
و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا
انا لله و انا الیه راجعون
امروز روز ارتحال غم بار آخرین فرستاده الهی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم و شهادت جان گداز حضرت امام حسن مجتبی سلام الله علیه بود. سرزمین وحی دیگربار در این روز حزن افزا، شاهد سبعیت و ددمنشی کسانی شد که خود را پیرو سنت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله وسلم می دانند. شیعیانی که برای تجلیل این روز کنار بارگاه ملکوتی رسول اکرم و قبور مطهر ائمه بقیع علیهم صلوات الله اجتماع کرده بودند و دست زاری و التجا به پیشگاه خداوند گشوده بودند و آبرومندترین بندگان حضرت حق را در درگاه او واسطه قرار داده بودند، مورد حمله دژخیمان وهابیت قرار گرفتند.
در این میان دو مطلب ذهن را آزار می دهد و روح را اسیر غم انگیزترین تنش های روانی می کند. حکومت عربستان به عنوان خادم حرمین شریفین چگونه به کسانی که از روش های امربه معروف و نهی از منکر تنها آتش گشودن به سوی زائران را آموخته است و نادرست ترین روش را برای اصلاح آن چه به غلط شرک می پندارد، برگزیده است، میدان داده است؟ چرا نه تنها در برابر اینان واکنشی نشان نمی دهد بلکه درصدد است بازماندگان مجروح این حادثه تلخ را محاکمه کند؟
از سوی دیگر حکومت ایران، چرا حتی در حد یک خبر به پوشش این حادثه فجیع نپرداخته است؟ چرا وزارت خارجه حتی با احضار سفیر سعودی مراتب اعتراض دولتی را که خود را دولت ارزش محور می داند، به حکومت عربستان تسلیم نکرده است؟ آیا کسانی که امروز در حرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم زیر آتش سلاح های ماموران امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفتند، مسلمان نبودند؟ آیا تنها باید برای اربعین شهدای غزه اعلام عزا کرد یا شیعیان نیز در فرهنگ پشتیبانی از مظلوم و محکوم کردن ظالم جایگاهی دارند؟ چرا از نظر دولت ایران تنها و تنها صهیونیست ها جنایت کار و ناقض قوانین حقوق بشر هستند و وهابیت ظلم پیشه سزاوار محکوم کردن حتی زبانی، نیست؟ آنانی که نشسته اند و برای اندک ظلم صهیونیست بیانیه و پیام صادر می کنند، چرا در برابر این ظلم آشکار وهابیت سکوت کرده اند؟ دولت ایران این دوگانگی در رفتار علیه ظالم را چگونه توجیه می کند؟
کجایند کفن پوشانی که در فرودگاه بست نشستند و با اصرار درخواست کردند که برای کمک به مردم بی دفاع غزه به آن منظقه اعزام شوند؟
دستگاه دیپلماسی خارجی دولت ایران چه استراتژی در برابر این حملات ددمنشانه اتخاذ کرده است؟ آیا منتظرید تا وهابیت صریحا و علنا اعلام جنگ کند تا به خود آیید و اقدامی صورت دهید؟
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی / مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

ک… ننشون می خواستن نرن !!!
*=====*
نظر شما ویرایش شد، مودب باشید.
بدبخت همه نظرها باید تعریف باشه ازت جرات مخالفت نداری؟
*=====*
نظر دوم شما هم نشانی از ادب در کلام ندارد. می توانید بفرمایید بنده کدام نظر مخالف را حذف کرده ام؟
آیااین کامنت شما صرفا یک اتهام است و یا دلیلی هم بر صحت مدعای خود دارید؟
خوشحال می شوم اگر کامنت مخالفی که داشته اید و بنده آن را حذف کرده ام یا نمایش نداده ام، مطرح کنید تا حتما اعتذار بنده را بشنوید.
البته از لحن شما پیداست که این ادعای شما نمی تواند صحت داشته باشد.
