بر اساس نصوص اسلامی انسان ها در روز قیامت از جانب خداوند مورد سوالاتی قرار می گیرند. این پرسش ها مضامین مختلفی دارند که اکنون درصدد بیان آن نیستم. آنچه در این پست مورد نظر است یکی از سوالاتی است که قرآن مجید بدان اشاره دارد و کتب تفسیری و حدیثی اهل سنت – علاوه بر تالیفات شیعی – به آن تصریح کرده اند. ابتدا آیه شریف را با هم مرور می کنیم:
وقفوهم إنّهم مسئولون (1)
آنها را نگهدارید که باید مورد سوال قرار گیرند.
بر اساس نقل کتب اهل سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تفسیر این آیه فرموده اند:
سوال از امامت و ولایت علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) می شود (2).
آیا اهل سنت برای این پرسش پروردگار پاسخی آماده کرده اند؟ آیا دلیلی دردست دارند که خلافت خلفای سه گانه نزد خداوند ذره ای اهمیت داشته باشد یا این اهتمام الهی فقط در مورد ولایت امیرمومنان علی علیه السلام است؟ اگر توجه فراوان خداوند به مساله ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام است، چرا شما کوتاهی کرده و ایشان را چهارمین خلیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می دانید؟
_ پی نوشت ها
1- سوره صافات، آیه 24
2- گوشه ای از منابع اهل سنت:
الف- شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج2، ص160، ح790 تا 785، چاپ موسسة الطبع و النشر
ب- نظم دررالسمطین، زرندی حنفی، ص109
ج- ینابیع المودة، قندوزی، ج1، ص 324و 338، ج2، ص 247و 314و 359و 436، ناشر: دارالاسوة للطباعة و النشر
د- مناقب، ابن مردویه اصفهانی، ص 312، ناشر: دارالحدیث
ه- مناقب، خوارزمی، ص275، ناشر: موسسة النشر الاسلامی
و- الصواعق المحرقه، ابن حجر، ص 89، چاپ مصر سال 1324
ز- تفسیر الحبری، حبری متوفی286، ص 313
ح- فرائد السمطین، ج1، ص 78- 79، ح46-47
ط- تذکرة الخواص، ص 21
ی- تفسیر آلوسی، ج23، ص 74
ک- فلک النجاة فی الامامة و الصلاة، فتح الدین حنفی، ص34، ناشر: موسسة دارالاسلام
و بسیاری منابع دیگر که با رجوع به یازده منبع یاد شده آن را خواهید یافت.

چه جالب من نمی دونستم
حیدر عزیز، بهتر نیست بیشتر به آن مطالب و سوالات دیگری بپردازید که “اکنون در صدد بیان آن نیستید”؟ شاید بهتر باشد اشتراکات را پر رنگ کنیم تا اختلافات. به این فکر کنیم که آیا مهمترین سوالی که خدای مسلمانان از آن ها می پرسد همین است؟ و این همه وقت و انرژی که شما در چیدا کردن جواب به آن صرف می کنید ارزشش را دارد. ساده تر بگویم با عرضه این مطلب مثلاً به یک مسیحی یا یک فرد غیر مذهبی چه تاثیر خاصی بر او می گذارید؟
سلام احسان عزیز
از بازدید شما متشکرم. دوست عزیزم حتما مواردی هم وجود دارد که لازم است در وبلاگ مطرح کنم اما یا فرصت نمی شود یا به اندازه مواردی که بدان می پردازم در نظرم ضروری نیست.
دوست من! پرداختن به اشتراکات خیلی خوب هست اما باید توجه داشته باشیم که یک انسان درپی تحقیق به مواردی که باعث استحکام عقیده می شود بیشتر توجه می کند. زمانی که شما بدانید که مساله ولایت امیرالمومنین علیه السلام آن قدر مهم است که در قیامت مورد سوال پرودگار عالم قرار می گیرد، طبیعتا بیشتر در مورد آن دقت و تحقیق می کنید و دنبال این مطلب می روید که کسانی که حق ایشان را غصب کردند چه کسانی بودند و در چه درجه ای از دانش و علم بودند.
