دین اسلام علاوه بر احکام مربوط به عبادت و … قوانین جزایی نیز دارد. بدین معنی که برخی از اعمال در درجه ای از زشتی قرار دارد که مرتکبان آن مورد مجازات قرار می گیرند. یکی از کارهایی که خداوند قبح آن را به صورت اعلام تحریم بیان فرموده است، شراب خواری است. در آئین اسلام شراب خواری حرام بوده و کسی که به این کار دست یازد پس از اثبات آن با شرایط مقرر، حد می خورد. مجازات چنین کسی 80 ضربه تازیانه است.
در اسلام نوشیدن شراب به اندازه ای زشت شمرده شده که حتی همنشینی با کسانی که مشغول شراب خواری هستند، نهی شده و نشستن برسرسفره ای که شراب در آن وجود دارد، بسیار ناپسند دانسته شده است. تمام این مطالب حکایت از این دارد که تا چه اندازه این ماده و نوشیدن آن نزد خداوند منفور است. با این وجود فقط کسی که اقدام به نوشیدن شراب می کند، سزاوار مجازات است نه کسی که تنها در کنار شراب خواران بوده است. در این میان خلیفه دوم اهل سنت عمر بن خطاب، نظر دیگری دارد. به این واقعه تاریخی توجه فرمائید:
چند نفر را با مقداری شراب دستگیر کرده نزد عمر آوردند. فردی روزه دار نیز در میان آنان بود که شراب نخورده بود. عمر دستور داد شراب خوارن وآن شخص را تازیانه زدند. به عمر گفتند: این فرد روزه بوده و اصلا شراب نخورده است. عمر گفت: چرا با این شراب خواران نشسته بود؟ (1).
آیا قانون گذاری در مورد امور شرعی در اسلام به عهده اشخاص نهاده شده یا مسلمانان موظفند دستورات ابلاغ شده از ناحیه خداوند را گردن نهند؟ آیا در میان قوانین شرعی چنین قانونی وجود دارد که همنشین شراب خوار نیز مانند او باید مجازات شود؟ در این صورت چه تفاوتی میان کسی که مرتکب این عمل زشت گردیده و کسی که این کار را نکرده، وجود دارد؟ آیا این احتمال وجود نداشت که شخصی که با شراب خواران همنشینی کرده از سراجبار یا به خاطر نصیحت کردن آنان، تن به این همنشینی داده باشد؟ در صورت وارد بودن این احتمال مگر قانون شرع نمی گوید حدود و مجازات فقط در صورت یقین به ارتکاب عمل است و اگر شکی در این زمینه وجود داشت، دیگر نباید مجازات اعمال شود؟ اگر همنشینی به خاطر انجام عملی پسندیده ( نهی و نصیحت گناه کار ) باشد، چرا باید تازیانه را وارد صحنه کرد، در این صورت چه تفاوتی میان کسی که با چنین نیتی همنشینی کرده و کسی که با رضا و رغبت همنشینی کرده است وجود دارد؟ آیا به جای تقدیر از کسی که به نهی از منکر پرداخته باید او را به باد تازیانه گرفت؟ به راستی این قوانین در کجای شریعت اسلام نوشته شده است؟ آیا خلیفه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نباید بر اساس دستورات ایشان عمل کند؟ آیا عمر می دانسته که این شخص مجازات ندارد یا نمی دانسته ؟ اگر می دانسته، چرا این کار را انجام داده و اگر نمی دانسته، اهل سنت به چه دلیل وی را خلیفه رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم می دانند؟
پی نوشت ها:
1- کنزالعمال، متقی هندی، جلد5، صفحه 477، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان
مسند احمد، جلد2، صفحه 427

سلام حیدر جان مطلب قابل تامل و زیبایی بود فکر کنم که بدعتهای زیادی در زمان سه خلیفه مخصوصا در زمان این جناب در دین ما به وجود آمده که نمیتوان آنها را از احکام واقعی تشخیص داد باز هم از مطلب گرانبهای شما سپاسگذارم
*=====*
سلام فراری عزیز
باز هم از نظر لطف شما ممنونم، امیدوارم این تلاش ها مرضی حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه و موجب استواری در مذهب و هدایت باشد. محتاج دعای شما دوستان عزیز هستم
در نفاق عمر همین بس که این شخص شیطان و منافق در هنگام مرگ خویش هم شراب نوشیده است !
بخاری : حدیث 3424
سلام؛
وبلاکتان را دیدیم. إنشاءالله ما و شما و همهی دوستانی که این نظر را میخوانند هر روز بهتر از دیروز باشیم و بتوانیم در راه خدمت به مکتب اهلبیت قدم برداریم.
در ضمن اگر دلتان خواست و وقت داشتید یک سری هم به وبلاک “استاذنا” بزنید و از نظراتتان ما را بهرهمند سازید. اگر دیدید که “استاذنا” حرفی برای گفتن دارد و میتواند در خدمت به مکتب مفید باشد آن را با نام “استاذنا ( آیت الله شیخ جواد مروی )” لینک بدهید. متشکرم.
فعلاً شما میتوانید در “استاذنا” مطالب ذیل را مشاهده بفرمایید:
1. “جواب به شبهات مطرح شده توسط دکتر یوسف القرضاوی” در هفت جلسه توسط حضرت آیت الله حاج شیخ جواد مروی (حفظه الله تعالی)(حتماً بخوانید.)
2. “اسکاتولوژی یا غایت شناسی در ادیان”. که به بحث فرهنگ موعودگرایی در ادیان الهی و غیر الهی میپردازد.
3. نکتههایی از محضر حضرت استاد
4. بازگشتگان از وهابیت (1- حسن بن فرحان المالکی؛ 2- شیخ عبدالله القصیمی)
5. اثبات وجوب وجود امام معصوم در هر زمان از قرآن کریم
6. مهدویت در قرآن و در صحیحین
7. علت اهمیت دادن شیعه به بحث امامت
8. جواب به یک شبهه در رابطه با غدیر
9. ادلهای بر تشیع محمد بن جریر طبری مورخ و مفسر معروف اهل سنت در اواخر عمر
10. لزوم توجه به الغدیر علامه امینی
11. حساسیت برخی از اهل سنت در اخفاء حادثه ی عاشوراء و عدم تحلیل آن برای چیست؟
12. چرا هنوز بعد از گذشت این همه سال بر امام حسین گریه می کنید؟
13. در تربت امام حسین شفاء است یعنی چه؟
14. مانیفست تبیلغ شیعه
15. اهداف حمله به غزه و …
16. روش جدید سلفیه
17. مذهب حکیم ابوالقاسم فردوسی و سنایی غزنوی؟ (جدید)
18. افراط و تفریط آری یا نه؟ (جدید)
19. نقد سخنان آقای محمد مجتهد شبستری در دانشگاه صنعتی اصفهان ( جدید)
20. …
21. آدرس ما: http://www.ostazona.blogfa.com
شیعه ای که 5% مسلمونهای دنیا هم نیست چه به این حرفا؟
یه جوری میگه انگار باباش اونجا بوده!