موفق باشید از بازدید شما سپاسگزارم.
ein paiambaretan ba oon emametan hardo kolahbardar boodand ziad hers nakhor
*=====*
اگر حرصی هم هست به خاطر رفتارها و گفتارهای غیر منطقی و توهین های بی دلیل است. می توانستید برای اهانتی که کردید نمونه ای هم ذکر کنید تا به شکلی علمی و منطقی در مورد قضاوت شما به گفتگو بنشینیم.
shoma kami bishtar va bedoone taassob bekhanid be kolahbardariye
ein ghom pey khahid bord azize dele baradar
albatte az neveshtar shoma eintor be nazar miresad ke yek taassobe shadide koor be ein maghole darid va sohbat ba shoma be ghole reza
marmolak . chera ke faidehey ham nadarad
*=====*
بار دیگر سلام بر شما جمشید گرامی
ای کاش به جای کلی گویی و این بار متهم کردن بنده به تعصب، به شکلی درست و منطقی وارد گفتگو می شدید و به جای توصیه به بنده برای مطالعه بیشتر – که البته توصیه بسیار خوبی است و همه ما باید بدان عمل کنیم – مطالبتان را مستند می کرده و هم دلیلی که مرا در نظر شما متعصب نشان میدهد بیان می فرمودید و هم استدلالی که شما را به کلاهبردار شناختن این قوم رسانده است مرقوم می داشتید.
امیدوارم کامنت بعدی شما نه حاوی الفاظ رکیک باشد و نه دربردارنده ی ادعایی بی دلیل.
منتظر براهین شما می مانم، موفق باشید، خدانگهدارتان.
اینهمه توهین که در ایران به اهل سنت میشود وهیچکس هم جوابگو نیست میتوانید درyoutube به سخنرانی اخوندکی باسم مهدی دانشمند گوش دهید والبته یک برنامه از سخنرانیهایش در ساین خواندنیها وgooya news هم هستومن تعجب میکنم چگونه دولت عربستان اینهمه بی غیرت است که شیعه ها را به شهرهای مکه ومدینه راه میدهد.
وامیدوارم این ویدئوها هر چه زودتر بدست عامه مسلمین در سراسر جهان برسد تا همه از ماهیت واقعی اخوند شیعه بهتر اگاه شوند
*=====*
سلام بر شما جناب ارجمندی عزیز و گرامی
گمان می کنم برای قضاوت بهتر باشد به رفتار هر دو طرف نگاه کرده شود، نه این که با توجه به رفتار یک طرف حکم صادر کنیم. شما استناد به مطالب یک شخص کردید و بنده شما را دعوت می کنم که مطالب یک جریان قوی با پشتوانه حکومتی را ملاحظه بفرمایید. مقصود بنده رفتاری است که از جانب وهابیون در قبال شیعیان انجام می شود. حتما شنیده اید که وهابیت شیعیان را حتی مسلمان هم نمی دانند و ذبایح آنان را مذکا نمی دانند. لابد مطلع هستید که به صراحت فتوی می دهند که شیعیان مهدورالدم هستند و بسیاری دیگر از این مطالب که از سوی جریان وهابیت در مورد شیعیان اتفاق می افتد. در گذشته های نه چندان دور شیعه به عنوان یک مذهب رسمی مورد قبول اهل سنت بود و در کنار مذاهب اربعه ی آنان شمرده می شد. اما سالیانی است که حتی اسلام شیعیان به رسمیت شناخته نمی شود تا زمان مرحوم آیت الله بروجردی که شیخ الازهر مصر فتوی به جواز تبعیت از مکتب اهل بیت علیهم السلام به عنوان پنجمین مذهب را صادر کرد.
