.
مطلب شما در مورد نمازهای پنجگانه و عدم آشنایی بنده به اصول و نکات ریز آن، صرف ظن است که « لایغنی من الحق شیئا » و هم چنین « ان بعض الظن اثم ». حتما شما که با اصول دین اسلام آشنا هستید و از آن اطلاع کافی دارید می دانید که بدون مدرک سخن گفتن کاری ست که مورد نهی خداوند می باشد که « لا تقف ما لیس لک به علم ». امیدوار برای پیش رفت بحث و عدم انحراف آن، به مسیر واقعی بازگردید و بدون هرگونه توهینی با روی آوردن به مسائل علمی همراه با دلیل و برهان و ذکر سند و منبع، بتوانیم گفتگوی مثمری داشته باشیم.
در مورد اسلام ایران نیز، همانطور که بارها عرض کرده ام، زمانی که مذهب ما مذهب اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است، هیچ حسنی برای کسی که دعوت به مذهبی غیر آن داشته است، و مردم را به خود فرامی خوانده است، نخواهد بود. ما مرهون تعالیم اهل بیت علیهم السلام هستیم و منتی از کس دیگر به عهده نداریم.
تهدید به عذاب الهی هم هر کسی را به اندیشیدن در رفتار و گفتار خود وامی دارد و از این بابت از شما سپاسگذارم. امیدوارم همه ما با عنایت به این که باید روزی پاسخ گوی رفتارمان باشیم، رویکرد صحیحی در گفتار و نوشتارمان برگزینیم.
بسم الله با سلام. من اهل سنت هستم .دوست عزیز روایت شنیدهایی است که دهن به دهن ونسل به نسل به ما رسیده اند و هیچ سند و مدرک مستدلی ندارند.به قرآن رجوع کن.به ما میگویند (اهل سنت)یعنی تابع سنت پیامبر (ص).روایت ساختگی است آیا یک روایت بعد از 1400 سال سالم به دست ما میرسد؟شما تابع روایتی.خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند.
*=====*
سلام بر شما و ممنون از ابراز نظرتان.
نوشته اید که اهل سنت هستید، بسیار خب؛ هر مذهبی برای تعالیم خود بر یک سلسله مبنا استوار است. شما می دانید که مذهب اهل سنت پس از قرآن، شش کتاب را به عنوان “صحاح سته” مورد قبول قرار داده و از میان این شش کتاب به دو کتاب به نام های صحیح بخاری و صحیح مسلم، اهتمام فراوان دارد و روش فقهی و اعتقادی خود را از این کتب برگرفته است. پس از این مقدمه که طرح آن ضروری به نظر می رسد، باید از شما بپرسیم، شما تابع کدام سنت هستید، چون تصریح کرده اید که اهل سنت هستید، آیا سنتی که شما پیرو آن هستید، از غیر این کتاب ها به دست آمده یا مستند شما برای تحصیل سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، امثال این کتب است؟
به مطالبی که سینه به سینه رسیده است، اشاره کردید؛ آیا شما برای تمام آن چه عمل می کنید یا به آن به عنوان اصل اعتقادی عقیده دارید، مورد نقل سینه به سینه است؟ اگر برای شما سوالی پیش آمد که در میان این نقل های سینه به سینه پاسخی در آن نبود، چه می کنید؟ آیا سراغ کتب مورد قبول مذهبتان نمی روید؟
اگر منظور شما این است که کتبی را که در مذهب اهل سنت، به اجماع به صحت آن اعتقاد دارند، از دایره ی اعتبار خارج می دانید، باز سوال پیشین پدید می آید، شما چگونه سنتی که خود را اهل آن دانستید به دست می آورید؟
و در نهایت مطلبی را که در مورد شبهه در صحت مطالب منقول از 1400 سال قبل، بیان کردید، آیا به نظر شما شامل خود “قرآن مجید” نمی شود؟ آیا غیر از این است که قرآن نیز مانند سایر مطالب موجود در کتب اهل سنت به دست امروزیان رسیده است؟
فکر نمی کنید لازم باشد کمی در مورد پروسه ی تحقیق در مورد صحت و سقم روایات یا احادیث منقول به عنوان سنت، بررسی بفرمایید و اندکی درباره ی روش علمای رجال و حدیث در ارزش گزاری بر روی این مطالب بیشتر تحقیق کنید؟
اگر تمایل داشتید در کامنت بعد، گزارشی از این روند خدمت شما عرضه می داریم تا روشن شود که در هر کدام از دو مذهب شیعه و سنی چه مراحلی برای تایید یا رد احادیث و روایات طی می شود، اما همین مقدار لازم به ذکر است که هیچ یک از دانشمندان علم رجال و حدیث، تمام مطالب منقول از 1400 سال قبل را یک کاسه نکرده و اعلام نادرستی آن را نمی کند.
