
هرچند همیشه پیش از نقل یک مطلب تاریخی مقدمه ای می نویسم، اما این بار بدون مقدمه سراغ نقل مطلب می روم، چه این که خود این داستان به اندازه کافی عبرت آموز هست.
در کتاب “استیعاب” از امام مالک نقل شده که زمانی که عثمان ( سومین خلیفه اهل سنت ) کشته شد، تا سه روز جسدش را در زباله دانی انداخته بودند. شب چهارم دوازده نفر جمع شدند که در میان آنان این افراد بودند، حویطب بن عبدالعزی، حکیم بن حزام، عبدالله بن زبیر، محمد بن حاطب و مروان بن حکم. زمانی که این اشخاص جسد عثمان را برداشتند و به قبرستان رساندند، گروهی از قبیله بنی مازن صدا زدند: به خدا قسم که اگر او در این جا دفن کنید، فردا ما به مردم خبر می دهیم که او را از قبر بیرون آورند. پس بار دیگر جسد عثمان را برداشتند و بر تخته ی دری نهادند. سر جسد به آن تخته می خورد و صدای تق تق می کرد. همچنان جسد را می بردند تا به “حشّ کوکب” ( گورستان یهودیان ) رسیدند. آن گاه گودالی برای او کندند. دختر عثمان به نام عایشه، همراه آنان بود و چراغی به دست داشت. زمانی که خواستند عثمان را دفن کنند، آن دختر فریاد کشید. در این هنگام عبدالله بن زبیر به او گفت: والله اگر ساکت نشوی گردنت را می زنم، پس او ساکت شد و عثمان را دفن کردند (1).
سال ها بعد زمانی که معاویه به خلافت رسید، دیواری را که حایل میان قبرستان مسلمانان و یهودیان بود، برداشت تا قبر عثمان در کنار قبور مسلمانان قرار گرفت (2).
به رسم معمول پس از پایان یافتن این نقل نیز سوالاتی مطرح می کنم و در انتظار جوابی که هیچ گاه دریافت نکرده ام، می مانم.
این وقایع در زمان خلافت امیرمومنان علی علیه الصلاة والسلام رخ داده است. به نظر شما چه دلیلی سبب شد که ایشان علیه السلام نسبت به تدفین عثمان هیچ اقدامی انجام ندهند؟ آیا دفن مسلمان واجب نیست؟ آیا اگر امیرالمومنین علیه السلام عثمان را مسلمان می دانستند، از دفن وی فروگذار می کردند؟ سایر صحابه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در چه وضعی بودند؟ چرا آنان نسبت به تدفین وی اقدامی انجام ندادند یا چرا به خلیفه وقت امیرمومنان علی علیه السلام، در این مورد پیشنهاد یا اعتراضی نکردند؟ اگر شما اجماع مسلمین را دلیل درستی نظر آنان می دانید، آیا در مورد عدم تدفین عثمان اتفاق نظر میان مسلمین و اهل حل و عقد وجود نداشت؟ آیا می توان منکر این شد که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم در بیانی قاطع، مولا علی علیه السلام و حق را از هم جدا نشدنی اعلام کردند؟ آیا نتیجه این فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درست بودن عمل امیرمومنان علیه السلام در بی اعتنایی به جنازه عثمان نیست؟ در این صورت شخصی که تدفین جنازه او لازم نیست چگونه شخصی است؟ اهل سنت در جمع بین درستی کار امیرمومنان علیه السلام و پیروی از خلافت عثمان چه راهی را پیشنهاد می کنند؟ ای کاش کسانی که داعیه رهبری مسلمانان را دارند از عاقبت عثمان درس می گرفتند.
پی نوشت ها:
1- الاستیعاب، جلد 3، صفحه 80، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان
مختصر تاریخ دمشق، جلد 16، صفحه 272،ناشر: دارالفکر، بیروت، لبنان
2- البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 214، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان
کامل ابن اثیر، جلد 3، صفحه 180، ناشر: دارصادر، بیروت، لبنان
شرح ابن ابی الحدید، جلد 2، صفحه 158، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان
تاریخ طبری، جلد 3، صفحه 438

سلام دوست عزیز
من این مطلب رو با این کیفیت نمی دونستم اما حضرت در تشییع جنازه عثمان که در مدینه بود شرکت نکرد اما وقتی سلمان رحلت کرد یکروزه خود را به مدائن رساند و مراسم تدفین را انجام داد
موفق باشید.
