نزد اهل سنت شش کتاب دارای ارزش و اعتبار والایی می باشد. در میان این شش کتاب که به “صحاح سته” شهرت دارند، دو کتاب جایگاه برتری داشته قرین کتاب خداوند متعال قرآن، محسوب می گردند. صحیح بخاری و صحیح مسلم دو کتابی هستند که مطالب موجود در آن بدون هیچ تردیدی از سوی اهل سنت پذیرفته می شود.
هرچند مطالب موجود در این دو کتاب را به موقع به تحلیل و بررسی خواهم نشست اما اینک در صدد هستم که ضمن معرفی اجمالی “بخاری” یکی از فتاوای وی را نقل کنم و قضاوت را به عهده خوانندگان وانهم.
“محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن المغیرة ابوعبدالله بخاری” در ماه شوال سال صد و نود و چهار هجری قمری متولد شد. وی در همان ماه به سال دویست و پنجاه و شش در خرتنگ که از دهات سمرقند است، بدرود حیات گفت (1). مدت زندگی او براساس این گزارش تاریخی شصت و دوسال بوده است.
اما فتوایی از “بخاری” که لازم است دوستان بدانند این است:
“بخاری” صاحب صحیح، حکم رضاع در غیر مکلفین (2) را تعمیم داد و به این مطلب حکم کرد که اگر دو طفل از یک گاو یا یک گوسفند شیر بخورند، رضاع تحقق می یابد. او این فتوی را در بخارا صادر نمود. علما و دانشمندان عصر وی به دلیل این فتوی او را از بخارا اخراج کردند (3).
بسیار جالب است که بدانیم بر اساس این فتوی از نویسنده مهم ترین و ارزشمندترین اثر حدیثی اهل سنت، بسیاری از مردم شهرها و بلاد اسلامی به یکدیگر محرم می شوند. “بخاری” مطالب بسیار جالب و شگفت آور دیگری نیز در کتاب صحیح خود نوشته است که به موقع برای علاقمندان دانایی و آگاهی نقل خواهم نمود.
پی نوشت ها:
1- وفیات الاعیان، جلد4، صفحه 188-191.
2- یکی از احکام اسلام این است که هرگاه دو طفل با شرایط معینی ( در این شرایط میان شیعه و اهل سنت اختلاف نظر فراوان وجود دارد) از یک خانم شیر بخورند، نسبت رضاع میان آن دو محقق می شود. بنابر این حکم اگر این دو طفل پسر و دختر باشند به خاطر پدید آمدن محرمیت نمی توانند با یکدیگر ازدواج کنند. احکام مربوط به رضاع فراوان است که طالبان دانستن آن می توانند به کتب فقهی مراجعه کنند.
3- شرح العنایة علی الهدایة، اکمل الدین محمد بن محمود البابرتی، جلد3، صفحه 456-457، ناشر: دارالفکر، بیروت، لبنان، (چاپ شده همراه با شرح فتح القدیر)
علاوه بر مصدر یاد شده، علاقمندان به دانستن بیشتر در مورد این موضوع جالب، می توانند به کتاب “المبسوط” نوشته “سرخسی” مراجعه فرمایند. این فقیه شهیر حنفی مذهب، به تفصیل ماجرای فتوای بخاری را نقل کرده و مخالفت شدید عالم بزرگ آن عصر بخارا “ابوحفص” را بیان می دارد. در نهایت سرخسی ضمن گزارش این مطلب که فتوای مذکور باعث جمع شدن مردم و اخراج بخاری از بخارا شد، مخالفت خود را با این فتوا اعلام می کند. المبسوط، جلد1، صفحه139 و جلد30، صفحه297، ناشر: دارالمعرفة للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان.

