چندی قبل پستی در مورد دانش دینی خلفای اهل سنت نوشتم که ابتدای آن با یادآوری ضرورت آگاهی زمامدار دینی نسبت به دین بود . آنچه مسلّم است اینکه دین اسلام بر پایه ی قرآن مجید و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بنا نهاده شده است بنابراین اگر در مورد هر یک از این دو منبع نقصان دانش وجود داشته باشد ، حقانیّت و سزاواری شخص به شدّت زیر سوال می رود . قصد دارم سلسله وار مواردی دیگر از بی اطّلاعی خلفای اهل سنّت نسبت به معارف و احکام دینی را ادامه دهم ، باشد که خواننده ای بینشی جدید به دست آورد .
براساس تعالیم اسلام طلاق زن انواعی دارد . اگر شخصی سه مرتبه و در سه زمان مجزّی صیغه ی طلاق همسر خویش را جاری سازد ، آن زن برای همیشه بر او حرام می گردد و دیگر نمی تواند با او ازدواج کند ( 1 ) امّا اگر صیغه ی طلاق سه مرتبه در یک زمان جاری گردد ، هرچند عدد سه حاصل شده است ولی چون شرط زمانی را ندارد ، حرمت همیشگی را به دنبال نخواهد داشت .
در منابع معتبری از تالیفات اهل سنّت آمده است که ،
طلاق در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ابی بکر واوایل خلافت عمر سه تایی آن را یکی محسوب می کردند ، پس عمر گفت :
آن را سه طلاق حساب کنید . ( 2 )
به روشنی قابل دریافت است که این حکم از سوی عمر برخلاف حکمی است که خداوند متعال به وسیله ی پیام آورش صلی الله علیه و آله وسلم به مردم ابلاغ فرموده بود . با توجه به این داستان ذهن به آیاتی از قرآن مجید معطوف می گردد ، از جمله ،
هر کس به آنچه خداوند نازل فرموده است حکم نکند ، فاسق است ( 3 )
هر کس به آنچه خداوند نازل فرموده است حکم نکند ، ظالم است ( 4 )
هر کس به آنچه خداوند نازل فرموده است حکم نکند ، کافر است ( 5 )
پی نوشت ها
1- این حرمت دائمی که در زبان مردم به خاطر سه طلاقه شدن زن به وجود می آید ، راهی برای برطرف شدن نیز دارد که عبارتست از وجود محلّل . برای اطلاع بیشتر می توان به کتابهایی که در زمینه ی مسائل شرعی نگاشته شده اند،مراجعه نمود .
2- صحیح مسلم ، جلد 10 صفحه ی 70 ، نشر دارالفکر بیروت
سنن ابی داود ، جلد 2 صفحه ی 261 حدیث 2199 و 2200 ، نشر دارالفکر بیروت
جامع الاصول ، جلد 8 صفحه ی 373 ، نشر دارالتراث العربی بیروت ، چاپ چهارم
3- سوره ی مائده ، آیه ی 47
4- سوره ی مائده ، آیه ی 45
5- سوره ی مائده ، آیه ی 44

سلام
در ندانستن و بدعت گذار بودن خلفای اهل سنت شک ندارم اما نمی دانم (واقعا نمیدانم) که گفتن این چه دردی را دوا می کند.
شاید گفتن مناقب اهل بیت در ابتدا درست تر باشد
از این که به وبلاگم سر زدی ممنون و از اینکه محبت داشتی ممنون تر
یا حق
سلام بر علیرضای عزیز
از لطف شما ممنونم
این که شما در بدعت گذار بودن خلفای اهل سنت تردید ندارید مطمئنا از راه مطالعه و تحقیق در مطالبی بوده است که به دستتان رسیده ، و گرنه اگر این مطالب منتشر نشده بود که نه برای شما و نه برای خیلی های دیگر چنین ایمانی به دست نمی آمد و این اولین فایده است .
دوست من تولّی و تبرّی هر دو در کنار هم از اصول اعتقادی شیعه هستند و نباید ذرّه ای رنگ یکی از دیگری کمتر باشد . اگر دقت کرده باشید در دنیای نت کسانی که فعالیت دارند کاملا به تلاش اهل سنت واقف هستند تلاشی که اگر با آن مقابله ی درست و منطقی و بر اساس منابع نشود ممکن است به تضعیف اعتقادات شیعیان کم مطالعه منجر گردد و نوشتن این پست ها در همین راستاست و این فایده ی دوم است .