درست است که این دست از مطالب برای افرادی مانند مسیحیان کاربرد ندارد اما سایت ها و وبلاگ های زیادی هستند که در آن مورد هم می نویسند. من در این وبلاگ از علاقه های شخصی خودم و مطالبی که احساس می کنم باید به آن بیشتر پرداخته شود، می نویسم.
در هرصورت از لطف شما و کامنتی که نوشتید ممنونم باز هم به ماسربزنید
موفق باشید یاعلی مدد.
سلام به همه سازندګان ودیده ګان این سایط
با عرض سلام مجدد این یک حرف واضح است که انسان باید جستجوګرباشد .درمورد هرچی باید سوال داشته باشد ازخودودیګران .
اګربه اصل موضوع داخل شویم بګویم که سوال چی هست ؟
سوال : عبارت ازخلق شدن چیزی نو درفکرانسان که برای شخص یا اشخاص بیخی نو نمی باشد یا درمورد موضوع که قبلا به ان جواب داده شده باشد اګاهی نداشته باشد؟
درین صورت سوال اول به شکل ازاشکال اول ازخود مطرح میشودبعدا به وجه مجبوریت سوال کننده به فرد یا افراددیګرمراجعه میکند.
وجواب چیست ؟
جواب کلمه ای است که برای سوال کننده قناعت میدهد این هم به شکل که سوال کننده یا کاملا قناعت میکند یا مشکوک می ماند ویا هم رد میکند حتی که اګثره اوقات بین سوال کننده وجواب دهنده برای حصول قناعت بحث به درازی کشانده میشود درین جا باز سه مرحله وجود دارد
یک : یا قناعت میکند بحث ان بسیار راحت تمام میشود.
دوم :ویاهم سوال کننده بعد ازبحث زیاد مشکوک می ماند بین سوال کننده وجواب دهنده بحث به ارامش یعنی بدون به وجود امدن به مشکل به پایان میرسد.
سوم هم : اینکه بین سوال کننده وجواب دهنده بخاطرحصول قناعت دربعض اوقات بحث به معضله مواجه وبین طرفین به سطح پایین متوسط وبلند اختلاف به وجود میاید،
خوب به شکل نمونه وقتیکه که سوال اینقدرجنجال دارد اینجا سوال مطرح میشود که چرا سوال میکنم ؟
باید بطورمختصربګویم که با مطرح نکردن سوال وشنیدن جوب درفکرفرد یا افراد ګره می ماند وکه ان باعث سردردي میشود.
پس ګفته میتوانم بګویم که مطرح کردن سوال درموارد مختلف بسیار مفید هست وباید بپرسیم تا فکرمان ازموجودیت ګره هایکه که باعث اخلال فکري میشود به امان شود.
بطورخلاصه میګویم علاوه ازان که اختلافات مذهبی ودینی دامن زده باشم باید به وجود اوردن پیوند بین مسلمانان را ایجاد درمقابل دسایس دشمنان اسلام بیدارباشم
*=====*
سلام
زحمت زیادی برای تبیین مبیّنات و توضیح واضحات متحمل شدید و به قول شاعر :
شب درپی یار و یار در دل بوده است / حاصل تحصیل ما تحصیل حاصل بوده است
اگر نهایتا مقصدتان این است که جوامع علمی از سخن پیرامون مسایل اساسی عقیده دست بردارند و سکوت کنند یا به پذیرش سخن غیر منطقی مخالفین منتهی شوند، باید عرض کنم مقصودی بی حاصل و امیدی واهی و هدفی دست نیافتنی است چه اینکه ما برای روشن شدن حق هیچگاه بحث و تحقیق را رها نخواهیم کرد.
نزد بعضی ترس از دشمن ترس از دست یابی به حقیقت است، ترس از آشکار شدن بی پرده انحرافات است و دشمن تنها بهانه ای است برای آنان که پاسخی برای فجایع مسلم رخ داده در مکتب خلافت سقیفه ندارند و به بهانه اتحاد مهر بر لبهای تحقیق می زنند و پیرایه ای زشت بر رویه ای درست می بندند.
اینان شیعه را ساکن و ساکت می خواهند تا نگوید و نپرسد و در نتیجه اتفاقات روی داده در صدر اول نزد مردم مکتوم و سربسته بماند.