یک سوال دارم حیدر بزرگوار. آیا بزرگ کردن طفل نوزاد با شیر گاو یا گوسفند در آن زمان و یا حتی زمان جاری امری مرسوم بوده است ؟ از این جهت می پرسم که اشاره فرموده اید بر طبق این فتوی بسیاری از مردمان بلاد اسلامی در آن زمان به یکدیگر محرم می شده اند
*=====*
سلام بر هاتف عزیزم
همانطور که عرض شد ( در پی نوشت ) تفاوت های فراوانی میان نظر شیعه و اهل سنت در مساله رضاع وجود دارد. یکی از این تفاوت ها مساله سن شیرخوار است. بنا بر نظر شیعه سن شیر خوار باید سنینی باشد که در آن غذای اصلی کودک شیر است اما بر طبق نظر اهل سنت در سنین بعدی تا زمان بلوغ هم رضاع محقق می شود. بنابر این نظر اهل سنت مساله بسیار مشکل می شود و جدا از نظر بخاری که بیان شد، در سنین بالاتر هم اگر کودکانی شیر یک خانم را بنوشند، رضاع به وقوع می پیوندد. با این مقدمه که با عرض معذرت کمی طولانی شد لازم نیست که در ماه های اولیه عمر کودک این نوع شیرخوارگی اتفاق بیافتد، بلکه در ماه ها و سال های بعدی نیز این مطلب امکان دارد.
همانطور که توجه دارید این مطلب اختصاصی به زمان صدور حکم از سوی بخاری ندارد و در زمان ما نیز امکان وقوع خواهد داشت، به قول معروف همه با هم خواهر و برادر میشن! البته چیز بدی نیست ( چشمک )
خیلی ممنونم بابت مطلب. ضمن اینکه مشترک وبلاگ شدم و امیدوارم که مطالب ادامه داشته باشد:)
باتوجه به نکته ی جالبی که اشاره کردید و واقعا تا حالا به گوشم نخورده بود از این بابت که: بر طبق نظر اهل سنت در سنین بعدی تا زمان بلوغ هم رضاع محقق می شود، سوالم اینه که آیا این حکم، الان برای اهل سنت هم وجود دارد واقعا؟!!
جدا گیج شدم، شرمنده:)
*=====*
سلام دوست عزیزم و سپاس از الطافتون
یه سرچ ساده در نت شما رو به جواب می رسونه اخیرا هم یک فتوی در این مورد درباره نحوه محرمیت زنان و مردان در محیط کار از سوی بعضی از دانشمندان اهل سنت مطرح شد.
در مورد سن همونطور که عرض کردم بین شیعه و اهل سنت در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. شیعه شرط سنی خاصی دارد همانطور که در مورد دفعات شیرخوارگی شرایطی را معتبر می داند که اهل سنت در این مورد با شیعه مخالفند.
از اینکه باز هم وب مرا منور به قدومتان خواهید فرمود از هم اکنون شکر بی کران خود را تقدیم محضرتان می نمایم.
التماس دعا
اینطور که شما فرمودید پس بنده باید خیلی برادر و یا خواهر رضاعی داشته باشم؟ چون مدت 2 سال کامل شیر گاو خوردم
*=====*
سلام گاج عموی عزیزم
آقا ما خیلی ارادت داریم، من همین الانم شیر گاو می خورم
به نظرم هردو باید سری به جناب بخاری بزنیم ببینیم مشکلمون حل میشه یا نه!
نخواندم هنوز مطلبتان را….
البته قول داده بودیم ایرادات را عرض کنیم خدمتتان اما این چندوقت خیلی سرمان شلوغ ود و نتوانستیم و نشد…. بابت این بدقولی یک عذر خواهی ب شما بدهکاریم…
التماس دعا ایام بکام یاحق
*=====*
سلام بر شما
از لطفتان ممنونم و در انتظار نظراتتان می مانم
محتاجیم به دعا
یاعلی مدد
حالا ما که از شیر پاستوریزه استفاده میکنیم، و این شیر هم که تو کارخونه با شیر تمام گاوها قاطی پاطی میشه!!!! پس تکلیف چیه؟! حالا ما از کجا خواهر برادرهامونو پیدا کنیم؟!
راستی با این حساب پدر مادرهامون گاو تشریف دارن؟!( البته بلا نسبت پدر مادر اصلی). پس این آقایون سلاخ باید دیه بدن…!! !:-o
استاد حیدر
ما که سنی نیستیم. میشه چند تا حدیث با نمک از دانشمند همه اعصار امام صادق نقل کنین؟ راستی حضرت کتاب یا رساله ای ندارن؟
*=====*
سلام بر شما
البته علت عصبانیت شما را که در حمله به استاد مسلم روسای مذاهب اهل سنت نمود یافته، کاملا درک می کنم. می توانستید لااقل حرمت این فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را نگهدارید البته اگر در مذهب شما پیامبر خدا و فرزندان ایشان علیهم السلام دارای احترام باشند.