*=====*
سلام بر شما
اولا که آمار ارائه شده توسط شما درست نیست، لااقل سرچی در این مورد بفرمایید.
در اقلیت بودن شیعه نسبت به 4 مذهب اهل سنت مورد قبول است ولی آیا در اقلیت بودن در نظر شما نشانه ی عدم حقانیت است؟ در این صورت لازم است به موضعی که قرآن مجید درباره قلّت افراد می گیرد، سری بزنید.
خیر نه بنده و نه پدران من در آن زمان حاضر نبوده اند، البته شاید اگر خوب بررسی کنیم یکی از اجداد شما آن جا بوده و شهادت داده که این ماجرا دروغ است!
دوست گرامی ! بنده مدرک این ماجرا و سایر وقایعی که در مورد خلفای اهل سنت نقل کرده ام را در پی نوشت هر پست نوشته ام. اگر مشکلی دارید به کتاب های مذهب اهل سنت بفرمایید که این وقایع را نقل کرده اند. تمام مطالبی که از این دست می نویسم مستند به منابع از کتب اهل سنت است.
دلیلی برای عصبانیت و تحقیر وجود ندارد اگر مایل باشید می توان هم در مورد سند و هم در مورد این وقایع به گفتگو نشست.
فکر کنم این کاریه که حکومت جمهوری اسلامی هر روز داره انجام میده، هر روز برای خودش یک قانون شرعی جدید وضع می کنه. نمونه اش قضیه چکمه و تبرج و مجازات چکمه پوشان. نمونه دیگه اش مدل موی سر و رنگ لباس و … . وقت حکومت شیعی زیر نظر مراجع شیعه کار خلفای سنی را انجام میده، دیگه اینجور ایراد گیریها باعث خنده است.
*=====8
سلام بر شما، تبرج یک اصطلاح قرآنی ست می توانید به قرآن مراجعه کنید البته روش برخورد با کسانی که رفتار ناشایست دارند قطعا مورد اشکال است.
حکومت ایران نام خود را حکومت شیعی نهاده است ولی بسیاری از رفتارهای آن با قوانین شیعه منطبق نیست این هم که حکومت زیر نظر مراجع است اگر به این معنی باشد که تمام رفتارهای آن و قوانین آن مورد تایید مراجع است ، مطلب نادرستی است و در این مورد می توایند به استفتاها و رساله های مراجع مراجعه کنید. متاسفانه سیاسی کاری به برخی از آقایان نیز سرایت کرده ولی حوزه و مرجعیت بارها مخالفت خود را با بسیاری از اعمال حکومت ابراز داشته است اما به دلیل نبودن رسانه ی مستقل این مخالفت ها به گوش برخی نرسیده است در حالی که بعضی از آن اطلاع دارند.
در هر صورت متهم کردن مراجع به تایید تمام اعمال حکومت کار درستی نیست چه این که بنده خود ناظر نارضایتی بسیاری از اینان هستم.
نقل تاریخ و بیان احکام خدا ایراد گیری نیست، رفتاری علمی است که همه را دعوت به تامل در موضوعات روز که تکرار حوادث گذشته است می نماید.
از شما و اظهار نظرتان ممنونم .
پس تکلیف خادم الحرمین که در مجلس جناب بوش با آن ولع شراب می نوشد بر اساس حکم خلیفه اش چیست . برادران سنی جواب دهند.
واقعا” جاي تاسف دارد.
پس از گذشت بيش از 1300 سال به اين مسايل فكر كردن و دامن زدن.
درست ميگويند كه آدم هاي كوته فكر تا نوك دماغ شان را مي بينند.
و درست ميگويد ماركس كه: مذهب افيون توده هاست
خوب دیگه چی شد؟
این چه حرفهای مفتی است که به خرد ملت می دهید.
این هم یک دروغ مانند هزاران دروغ و حدیث های من دراوردی محصوب می شود.
نمی دانم با این همه سال هنوز چرا ناکجای تان می سوزد.بس کنید
*=====*
هیچی دیگه دوست من سلامتی! بنده خدا شراب نخورده تازیانه خورد تا لااقل چیزی خورده باشد.
محسوب با سین است نه با صاد
اول باید کلاس املاء برگزار کنیم تا بعد به تشخیص راست و دروغ بودن مطلب برسیم.
این مسایل در کتب مذهب اهل سنت آمده است اگر اشکالی دارید به آن آقایان بفرمایید و بنده را که فقط از آن کتب مطالب را نقل می کنم دروغگو خطاب نکنید که مضحک است.
سوزش مربوط به کسانی ست که نقل مطالب از کتب مذهب خودشان را نیز برنمی تابند.
از کامنت مودبانه ی شما ممنونم موفق باشید.
براي شما ايرانيها متاسفم كه خود را گم كرده ايد و دنباله رو دين چند عرب وحشي بيابان گرد سومار خور شديده ايد.
عرب ها وحشي هستند و قانون انها هم قانون جنگل است.
توصيه :
اين مامله خيلي بزرگ عرب ها را از دهن خود در آورده و كمي در مور آنها حقايق واقعي بجوييد كه همه چيز دستتان بيايد.
*=====*
ادب و منطق دو مطلبی هست که اگر رعایت شود کلام را دلپذیر و شایسته پاسخ و بحث می کند، این بار اگر با ادب و منطق و مستند سخن گفتید می توانیم بحث کنیم و گرنه بنده را معذور بدارید.
بجاي اين چرت و پرت ها كه از اعراب تعريف ميكني ، يكم به فرهنگ خودت برس و به فرهنگ خودت كمك كن.
كمي درباره ايران باستان و عظمتش صحبت كن تا اينكه همش چرت و پرت در مورد اعراب سوسمار خور بنويسي .
تا كي ميخواهيد از اعراب دفاع كنيد … اعرابي كه پس از تسخير ايران 300 هزار زن ايراني را به كنيزي بردند .
كتابخانه هاي ما را آتش زدن و كتاب هاي گران بهاي ايراني ها را به دريا ريختند.
ترخدا كمتر چرت و پرت بنويس و سنگ اعراب سوسمار خور بي فرهنگ را به سينه نزن .