خیر، برادر عزیز خواهیم گفت تا همگان بیشتر بدانند و بدانند و بدانند که ابوبکر و عمر و عثمان و پس از آنان حکومت اموی و عباسی چه بر سر دین نبوی صلی الله علیه و آله و سلم آوردند.
فماذا بعدالحق الا الضلال المبین
سلام به شما برادر عزیز تر از جانم . به نظر بنده باید این مسائل مطرح شود . به نظر بنده سانسور دستگاه فاسد اموی خیلی چیزها را از کسانی که از اهل بیت دور بوده اند گرفته است. مثلا مناقب و فضائل امیر المومنین برای احدی پوشیده نیست . خود اهل سنت اعتراف می کنند که اگر در صفین حاضر بودند به لشگر علی می پیوستند و گردن معاویه را می زدند . ولی می گویند معاویه خلیفه و امام و صحابه رسول الله بوده و صحابه همگی عادل اند. معاویه ای که دستور به لعن و ناسزا گوئی به امام علی داده است – معاویه ای که فتنه صفین او خون ده ها هزار مسلمان را به زمین ریخت – رسول خدا فرمود : یا علی حربک حربی و سلمک سلمی. جنگ با علی جنگ با رسول الله است و جنگ با رسول الله جنگ با ذات اقدس الله است. هنوز هم می گویند معاویه عادل بوده و امام خلیفه. یزید شربخوار فاسق . امام است و خلیفه و نباید اورا لعن کرد(؟؟؟؟؟) . پسران هند جگرخوار و آل ای سفیان ائمه اسلام اند (؟؟؟؟؟؟؟؟ وا دینا وا اسلاما) . مظلومیت اهل بیت و غربت اهل بیت را ببینید. از علی که اول کسی است که اسلام آورد و تکتاز حنین و خندق و بدر و احد بود در صحیح بخاری 500 حدیث است که می گویند 50 تا از آن فقط قابل قبول و ما بقی ظعیف است. ولی از ابو هریره ( معلوم الحال ) 7000 حدیث. خنده دار نیست؟ این است انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ؟؟؟؟ از اهل بیت چه دارند؟ فقط حب لسانی؟؟؟ از امام جعفر صادق چه دارند؟؟؟ که ائمه عظام عامه در خود اقرار به این کرده اند که افضل و فقیه تر از جعفر ابن محمد ندیده اند. مالک ابن انس که ابو حنیفه در مقابل او همچون فرد دبستانی بوده این را می گوید. حال از اهل بیت چه دارید؟ از علم و فقه اهل بیت چه دارید؟ حال بخوانید یکی از حکایات زیبا را: روزي قاضي عبدالجبار معتزلي (از اعاظم علماي اصول و کلام) در مجلس درس نشسته بود و دانشمندان هر دو فرقه (شيعه و سني) نيز حاضر بودند. شيخ مفيد که آنموقع مجتهد شيعه و قاضي نام او را شنيده ولي تا آن روز او را نديده بود بمجلس وي در آمد و در صف نعال نشست.
بعد از لحظه اي رو به قاضي کرد و گفت اگر اجازه باشد سؤالي دارم در حضور علماي ملت بپرسم! قاضي گفت بگو. مفيد گفت حديث «من کنت مولاه فعلي مولاه» (هر کس من آقاي اويم علي هم آقاي اوست) که طايف شيعه روايت ميکنند مسلم است که پيغمبر فرموده يا ساخته شيعيان است؟
قاضي گفت البته خبر صحيح است. گفت منظور از «مولي» چيست؟ گفت مقصود آقائي و رياست بر مسلمين است گفت اگر چنين است پس اينهمه اختلافات و دشمنيها ميان شيعه و سني براي چيست؟ (زيرا بگفته شما بعد از پيغمبر علي آقا و رئيس مسلمانان است!)
قاي گفت اي برادر! اين حديث روايت و خلافت ابوبکر درايت و امري مسلم ميباشد. و مردم عاقل بخاطر روايتي ترک درايت نميکنند!