منتظر نظر جنابعالی در مورد مطالب مطرح شده هستیم، موفق باشید.
سلام بزرگواردمتگرم الحق مطلب زيبايي گذاشتي من ازمطالب شما در وبلاگم استفاده كردم وشمارو لينك كردم به ما سربزن خوشحال ميشوم
ياعلي مدد
*=====*
سلام بر شما و سپاس از لطف و کرامت جنابعالی
مراجعه به وبلاگتان قطعا برای کسانی که به دنبال بازشناسی حقیقت هستند، مفید و سودمند خواهد بود و بنده امیدوارم که پس از راه اندازی بخش لینک وبلاگ، بتوانم وبلاگ پرفایده ی شما را به دوستان معرفی نمایم.
باز هم ممنونم، به امید تداوم همکاری، یاعلی مدد
اقایانی که از عمر دفاع میکنند ایا قبول دارید کسی سزاوار هدایت و امامت بر مسلمانان است که اعلم ترین باشد بگذریم از دیگر شرایطی مانند عصمت وعدالت وغیره که ما شیعیان معتقد به ان هستیم اما این گفته عمر را که “اگر علی نبود همانا عمر هلاک می شد ” در مورد قضاوتها و چاره جویی های امیر المو منین حضرت علی علیه سلام قطعا” شنیده اید ایا در ان عصر کسی از لحاظ علمی و فقاهتی در حد امیرالمومنین حضرت علی بوده است ما منصب امامت را الهی میدانیم وحتی علم ائمه را اکتسابی نمی دانیم در این عصر خودمان اگر میزان دانش تا یک اندازه که قانون جهت تصدی یک منصب حکومتی لازم دانسته است نباشد شخص صلاحیت به عهده گرفتن ان شغل یا منصب را ندارد بحث نه از دیدگاه سند تاریخی بلکه نگاه به بدیهات در جامعه اسلامی است چه از بعد و دیدگاه شرط علم برای رهبر جامعه وچه شرایط دیگر
خداوند شما را كه هدايتگري ميكنيد در راه مستقيم نگهدارد ، به اين مطلب توجه كنيد كه برادران متعصب سني ما طبق فرمايش حضرت علي(ع) چنان حب عمر در قلب آنها ريشه دوانيده ورسوخ كرده ( از اين به بعد برداشت من از كلام حضرت است)كه اگر تماماحكام اسلام را تغيير ميداد هم از او تبعيت ميكردند وميكنند.
*=====*
سلام بر شما و تبریک میلاد نور
از دعای خیرتان صمیمانه سپاسگزارم و استجابت آن را در حق همه دوستداران امیرمومنان علیه السلام آرزومندم.
بسیار خوشحال خواهم شد اگر از مطالب مفید شما مطلع شوم و بتوانم استفاده بیشتری ببرم، اگر وبلاگی دارید یا در نت فعالیت می کنید لطفا ما را هم بهره مند بفرمایید.
از کامنتتان تشکر می کنم و منتظر نظرات مفیدتان هستم.
من سفارش ميكنم كه هم برادران شيعه وهم برادران اهل سنت كتاب سليم بن قيس كه هم عصر خلفاء و از ياران حضرت علي(ع) بوده با دقت مطالعه كنند ، جهت اطلاع كساني كه نخوانده اند نام اين كتاب كه هم اميرالمومنين (ع)وهم امام سجاد (ع) بر صحت مطالب آن صحه گذاشته اند “اسرار آل محمد (ص) ” مي باشد . بخوانيد وكمي در شرايط آن دوران وجوي كه حاكم شده هم تفكر وتدبر كنيد و اگر لازم شد در تبعيت كوركورانه از مذهب به ارث برده از پدران خود
تجديد نظر نموده وبه قول خداوند كريم كه مي فرمايند: “وبشر عبادي الذين يستمعون القول ويتبعون احسنه” بر گرديم . آنچه از دير باز موجب اختلاف بين برادران مسلمان بوده تعصب كور نابجا و بي استدلال بوده است كه جا دارد كمي تعصب را كنار بگذاريم ومنطقي در دين خود كه سعادت دنيا وآخرت ما در رسيدن به حقيقت آنست بجدّيت مطالعه وتدبر كنيم.