———————————————————————————————-
حكومت در دست خودتان است . ترخدا بالاترين را ول كنيد. تو بالاترين ديگه چيكار داريد شما ؟؟؟
*=====*
سلام بر شما، ظاهرا هنوز برای برخی از دوستان جا نیفتاده است که هر گردی گردو نیست و هر کسی که مذهبی بود، لزوما طرفدار حکومت نیست بلکه بسیارند کسانی که دغدغه ی مذهب دارند اما از منتقدین حکومت محسوب می شوند. پس لطفا حکومت را چماقی برسر مذهبیون نکنید که این سر ضربه های فراوان از آن حکومت خورده است. این یک مطلب؛
مطلب دیگر این که ما با چه زبانی باید بگوییم تا شما بپذیرید که هیچ شیعه ی اهل مطالعه ای راه جنگ را برای ترویج دین درست نمی داند و ما همه از حمله به ایران به خصوص با اوصافی که شما برشمردید و در بسیاری از کتب تاریخ آمده است که این گروه چه خساراتی به فرهنگ و تمدن ایران وارد آوردند، رویگردانیم؟
چند بار باید بگوییم که تشیع هیچ سنخیتی با کاری که خلیفه ی دوم اهل سنت در قبال ایران انجام داد، ندارد بلکه از سویدای قلب با چنین رفتارهای خشونت آمیزی در ترویج دین و توسعه ی آن به شدت مخالف است؟
چرااین نگاه سیاه و سفید را تغییر نمی دهید؟ بله ما با رشد و توسعه ی گستره ی متدینین به دین اسلام موافقیم اما نه از راه جنگ و خون ریزی، چه چیزی باعث شده است که شما خیال کنید شیعیان با این رفتارهای ضدفرهنگی برای تبلیغ فرهنگ دین موافق هستند؟
اما شما، آیا لازم نمی بینید در قاموس خود تفکیکی میان اعراب قایل شوید؟ همانطور که در ایران نیز پیش از اسلام مردمان فرومایه و پست بوده اند که برای دست یابی به حکومت برادر خویش را به قتل می رسانده اند، در اعراب نیز افراد فرومایه وجود داشته اند، اما این مطلب باعث نمی شود که ما نسبت به ایرانیان یک قضاوت کلی داشته و تمام آنان را بد بدانیم. به همین نسبت در مورد اعراب نیز چنین قضاوت کلی نادرست است. هرگز نباید با واژها و اصطلاحات تحقیر آمیز از یک قوم یاد کرد و باید این را دانست که در میان اعراب مردمان با فرهنگ و درستکاری بوده اند که روش غالب حکومت را برنمی تافته اند.
اگر با تعمق به وقایع تاریخی نظر کنید این مساله روشن خواهد شد اما اگر با تعمق نگاه کنید.
متاسفانه یکی از آفت های مهم درراه باورهای امروز جوانان آن است که به خود زحمت تحقیق و بررسی نمی دهند و هر کس با هر وسیله ای می تواند در تفکر آنان نفوذ کند و مطلبی خلاف واقع را به عنوان حرف آخر برای آنان جا اندازد ( البته این مطلب کلیت ندارد و هستند جوانانی که خود شخصیت مستقل دارند و فریب تبلیغات افراد دور از انصاف را نمی خورند ).
اما علت این که من در مورد ایران پیش از اسلام مطلبی نمی نویسم آن است که اولا در این مورد سایت ها و وبلاگ های زیادی هست و ثانیا دغدغه ی من مساله ای فراتر از قومیت و نژاد است. به نظر من نگاه به دین از تمام مسایل اساسی تر و مهم تر است و این نگاه است که شکل زندگی انسان را شکل می دهد و می تواند در دو جهت مثبت و منفی انسان را به حرکت وادار نماید.
شما در مورد ایران و ایرانی بنویسید ما می خوانیم و استفاده می کنیم، ما هم در مورد دین و مذهب می نویسیم شما اگر دوست داشتید مطالعه بفرمایید و نظرات منطقی و مستند خود را بیان بفرمایید تا باز هم ما بهره ببریم.
از کامنت شما ممنونم پیروز باشید، سال نو مبارک
آقای حیدر خان ممکنه اصولا” بفرمایید هدفتون از تخریب سنی ها چیه؟؟؟
1-اگه میخواین حقانیت شیعه رو ثابت کنید که فکر نمیکنم راهش تخریب دیگران باشه.
2- اگه میخواین برای شیعه تبلیغ کنید که باید بگم با این روش من شیعه هم داره بدم میاد از دینی که برای اثبات خودش نیاز به تخریب دیگران داره.(هر چند اعتقادی بهش نداشتم ولی الان نفرت هم داره به عدم اعتقاد اضافه میشه)
3- اگه میخواین حقایق رو بازگو کنید که بگین کدوم حقیقت؟! شما از یکطرف منابع اهل سنت رو بی ارزش جلوه میدین از طرف دیگه به اونا استناد میکنین .
4- شاید هم دلتان را به این اندک به به و چه چه ها خوش کردین که آنهم …
5- من فقط یه چیز رو مطمئنم و اون اینکه معمولا” کسانی دست به تخریب دیگران میزنند که یا کینه ای به دل دارند و یا در مقابل آنها احساس ضعف کنند.
البته دلیل تاریخی و روانشناسی آنرا من برایتان میگویم دوست داشتید در سایت بگذارید دوست نداشتید هم نگذارید:
اصولا” وجود مذهب ما شیعیان ایرانی بر کینه نسبت به اعراب استوار شده است. خیلی عامیانه اگر بخواهیم بگوییم :” اعراب ریدند به ایران و اسلام را آوردند وما ایرانیان هم برای تلافی به اسلام ریدیم و شیعه را درست کردیم” لیکن همچنان در آن گرفتاریم.
در ضمن این آخرین باریست که وقتم را پای سایت پر از کینه و نفاق شما تلف میکنم و برادرانه بهت بگم اگه بیش از هر چیزی به ایرانی بودنت افتخار کنی تمام این کینه ها از دلت بیرون میره …پندارنیک . گفتار نیک . کردار نیک با اینا ما نیازی به هیچ دینی نداریم.. خدا هم که یکیست.
*=====*
سلام بر شما و ممنون از کامنتی که گذاردید؛
این که هدف تخریب اهل سنت باشد، مطلبی ست که شما می فرمایید. من همانطور که از نام وبلاگ ” بیایید بیشتر بدانیم” بر می آید در صدد دانش اندوزی و نشر وقایع هستم و بارها این مطلب را عرض کرده ام که علت طرح این مباحث که در بسیاری از کتب نیز آمده است، آشنا کردن دو گروه عمده شیعه و سنی با واقعیاتی از تاریخ است که در کتب معتبر اهل سنت آمده است.
به خاطر ندارم در جایی از این وبلاگ کتب اهل سنت را بی ارزش جلوه داده باشم، بلکه به عکس به این کتب استناد می کنم چون در سیر مباحث که خطاب به اهل سنت است لازم است از کتب معتبر خود ایشان مستند آورده شود و طبیعی ست که اهل سنت از کتب شیعه مطالب را نپذیرند بنابراین لازم است از کتب مورد قبول خود آنان مطالب نقل شود.
مساله ای که روی آن تاکید می کنید که شیعه برای اثبات خود نیاز به تخریب دیگران دارد به نظر من تعبیر مناسبی نیست به این دلیل که ما دو بحث داریم، یکی بحث اثباتی و یکی بحث نفیی. در بحث اثباتی تشیع به عنوان یک مذهب اصیل و ریشه دار در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم معرفی می شود و مستندات حقانیت آن بررسی می شود و در بحث با رویکرد نفی، مذاهبی که مخالف آن هستند به بوته ی نقد سپرده می شوند. معنای این مطلب تخریب دیگر مذاهب نیست معنای این شکل از بحث نقادی گفتمان مخالف است که در تمام روش های آکادمیک مورد توصیه است پس به قول معروف چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.