مفيد گفت بسيار خوب چه ميفرمائيد در اين روايت که پيغمبر بعلي (عليه السلام) فرمود: «حربک حربي و سلمک سلمي» (يعني جنگ تو جنگيدن با من و صلح با تو صلح کردن با من است) قاضي گفت اين نيز از پيغمبر است و صحيح ميباشد، مفيد گفت بنابراين اصحاب جمل (که عليه اميرمؤمنان جنگ کردند) بفرموده شما کافرند.
گفت اي برادر! آنها توبه کردند مفيد گفت: ايها القاضي! جنگ جمل درايت است و توبه آنها روايت ميباشد، خودتان لحظه اي پيش در جواب من راجع بحديث غدير فرموديد که مردم عاقل درايت و امر مسلمي را بخاطر روايتي ترک نميکنند!
از اين حرف قاضي در جواب فرو ماند و سخت متحير گرديد و مدتي سر بزير انداخت آنگاه سربرداشت و گفت تو کيستي؟! گفت من خادم شما: محمّدبن محمّدبن نعمان، قاضي برخاست و دست مفيد را گرفت و برجاي خود نشانيد و گفت: «انت المفيد حقاً» يعني حقيقتاً تو مفيدي
علماي مجلس از عمل قاضي سخت برآشفتند و همهمه در ميانشان افتاد. قاضي رو بآنها کرد و گفت اي فضلا و علماي دين، اين مرد مرا ملزم و محکوم کرد. من پاسخي ندارم که به او بدهم اگر شما جوابي داريد بگوئيد تا برخيزد و بجاي خود بنشيند؟!!
هيچکس نتوانست پاسخ او را بدهد!
البته وهابیت الان از جیبش حرف در می آورد و ماست را به دروازه ریط می دهد. مثلا : چون امام علی اسم جند تا از پسراش عمر و عثمان است پس علی عاشق آن دو بوده ( یا الله یا الله مثل اینکه اگه کسی الان اسم پسرش رو بگذارد محمد رضا به خاطر محمد رضا شاه پهلوی گذاشته. اون زمان کلی از این اسم در جزیره العرب بوده . اصلا این مطلب احمقانه بی جواب واضحه. ماست چه ربطی داره به دروازه؟ ) . یا مثلا حدیث غدیر رو ربطش می دهند به یک درگیری بین امام علی و قضیه ای تو یمن . الله الله الله .از اهل بیت فقط حب لفظی کافیست؟؟ علم اهل بیت چه؟
*=====*
سلام بر شما خسرو جان
از مطالب مفیدی که مرقوم داشتید سپاسگزاری می کنم و امیدوارم این مطالب را در وبلاگی که خواهید داشت مطالعه کرده و استفاده بیشتری ببرم انشاالله هر چه سریع تر وبلاگ یا سایتی راه اندازی کنید و نتیجه مطالعاتتان را در دسترس علاقمندان قرار دهید
با سلام
مراد شما کدوم تفسیره اگه لطف کنید بفرمائید.حالا اگه درمورد ازدواج موقت فحشو ناشزا گفتن به همسر رسول ویاران ایشاناز شما بپرسن حال اینکه خداوند خودشان در قران میفرمایند که انها بهشتی هستند واگه در مورد وقت نماز مورد اذان در مورد ثحریف قران ازتون بپرسن که بزگترین علامی شما کلینی در این مورد در کتاب کافی گفته و جز اعتقاد شیعه است واگه در مورد دروغ گفتن یا به قول شما تقیه واگر خواستن از مردگان توسل به مردگان در مورد عزاداری در مورد سینه زنی در مورد احادیث دروغین در مورد خمس در مورد اعتقاد به اینکه اماماتون معصوم و از غیب اگاهن حال اینکه پیامبر از قران میفرمایند که من از اینده خبر ندارم و تنها از چیزایی با خبرم که خداوند به من میفرمایند چه.
*=====*
سلام بر شما فرزاد عزیز
مراد خود از تفاسیر اهل سنت را در پی نوشت همین پست بیان کرده ام لطفا در خواندن مطلب دقت بیشتری فرمایید. یازده منبع معتبر از کتب اهل سنت در پی نوشت این پست هست که می توانید به آن ها مراجعه کنید.
در یک کامنت کوتاه سوالات زیادی را مطرح کردید اما به شکل کوتاه به تمام آن ها پاسخ می دهم، بعد اگر خواستید در مورد هرکدام از مسایل که لازم دیدید توضیح بیشتری عرض خواهم کرد.