خیر حضرت امام صادق علیه السلام کتاب و رساله ای تحریر نفرموده اند، البته همین که شاگردانی مانند ابوحنیفه داشته اند، برای ما و شما افتخار محسوب می شود!!!
من فكر مي كنم اين آقاي بخاري يا علاالدين از همين فتواش معلومه كه كتاباش چقدر ارزش دارن .فقط چيزي كه فراموش كزد بگه اينكه آن دوتا گاو باهم محرم ميشن يا آن دوتا بچه
دوستان عزیز
من شیعه ام و بدان افتخار می کنم اما صفوی نیستم غالی نیستم حجتیه ای نیستم .
ولی فکر نمی کنیید این گونه مسائل جز تفرقه میان ما مسلمانان ایجاد کند . دوستان توجه
داریید که در کشور خود ما حداقل ۱۵ ملیون خواهر و برادر اهل تسنن وجو دارد .
ضمنا حالا کتاب های علامه مجلسی خیلی بهتر از این کتاب ها است. مثلا واقعا صیغه یا متعه که در مذهب ما وجود دارد درست است؟؟؟؟ آیا فحشای اسلامی نیست.
باور بفرمایید دوستان اهل تسنن ما هم می توانند از این گونه نکات در مورد ما شیعیان پیدا کنند. ای کاش همه ما که ادعای پیروی از امیر المومنین (ع) دارییم بهتر نیست یک مقدار به سیره و روش آن امام بزرگوار عمل کنییم.
آیا بهتر نیست به عالمان دینی مصلح امان نظییر دکتر سروش دکتر کدیور استاد ملکیان
استاد محمد مجتهد شبستری استاد احمد قابل جناب یوسفی اشکوری و………..
دیگر اندیشمندان مصلح شیعه اجازه بدهیم حقیقت شیعه را برای ما آشکار سازند و خرافه های بیشماری که عموما توسط غلات وارد مذهب امان وارد شده است بزدایند و حقیقت را آشکار سازند.
یا حق
*=====*
سلام و ضمن عرض پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ شما؛
چند مطلب رو لازم میدونم که در جواب مطالب شما بنویسم و امیدوارم که با عنایت کامل ملاحظه بفرمایید.
در مورد آماری که از شیعه و سنی دادید به نظر می رسد که نوعی اغراق شده باشد چون فکر می کنم آمار دقیق تر از وجود حدود هفت و نیم میلیون سنی در ایران حکایت کند، البته تعدا اونها مهم نیست مهم این هست که آنان هم به عنوان شهروند دارای حقوقی هستند که باید استیفا بشود و در این مورد هیچ اشکالی به نظر من نمی رسد.
اما در مورد مطالبی که در وبلاگ می نویسم، سعی من براین است که مطالب رو بدور از هرگونه تعصب و فقط با دید علمی و منطقی و با تکیه بر مصادر و منابع دست اول و معتبر اهل سنت نقل کنم و آن را تحلیل کنم. از این کار دو هدف دارم ، یکی در مورد شیعیان است که با خواندن این مطالب نسبت به حقانیت مذهب خود استوارتر شوند و دیگری در مورد اهل سنت است که با خواندن این مطالب نسبت به مذهب خود به تفکر بپردازند و در حقانیت آن تامل کنند که صد البته این مسایل به خاطر اهمیت مساله دین و امامت به نظر من مهم می آید، پس اگر نتیجه طرح مباحث علمی تفرقه باشد به نظر شما چه زمان و مکانی مناسب طرح این گونه مباجث خواهد بود؟ می دانید که هم در شیعه و هم در اهل سنت کتب فراوانی در مورد تحلیل حقانیت هر کدام از این دو مذهب عمده نوشته شده و می شود، طبیعی ست که تجزیه و تحلیل این امور در ساحت علم و بدور از خشونت و تعصب مطلبی ست که باور همه محققین و حتی سردمداران تقریب بین مذاهب است.