دوست گرامی من هیچ گاه نمی توان به استناد سخنان افرادی که افراطی به شمار می روند در باره اصل یک مذهب قضاوت کرد. معیار قضاوت رفتار و اعمال دانشمندان بزرگ یک مذهب است. در میان شیعیان علمای بزرگ تاکید به گفتگوی منطقی و علمی و مستند با اهل سنت دارند و همیشه از این مسیر جلو رفته اند. به عنوان نمونه می توانید به فعالیت های مرحوم شرف الدین در دوران معاصر نگاهی بکنید و نقش استدلال در مواجهه با علمای مذهب اهل سنت را مورد دقت قرار دهید.
این روش علمی دقیقا همان روشی است که بنده نیز در این وبلاگ براساس آن رفتار می کنم و مسیر خود را بر طبق آن تنظیم کرده ام. بیان مطالب اساسی با استناد به معتبرترین کتب اهل سنت و طرح علمی دیدگاهها. فکر نمی کنم هیچ کدام از منصفین اهل سنت با این روش مشکلی داشته باشند مگر کسانی که بنای کار خود را بر اساس تعصب قرار داده از شنیدن واقعیات موجود در کتب معتبر خود وحشت داشته باشند.
زیاده سخن گفتن روا نیست اما همه اینها را برای آن نوشتم که شما دولت عربستان را به خاطر راه دادن شیعیان ملامت کرده بودید و به سخنان یک فرد استناد کرده بودید.
دوست محترم ! ما نیز امیدواریم مطالبی که علمای وهابیت در مورد شیعیان می گویند و می نویسند و خشونت را علیه شیعیان تئوریزه می کنند به دست همه برسد تا از ماهیت واقعی آنان مطلع شوند و با توجه به گفتارهای هر دو طرف سعی بر قضاوتی عادلانه و بر اساس معیارهای منطقی داشته باشند نه این که تنها سخن یک طرف را بشنوند و براساس آن حکم صادر کنند.
از بازدید شما از وبلاگ و کامنتی که گذارید ممنونم و امیدوارم ارتباط مابین ما ادامه داشته باشد.
موفق باشید.
کاش منبع خبر رو لینک می کردین. هنوزم دیر نیستا!
*=====*
سلام بر شما و ممنون از کامنت
بنده این خبر را در سایت شیعه نیوز دیدم که از سایت آینده نقل کرده بود. این خبر و حواشی آن فراوان است می توانید مراجعه کرده و اخبار تکمیلی آن را مطالعه بفرمایید.
از بازدید شما سپاسگزام.
قلب انسان از هر ظلمی به درد می یاد. دولت ایران وقتی پایه منافع باشه از هیچ چیزی دریغ نمیکنه. چه می خواد شیعه علی باشه چه مسلمون چچنی چه دانشجوی پلی تکنیکی!! مهم حکومت عزیزم. مهدی بیا ما رو نجات بده از این فسق شرم آور به نام مسلمانی…
لعنت به این سیاست که همه چیز حتی دین و مذهب را تحت الشعاع خود قرار داده است.
آجرک الله یا بقیة الله
اسلام، مظهر خشونت!
*=====*
سلام دایی محسن خان
از شما بعید بود، لابد جنابعالی نیز مظهر منطق و استدلال هستید؟؟
این کارها غلط است ، اشتباه است ، احمقانه است . این کارها همانقدر اشتباه است که حمله چماقداران به دانشجویان !
ولی همه این حماقت ها ریشه در یک چیز مشترک دارد … !