بشکست عمر پشت دلیران عجم را بر باد فنا داد رگ ریشه جم را
این اربده بر قصب خلافت زه علی نیست با آل عمر کینه قدیم است عجم را
*=====*
سلام بر شما
آنچه در این وبلاگ می خوانید، از سر مشاعره نیست، اقامه ی براهینی ست که از اتفاق در معتبرترین کتب اهل سنت مذکور است که در پی نوشت هر پست، آدرس آن را ملاحظه می فرمائید.
پس اگر بخاری و مسلم و … که عجم هستند، منظور شمایند، بحثی نیست و گرنه اگر مراد شما آمدن به میدان بحث با تمسک به شاعری ست، شما را به دیوان های شعری و سایت هایی که در این مورد فعالیت می کنند، حواله می دهیم.
موفق باشید.
امان از داغ عمر بر کمر شیعیان کژ فکر
خداوند انشاء ا… برادر نيما و غلام فاروق را با خلفاء سَنه عمر فاروق وابوبكر صديق محشور گرداند! كه اينچنين با قدرت از آنها دفاع ميكنند،
ولي مطلبي كه نبايد فراموش كرد اينست كه ما مسلمانان نبايد با تعصب جامد با مسائل برخورد كنيم و بجاي تفكر وتعقل عميق در واقعيات وحقايق نبايد با عصبيت وبي منطقي سعي در فرار از تاريخ و واقعيات داشته باشيم ،
اين برادران كه قطعاً مسلمان هستند چرا كتابهاي معتبر خودشان را مطالعه نميكنند تا حداقل براي تعصبات كور خود در شرايط اضطرار بيّنه اي داشته باشند؟
آيا ظلم به حق محمد (ص) وآل محمد (ص) و غصب حق الهي و ايجاد بدعت و انحراف در اسلام واحكام پيامبر و اهانت به پيامبر در لحظات آخر و….. و ريختن خون بيگناهان وتجاوز به نواميس ديگران از روي هواي نفس و وجبي برخورد كردن وحكم دادن و…… جاي دفاع و عصبيت دارد چه برسد به اينكه ما دنيا و آخرت خود را به خطر بياندازيم. كجا مي رويم؟!!!!
برادران سرنوشت بهترين بندگان خدا و ذريّه پاك پيامبر كه خداوند اجر پيامبر را مودّت ومحبت به آنها قرار داده بود ، بخاطر انحرافات نفساني اوّليه بعضي ها چگونه رقم خورد ؟ مگر امام حسين (ع) يكي از شباب اهل بهشت نبود چكونه با علم و شناختي كه نسبت ايشان وجود داشت آنگونه ايشان وياران پاكش به شهادت رساندند واهل بيت پيامبر به اسارت با اعمال شاقه گرفتند؟ ويا مگر پيامبر نفرموده بودند (مضمون كلام)كه فاطمه (س) پاره تن من است هركس اورا بيازارد مرا آزرده وهركس مرا بيآزارد خدا را آزرده است ؟ تاريخ را ورق بزنيد كه عمر فاروق وابوبكر صديق چگونه با ايشان برخورد كردند ؟ قبر مخفي دختر اشرف مخلوقات و اعلام شكايت ايشان قبل از شهادت بيانگر چه بود؟ و…… مگر نه اينكه همه آن اتفاقات واتفاقات وانحرافاتي كه هم اكنون در جامعه اسلامي وجود دارد از انحراف محاسبه شده اي بود كه توسط فاروق وصديق ايجاد شدند بطوري كه هم اكنون هم به تبع از آن بزرگواران خون بيگناهان ومسلمانان براي رضاي خدا و رسيدن به روضه رضوان وهمجواري با پيامبر اكرم (به زعم خودشان) به بدترين وجه ممكن ريخته مي شود .