ازدواج موقت مطلبی است که از ناحیه خداوند تشریع شده و در قرآن نیز وجود دارد. در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این نوع از ازدواج سنت بوده و تا زمان عمر این مطلب استمرار داشته است. عمر در زمان خلافتش ضمن اقرار به این که این ازدواج در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسط ایشان حلال اعلام شده بود، این نوع از نکاح را تحریم کرد.
در مورد همسران و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم، به هیچ روی این گونه نیست که صرف همسری پیامبر صلوات الله علیه وآله مصونیت از عقابی که درخور اعمال ناشایست است، به دنبال داشته باشد. در قرآن نیز همسران پیامبران علیهم السلام از جمله همسر نوح نبی علیه السلام و دیگران مورد مذمت قرار گرفته اند. همین مطلب در مورد اصحاب نیز صادق است. اگر کسی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بود و دست به گناه آلود، نه تنها عدالت نخواهد داشت بلکه در پیشگاه عدل الهی مورد مواخذه قرار خواهد گرفت. در قرآن هیچ آیه ای نداریم که خوبی تمام اصحاب و بهشت رفتن تمام آنان را تضمین کرده باشد. در مورد اصحاب باید به مجموعه آیات قرآن توجه کرد نه فقط آیاتی که در تمجید از برخی صحابه است. مساله عدالت صحابه یکی از مسایل پرچالش میان شیعه و سنی است و تحقیقات بسیاری در مورد آن صورت گرفته است. اگر مایل بودید در مورد آن توضیح زیادی هست که باید عرضه کرد.
در مورد وقت نماز اهل سنت نمازهای پنج گانه را در پنج وقت می خوانند اما شیعه به استناد عمل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خواندن این نمازها را در سه نوبت نیز مجاز می داند، توجه بفرمایید مجاز می داند نه واجب. برخی از شیعیان نمازهای پنج گانه را در پنج نوبت می خوانند و این در فقه مورد بررسی قرار می گیرد.
در مورد تحریف قرآن ، اولا علامه کلینی رضوان الله علیه بزرگ ترین علامه شیعه نیستند، ایشان یکی از بزرگ ترین دانشمندان شیعه هستند. ثانیا در کتب روایاتی در مورد تحریف قرآن وجود دارد اما مفسرین شیعه این روایات را در مورد تحریف در تاویل دانسته اند. در نظر شیعه قول به تحریف لفظی قرآن مردود است و جز اندک افرادی که شاذ محسوب می شوند، قایل به این نظریه نیستند. هم اکنون نیز قرآن هایی که از سوی شیعیان به چاپ می رسد تفاوتی با سایر قرآن ها ندارد. اگر این قول جزء اعتقادات شیعه بود باید قرآن شیعه با دیگر قرآن ها تفاوت داشت که ندارد. می توانید به این مطلب پرداخته و قرآن های شیعه را با سایر قرآن ها مقایسه فرمایید. این مطلب ، مطلبی است که به عنوان تهمت تلقی می شود و از سوی دشمنان شیعه به شیعیان نسبت داده می شود. خوب دقت فرمایید دوست من این یک تهمت است و واقعیت ندارد.
در مورد تقیه هم باید عرض کنم، تقیه اصلی پذیرفته شده از نظر قرآن و مورد تایید عقلاست. توجه به انواع تقیه و حکم آن در فقه شیعه کار را برای شما آسان خواهد نمود. این مطلب نیز مطلبی است که دشمنان شیعه بدون بازگو کردن موارد جواز آن برای سرزنش تشیع به کار می برند. به هیچ وجه این گونه نیست که در تشیع دروغ گفتن مجاز باشد. تقیه همانطور که اسمش پیداست در مواردی مجاز است که راست گفتن خطری بزرگ برای جان انسان داشته باشد و خود شما نیز می توانید با درک چنین موقعیتی دریابید که اگر اسلام هم این مطلب را بیان نکرده بود، هر انسانی در هنگام خطر مرگ خود را مجاز می داند که خلاف واقع را وانمود کند در حالی که در قلب به اعتقاد خود استوار است. پس این نیز یکی از اتهامات علیه شیعه است که عده ای بدون آن که معنی تقیه از دیدگاه تشیع را بیان کنند به طور کلی می گویند شیعه دروغ گفتن را مجاز می داند. بنده در همین جا اعلام می کنم که اگر بتوانید سندی بر این مطلب بیاروید خود من از مذهب تشیع اعلام برائت خواهم نمود. توجه فرمایید تقیه معنی خاصی دارد و این گونه نیست که تمام اقسام کذب در دایره جوار قرار گیرد.