اتفاقا خیلی خوبه که شما شیعه و سنی هزاران ساله با هم کینه و دشمنی دارید و این دشمنی و کشت و کشتار و توهین و فحاشی به همدیگه تا امروز ادامه داره. اینجوری باعث میشه سرتون گرم باشه و بیشتر در عقب ماندگی و بدبختی فرو برید. اسلام رو باید از شما مسلمونا شناخت. همینکه دوتا فرقه به خون هم تشنه هستید و همکیشان مسلمان جنابالی در عراق و پاکستان همدیگه را تکه پاره می کنند نشان میده که اسلام به جز ترویج خشونت و بدبختی و خرافات و عقب ماندگی هیچ فایده ای برایس جماعت موهوم پرست مسلمان نداشته. به قول ادیب کرمانی:
ز نادانی دلی پر زرق و پر برق
گرفتار علی ماندی و بوبکر
همه عمر اندر این محنت نشستی
ندانم تا خدا را کی پرستی
و به قول عبدالرحمان جامی:
ای مغ بچه از مهر بده جام میم
کآمد ز نزاع سنی و شیعه قیم
گویند که جامیا چه مذهب داری
صد شکر که سگ سنی و خر شیعه نیم
*=====*
سلام
به راستی انسان از این همه سطحی نگری به شگفت می آید. تاریخ و حتی زندگی امروز در بسیاری از مناطق نشان می دهد که شیعیان و اهل سنت به آسودگی در کنار هم زیسته اند. بدو ظهور درگیری ها را باید از زمانی دانست که افرادی فریب خورده مباحثات علمی را به مشاجرات قومی تبدیل کرده اند و یا تمسک به مطالب بی اساسی مانند شعر خود را دارای تعمق در فکر دانسته و با فریبکاری و قیافه ظاهر الصلاح موجب بروز خشونت گردیده اند. از دیرباز این دو فرقه عمده اسلامی با هم زیستی سالم پیشرفت منطقه خود را موجب گردیده اند تا زمانی که وهابیت ظهور کرد و دست پلید استعمار از آستین گروهی متعصب بیرون آمد. اینان کسانی بودند که هرگونه بحث را تعطیل کرده و با مشرک نامیدن یک گروه و هدر اعلام کردن خون آنان باعث بروز مظاهر خشن در زندگی بشری شدند.
کسانی که برای اثبات نظر خود دستاویزی جز شاعری و افسانه بافی ندارند، همواره سعی کرده اند دین را مایه عقب افتادگی معرفی کنند در حالی که دین به انسان روش زندگی درست را می آموزد و همواره به صلاح و سداد و زندگی مسالمت آمیز و تحمل عقاید دیگران توصیه می کند. در این میان افرادی که هیچ نسبتی با دین و هیچ سنخیتی با آزادگی ندارند، کوشیده اند ناتوانی خود از رشد و پیشرفت را به گردن دین و دیانت انداخته آبروی نداشته ی خویش را بازیابی کنند.
هیچ گاه شیعیان و اهل سنت یکدیگر را مهدورالدم اعلام نکرده اند و این از ارمغان هایی است که وهابیت به دامن امت نشانده است و زودباورانی که اتکایشان به موهومات و ترهات شاعران ناآگاه است، این ارمغان را به اساس دیانت نسبت داده اند که این خود نشانه عدم هرگونه دریافت درست از اسلام و مسلمان واقعی است.
در کجای تاریخ دیده اید که یک عالم شیعه فتوا به قتل مسلمان اهل سنت بدهد؟ در کجای تاریخ آمده است که شیعیان ابتدا به کشیدن شمشیر کرده باشند مگر آن که برای دفاع از خود بوده باشد؟
نه درک درستی نسبت به دین دارید و نه اطلاعی از تاریخ، آنگاه سری تکان داده به خاطر متدین بودن مردم اظهار تاسف می کنید و آن را ریشه عقب افتادگی می دانید. زمانی که دانشمندان بزرگ مسلمان بر غرب آقایی می کردند شما کجا بودید تا این گونه اظهار تاسفتان را مایه مضحکه ی خود کنید؟ آن گاه که غربیان مفتون پیشرفت مسلمین می شدند و کتابهای دانشمندان مسلمان را در بزرگترین مراکز علمی خود تدریس می کردند، چگونه دین را مایه عقب افتادگی نمی دانستید؟
معلوم می شود که این دین نیست که باعث عقب افتادگی است بلکه این نادانی فریب خوردگانی است که با هجوم فلسفه مارکسیست و یا برخی گرایشات لیبرالیست ذهنیتی نادرست نسبت به دین به دست آوردند.