چیزی که مهم است آن است که مابتوانیم با توجه به نوع طرح مباحث به نیتی که در پشت آن است برسیم و آن گاه قضاوت کنیم که یک مطلب تفرقه انگیز است یا تامل برانگیز، مطالبی که در وبلاگ پست می کنم، تماما مطالبی است که در کتب مختلف وجود دارد و من فقط با عینک نقد و بررسی به آن نگاه می کنم و پس از طرح سوالاتی نتیجه رابه عهده خوانندگان عزیز واگذار می کنم، امیدوارم هدف واقعی من از نوشتن این مسایل برای جناب عالی روشن شده باشد.
مطلب دیگری که لازم است بیان کنم، مساله ای است که شما در مورد کتب علامه مجلسی رضوان الله علیه ، نوشته اید. به عنوان یک توضیح کلی در مورد کتب ایشان باید عرض کنم که تفاوتی که میان کتب مرحوم علامه مجلسی قدس سره با کتب معتبر اهل سنت وجود دارد این است که در میان کتب اهل سنت شش کتاب به صحاح سته شهرت داشته و همه مطالب آن بدون هرگونه بررسی سندی مورد پذیرش اهل سنت قرار می گیرد. این در حالی ست که کتب علامه مجلسی رحمةالله علیه هیچ کدام چنین وضعی ندارد، یعنی نه خود علامه به درستی کلیه مطالب موجود در کتب اش شهادت داده و نه هیچ یک از علمای پس از ایشان چنین موضعی نسبت به آن اتخاذ کرده است. احادیث موجود در کتب ایشان تک تک مورد بررسی های کارشناسانه قرار می گیرد و هر کدام که خالی از اشکال بود، مردود اعلام می شود. پس شاید روایاتی که شما را به چنین موضعی در برابر این عالم بزرگ شیعی وادار کرده است، از جمله روایاتی باشد که از منظر کارشناسانه مورد نفی اهل تحقیق باشد. این مساله از بزرگی این عالم نمی کاهد چه این که ایشان با اقدام به تالیف موسوعه بزرگ “بحارالانوار” مجموعه احادیث موجود را از خطر معدوم شدن حفظ کرد و ارزیابی و راستی آزمایی آن را به عهده علمای پس از خود وانهاد.
در نتیجه نگاه ما به تالیفات علامه مجلسی قدس سره نگاه نقادانه با لزوم بررسی ست و این تفاوت عمده میان کتب ایشان و سایر کتب شیعه با کتب صحاح اهل سنت است. امیداورم با دقت کاملا به کنه مساله پی برده باشید.
اما مساله ای که به عنوان مثال برای ضعف کتب علامه مجلسی رضوان الله علیه بیان کردید مساله ازدواج موقت است. به نظر می رسد شما این مساله را برای اثبات نادرستی و اشکال در کتب ایشان نوشته اید. برای توضیح این که مساله ازدواج موقت هیچ ارتباطی با علامه مجلسی قدس سره و تالیفات ایشان ندارد لازم است توجه شما را به کتبی که پیش از علامه مجلسی رضوان الله علیه نوشته شده است جلب کنم که مساله ازدواج موقت در آن کتب نیز ذکر شده است. مهم تر از همه ی این مسایل آیه ای در قرآن است که به صراحت این نوع از ازدواج راتشریع کرده و آن را به عنوان نوعی از ازدواج از نظر خداوند مقرر داشته است. اگر فرصت کردید به این آیه از قرآن و تفاسیر آن مراجعه فرمایید:
« و زنانی را که متعه { = ازدواج موقت} می کنید، واجب است مهریه آنان را بپردازید و گناهی برشما نیست در آن چه بعد از تعیین مهریه با یکدیگر توافق کرده اید، خداوند دانا و حکیم است » سوره نساء، آیه 24
پس مساله ازدواج موقت مساله ای ست که از ناحیه خداوند متعال تشریع گریده و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد. این ازداوج پس از ارتحال رسول الله صلوات الله علیه وآله تا مدتی پس از به خلافت رسیدن عمربن خطاب در میان مسلمانان جاری بود. این خلیفه پس از اقرار به این که ازدواج موقت در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حلال بوده است ، آن را ممنوع اعلام کرد و برایش مجازات قرار داد.
در نتیجه این مساله ، مساله ای است که نه به علامه مجلسی رحمه الله ارتباطی دارد و نه به هیچ یک از عالمان پیش از ایشان و نه حتی به ائمه شیعه علیهم السلام ، تشریع خداوند متعال و قانونی الهی ست که کسی حق ندارد آن را رد کند ( البته از منظر شرعی ).