*=====*
سلام بر شما برادر گرامی ام، از لطف شما ممنونم، شما هم موفق باشید
گاهی ما را به پیامی بنوازید و ز سر لطف سری بزنید، یاعلی مدد
دوست عزیز
خدا وکیلی از این همه بد اندیشی و انداختن فاصله بین شیعه وسنی چه چیزی عایدمان می شود؟
بهتر نیست وجه مسلمانی مردم را پر رنگ تر کنیم؟
*=====*
سلام بر شما
منظور شما را از بداندیشی متوجه نشدم. کاری که بنده در وبلاگ انجام می دهم عبارت است از بیان واقعیاتی از کتب معتبر اهل سنت. این مباحث دقیقا مباحثی علمی است و خواص مربوط به خودش را دارد و هیچ ارتباطی به بداندیشی ندارد.
امیدوارم با دید علمی به این مطالب بنگرید نه با دید سیاسی و امیدوارم هدف از درج این مطالب را به درستی توجه فرموده از قضاوت نادرست نسبت به این نوشته های مستند بپرهیزید.
از بازید و اظهار نظر شما ممنونم، موفق باشید.
عجب بساطی شده یکی هم که پیدا شده داره مطالب رو به شکل منطقی و علمی مطرح می کنه و اینهمه سند و مدرک معتبر از کتابای سنی ها میاره بهش می گن بد اندیشی و فاصله انداختن بین شیعه و سنی. آخه دوست عزیز شما هنوز فرق بین مباحث علمی رو با تفرقه انداختن متوجه نیستی ؟ چرا نمی ذارید حرفایی که به گوشمون نرسیده رو یه نفر بهمون بگه؟ چرا این وحدت رو چماق کردید توی سر کسایی که بحث علمی می کنن می زنین ؟ این چه وضعیتیه توی صدا و سیما که این حرفا رو به ما یاد نمی دن پس ما باید از کجا دلایل حقانیت مذهب شیعه رو یاد بگیریم یه کاری نکنید که هیچ کس جرات یاد دادن رو نداشته باشه و هیچ کس هم چیزی یاد نگیره
شما اگه ناراحت می شید یا این حرفا رو بلدید بذارید اقلن ما که بلد نیستیم یه چیزی یاد بگیریم و وقتی با یه سنی خواستیم در باره مذهبمون بحث کنیم حرفی برای گفتن داشته باشیم
ایول جناب حیدر به حق که اسم خوبی روی وبلاگ گذاشتید بیایید بیشتر بدانیم البته اگر بعضی ها بذارن !!!!
سلام علیکم
اگر امکان داشته باشد کتابی و یا مطالب در راستای عوامل قتل عثمان برایم معرفی و یا ارسال نمایید.
از شما سپاسگذارم.
*=====*
سلام دوست من، با تشکر از بازدید شما و کامنتی که مرقوم داشتید به عرض عالی می رسانم بنده کتابی که مستقلا در مورد موضوع قتل این خلیفه نگاشته شده باشد را نمی شناسم. بیشتر کتب به تحلیل اوضاع آن دوره پرداخته و در ضمن نسبت به این موضوع هم بحث کرده اند. می توانید در کتب تاریخی که بعضی از آن ها را در رفرنس این پست نوشته ام مراجعه کنید.
اگر قرار باشد کتابی را معرفی کنم به کتاب ” حزب علوی و حزب اموی” نوشته دکتر محسن حیدری، تصریح خواهم کرد. البته مطالعه کتابهای دکتر تیجانی ( سنی راه یافته و شیعه شده ) را در این زمینه بسیار مفید می دانم. این کتابها به جناب عالی اطلاعات بسیار خوبی در زمینه های مختلف مورد بحث میان شیعه و سنی می دهد. اگر فکر می کنید در مورد موضوع خاص دیگری نیز نیاز به مطالعه دارید بفرمایید در حد اطلاع در خدمت شما خواهم بود.