در مورد توسل هم باید بگویم این مساله بسیار طولانی مورد بحث قرار می گیرد. در یکی از پست های وبلاگ در مورد توسل مطالبی نوشته ام. شیعیان از مردگان مسالتی نمی کنند، بلکه با توجه به مقامی که برخی از بندگان خدا نزد حضرت حق دارند، آنان را به درگاه الهی واسطه قرار می دهند البته باید توجه داشت طبق تاکید قرآن مردن عبارت از نابودی و فنا نیست بلکه انتقال از نشئه ای به نشئه ی دیگر است. پس بندگان خوب خدا که از آنان به اولیاءالله تعبیر می کنیم در جهانی دیگر نزد خدا هستند، و با توجه به مقام آنان می توانند از سوی خداوند اختیاراتی داشته باشند که میزان این اختیارات متفاوت است. پس مساله توسل مساله ای کاملا علمی و درون دینی است که شیعه برای آن دلایل فراوانی از کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دارد. این مساله هم مانند سایر مسایل زمانی که از سوی دشمنان شیعه مطرح می شود، همراه با مغلطه و عدم بازگو کردن تمام واقعیت است. باز هم تکرار می کنم اگر مایل بودید می توانم در این مورد توضیحات زیادی عرض کنم که نوشتن همه آنها در یک کامنت مقدور نیست.
در مورد سینه زنی و عزاداری هم اگر شما دلیلی از کتاب و سنت برمنع آن دارید بفرمایید تا بررسی کنیم. شیعیان در این مورد به دستور امامان خود عمل می کنند و برای اولیای الهی که مورد ستم دشمنان قرار گرفته و مظلومانه به شهادت رسیده اند، عزاداری می کنند. اگر مقدور هست دلایل خود بر ممنوعیت این کار را بیان فرمایید تا گفتگو در این مورد شکلی علمی داشته باشد.
در مورد خمس شما احادیث موجود را دروغین اعلام کردید. دراین مورد لازم است سوال کنم به چه دلیل شما این احادیث را رد می کنید ضمن این که باید روشن باشد بر اساس قوانینی که در علم حدیث وجود دارد رد یا اثبات یک حدیث یا یک مجوعه از احادیث نیازمند بررسی رجالی و … می باشد. حال شما با استناد به کدام روش این احادیث را دروغین می دانید؟
در مورد علم غیب نیز مقاله ای نوشته ام که در هفته نامه شهروند امروز نیز به چاپ رسید. دراین مقاله که در وبلاگ نیز پست شده است، از منظر قرآن نیز این علم غیب را اثبات کرده ام. شما باید عنایت فرمایید که هرچند در برخی از آیات علم غیب به شکل کلی در انحصار خداوند قرار گرفته است، اما در آیاتی دیگر تصریح شده است که این علم از سوی خداوند به برخی از رسولان اعطا شده است. پس از مطالعه مقاله در این مورد دلایل شما بر نفی علم غیب را به بررسی خواهیم نشست.
باز هم از شما به خاطر کامنتی که نوشتید سپاسگزارم و از اینکه به خاطر محدودیت پاسخ ها را به شکل اجمالی نوشتم عذرخواهی می کنم و بار دیگر تاکید می کنم در مورد هر کدام از مسایل که خواستید می توانیم بحث های تخصصی همراه با دلایل متعدد از کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، داشته باشیم و ثابت کنیم مواردی که جناب عالی به عنوان سوال مطرح کردید غالبا مواردی است که از سوی دشمنان شیعه مطرح شده و ناقص و بدون هرگونه تعهد علمی در تبیین کامل اعتقاد شیعه در آن موارد است.
موفق باشید منتظر جناب عالی می مانم.