این نیز موجب اسف فراوان است که شما چطور این نوع از ازدواج را به “فحشای اسلامی” تعبیر کرده اید! آیا ما حق داریم قانونی را که خود فرستنده ی اسلام تشریع کرده و تقنین فرموده است ، به میل خود تغییر دهیم یا از آن به عنوان فحشا یاد کنیم؟ آیا ما می توانیم چیزی را که خداوند جعل کرده و قرار داده است، مطلبی بدانیم که از نظر خداوند عمل زشت یا فحشا باشد؟ بهتر است شما از نگاه خود سخن بگویید و چیزی را به اسلام نسبت ندهید، ازدواج موقت از نظر اسلام به عنوان یک نوع ازدواج به رسمیت شناخته شده و عملی مستحب است مانند ازدواج دائم.
در مورد سایر کتب شیعه هم ما آمادگی داریم که روایاتی را که مدنظر اهل سنت است پس از بررسی های کارشناسانه در مورد اسناد آن، تحلیل کرده و هرکدام را جداگانه بررسی کنیم و هیچ ابایی از بیان این که یک روایت ضعیف است،نداریم.
جناب عالی اسامی افرادی را آوردید که هریک از آنان در سطح و مرتبه ای از دانش هستند و نمی توان آنان را در یک رده علمی دانست. اساسا این مطلب را که همه ی دیدگاهها قابل عرضه به مجامع علمی هستند، قبول دارم و تا جایی که به خاطر دارم، هیچ یک از علمای بزرگ حوزه در گذشته و حال نه در گفتار و نه در کردار مانعی برای طرح مباحث نواندیشانه نبوده اند. مهم آن است که افرادی که یاد کردید کدام یک حاضرند مسایل خود را در یک کنفرانس علمی و با حضور مجتهدین که عقلا تنها کسانی هستند که اسلام شناس محسوب می شوند، مطرح کند؟
اساسا افرادی که نام بردید و بعضا هیچ کدام از مراحل ضروری برای شناخت دین را طی نکرده اند، به نظر شما تا چه حد مطالبی که مطرح می کند درست و قابل عرضه است؟
آیا این درست است که ما صرفا به خاطر نام ایده های آنان و دلفریب بودن عنوان روشنفکری به هر ایده ای میدان عمومی برای طرح بدهیم و توجهی به ساختار شکنی نادرست آن نداشته باشیم؟ اگر دقت کرده باشید، هرگاه یکی از این افراد نام برده که جایگاه علمی وی تا حدودی مورد قبول حوزه های تخصصی دین شناسی است، مطلبی را عرضه می کند، یکی از اسلام شناسان متخصص به پاسخ گویی برخاسته و مقالاتی رد و بدل می گردد.
بدین لحاظ است که مخلوط کردن مسایل تخصصی با موضع گیری های سیاسی یکی از بزرگترین اشتباهات در ساحت علم و مناظرات علمی ست.
در مورد مطالب مربوط به غلات نیز باید عرض کنم، همانطور که در اساس دین عقل تاکید به رجوع به صاحب نظران متخصص دارد، در سایر موارد از جمله مطالبی که به قول شما غلات وارد دین کرده اند، نیز همین نظر را از ناحیه ی عقل می بینیم. چه بسیار است مطالبی که برخی آن را به عنوان غلو می بینند اما یک متخصص در دین با استناد به روش رایج در حوزه تخصص اثبات می کند که هیچ رنگی از غلو در آن نیست.
دوست عزیزم! نام افراد مهم نیست، آن چه اهمیت دارد میزان دانش آنان از دین و به عبارت دیگر تخصص آنان در این میدان است. من شخصا به هیچ وجه با سیاسی شدن اصل مطلب و پاسخ به آن موافق نیستم و این را اشکالی بزرگ در راه ترقی و پیشرفت می دانم، اما این مطلب را که چشم و گوش بسته و فقط به صرف مارک روشنفکری ، تفکری را درست بدانم و آن را در راه اصلاح دین از پیرایه ی غالیان بدانم، موافق نیستم. به نظر من تنها راه منحصر برای شناخت دین اصیل و آن چه توسط آخرین فرستاده خداوند صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده را رجوع به ائمه اطهار علیهم السلام می دانم که همین مطلب مفاد حدیث ثقلین می باشد که میان شیعه و سنی مورد پذیرش است و از احادیث متواتر محسوب می شود. پس از ائمه علیهم السلام نیز تنها کسانی را برای اظهار نظر در مورد دین می پذیرم که با طی مراحل خاص در این مطلب به تخصص دست یافته و از تمام انگیزه های سیاسی و … دور باشند و گمان نمی کنم رجوع به متخصص مطلبی باشد که کسی در لزوم آن و انحصار راه در آن کوچک ترین تردیدی داشته باشد.