در مورد نفرت هم خود دانید اما من تا کنون کسی را ندیده ام که توصیه به دخالت دادن احساسات در سیر گفتار علمی کرده باشد، البته باز تاکید می کنم شما خود به روشی که برای درک حقایق پیش گرفته اید آگاه ترید.
تاکنون روشن شد که دلیل استناد من به کتب اهل سنت تنها این است که دوستان اهل سنت به این کتب و درستی آن باور دارند و این مطلبی طبیعی ست و لذاست که من سعی دارم از کتبی که مورد اعتنای آنان است سوالاتی که برای آنان تامل برانگیز باشد طرح کنم و تحلیلی ارائه بدهم.
در مورد به به و چه چه ها هم باید بگویم دیگر موقعیت سنی من از تحت تاثیر این مطالب گذشته است و آن قدر در سایت بالاترین اهانت دیده ام و البته تشویق هم گهگاهی شده ام که دیگر در درون خود احساس نیاز به این تشویق ها نمی بینم تا بر اساس آن رویکرد کار خود را تنظیم کنم، البته طرح این مساله کار خوبی نیست اما چون شما این مطلب را بیان کردید گفتم که چیزی در ذهن تان باقی نماند، خیر دوست من بنده سعی می کنم نتیجه مطالعاتم را در نظرگاه سایرین قرار دهم چه لطف کنند و تشویق کنند و چه کم لطفی کنند و با نگاهی غیر از نگاه علمی به مسایل بنگرند.
تحلیلی که از خواستگاه تشیع ارائه دادید مرابه یاد سخنان یکی از گویندگان یکی از شبکه های ماهواره ای انداخت که مدعی ست تشیع ساخته و پرداخته ی ایرانیان و برای مقابله با اعراب مسلمان بوده است. دوست گرامی اگر این توصیه را از این بنده ی کمترین بپذیرید کمال امتنان را دارم و آن این که خود به اسناد و گزارشات تاریخی مراجعه کنید و ببینید که در کتب شیعه و سنی چه مقدار اسناد وجود دارد که طی آن به راحتی اثبات می شود که تشیع از زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و با تصریح ایشان به وجود آمده است و خود ایشان به عنوان آخرین فرستاده ی الهی صلی الله علیه و آله و سلم پیروان و شیعیان امیرالمومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه را به عنوان رستگاران واقعی برشمرده اند و آیات قرآن را با این شکل تفسیر کرده اند. اگر مایل بودید طرز فکر خود در مورد خواستگاه تشیع را مطابق با اسناد تاریخی از هر دو مذهب شیعه و سنی تغییر دهید بفرمایید تا دلایل این ادعا را با تمام وسعت و گستردگی اش برایتان بنویسم.
در مورد دین هم بنده فقط لازم است توجه شما را به یک مساله جلب کنم. این که شما می پذیرید خدا یکی ست بسیار خوب است و این که گفتار و پندار و کردار نیک را به عنوان اصلی اساسی که نفی لزوم هر دینی را می کند، می دانید لازم به بازنگری دارد. توضیح آن که اگر از شما سوال شود این خدای یگانه چه وظایفی را بر عهده ی شما نهاده است و شما در قبال او چه تکالیفی دارید، گفتار نیک چیست و کردار نیک کدام است؟ چه پاسخی دارید؟ آیا امکان ندارد که شما کاری را نیک بدانید ولی برادر یا دوست شما همان کار را بد بشمارد؟ در این صورت حق با کدام یک از شماست؟ شما آن کار را توصیه می کنید اما دیگری آن را رد می کند. آیانباید مرجعی برای تشخیص وجود داشته باشد؟
اگر به شکل واضح تری بیان می کردید که چه مذهبی دارید بهتر می توانستم در مورد مطالبی که عنوان فرمودید سخن بگویم. فکر می کنم زیاده زحمت دادم بازهم از لطفی که کردید سپاسگزارم اما از شما درخواست می کنم اگر تصمیم گرفتید بازهم این بنده را مشمول عنایت خود قرار داده کامنتی بنویسید کمی با لحن آرام تر و به دور از سخنانی که حمل بر سوء ادب می شود، این کار را بکنید.
از شما ممنونم موفق و پیروز باشید.
در عمر پرستی پیروان عمر همین بس که اگر کسی به خدا – رسول او – اهل بیتش و مومنین واقعی هر چه بگوید . آن را زیر سبیلی درکرده و مشکلی با گوینده آن ندارند ولی وای به وقتی که . بگویی که طبق منابع اهل سنت .
عمر فردی ابنه – حرامزاده – شراب خوار دائم الخمر – شک کنند به نبوت رسول خدا تا آخر عمر خود و هرازان درد بی درمان دیگر بوده است .
آن وقت است که می بینید که چگونه برای حمایت از خدایگان فرومایه خود . دین و دنیایش را به نجاست می آلاید !!!
برای نوشته ات چرا منبع معتبر ذکر نمی کنی ؟؟؟ به نظر تو 1 میلیارد و 200-300 میلیون مسلمان اشتباه می کنند و فقط ما درست میگیم ؟؟؟ دینی که ماله اوناس و اونا به ما یاد دادن ما از خودشون بهتر یادگرفتیم ؟؟؟ !!!! ( دایه مهربانتر از مادر )
واقع بین باش !!!!!!!!!مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی !
پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش …. >
امیدوارم خدا همه رو بیامرزه و با نیاتشون در موردشون قضاوت کنه !!!!
*=====*
سلام بر شما، سال نو مبارک
در مورد منبع نوشته، حتما لازم است دقت فرمائید تا در پی نوشت هر پست منابع معرفی شده را که همراه با آدرس دقیق و حتی ناشر آن کتاب است، ملاحظه کنید. این اشکال به نویسنده وارد نیست، خواننده گرامی باید مطلب را تا پایان مطالعه کند. اگر توانستید در این وبلاگ حتی یک پست بدون رفرنس معرفی کنید، جایزه ارزشمندی نزد من دارید!
در مورد اشتباه مسلمانان یا درستی عقیده آنان، به نظرم شما به جای بها دادن به منطق و علم، رویکرد بها دادن به نظر اکثریت را برگزیده اید که، از نظر روش شناسی علمی گزاره ای نادرست است و نمی توان معیار درستی مطالب را نظر اکثریت دانست. آن چه معیار است عبارت است از دلیل و برهان. بنابراین اگر جناب عالی اشکالی به هر یک از پست های وبلاگ دارید، به روشنی بیان فرمائید، بنده نیز قول می دهم در حد معلوماتم از پاسخ دادن شانه خالی نکنم.
در مورد این که دین مال آنهاست و …، هر چند مشارالیه آنان را تعیین نکرده اید، ولی اگر مراد شما این است که دین مال اهل سنت است، بنده با کمال احترام صددر صد مخالف این مطلب هستم و اگر طالب باشید، از نظر علمی ثابت می نمایم که اصالت در دین با تشیع است، نه تسنن و این نکته را از فرمایشات رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که در کتب معتیر خود اهل سنت نقل شده است، تبیین خواهم کرد.
