دین ما نیز چون سایر ادیان دارای قوانینی است که باید از سوی حاکم دینی مورد عمل قرار گیرد. این قانون ها مشروط به شرایطی می باشد که تنها دانایان از آن مطلع هستند. هرگاه قدرت در اختیار افرادی که به نام دین حاکم شده اند، قرار گیرد در صورت ناآگاهی از مقررات و دستورات دین، بلایی ناگوار گریبان گیر جامعه می شود. اگر فردی ناآگاه در مسند حکومت اسلامی بنشیند و بخواهد با تکیه بر نادانی و جهالت خود حکمرانی کند، تنها نتیجه ای که عاید می شود زیان مردم و بدنام شدن اساس دیانت است. به این داستان تاریخی که در زمان خلافت عثمان بن عفان سومین خلیفه مورد قبول اهل سنت، اتفاق افتاده توجه فرمایید.
روزی زنی را نزد “عثمان بن عفان” آوردند که در ششمین ماه بارداری وضع حمل کرده و فرزندش را به دنیا آورده بود. عثمان دستور داد که آن زن را سنگسار کنند. در این هنگام علی بن ابیطالب ( سلام الله علیه ) گفت: حکم این زن سنگسار نیست، خداوند متعال در قرآن می فرماید: « و دوران حمل و از شیربازگرفتن اش سی ماه است » (1) و نیز می فرماید: « مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند، این برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل نماید » (2). با توجه به این دو آیه وضع حمل می تواند در شش ماهگی صورت گیرد، پس سنگسار بر این زن نیست (3). عثمان با شنیدن این استدلال شخصی را به دنبال آن زن فرستاد. فرستاده عثمان زمانی رسید که آن زن سنگســــــــار شده بود (4).
به روشنی ملاحظه می فرمایید که دوری این خلیفه اهل سنت از دانش دینی، باعث شد یک زن پاک دامن سنگسار شده و کشته شود. به راستی اهل سنت در برابر این گونه اعمال خلفای خود چه پاسخی دارند؟ صرف این که بگویند اجتهاد کرده و خطا از آب درآمده، آیا مساله حل می شود؟ بر فرض این که بپذیریم این خلیفه اهل اجتهاد بوده است، از چه روشی برای اسنباط حکم شرعی استفاده کرده است؟ در کدام مورد از آیات قرآن و سنت شریف نبوی صلی الله علیه وآله وسلم آمده که زنی که در شش ماهگی وضع حمل می کند، زنا کار است و باید سنگسار شود؟ مبنای اجتهاد عثمان چه بوده است؟ چرا با وجود صحابی بزرگی مانند امیرمومنان علی علیه السلام، خلافت را درخور کسانی می دانید که این گونه با احکام خدا و دین رفتار می کنند؟ آیا از دیدگاه عقل، با وجود کسی که عالم است و تمام احکام دین را به درستی می داند، نوبت به اشخاصی مانند عثمان می رسد؟
پی نوشت ها:
1- سوره احقاف، آیه 15.
2- سوره بقره، آیه 233 .
3- در واقع استدلال امیرمومنان علیه السلام به این دو آیه با استفاده از زمانی که بیان شده است، می باشد. به این معنی که یک آیه زمان شیردهی را دوسال می داند که برابر با بیست و چهار ماه می شود. آیه دیگر مجموع زمان شیردهی و حمل را سی ماه دانسته است. با کسر کردن بیست و چهار ماه شیردهی از سی ماه، شش ماه باقی می ماند که بیان کننده کوتاه ترین زمان بارداری خواهد بود. در نتیجه عثمان نباید آن زن را به اتهام زنا و به دلیل این که زودتر از موقع فرزند خود را به دنیا آورده است، محکوم به سنگسار می کرد.
4- منابع اهل سنت:
الف- کتاب الموطا، امام مالک، جلد2، صفحه 825 (کتاب الحدود، حدیث11)، ناشر: داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان
ب- الاستذکار، ابن عبدالبر، جلد7، صفحه 491، شماره 1531، ناشر: دارالکتب العلمیة.
ج- الفصول فی الاصول، جصاص، جلد1، صفحه106 (پاورقی).
د- سنن بیهقی، جلد7، صفحه 442.
ه- الدر المنثور، سیوطی، ذیل آیه « و وصینا الانسان بوالدیه حسنا ».
و- مسند احمد، جلد1، صفحه 104.
ز- کنزالعمال، متقی هندی، جلد3، صفحه227.
قابل توجه این که برخی از منابع شیعه ( وسایل الشیعة، الحرالعاملی، جلد21، صفحه 382 ) این ماجرا را در مورد عمربن خطاب خلیفه دوم اهل سنت، نقل کرده اند.

سلام حیدر جان باز هم مثل همیشه عالی بود جواب اهل سنت در این مورد چیست؟ اگر جوابی هم داشته باشند
*=====*
سلام فراری عزیز و گرامی
دوست من تا کنون (9) شماره از این عنوان ( خلفای اهل سنت و دانش دینی ) نوشته و در وبلاگ منتشر کرده ام. اگر شما جوابی از سوی دوستان اهل سنت شنیدید من هم شنیدم. متاسفانه تنها به کامنت های فحاشی و توهین و جسارت برخورده ام. همان رویه ای که در بالاترین وجود داشت. البته هنوز هم امیدوارم که از سوی یکی از این دوستان پاسخی بشنوم که آنها خود را چگونه در برابر این حجم انبوده از اشکالات مکتب سقیفه قانع کرده اند و هنوز از آن پیروی می کنند.
از لطف شما ممنونم موفق باشید
یا علی مدد
دیدن وخواندن این همه فضاحت ازسوی کسانی که ادعای جانشینی اشرف مخلوقات رادارنددرحالی که هیچ بهره ای ازعلم و درایت وآنچه لازمه این امر خطیراست ندارند انسان راازاین اشخاص منزجرمی کند
این داستان صحیح نبوده ومعلوم نیست از کجا وازچه منبعی نقل کرده اید ولین داستان در مورد حکم چه کسی بیان شده؟
*=====*
سلام بر شما و ممنون از لطف واسعتان، آن قدر واسع که سه کامنت با یک آی پی ولی با نام های متفاوت در این وبلاگ گذاردید.
هرچه دقت کردیم از استدلال در کلام شما خبری نبود و تنها الفاظ زشت، پرده از رفتار شما برمی داشت.
در پایان هر پست و با عنوان پی نوشت، منابع مطلب نوشته شده است که تماما از معتبرترین کتب اهل سنت است؛ اگر اعتراضی دارید می توانید الفاظی را که خطاب به ما نوشته اید، به این منابع نسبت دهید که ما فقط و فقط نقل کرده ایم.
امیدواریم باز هم آی پی شما را در این وبلاگ زیارت کنیم اما با لحنی محترمانه و همراه با استدلال و برهان نه خطابه و احساسات. توصیه ی شما به مطالعه را نیز حتما آویزه ی گوش قرار می دهیم اما خالصانه آرزو می کنیم خود شما نیز به این توصیه عمل کرده از بیان اعتقاد خود به شیوه ی احساسی خودداری کنید که متاسفانه شنونده ای ندارد.