از کامنت شما ممنونم و منتظر نظرات بعدی شما هستم، موفق باشید التماس دعا.
agha salam
man faghat mikhastam begam kash ba hamin dide enteghadie zibaii keh darid ketabhaye shieh ro ham ye negah miandakhtid ta motevajjeh beshid keh shieh ham daste kami az sonni nadareh va hardo sar o tahe yek karbasand
*=====*
سلام بر شما محمد گرامی و عزیز
از نظر لطف شما ممنونم و امیدوارم شایسته ی این تمجیدشما باشم.
خواهش بنده این است که اگر مطلبی از کتاب های شیعه در ذهن شما ایجاد سوال کرده است بفرمایید تا در مورد آن به شکل مصداقی گفتگو کنیم و گرنه صرف این ادعا که شیعه و سنی یک سنخ هستند، نمی تواند یک بحث علمی و منطقی را شروع کرده و به بار نشاند.
اگر مساله ای به شکل خاص مدنظر شماست منتظر شنیدن آن و گفتگو در مورد آن هستم.
موفق باشید و از عنایت شما باز هم سپاسگزارم.
سلام
آقا کلا این سنیها مذهبشون شیر تو شیره چه شیر گاو و چه شیر فرهاد!!!!
ولی ما بازهم نفهمیدیم این آقا که اینهمه مهم (و البته گرما زاست) و در همه زمانها مورد احترام بوده چرا برای یک فتوا(فتوی) از شهرش بیرونش کردن؟
حیدرخان: لطفا” کمی هم در خصوص احکام دخول بر حیوانات از رساله وزین امام راحل و حامله شدن عمه انسان به صورت تصادفی هنگام وقوع زلزله وسقوط برادرزاده از طبقه دوم به روی او و فرو رفتن تصادفی آلتش به اندرون عمه بیچاره و هزاران مسئله دیگر که از دید علمای ما شیعیان دور نمانده هم اطلاعاتی ارائه نمائید تا خوانندگان محترم بیشتر از اسلام ناب بدانند.
*=====*
سلام بر شما مجیدخان
لازم می بینم پیش از پرداختن به سوال شما 2مقدمه را بیان کنم. ببینید دوست گرامی دین شامل مجموعه ای از قوانین است که در میان این قوانین حتی مسایلی که کمتر برای انسان شهرنشین به وجود می آید نیز در آن مطرح شده است. هرچه در یک قانون به جزئیات بیشتری پرداخته شده باشد، غنای آن قانون بیشتر خواهد بود بدین معنی که پاسخ گوی نیازهای بیشتری می باشد.
مطلب دیگر این که مسایلی که به گوش ما می رسد، لزوما همگی منطبق با واقعیت نیست و برخی از آن ساخته کسانی ست که به هردلیل با اساس دین مشکل دارند.
پس از بیان این دو مطلب به پاسخ مطلب شما می رسم.
مطلب وطی بهائم یا دخول بر حیوانات مساله ای بوده است که برخی از مردم بدان مبتلا بوده اند. امروز نیز یکی از انواع سکس که در جوامع غربی انجام می شود و فیلم ها و عکس های آن نیز در دسترس است، سکس با حیوانات است. پس از این که روشن شد این مساله یک مساله مورد ابتلا می باشد، لازم است دیدگاه قانونی دین در مورد آن بیان شود به این معنی که کسی که چنین کاری انجام دهد، چه حکمی دارد یا حیوانی که مورد چنین عملی واقع شود، چه حکمی خواهد داشت؟ اگر این مساله از نظر شما مساله ای مسخره آمیز است ولی نمی توان منکر شد که یک واقعه ی موجود در دنیای بیرونی است و به هیچ روی یک مطلب واقع در خلاء نیست.