در مورد این که “مطمئناً اسلام برای خدا پرستی به وجود اومده نه شخص پرستی”، کاملا با جناب عالی موافقم، اما معلوم نیست منظور شما نقد چه تفکری ست و به کدام روش ایراد دارید. اگر روشن تر همراه با استنادات واضح ایراد خود را بیان کنید، در فهم اشکال و هم پاسخی که تادبّا لازم است عرض کنم، موثر خواهد بود، پس در این مورد هم منتظر توضیح شما می مانم.
در مورد “پس بهتره از قران حرف بزنیم و نگیم که اینم یک سومشه و بقیش ….”، هم با وجود این که مرجعیت قرآن مجید در سیر مباحث برای هر مسلمانی بدیهی ست، اما منظور شما از یک سوم و این که خطاب شما در این مساله به چه کسی ست را متوجه نشدم. علاوه بر اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قایل نیست قرآن به تنهایی و بدون تکیه بر سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در مناظرات و گفتگوهای اعتقادی کافی ست. این مطلب را به شکل خلاصه می توان به این صورت بیان کرد که قرآن شرط لازم برای مباحث هست اما شرط کافی نیست چون برای درک درست آن لازم است به منابع معتبری که ناقل سنت صحیح آوردنده ی آن صلی الله علیه وآله وسلم می باشد، مراجعه شود.
در پایان بنده نیز برای دعای جناب عالی آمین گفته، از حضرت احدیت جل اسمه، استجابت آن را طلب می نمایم، در انتظار کامنت های بعدی شما هستم، موفق باشید، التماس دعا.
سلام و رحمت خداوند بر شيعيان راستين علي
در رد خليفه ثاني همين بس كه وي تولدش در كتب اهل سنت هم با اكراه عنوان شده است…مادرش همان خواهرش بود كه از زناي با حنتمه با مرد گوسفند چران بدنيا آمده بود و زنش همان دختر خود محسوب ميشد.
در قتلش كه خود علماي اهل تسنن در كتب خود فرموده اند:له داء دوائه ماءالرجال
اري راست ميگويند عمر در سجده مورد حمله قرار گرفت چرا كه خنجر حضرت ابولولو چنان شكافت كه روده آن دريده شد و هر چه شراب ميخورد مستقيما از خشتك مبارش به زمين ميريخت..
حالا كدوم … ميگه ايشان خليفه است؟
كدوم … ميگه حضرت عمر؟
كدوم … ميگه عمر به اسلام خدمت كرد.
لعنت خدا بر عمر و عمريان
با سلام وتشکر من میخوام بگم که بعضی هایی که اننقادهای الکی از کار شما کردن یک مشت ابله ونادان هستند به قول معروف با دهان … آب دریا نجس نمیشه یا این کارا در گوش … یاسین خوندنه
*=====*
سلام بر شما و سپاس از اظهار لطفتان
همیشه در انتظار تاثیر مطالبم را نوشته ام و معتقدم همواره کسانی هستند که به دنبال دانستن بیشتر و یافتن واقعیت هستند.
ادبیات ما نقش مهمی در تاثیر گذاری مطالبمان دارد، امیدوارم جناب عالی نیز در این مسیر یاور عقیده ما باشید
باز هم ممنونم، موفق باشید.
من با جماعت اهل سنت زیاد برخورد داشتم (در خوابگاه دانشجویی) و با آنها خیلی بحث میکردیم ومن به این نتیجه رسیدم که این جماعت انقدر بی سواد هستند که حتی کتابهای خودشون هم را مطالعه نکرده اند وهر چی مفتیشون گفته چشم بسته قبول میکنند وحرف زدن با این جماعت فقط وقت آدم را از بین میبره
جواب من به اونایی که میگن که 1میلیارد شیعه دار یم وتعداد اندکی شیعه اینه که بله ما هم قبول داریم ولی از این یک میلیارد سنی 900میلیون انها همان عربهای وطن فروش که غیر از خوردن وخوابیدن کاری بلد نیستند که اون بد بختهای فلسطینی وعراقی دارن تو کشورشون آوارگی میکشندو آقایان شیوخ دارن حال می کنند اون زمون هم افرادی مثل معاویه وامثال اون با پول تموم گدا وبیچاره هارو می خرید وبه علی لعن می فرستادند حتی اونقدر تبلیغ علیه علی کرده بودن که فکر می کردن که علی نماز نمیخونه و موقعی که علی (ع)در محراب سر نماز شهید شد هیچ کس باور نمی کرد .
در اخر من به تمام کسانی که طرفداری سنی ها رو می کنه میخوام بگم حد اقل 4تا کتاب شیعه وسنی را بخونه بعد قیافه آدمای روشن فکرو به خودش بگیره.
دوست گرامی هیچ وقت سعی نکن با خدشه دار کردن چهره ی بزرگان دین جایگاهی برای خودت پیدا کنی من نمی دانم که بابت این نوشته ها از شخصی یا گروهی پول میگیری و یا حمایت میشی یا نه! اما یک چیز رو بدون و اون اینه که حضرت عمر (رضی الله و عنه) نزدیکترین یار به پیامبر بود مطمئنا پیامبر اکرم(ص) با انسان هایی مباشرت و معاشرت نداشته که شرابخوار باشند یا دروغگو باشند بلکه یاران او کسانی بودند که حاضر بودند جانشان را فدای اسلام بکنند.خود امام علی(ع) هم یکی از آن افراد بود حضرت عمر-حضرت ابوبکر و حضرت عثمان هم یکی از آن افراد بودند.بنابراین سعی نکن که سرقفلی جهنم را برای خودت بخری خداوند شما را ببخشد زیرا امام علی(ع) هم از شما ناراضی است.
*=====*
سلام بر شما و ممنون از ابراز نظرتان
ابتدا بایدتوجه شما را به آیاتی از قرآن مجید جلب کنیم؛ آیاتی که به صراحت خبر از وجود “منافقین” و “الذین فی قلوبهم مرض” در میان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می دهد. تعداد این آیات فراوان است و می توانید با جست و جوی کلمات یاد شده، آن آیات را یافته و مورد تدبر قرار دهید. بنابراین و به شهادت قرآن و گواهی تاریخ افراد ناشایست در میان اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته اند و این مطلبی ست که نمی توان منکر آن شد.
نکته ی دیگری که یادآوری آن لازم است اینکه نمی توان جلوی مطرح شدن مطالب موجود در معتبرترین کتب اهل سنت را ( اگر شما واقعا اهل سنت هستید) با اتهام مزدوری و پول گرفتن از دیگران گرفت. اگر اشکالی دارید به کتب مذهبتان که حاوی این مطالب و بسیار مطالب دیگر که به مرور عرضه خواهد شد، وارد کنید نه به کسی که تنها به نقل همراه با امانت آن، اشتغال دارد.
ادعایی که مطرح کردید که “عمر” نزدیک ترین فرد به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بوده است، ادعایی بدون دلیل است. نزدیک ترین و مقرب ترین افراد نزد پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه اهل بیت ایشان بوده اند، امیرالمومنین علی علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حسنین علیهماالسلام. حتما توقع ندارید باور کنیم که “عمر” از امیرالمومنین علی و حضرت زهرا علیهماالسلام به ایشان مقرب تر بوده است! سعی کنید چنان که روش این وبلاگ است، مطالب خود را همراه با سند و مدرک بیان کنید تا لااقل ارزش بررسی داشته باشد.