فیروز گرامی! لااقل با اندکی عمق بخشیدن به فکر خود به درستی دریابید که پیش از زمان ظهور وهابیت مسلمین چه وضعی از نظر همزیستی داشته اند؟ شما را به آن چه بدان معتقدید تامل کنید که چه شد تنش ها بین اقوامی که قرن ها به آرامی در کنار هم زندگی کرده اند، پدیدار شد؟
آیا در تمام طول تاریخ دانشمندان دو مذهب با یکدیگر گفتگوهای علمی در راستای گفتگوی مذاهب و ادیان نداشته اند؟ آیا در تمام طول تاریخ این گفتگوها و مناظرات منتج به تغییر عقیده و مذهب بسیاری از پایبندان به یک مذهب نگردیده است؟
آیا روح مباحث علمی شما را وادار به نام نهادن خشونت بر آن نموده است؟ آیا از رویه مذاکرات و مناظرات حتی اندک اطلاعی دارید؟
آری این چنین بود برادر! ندانستید و نخواستید بدانید که چه شد که عقب ماندید و در این بین ساده ترین راه را انتخاب کردید. در گوشه ای نشسته شمعی روشن کرده و به خواندن اشعاری مشغول شدید که هیچ ارزش علمی ندارد و در تاریخ راه به جایی نمی برد.
رفتار مغرضان و افراطیان را به دین نسبت دادن تنها و تنها نشانه نشناختن دین است و بس!
ای کاش لااقل به مناظرات نام توهین و به گفتگوهای علمی اسم خشونت نمی نهادید تا اثبات گردد اندکی از روی اطلاع سخن می گویید.
برای ادامه سخن در این مورد آمادگی کامل دارم و امیدوارم این بار به جای شعر سرایی به ارائه مدارک و سخن منطقی و مستدل روی آورید.
منتظر قدوم دوباره شما هستم ، موفق باشید.
سلام بر جناب حیدر
بنده از بازدید کنندگان دائمی وبلاگ شما هستم و از مطالب آن بهره مند میشوم برای من بسیار مایه خوشحالی هست که امثال شما که اطلاعات وافری از دین دارید درباره حکومت و سیاست هم نظرات ارزشمند و منطقی دارید . با دلگرمی به کارتان ادامه بدهید و ازتوهینهایی که به شما روامیدارند محزون نگردیدچرا که این افراد تحمل حرف حساب را کمتر دارند کارشما ارزش زیادی دارد من که به سهم خودم از شما ممنون و متشکر هستم
baba velesh kon be zandegit beres khar adam she ina adam nemishan
poste ghashangi bud mamnun
1) به نکته خوبی اشاره کرده اید و این رفتار هنوز برای من جای سؤالات زیادی دارد.
2) متاسفانه تعداد از نظرگذاران اصلا به ماهیت جریان توجه نکرده اند و تنها عقده های درونی خود را بیان نموده اند.
شاید همین موضوع نشان می دهد که نباید بهانه و موضوعی به آنان داد، زیرا که هدف آن ها با درک حقیقت سازگار نیست (ابته منظورم افراد این تیپی است که متاسفانه در محیط وب هم کم نیست می باشد، نه همه)
[...] صدا و سیما، وزارت خارجه، دولت اسلامی ایران! شرم نمی کنی… کجایند کفن پوشانی که در فرودگاه بست نشستند و با اصرار درخواست کردند که برای کمک به مردم بی دفاع غزه به آن منظقه اعزام شوند؟ [...]