پس اگر دین نتواند به سوال در مورد این مساله ی چندش آور _ که در غرب طرفدارانی دارد_ پاسخ دهد، نشانه ی نقص آن نیست؟ اگر دین پاسخ این مورد را داشته باشد، دلیلی بر غنای قانون دین است یا موجبی برای تمسخر؟
مساله ی دیگری که بدان تصریح کرده اید، ماجرای زلزله و عمه است. ببینید دوست گرامی اگر اشتباه نکنم این مساله را برای اولین بار در یک کلیپ ویدیویی از فرخزاد دیدم. لینک این مطلب و کلیپ آن در بالاترین نیز آمده بود. به خاطر دارم که در همان لینک هم نوشتم که اگر کسی بتواند مدرکی بیاورد که این مساله حتی در یک کتاب از کتاب های دینی عنوان شده باشد، جایزه ای نفیس به او خواهم داد.
دوست گرامی این مساله همانطور که در مقدمه ی دوم این نوشته آمد، از مسایلی است که معاندان دین برای تمسخر آن ساخته اند و هیچ اثری از آن در کتب فقهی و دینی نیست تا چه رسد به این که کسی در رساله اش به آن پاسخ داده باشد. اساسا در رساله های مراجع مسایلی مطرح می شود که واقعیت خارجی برای آن تصور دارد نه مسایلی که حتی فرض کردن آن نیز خنده آورست تا چه رسد به این که واقعیت داشته باشد.
انتظاری که از شما به عنوان یک جوان دارای دغدغه – که اگر دغدغه نداشتید این کامنت را نمی نوشتید – این است که در مسیر دانش دینی به شنیده ها آن هم از کسانی که هیچ سابقه ی مطالعاتی در دین ندارند و عمده ی شهرت خود را مدیون لودگی و مسخره بازی هستند، اعتنا نکنید و تا می توانید خود به منابع دینی مراجعه کنید و از مصادر اصلی برای تحقیق در دین سود ببرید.
گمان می کنم این توصیه ی بنده ، توصیه ای منطقی باشد و به هیچ روی خواسته ای گزاف نباشد که شما در راه مطالعه و بررسی از عالمان دین سوال کنید نه این که به گفته های دلقکان دور از علم اعتماد کنید و گفتار آنان را دلیلی بر وهن دیانت و اسلام بدانید.
امیدوارم که اگر سوالی داشتید باز هم بنده ی ناقابل را در جریان قرار دهید و این تعهد را خدمت شما می دهم که سوالات شما را با توجه به منابع و به شکلی منطقی و علمی پاسخ گویم.
از نظر لطف شما پیشاپیش سپاسگزارم، موفق باشید دوست من.
حضرت امام صادق فرمودند:
هرگاه زنی حامله باشد و چهار ماه بر او بگذرد روی او را بقبله کن و ایه الکرسی بخوان و دست بر پهلوی او بزن و بگو “اللهم انی قدسمیته محمدا”یعنی خدایا من او را محمد نامیدم چون چنین کنی خداوند ان فرزند را پسر گرداند. (حلیه المتقین.باب4.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)
می دانیم جنسیت در هفته اول بارداری و هنگام لقاح(Fertilization) مشخص می شود. چگونه این حدیث می گوید در ماه چهارم جنسیت می تواند به پسر تبدیل گردد. از نظر امامان چرا باید پسر این قدر مهم باشد تا این راهکارها هم برایش طراحی شود.
اینحا جزء احادیث شیعه است. خواهشمندم از مدیر سایت سانسور نکنند و جوابگو باشند.(به خدا قسم خودم هم شیعه و سید هستم و اصلا قصد دفاع از سنیان را ندارم چون در موردشان تحقیق کامل نکرده ام)
*=====*
سلام بر شما و از این که لطف کردید و کامنت گذارید ممنونم.