آيا واقعاً نبايد كمي به ابتدا و انتهاي مسيري كه قدم مي نهيم (فارغ از كژ فكري و تعصب جمود) نظر بيافكنيم و از درست بودن مسير اطمينان حاصل كنيم؟
برادران خودتان را فريب ندهيد كمي با دقت بيشتري قرآن وكتابهاي خودتان را مطالعه كنيد ودرپي سوالاتي كه برايتان پيش مي آيد تحقيق كنيد وتا مطمئن نشديد دست از تحقيق برنداريد كه خداي ناخواسته خسر الدنيا و الاخره نباشيد. وحتي به شوخي هم كه شده از شعرها و الفاظي كه در بالا استفاده نموده ايد سعي كنيد از اين پس استفاده نكنيد كه يقيناً خشم وغضب الهي پيامد آنست .والسلام من تبع الهدي.
دوستان گرامی در قران مجید از انسانهای متعددی نام برده شده. بعضی انسانهایی که بندگان خوب خداوند و بعضی انسانهای گناهکار پس اگر علی بنده بنده برگزیده خداوند بود پس چرا نامی از علی ذر در قران نیست. مگر همه مسلمانان قران را قبول ندارند: مگر قران کتاب خداوند نیست . مگر میشود خداوند از ولی و بنده برگزیده خداوند نامی نبرد.
*=====*
سلام بر شما
1- آیا در خود قرآن آمده است که باید هر یک از اولیای خدا، به “نام” در قرآن ذکر شده باشند؟ یا در روایات چنین مطلبی هست؟ آیا می خواهید نتیجه بگیرید که چون نام مولا امیرمومنان علی علیه السلام در قرآن نیامده، پس ایشان از اولیای خدا نیستند؟
2- آیا نمی توانیم در نظر بگیریم که بسیاری از افراد با توصیف در قرآن آورده شده اند، و لازم نیست نام هر فرد در کتاب خدا ذکر شود بلکه گاهی کنایه از تصریح ابلغ است، چنانچه در کتب ادب عربی به این مساله تصریح شده است؟
3- اگر ملاک ولی خدا بودن، ذکر “نام” در قرآن است، پس اهل سنت به چه دلیل سه خلیفه را بر امیرمومنان علی علیه السلام مقدم می دارند، در حالی که هر چهار نفر در این مطلب که نامشان در قرآن نیامده، اشتراک دارند؟
از این دست سوالات بسیار می توان از شما پرسید، بعلاوه این که مطلب بسیار مفصل تر از این است که در یک کامنت ذکر شود، لطفا پاسخ این سه سوال را مرقوم فرمائید، تا گفتگو را ادامه دهیم.
از بازدید شما متشکریم.
حضرت عمر (رض) سرتا پا آدم خوبی نبود
لطفا به خاطر اینکه :
1- از صحابه پیامبر بود
2- پدر زن حضرت محمد(ص) بود
3- داماد حضرت علی (رض) بود
و…
به او احترام بگذارید…
*=====*
سلام بر شما و سپاس از کامنتهایی که در این وبلاگ گذاردید
در ابتدا این مطلب که عمر سرتا پا آدم خوبی نبود را نوشته اید، ما در حال حاضر در پی اثبات خوبی یا بدی کسی نیستیم، آنچه در این وبلاگ و تحت عنوان کلی “خلفای اهل سنت و دانش دینی” نوشته می شود، تحقیقی سلسله وار در مورد صلاحیت خلفای اهل سنت از نظر دارا بودن یکی از شروط اساسی زمامدار اسلامی با عنوان خلیفه است. این شرط عبارت است از دانش آنهم نه هر دانشی بلکه به تبع مقام مورد ادعا که خلافت اسلامی و خلافت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است، دانش نسبت به معارف اسلام و بالخصوص دانش و علم و آگاهی در مورد کتاب الله قرآن مجید است.