خواهشا دیگر واژه خادم حرمین شریفین را در مورد پادشاه عربستان به کار نبرید(مشروب خور خودفروخته)
بااون بی آدبی هایی که اون اول نظرات توهین آمیز دادن شما میخواهید باهاشون به گفتگو بنشینید؟؟ باهات شرط میبندم که هرگز اینا پای صحبت کسی نمیشینند سیستمشون همون سیستم وهابی هاست
*=====*
سلام دوست عزیزم
تجربه نشان داده که حق باشماست
از لطف شما سپاسگزام و بابت ویرایش مختصری که کردم عذرخواهی می کنم، متوجهید که…
حیدر عزیز.
نوشتار شما زیبا و متین است. بخش نظرات هم که دیگر اساسا ماجرای دیگری است و در بستر خودش حرفهای بسیاری دارد.
بسیار استفاده کردم
یا علی
*=====*
سلام هاتف عزیزم
یک بار دیگر هم بنده را شرمنده الطافتان کردید، امیدوارم خلل و نقصان های موجود را نیز به بنده بفرمایید تا در رفع آن کوشش کرده گامی به جلو بردام، موفق باشید
یاعلی مدد
بجای منبر رفتن و تلاوت خطبه های منبری آخوندی که دوزار ارزشی نداره، برای ادعاهای پوچ خود سند و مردک نشون بده وگرنه ازین قبیل تقیه های آخوندی ما زیاد دیدیم.
ادعا کردی مسلمانان با دانش خود غربی ها رو حیرت زده کرده بودند! چند نفر ازین دانشنمدان رو که اختراعی، کشفی چیزی برای بشریت داشته اند معرفی کن تا ما هم بیشتر آشنا بشیم؟!! البته مشخصه که حتما می خوای دانشمندان ایرانی رو به ناف مسلمانان وحشی ببندی! جابربن حیان رو شاگرد جعفر صادق معرفی کنی یا زکریای رازی رو که همین جماعت مسلمون تکفیرش کردند شیعه جلوه بدی؟! ولی امثال تو که دم از تاریخ میزنی حتما باید بدونی که همین پیشرفت مقطعی جماعت مسلمون هم از صدقه سر ترجمه کتابهای یونانی و دانشمندان ایرانی بوده که نه تنها اسلام رو قبول نداشتند بلکه به هیچ دین و مذهبی اعتقاد نداشتند. این هم سندی درباره زکریای رازی از کتابهای تألیف شده بدست خود مسلمانان شیعه:
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی/ جلد یکم/ ص ۱۷۶
معارف اسلامی در جهان اسلامی/ سید حسین نصر/ ص ۲۳
زکریای رازی: ادیان و مذاهب، علت اساسی جنگها و مخالفت با اندیشههای فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتابهایی که به نام مقدس آسمانی معروفاند، کتب خالی از ارزش و اعتباراند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و سقراط خدمت مهمتر و مفیدتری به بشر کرده است.
جماعت مسلمون از 1400 سال پیش تا الان عقب مانده بوده و هستند و امروز هم در کشورهای مسلمون بجز ساختن آفتابه و نوشتن رساله در باب بیت الخلاء چیزی دیگه ای صادر نمیشه.
سفسته دوم امثال مسلمانانی مثل تو اینکه جنگ و وحشیگری های شیعه و سنی رو به ظهور وهابیت ربط میدید! ولی باز هم جنابالی که ادعای تاریخدانی میکنی، محرم سال 445 قمری هم وهابیتی وجود داشته؟؟!! یا اینکه فرقه شیعه و سنی فقط از روی اعتقادات همدیگر رو تکه پاره می کردند؟؟ بجای حلیة المتقین خوندن کتاب های راستین تاریخی بخون. تاريخ ادبيات ايران/ نوشته دكتر ذبيح الله صفا/ جلد دوم:
«سلاجقه در تعقیب این سیاست یعنی تایید خلافت عباسی و مذاهب اهل سنت و مخالفت با فرقی که فقها و ائمه اهل سنت و جماعت با آنان مخالفت می ورزیدند مانند شیعه اثنی عشریه و قرامطه و باطنیه و معتزله غلو می کردند و از قتل و آزار آنها مطلقا امتناعی نداشتند و حتی در این مورد از قتل وزرای خود، در صورتی که متوجه الحاد و زندقه ایشان می شدند امتناع نداشتند.»