دوست گرامی
همانطور که در منبع مذکور آمده است، امام صادق سلام الله علیه دعایی را برای این که فرزند داخل رحم پسر باشد، به کسی تعلیم کرده اند. صرف نظر از درستی و تمامیت سند روایات موجود در کتاب حلیة المتقین ( می دانید که تمام روایات موجود در این کتاب صحیح نیست و خود علامه مجلسی قدس سره نیز چنین ادعایی نکرده است، البته ایشان برخی از روایات را هنگام نقل دارای سند صحیح دانسته است که آن ها حتما از نظر ایشان صحیح بوده و می توان با قاطعیت در مورد آن سخن گفت ) باید گفت:
اصولا کارکرد دعا آن است که واقعه ای خلاف انتظار یا روند طبیعی رخ دهد. خود شما هم هرگاه بخواهید کاری که در شرایط عادی نمی توانید صورت دهید، انجام شود، دست به دعابر می دارید ( البته شما را به عنوان شکل نوعی عرض می کنم ). پس این دعا وظیفه اش آن است که کاری جدای مسیر عادی انجام دهد و یکی از کارکردهای دعا همین مساله است.
مطلب دیگری که در کامنت شما بود، بحث پسر و دختر و اهمیت پسر است. انصافا از این روایت به هیچ وجه برنمی آید که در نظر امام صادق سلام الله علیه پسر از دختر اهمیت بیشتری دارد. چه این که در بسیاری از روایات به جایگاه دختر و کرامت او تاکید فراوانی شده است و اساسا در نگاه دین جنسیت و برتری یک جنس نسبت به دیگری مردود است در قرآن نیز به وضوح این رویکرد دیده می شود و ملاک برتری انسان ها چیزی جز تقوا بیان نگردیده است. ماجرا از این قرار است که برای شخصی داشتن پسر اهمیت داشته است شاید به این خاطر که دختر داشته و طبیعی است که هر کسی دوست داشته باشد از هر دو جنس فرزند هر دو را داشته باشد. این برای من که پدر هستم کاملا ملموس است. پس آن شخص نزد امام معصوم علیه السلام شرفیاب شده و برای این که آرزویش تحقق پیدا کند، راهکاری را مطالبه کرده است. امام علیه السلام نیز به وی دعایی تعلیم کرده اند که فرزندش پسر باشد.
پس به طور خلاصه نقش دعا در روند امور و جاری کردن آن جدای از مسیر عادی اش، مورد نظر است.
و ثانیا از این دعا و تعلیم امام صادق علیه السلام تنها برآورده کردن حاجت یک انسان در مورد جنسیت فرزند، برمی آید نه این که نزد امام علیه السلام یک جنس نسبت به جنس دیگر برتری داشته باشد.
در مورد تحقیق درباره اهل سنت هم امیدوارم که زودتر تحقیق را آغاز کنید چون مساله امامت و ولایت و مسایل مربوط به این مساله از حیاتی ترین مسایل دینی و مذهبی است. اگر فکر می کنید که در این مسیر کمکی از این بنده کمترین برمی آید، امر بفرماییدتا انجام وظیفه کنم.
فقط پیش از آن توصیه ی بنده این است که به وسوسه های کسانی که با تکیه به مطالبی که درستی آن اثبات نشده است، سعی در انحراف مسیر تحقیق شما را دارند، اعتنا نکنید و هر موردی که برایتان شبهه ایجاد کرد رابا یک عالم دینی درس خوانده و باسواد مطرح کنید و جواب بگیرید و حتما ذهن خود را از وسوسه های شیطانی دورنگه دارید.
باز هم از شما تشکر می کنم و منتظر کامنت های بعدی شما نیز هستم. موفق باشید التماس دعا.
من سنی ام واقعا متاسفم از همه شیعه ها عضرخواهی می کنم این بخاری همیشه اینطوری بود واقعا بی ادبه . البته شایدهم تقصیر پیلوتشه یا شاید دودکشش مشکل داشته باشه
تا حالا خیلی هارو خفه کرده البته تقصیر اونم نیس یارو مرتکه شعور نداره که برای بخاری باید لوله وصل کنه به هوای صیغه رفته همینطوری خوابیده شایدم بخاریش استاندارد نیست میگم نکنه کفترا بالای دودکش لونه ساختنو اصلا خواست خدا باشه یا ….
صفحه 6456 فصل 200 از کتاب غرر الکس الشعر فی مفتاح الجنه من الهپروت اثر علامه سید کربلایی مشهدی شیخ حاج آقا عبدالدودول خوانساری بیروتی الاصل بروایت ابوعامد ممدوح کشسانی الاجونی فر لوپز
شیر خشک هم مصداق مطلب میشه ؟!