شراب خواری “عمر” در کتب مذهب شماست نه این که ما فقط ادعای آن را داشته باشیم و البته به زودی اسناد این مطلب را منتشر خواهیم کرد، اشاره شما باعث شد در نشر اسناد این عمل حرام “خلیفه دوم” تسریع شود، البته پیش از آن علاقمندان می توانند با یک سرچ ساده به بخشی از این اسناد دست یابند.
اگر منظور شما از افرادی که حاضر بودند جانشان را فدای اسلام کنند، “ابوبکر و عمر” باشد، توجه شما را به نقل های معتبر در کتب مذهب اهل سنت جلب می کنم که تصریح کرده اند “ابوبکر و عمر” از فراریان جنگ احد بوده اند. همچنین عدم شرکت “عمر” در جنگ خندق و فرار کردن وی به یکی از باغهای اطراف مدینه از انبوه دلایل اشکال واضح در این مطلب شماست.
در پایان ضمن ابراز تشکر از این مطلب که این کامنت از معدود کامنت هایی ست که بدون فحاشی و توهین مستقیم، نظری را در مخالفت با مطالب مطرح شده در وبلاگ، بیان کرده است، از شما می خواهیم که با توجه کامل به مستندات معتبر و رفرنس های فراوان موجود در این وبلاگ، نظری منطقی تر و به دور از تهدید به جهنم، مرقوم دارید و بدانید که تنها کسانی در این حیطه شایسته ی عذاب الهی هستند که حق را کتمان می کنند و با وجود دسترسی به منابع برای بازشناسی حقیقت، تنها به استبعادهای محض تکیه می کنند.
امیدوارم فرهنگ نقد و گفتگو، جایش را در میان انبوده خشونت ها و افراطی گری ها باز کند و شیوه ای مستمر برای دانستن باشد، دانستنی که حق مردم است و نمی توان آن را با اتهامهای بی اساس و متهم کردن افراد به پول گرفتن از دیگران، آن را دربند کشید.
خداوند همه ما را به صراط مستقیم خویش هدایت فرموده در آن ثابت قدم نگاه دارد، آمین رب العالمین.
شماکه این جوری انتقاد میکنید لطفا جنبه اتقاد پذیری هم داشته باشید. آیا چیزی از اسلام می دونید؟آیا توی خانواده شما یا فامیل های شما کسی پیدا میشه که در سال که 12ماه است یه روزش را نماز بخونه ؟آقای محترم شما برید اصل خودتون را اصلاح کنید اینقدر به فرع نچسبید.{….}
*=====*
ادب حکم می کرد، کلام خود را با سلام آغاز کنید که نکردید اما سلام ما را پذیرا باشید.
بخش عمده ی مطالب شما در مورد مسائل سیاسی بود که به این وبلاگ ربطی ندارد و برچسب هایی هم که به ما زدید، اتهاماتی ست بدون دلیل که این کار مورد نهی و مذمت کلام خداوند، قرآن مجید است که می فرماید: لاتقف ما لیس لک به علم؛ بنابراین این مطالب را ویرایش می کنیم.
در مورد مسایل مطرح شده در این وبلاگ، باید عرض کنیم که تماما مستند به تعداد پرشماری از کتب مذهب شماست؛ اگر ایرادی وارد می دانید متوجه کتب اهل سنت است نه ما که فقط این مطالب را به صورت مستند نقل نموده براساس آن تحلیل ارائه می کنیم و انشاءالله این کار را با قدرت و استواری بیشتر ادامه خواهیم داد.
اگر پاسخ برخی مطالبتان را در این وبلاگ نیافتید می توانید به سایر سایت ها و وبلاگ های شیعی مراجعه نموده جواب دریافت کنید؛ البته تجربه کار در اینترنت نشان داده است که معمولا کسانی که این قبیل مطالب را مورد تاکید قرار می دهند اهل مطالعه ی پاسخ و به عبارت دیگر نظرات مخالف خود نیستند، امیدواریم شما از آن دسته نباشید. برای سهولت کار، سایت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را به شما معرفی می کنیم تا پاسخ شبهات خود را در آنجا مطالعه کنید.
به عنوان یک توصیه ی برادرانه این مطلب را از ما بپذیرید که ایراد اتهام به دیگران بدون مدرک و دلیل کاری ناپسند و مورد نهی دین و عقل است. همچنین توجه داشته باشید که برای دریافت حق، هیاهو و جنجال کارساز نیست، باید کمی هم مطالعه کرد. مطالبی که شما عنوان کردید، قرنها قبل مطرح بوده و عالمان شیعه به آن پاسخ گفته اند. اگر می خواهید کار جدیدی انجام دهید، تکرار این شبهات راه مناسبی نیست، سعی کنید با رویکردی علمی، پاسخ های ارائه شده را طرح کنید و نقدی بر آن بنویسید تا بتوانیم بحث مفیدی داشته باشیم و گرنه تکرار مدعاهای فسیل شده، نفعی به حال شما نخواهد داشت.
دیدار مجدد شما با رویکرد جدیدتان موجب شادی ما خواهد بود، موفق باشید.
ما را همین بس و افتخار است که حضرت عمر(رض) هم در زنگی پرگوهر وهم بعد از شهادت در کنار ودر آغوش نبی مامحمد مصطفی (ص) قرار دارد شما ای کور دلان هرچه از دهن ناپاکتان در می آید نثار خلفای راشدین می کنید واقعا باید شرم داشته باشید وحیاکنید، کمی در مورد آنها تحقیق کنید بعد نظر بدهید انصاف داشته باشید .چه کسی افتخار درکنار قرار گرفتن با پیامبر را دارند مگر صالحین والان هم اگرکسی بخواهد ایشان را زیارت کند اولا این افتخار نصیب کفار وغیر مسلمان نخواهد شد دوما تا طهارت نداشته باشید حق زیارت ندارید اگر بدون طارت وارد شدید باید کفاره بدهید
*=====*
سلام بر شما و ممنون از لطف واسعتان، آن قدر واسع که سه کامنت با یک آی پی ولی با نام های متفاوت در این وبلاگ گذاردید.
هرچه دقت کردیم از استدلال در کلام شما خبری نبود و تنها الفاظ زشت، پرده از رفتار شما برمی داشت.
در پایان هر پست و با عنوان پی نوشت، منابع مطلب نوشته شده است که تماما از معتبرترین کتب اهل سنت است؛ اگر اعتراضی دارید می توانید الفاظی را که خطاب به ما نوشته اید، به این منابع نسبت دهید که ما فقط و فقط نقل کرده ایم.
امیدواریم باز هم آی پی شما را در این وبلاگ زیارت کنیم اما با لحنی محترمانه و همراه با استدلال و برهان نه خطابه و احساسات. توصیه ی شما به مطالعه را نیز حتما آویزه ی گوش قرار می دهیم اما خالصانه آرزو می کنیم خود شما نیز به این توصیه عمل کرده از بیان اعتقاد خود به شیوه ی احساسی خودداری کنید که متاسفانه شنونده ای ندارد.