باز هم از کامنت و بازدیدتان سپاسگزارم و امیدوارم حضور همراه با نظراتتان ادامه دهید.
برای نوشته ات چرا منبع معتبر ذکر نمی کنی ؟؟؟ به نظر تو 1 میلیارد و 200-300 میلیون مسلمان اشتباه می کنند و فقط ما درست میگیم ؟؟؟ دینی که ماله اوناس و اونا به ما یاد دادن ما از خودشون بهتر یادگرفتیم ؟؟؟ !!!! ( دایه مهربانتر از مادر )
واقع بین باش !!!!!!!!!مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی !
پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش …. >
امیدوارم خدا همه رو بیامرزه و با نیاتشون در موردشون قضاوت کنه !!!!
*=====*
سلام بر شما، سال نو مبارک
در مورد منبع نوشته، حتما لازم است دقت فرمائید تا در پی نوشت هر پست منابع معرفی شده را که همراه با آدرس دقیق و حتی ناشر آن کتاب است، ملاحظه کنید. این اشکال به نویسنده وارد نیست، خواننده گرامی باید مطلب را تا پایان مطالعه کند. اگر توانستید در این وبلاگ حتی یک پست بدون رفرنس معرفی کنید، جایزه ارزشمندی نزد من دارید!
در مورد اشتباه مسلمانان یا درستی عقیده آنان، به نظرم شما به جای بها دادن به منطق و علم، رویکرد بها دادن به نظر اکثریت را برگزیده اید که، از نظر روش شناسی علمی گزاره ای نادرست است و نمی توان معیار درستی مطالب را نظر اکثریت دانست. آن چه معیار است عبارت است از دلیل و برهان. بنابراین اگر جناب عالی اشکالی به هر یک از پست های وبلاگ دارید، به روشنی بیان فرمائید، بنده نیز قول می دهم در حد معلوماتم از پاسخ دادن شانه خالی نکنم.
در مورد این که دین مال آنهاست و …، هر چند مشارالیه آنان را تعیین نکرده اید، ولی اگر مراد شما این است که دین مال اهل سنت است، بنده با کمال احترام صددر صد مخالف این مطلب هستم و اگر طالب باشید، از نظر علمی ثابت می نمایم که اصالت در دین با تشیع است، نه تسنن و این نکته را از فرمایشات رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که در کتب معتیر خود اهل سنت نقل شده است، تبیین خواهم کرد.
در مورد این که “مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی”، کاملا با جناب عالی موافقم، اما معلوم نیست منظور شما نقد چه تفکری ست و به کدام روش ایراد دارید. اگر روشن تر همراه با استنادات واضح ایراد خود را بیان کنید، در فهم اشکال و هم پاسخی که تادبّا لازم است عرض کنم، موثر خواهد بود، پس در این مورد هم منتظر توضیح شما می مانم.
در مورد “پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش ….”، هم با وجود این که مرجعیت قرآن مجید در سیر مباحث برای هر مسلمانی بدیهی ست، اما منظور شما از یک سوم و این که خطاب شما در این مساله به چه کسی ست را متوجه نشدم. علاوه بر اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قایل نیست قرآن به تنهایی و بدون تکیه بر سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در مناظرات و گفتگوهای اعتقادی کافی ست. این مطلب را به شکل خلاصه می توان به این صورت بیان کرد که قرآن شرط لازم برای مباحث هست اما شرط کافی نیست چون برای درک درست آن لازم است به منابع معتبری که ناقل سنت صحیح آوردنده ی آن صلی الله علیه وآله وسلم می باشد، مراجعه شود.
در پایان بنده نیز برای دعای جناب عالی آمین گفته، از حضرت احدیت جل اسمه، استجابت آن را طلب می نمایم، در انتظار کامنت های بعدی شما هستم، موفق باشید، التماس دعا.