بر اساس روایات و براهین عقلی تا انسان بدکاران و اعمال بد آنان را نشناسد نمی تواند به حق دسترسی و معرفت بیابد به قول امام معصوم علیه السلام انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه . پس شناخت حق در سایه ی شناخت کسانی که صف بندی در مقابل حق دارند سومین فایده ی انتشار این مطالب است که حتما به آن عنایت خواهید فرمود .
اگر دقت در منابع دینی فرموده باشید می بینید که تبرّی همه جا در ابتداست و تولّی پس از آن امده است . به قول حافظ ،
دیو چو بیرون رود فرشته درآید . این مضمون که در ادبیات و فرهنگ ما رسوخ تام دارد برگرفته از معارف ماست . اولین شعار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این بود که قولوا لااله الا الله تفلحوا . در این کلمه ی شریفه هم ابتدا نفی شده است و دوری از تمام خدایان تلقین گردیده است و سپس الله معرفی گردیده است . پس ماجرای نفی هر چه غیر اوست حتی در مورد خداوند هم نقش اساسی را ایفا می کند .
خیل کثیر آیاتی که در مورد تبرّی و لعن است که شمار آنها افزون بر چهل آیه ( البته فقط در مورد لعن و گرنه تعداد بسیار بیش از این است ) است نشان دهنده ی اهمیت آن از دیدگاه خداوند متعال است و گرنه خداوندهم به معرفی خوبان می پرداخت و از مذمت نابکاران و ظالمان و فاسقان خودداری می فرمود .
به نظر می رسد باید معرفت خود را نسبت به موضوع مهم تبرّی و دوری جستن از دشمنان راه خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام فزونی بخشیم و در برابر موجی که ما را تنها به دوست داشتن اهل بیت علیهم السلام و نه دوری جستن از دشمنان آنها فرامی خواند تسلیم نگردیم که اگر این شد در بند توطئه ای سهمگین خود باخته شده ایم و نتوانسته ایم از معارف خود که فروفرستاده شده ی خدواند عالم و حکیم است سود ببریم .
البته شاید روزی در این مورد پستی ارسال کردم و مفصل تر بحث نمودم . در هر روی از اینکه بنده را مورد لطف خود قرار دادید نهایت سپاس و امتنان را دارم .
موفق باشید ، یاعلی
سلام گرم من به شما برادر بزگوارم. سپاس فراوان دارم از مطالب مستند شما . خداوند حضرت عالی را در جهاد علمی روز به روز موفق تر گرداند. اللهم صل علی علی محمد و آل محمد.
سم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی ( برادر گرامی مدیر وبلاگ حاضر) خدا اموات حضرت عالی را بیامرزد و به جناب عالی عمر با عزت عطا کند. بسیار شیوا و مستند و متین و علمی و بدون تعصب قلم می زنید . بنده از خواندن مطالب شما لذت می برم و طرز برخورد شما با متعصبانی که به جای نگاه کردن به سند حدیث به شما توهین میکنند ( که قال الله تعالی : ان انکر الاصوات لصوت الحمیر ) را ستایش می کنم. به درج مطالب مستند و آموزنده و روشنگر ادامه دهید که مشتاقانه به وبلاگ شما رجوع می کنم. بنده علاقه زیادی به مطالعه کتب برادران اهل سنت دارم. بنده شیعه هستم ولی اعتقاد دارم تعصب در دین و عدم تحقیق در سایر مذاهب کار جاهلان است. بنده در باره عقاید اهل سنت کم و بیش مطالعه می کنم و هرگز به این برادران توهین نمی کنم . زیرا عالم تحقیق می کند و به دنبال حقیقت و سند است و نادان می نشیند و توهین می کند. مشتاق گفتگو با شما برادر گرامی و مجاهد در عرصه علم و تحقیق هستم. ارجوا لکم التوفیق .-
*=====*
سلام خسرو جان
از اینکه با نظر اغماض اشکالات بنده را نادیده گرفتید سپاسگزارم ولی ای کاش اگر ایراد و انتقادی دارید هم بیان می فرمودید. دنیای امروز ما عرصه ی تهاجم های گسترده علیه مذهب تشیع است و آنچه می تواند توان رویارویی با این هجوم را داشته باشد گفتگوی سالم و مستند و مستدل است. رویه بنده در وبلاگ این است و از جنابعالی به خاطر بازدید و عنایتی که داشتید بسیار ممنون و منتظر کامنت های آتی شما هستم.
موفق و موید باشید یاعلی مدد التماس دعا
بنام خدا
لطفا” احكام اهل سنت در مورد محلل را بنويسيد با تشكر