باسلام
به اهل تشیع (کسانی که به خلفای راشدین توهین وبدگویی میکنند ) باید بگوییم که خود را برای جهنم بیمه عمر کرده اند توبه کنید به صحابی های پیامبر(ص) توهین نکنید زیرا بصورت خیلی ساده هم اگر بگوییم هیچگاه افراد نالایق در نزدیکی بزرگان قرار نخواهند گرفت همانطور که میدانید سیدنا ابوبکر وعمر فاروق دویار همیشگی حتی تا قیامت درکنار پیامبر قرار دارند اگر افراد بدی بودند هیچگاه همچنین جایگاه عظیمی نصیبشان نمی شد حتی در زمان حال هیچگاه یک فرد معتاد ویا بیدین را درکنار یک شخصیت والا مقام دفن نمی کنند (در صورت عادی) مگر خصومتی (یامرض ویا غرضی ) نداشته باشند در زیارت از پیامبر دوم شخص ابوبکر وسومی سیدنا عمر فارق است بدبخت کسی است که بدون توجه وسلام به ایشان ازآنجا عبور کند اگر باخصومت وبدرفتاری با این دو صحابی گذر کند هیچ گاه خداوند دعایش را قبول نخواه کرد. به خود آیید ودست از توهین بردارید کسی که به بزرگان اهل سنت یا تشیع(خلفای راشدین وامامان دوازده گانه اهل تشیع) توهین کند مرتد ودر ایمان اشکال وجود دارد وباید توبه کند وگرنه عذاب سختی در انتظار اوست .آگاه باشید الان وقت اختلاف انگیزی نیست باید وحدت داشته باشید تفرقه کارساز نیست
*=====*
سلام بر شما و ممنون از لطف واسعتان، آن قدر واسع که سه کامنت با یک آی پی ولی با نام های متفاوت در این وبلاگ گذاردید.
هرچه دقت کردیم از استدلال در کلام شما خبری نبود و تنها الفاظ زشت، پرده از رفتار شما برمی داشت.
در پایان هر پست و با عنوان پی نوشت، منابع مطلب نوشته شده است که تماما از معتبرترین کتب اهل سنت است؛ اگر اعتراضی دارید می توانید الفاظی را که خطاب به ما نوشته اید، به این منابع نسبت دهید که ما فقط و فقط نقل کرده ایم.
امیدواریم باز هم آی پی شما را در این وبلاگ زیارت کنیم اما با لحنی محترمانه و همراه با استدلال و برهان نه خطابه و احساسات. توصیه ی شما به مطالعه را نیز حتما آویزه ی گوش قرار می دهیم اما خالصانه آرزو می کنیم خود شما نیز به این توصیه عمل کرده از بیان اعتقاد خود به شیوه ی احساسی خودداری کنید که متاسفانه شنونده ای ندارد.
در این کامنت باید اضافه کنیم، لقب فاروق که برای خلیفه ی دوم آورده اید، لقبی ست که منحصرا مربوط به امیرمومنان علی علیه الصلاة والسلام است نه شخص دیگر.
سلام امیدوارم خدا شما را هدایت کند.
به نظرم مهمترین هدف جنابتان ایجاد تنفر است به این دلیل در هر کدام از نظراتی که ذکر شده شما آنهاییکه توهین به اهل سنت کرده اند را زیر سبیلی رد کردید ولی هر کس که برای دفاع حرفی داشت شما برایش خطوطی نوشتید. اسلام از سرزمین حجاز ظهور کردو از عربستان کسانی که زبان مادرشان عربی است ایا برادرم من وتو که فارسی زبانیم به مفاهیم بهتر آگاهیم یا آنها که در صدر اسلام بودند و حالا هم در سرزمین وحی حاکم اند! دشمنی ایرانیان به خاطر هجوم خلیفه دوم به ایران است ومسلمان کردن انها! عمر در عدل سرآمد است در شجاعت سرآمد است در ایمان سرآمد. وای وای ای بیخبران آیا خبر ندارید که عمر داماد علی است!؟ اگر عمر صالح نمیبود پس نعوذ بالله علی بی غیرت بود که او را به دامادی پذیرفت!؟ آیا ضعیف الایمان بود!؟ خدایا مارا توانی عنایت کن که حقیقت پذیر باشم و با درک. خدایا به ایمانی عطا کن که اختلاف انداز نباشیم و خدایا خودت منافقین را رو سیاه بدار و خودت از آبروی دوستانت ابوبکر و عمر و عثمان و علی محافظت فرما!
*=====*
سلام بر شما و تشکر از اظهار نظرتان؛
در این وبلاگ همه نظرات، تا جایی که از الفاظ رکیک استفاده نشده باشد، تائید می شود.
در مورد ایجاد تنفر و مطالب دیگری که در دفاع از خلفای اهل سنت نگاشتید، باید عرض شود همانطور که بارها و بارها در پاسخ به کامنت ها نوشته شده، مطالب این وبلاگ تماما مستند به معتبرترین و قدیمی ترین کتب اهل سنت است تا جایی که برخی مطالب چنانچه در پی نوشت هر پست ملاحظه می فرمائید، به حدود بیست رفرنس یا بیشتر می رسد.
بنابراین تمسک به مطالب فرعی با توجه شناختی که این وبلاگ به استناد کتب اهل سنت از خلفا ارائه می کند، راه به جایی نخواهد برد. مسایلی که برای تطهیر خلفا به آن تمسک کردید، مطالبی ست که یا مانند ازدواج دختر امیرمومنان علی علیه السلام یا واقعیت ندارد و یا درجای خود نکات مطرح در مورد آن پاسخ داده شده است که شاید روزی فهرستی از پاسخ ها به این مطلب را در وبلاگ بیاوریم.
واقعا جای تعجب است که سخن از دشمنی با عمر به دلیل فتح ایران به زبان می آورید؛ آیا تا کنون در کتب شیعی یا در سایت ها و وبلاگ های شیعی دیده اید که کسی نسبت به این مطلب ابراز دشمنی کرده باشد؟ چرا بی جهت اتهامی متوجه دیگران می کنید؟ اشکال شیعه به فتوحات خلفا وجود دارد اما نه صرفا به خاطر فتوحات، بلکه به خاطر مسایل مهمی که پیش، هنگام و پس از فتوحات در کتب مذهب اهل سنت مرقوم است و انشاءالله گزارشی از آن در آینده در این وبلاگ خواهد آمد.
مساله ی شجاعت خلیفه را نیز بهتر است در کتب اهل سنت بررسی کنیم، آن جا که در کتابهای متعددی مانند سیره ابن هشام، صحیح بخاری، کامل ابن اثیر، سیره حلبیه و … فرار “عمر” از غزواتی چون سلسله، و حنین و نیز شکست وی در جنگ خیبر به وضوح تصریح شده است.
دوست گرامی!
تمام سعی ما در این وبلاگ آن است که بدون تعصب و توهین واقعیت را از کتب معتبر اهل سنت به خوانندگان ارائه دهیم تا خود قضاوت کنند از چه مکتبی پیروی می کنند.