************************++++*************************
***********************عرب سوسمارخور ******************
اگر تو يك ايراني اصيل باشي هيچوقت … عربها رو توي … نمي زاري و براشون … بزني
تو دنباله رو چند عرب وحشي سوسمار خور هستي يا احتمالا نواده يك عرب باشي بطوريكه در زمان حمله به ايران يك عرب … و تو خواهان … عربها ي وحشي شده اي
توصيه مي كنم كه تا وقتي …عربها تو … نكرده و … از اين نشده … و بفهمي تا حالا تو و خانواده ات در مورد عربهاي چه …بيجايي خورديه ايد
به اميد نجات توي … عرب و حشي
*=====*
آنقدر این کامنت بی ادبانه بود که پس از ویرایش و نقطه چین کردن مطالب زشت و غیر اخلاقی، تقریبا چیزی باقی نماند!
کسی شما را مجبور به نوشتن کامنت نکرده است که ناچار شوید به خاطر فقدان مطالب غیر علمی از مطالب بسیار زشت و الفاظ رکیک استفاده کنید، جدا حتی خواندن آن شرم آور بود ، چه رسد به نوشتن و معلوم نیست نویسنده ی این مطالب از کدام نسل برآمده و برسرکدام سفره پرورش یافته است. پیش از این نیز به شما گفته بودم که مراعات ادب را بکنید ، ولی متاسفانه ثمری نداده است.
این بار اگر این مطالب را برای بار سوم تکرار کنید از درج کامنت شما معذورم
امیدوار با رعایت ادب دریچه ای به سوی دانش به سوی شما گشوده شود.
تو رو در حدي نمي بينم كه با تو بحت علمي داشته باشم چون مطالبي كه اينجا مي زاري حرفهاي احمقانه بيش نيست مگه عرب جز وحشي گري به تو به تو چه علمي آموخته كه من با تو علمي بحث كنم.
كسي كه خواهان از دست دادن فرهنگ و كيش خود و مملكت خود باشد خائن است و به خائن ها هم حرفهايي كه در بالا بهت گفتم لايق است.
حضرت امیر امومنین خود ناظر حقایق و وقایع زمان خود بودند و مصلحتی که ایشان برای عمل نکردن به این کار علتی کامل وقانع کننده و صددرصد صحیح بوده است
ازشما برای تلاش دراین عرصه وروشن کردن ذهن مردم درمورد بعضی افکار به ظاهر درست متشکرم وبرای شما ارزوی سلامتی دارا هستم
صادقی
*=====*
سلام بر شما
ضمن سپاسگذاری از نظر لطفتان، امیدوارم در آینده نیز از نظراتتان بهره مند شوم، موفق باشید، التماس دعا.
کامنت گذار محترم جناب h-d
کامنت طولانی شما دریافت شد، به دلیل تفصیلی بودن آن، انشاءالله در اولین فرصت تمام کامنت را همراه با جواب، در قالب یک پست مستقل در وبلاگ عرضه خواهیم کرد.
از شما سپاسگزاریم.
باسلام وعرض ادب خدمت تمام امتان حضرت محمد (ص)
اين مطالب زيبا را براي دوستان مومن خدا بيان داشتم خيلي زيباست
عقیده 40- خدا و رسول برای آمدن قیامت علائم و نشانه هائی بیان فرموده اند که یکی بعد از دیگری حتما خواهد آمد، از آن جمله:{….}
*=====*
سلام بر شما
کامنت شما به دلیل عدم استناد به منابع علمی، قابل تایید نبود. امیدواریم از این به بعد مطالب مستند شما را مطالعه کنیم، موفق باشید.
چرا کامنت هایی که باب میل تان است را فقط قبول می کنید؟
*=====*
هم عجله کردید و هم بقیه کامنت های این وبلاگ را مطالعه نکردید. در این وبلاگ تمام کامنتها تا زمانی که توهین در کار نباشد تائیدمی شود ولی به دلیل این که بنده تمام روز را آنلاین نیستم و فقط یک بار در روز آنهم در ساعات مشخصی کانکت هستم، میان ارسال کامنت و تائید آن زمانی فاصله می شود. البته اگر منتظر ماندید عذر خواهی می کنم.