با این اوضاع و احوال، تعصبات و مشاجرات قومی و دینی بین اصحاب ادیان مختلف رواج کامل داشته است. تردیدی نیست بیشترین کینه ها و شدید ترین خصومت ها که سابقه ممتدی داشت بین دو گروه شیعه و سنی در این روزها بالا گرفته است. دو فرقه شیعه و سنی به نفی، انکار و استهزای عقاید و مقدسات یکدیگر پرداختند و یکی از وجوه تحقیر طرف مقابل سب و لعن خلفای راشدین بوده است. در حالیکه شیعیان به ابوبکر و عمر و عثمان بد می گفته و لعن می کرده اند، سنیان هم متقابلا علی را هدف انتقاد و استهزا قرار می دادند.
کتاب بغض فضایح الروافض مدرک مستندی است که از قرن ششم بجا مانده و نویسنده، 67 فضیحت (عمل زشت) به شیعیان منتسب نموده است. شیعیان در جواب کتابی که به النقض شهرت دارد نوشتند و در آن به شرح قبایح سنیان پرداختند که هر دو کتاب نشانگر طرز تلقی دو فرقه شیعه و سنی از یکدیگر است.
فضایح الروافض:
«شاعرکان بد اعتقاد و بی نماز و مفسد خمار، شعرهای رکیک گفته اند و در بازارها جمع شده می خوانند و این خواجگان رافضی (شیعه) کافر کیش احمق روش عوان طبع ابله دُم دار بی تمیز، با دلهای پر غل و غش و کین جمع شده بر آن دروغ ها معتکف بوده، آن بهتانها را به جان خریدار شده و آن محالات را در هیچ تاریخی و اثری نمی شنوند.»
رافضی لغبی بود که اهل سنت به شیعیان داده بودند و به معنی دورشوندگان از دین است.
اهل سنت معتقد بودند شیعیان دُم دارند و هنوز هم برخی سنی های متعصب به این عقیده هستند.
«… و عجب آنکه خران ورامین و عوانان قم و کلاه گران آوه … و خر بندگان سبزوار در قفای علی و محمد به بهشت برند که اینان شیعه آل محمدند و صحابه رسول و بزرگان و امامان (پیشوایان بزرگ اهل سنت مثل ابوحنیفه و امام شافعی و غیره) را به دوزخ برند»
النقض: «طرفه تر آنست که گمان می برد (یعنی نوسینده سنی کتاب) که لران خوزستان و گاوان طوس و خران اردبیل… و خر بندگان ساوه و دباغان نهاوند و خران اهواز هم به بهشت روند و علی را قتّال خوانند…»
این مشاجرات گاه به خشونت منتهی می شد و کار به کشت و کشتار و سوختن و تخریب می کشید. چنانکه در محرم سال 445 جنگ شدیدی بین شیعیان و سنیان در بغداد رخ داد که منجر به تخریب کلی کرخ بغداد شد.
فجیع تر و ننگ آورتر آنکه وقتی شهرهای ایران توسط دشمنان در معرض قتل و غارت قرار می گرفت (مثل حمله غزها)، باقیمانده شیعیان و سنیان که از تیغ مهاجمان جان سالم بدر برده بودند، به جان هم می افتادند و خرابی ها را تکمیل می کردند!
شعرای دو گروه که در میان آنها گاهی حکما هم مشاهده می شوند، وارد این میدان شده تعصبات و کینه و نفرت خود را نسبت به گروه مخالف نشان داده اند. نمونه هایی از این دست را می توان در دیوان حکیم سنایی غزنوی و حکیم ناصر خسرو قبادیانی ملاحظه کرد. این شقاق و نفاق که یکی از علل بیچارگی و عقب ماندگی و مذلت مسلمانان و ایرانیان است که در طول تاریخ دوام یافته و هنوز پابرجاست و ادامه دارد.