اگر مطابق نصوص و گزارشات تاریخی به این نتیجه رسیدیم کسی که در این موقعیت قرار گرفته، صلاحیت علمی ندارد، طبیعتا نمی توانیم نسبت به خلافت وی منقاد باشیم. بنابراین مطالبی که پس از جمله اول نگاشتید نمی تواند ربطی به مساله داشته باشد. صحابی بودن به هیچ روی نمی تواند اثبات راستی و درستی کسی را بنماید و این مساله در تحقیقات مفصلی که تحت عنوان “عدالت صحابه” انجام شده، بیان شده است. مهم تر این که در خود قرآن به کرّات و به وضوح به وجود افراد ناپاک و حتی منافق و حتی کسانی که نقشه قتل و ترور رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را کشیدند، تصریح شده است. با این تصریحات نمی توان به صرف این که کسی از اصحاب است، اکتفا نموده به این دلیل او را انسانی درست و پاک به شمار آورد.
مساله بعدی که اشاره کردید، این است که عمر پدر خانم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. این مطلب درست است ولی بفرمائید به چه دلیل باید کسی را که این نسبت را با ایشان صلوات الله علیه داشته، انسانی خوب و قابل احترام بدانیم؟ آیا در قرآن آمده که هر کس پدرخانم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بود، مورد احترام باید باشد یا این که انسانی پاک و راست کردار است؟ آیا خود رسول اکرم صلوات الله علیه در نص صریحی چنین مطلبی فرموده اند؟ اگر این طور است باید پدر صفیه که یکی از همسران پیامبر صلوات الله علیه است و از قضا یهودی بوده نیز مورد احترام شما باشد؟ چنین مطلبی را می پذیریرید؟
در مورد این که عمر داماد امیرالمومنین علیه السلام باشد، تردیدهای زیادی وجود دارد، اگر لطف کنید مستنداتی که شما را به این نتیجه رسانده که این ازدواج واقع شده است، برای ما بیان بفرمائید سپاسگزار خواهیم بود.
باز هم از بازدید شما و کامنت هایی که گذارید تشکر می کنیم.
برادران اهل سنت بدانند كه علاوه بر زير پا گذاشتن امانت پيامبر (ص)در خصوص كتاب خدا و اهل بيت پاك ايشان (عليهم السلام )كه خداوند هم به آنها سفارش كرده است ؛ قسمتي از تاريخ و بعضي از آيات قرآن مجيد را جهت توجيه اشتباهي كه چند نفر رياست طلب انجام داده اند ، يا به غلط تفسير ميكنند و يا به آنها ايمان نمي آورند كه خداوند مي فرمايند : افتومنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض ، فما جزاء من يفعل ذالك منكم الا خزيٌ في الحيوه الدنيا و يوم القيامه يردّون الي اشدّ العذاب وما الله بفافل عمّا تعملون (آيه 85 سوره بقره) و يا ميفرمايد : ومن النّاس من يقول امنّا بالله واليوم الآخر وما بمومنين و……(آيات 6 به بعد سوره بقره)
بگذريم………… ولي يك مطلب واقعيت است كه برادران سنّي ما تا زمانيكه با تعصب خشك به موضوع خلافت نگاه ميكنند هيچگاه اين مسئله را امري خدايي نميدانند وبه تبع آن ، با تبعيت از بزرگانشان با نيّت رسيدن به مقام قرب و روضه رضوان بر مدعاي خود مصرند و به نام سنّت(سنّت خلفاي سه گانه) بر اريكه قدرت موروثي و كاخهاي مرصّع و…مي نشينند و به نام اسلام حكم به قتل وغارت مظلومان ميدهند و بعضي حلال خدا را حرام وبعضي حرام خدا را حلال ميكنند!!!و… ريختن خون و ذبح ما شيعيان كه اين موضوع را امري خدايي ميدانيم مباح ميدانند ، كه تا زمانيكه اينگونه باشد فقط قرار و وعدگاه همان پيشگاه عدل الهي باشد!
هر چند دربين سنّي مذهبان افرادي همانند تيجاني ممكن است پيدا شود كه با مطالعه و واقع نگري به واقعيت وحقيقت برگردند ولي با تعصبي كه من در حداقل نويسندگان نوشته هاي فوق مي بينم بعيد ميدانم اينان اهل تحقيق واستدلال عالمانه باشند.! بدرود.
من سوال کردم و شما نیز به سوال من جواب دادید پست من حقی بر گردن شما ندارم و شما نیز هیچ.