« در محرم سال 445، بين شيعه و سنى بغداد اختلافاتى که از اواخر سال 444 بروز کرده بود، شدت گرفت و دستههايى از ترکان نيز در تعصبات شرکت جسته، درنتيجه بسيارى از خانههاى محله کرخ بغداد که مسکن شيعيان بود و خانههاى محلات ديگر طعمه آتش و با خاک يکسان شد. در سال 449 خانه ابوجعفر طوسى، فقيه امامى در کرخ به باد غارت متعصبان رفت.»
*=====*
سلامی دوباره به فیروز گرامی
برای آن که به برداشتی که اولین خواندن کامنت شما برایم به دست آمد، مورد اطمینان باشد چند بار دیگر کامنت شما را مطالعه کردم. دوست عزیز فکر می کنم مطالبی که شما مرقوم داشتید به هیچ روی با نظریه بنده در تعارض نیست و مطلبی بر عرایض بنده اضافه نمی کند.
عرض بنده این بود که به هیچ روی نمی توان گفت دین مایه عقب افتادگی ملت هاست و آن چه از خشونت در میان پیروان ادیان و مذاهب دیده می شود دستاورد جهالت و تعصب است. بنده نوشته بودم که وهابیت به عنوان یک شاخص می تواند دیدگاه ما را در مورد وقوع خشونت های مذهبی سمت و سو بخشد. ظهور وهابیت موید این نکته است که هر گاه دین همراه با جهالت عرضه شده باشد منجر به بروز تنش گردیده است.
آنچه شما نوشتید نیز دقیقا به همین نکات اشاره داشت. ابدا نمی توان منکر وقایع تلخی شده که در طول تاریخ میان مذاهب اتفاق افتاده است. اما وجود نمونه های روشن در امروزه زندگی و پیشینه آن ثابت کننده ی این نکته است که نفس دین رابطه ی مستقیم با خشونت ندارد.
بنابر این نکته ای که از نوشتار شما برایم مبهم مانده این است که چرا خود را برای عرضه نمونه های درگیری های قومی و دینی به زحمت انداختید چیزی که نه تنها بنده بلکه هیچ کس دیگر نمی تواند منکر وقوع آن گردد.
با کمی انصاف به دین نگریستن و به تعالیم آن به دور از هیاهوها گوش فرا دادن صدایی به جز دعوت به مسالمت و همزیستی همراه با صلح و صفا به گوش نمی رساند.
در مورد کتاب فضایح الروافض هم که استناد کردید خوب است کتاب ” النقض” را هم که در نقد آن نوشته شده و تالیف “قزوینی” است را مطالعه بفرمایید. به نظر می رسد شما نیز به این نکته عنایت داشته باشید که روش تحقیق درست آن است که هم اصل مطلب خوانده شود و هم مطالب پیرامونی و حواشی آن.
بنابراین با توجه به استناداتی که کردید فکر می کنم میان بنده و جناب عالی فاصله ای باریک وجود داشته باشد که آن هم اگر به متون صحیح و اصیل دینی مراجعه شود به طور قطع برداشته خواهد شد.
اگر فکر می کنید نکته ای هست که بدان اشاره نکرده ام بیان بفرمایید تا در خدمت باشم.
در ضمن توجه داشته باشید که از تحقیر طرف بحث نتیجه ای عاید گفتگو نمی شود و نباید این کار را چاشنی مستندات کرده به قضاوتی نادرست دست یابیم.
چه باید گفت که شیعه هنوز هم مظلوم است
dafgghan harfe dele man ra zadidi man hamishe hamin mozo ra hamishe bayan mikonam vaghan ziba goftid hijgah seda o sima dar morede aiyne mozhek va zalle vahabiyat harfgi nazade va in mayey sharm ast va in baese tasof hast.