امیدواریم تلاش برای دانستن بیشتر را با توهین و تعصب قرین ندانسته و با کنار زدن پرده های قومیت گرایی و … نسبت به مدارک مستند تاریخی پاسخی ارائه دهید.
موفق باشید، از بازدید و کامنت شما سپاس.
سلام
واقعاً عجیبه که اگر در ملیاردها کتاب اهل سنت می گردید و آنچه می توانید از آن سوءاستفاده کنید به عنوان اینکه سنی می باشند می آورید اگر به همین استدلال باشد سنیها می توانند از خیلی از شیعها که مطالبی را در رد شیعه نوشته اند برای محکومیت شیعه استفاده کنند (احمد کسروی …..و دکترسروش ) در حالی که همه می دانند در سنی گرایشات مختلفی وجود داشته و شیعه نیز بعدها از همین گرایشات انحرافی منشاء گرفته راستی شیعه بر پایه چه استدلالی خودشان را حق می دانند در حالی که در تمام قران حتی یک کلمه درباره اصول دین ادعایی آنها مانند امامت و مهدویت و حضرت علی سخنی گفته نشده ثانیاً شما صحابه امامان را همگی پاک می دانید در حالی که به صحابه پیامبر هرچه می توانید توهین می کنید آیا پیامبر آنقدر ضعیف بوده است که نتواند بر نزدیکترین صحابه خود کوچکترین اثری داشته باشد و عده ای جنایتکار و فاسق و حرمزاده یاور او بوده اند همچنان که در قضیه خلافت حضرت علی رضی الله عنه
همه صحابه برخلاف نظر پیامبر خلیفه دیگری را برگزیدنند پس دیگر چه انتظاری از ما منسلمان می توان داشت
*=====*
سلام بر شما و سپاس از کامنت
پیش از آغاز کلام لازم است توجه شما را به این نکته جلب کنیم که در یک استدلال علمی لازم است مطالب به شکل منسجم و مربوط به هم باشد علاوه بر آن که از اغراق و غلو به شدت باید پرهیز شود.
این که شمار کتب اهل سنت را “میلیاردها” دانستید، از ابتدا نشان از روح اغراق در کلام دارد که باعث فاصله گرفتن از روح استدلال علمی می شود. برای آن که این کلام شما بدون پاسخ نماند، ما حاضریم به یک هزارم عدد اعلام شده شما قناعت کرده منتظر بمانیم تا این یک هزارم را هر چند به صورت یک فایل مجزا برایمان ارسال کنید.
دیگر آنکه مطالب موجود در این وبلاگ از هر نویسنده یا هر کتابی نیست تا شما آن را با مطالب نامبردگان قیاس کنید، برخی از کسانی که نام بردید، از اساس اسلام را مردود می دانند و گرایشات شدید کمونیستی در تالیفات آنان پدیدار است، اما مطالب این وبلاگ از برجسته ترین دانشمندان اهل سنت که هیچ یک از عالمان این مذهب نسبت به مذهب و عقیده آنان خرده نگرفته، نقل می شود نظیر مطالب منقول از صحاح سته به خصوص بخاری و مسلم و دیگر کتبی که به عنوان کتاب مرجع به آن نگریسته می شود؛ پس صرف این گفتار شما که به طور کلی در همه مطالب تشکیک می کنید، از روش علمی فاصله ای آشکار دارد. اگر تمایل دارید تک تک مطالب مطرح شده را به صورت جزئی مورد اشکال و نقد قرار دهید تا به صورت نقطه ای مورد گفتگو قرار دهیم شاید حق آشکار شود.
مطلب دیگر در کلام شما، نشات گرفتن تشیع از مذاهب مختلف اهل سنت است. این مطلب را نیز بدون ارائه دلیل و مستند بیان کرده اید. مدعای ما این است که تشیع در زمان خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم و با تصریح ایشان شکل گرفته و از سوی خود ایشان نام گذاری شده است، این مدعا مستند به احادیث موجود در کتب معتبر اهل سنت است که اگر متمایل باشید، حتما ارائه می شود. اما پیش از آن لازم است شما ادعایی که در مورد منشاء شیعه مطرح کردید را اثبات کنید؛ پس منتظر این مطلب هم می مانیم.
نکته دیگر در نوشته شما نبودن مطالبی در قرآن درباره اصول تشیع است، این نیز اشکالی به خود شماست، شما که تشیع را برگرفته از مذاهب اهل سنت می دانید، چطور انتظار دارید در قرآن مطلبی در مورد تشیع وجود داشته باشد؟!
بعلاوه اگر از نظر شما نبودن مطلبی در قرآن دلیل بر باطل بودن آن است، می توانید مطالبی در قرآن در مورد خلافت ابوبکر و عمر به ما معرفی کنید؟
اما بر اساس رویکرد شیعی که بارها در همین وبلاگ مرقوم داشته شده، تمام مطالب شیعه یا به صراحت یا به اشاره در کتاب خدا وجود دارد حتی در مورد وصایت بلافصل امیرمومنان علی علیه السلام و نیز موضوع مهدویت. لطف کنید ابتدا پاسخ سوالات مطرح شده را بنویسید تا گفتگو را ادامه دهیم.
شما به تشیع نسبت داده اید که تمام اصحاب ائمه علیهم السلام را پاک می داند، این موضوع هم نادرست و ناشی از عدم مطالعه حتی یک کتاب رجالی شیعه است، اما با این وجود اگر بتوانید از یک منبع رجالی شیعه مدعای خود را اثبات کنید، حق را به شما خواهیم داد؛ پس منتظر این جواب شما هم می مانیم.
ما به هیچ وجه معتقد نیستیم که تمام اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ناشایست بوده اند، این نیز اتهامی بی پایه است. در اصحاب شهدای بدر و احد و سایر غزوات و اصحاب جلیلی چون امیرمومنان علی علیه السلام، سلمان، مقداد، ابوذر و … بوده اند که هر یک اسوه ای برای فضیلت و فخری برای بشریت هستند. بله این مطلب را که تمامی اصحاب راست کردار باشند را نمی توانیم بپذیریم دلیل ما هم مطالبی ست که علیه اصحاب در معتبرترین کتب اهل سنت وجود دارد. می توانید در معتبرترین کتاب اهل سنت بخاری، حدیث ارتداد تمام اصحاب پس از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را بیابید و اگر نمی توانید این کار را انجام دهید بفرمائید تا مدارک را تقدیم داریم.
مطلب آخر در کلام شما، اتفاق تمام اصحاب در مورد انتخاب فرد دیگری به جای امیرمومنان علی علیه السلام برای جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است. معلوم نیست که این مطلب را به استناد کدام منبع نقل می کنید؟ به هیچ وجه اینطور نبوده است. در کتب معتبر اهل سنت به تفصیل از ماجرای سقیفه و بیعت گروهی از مهاجر و انصار سخن رفته است و مخالفت شدید بسیاری از اصحاب سرشناس و همچنین بنی هاشم ثبت شده است.
هر کدام از مطالبی که مطرح کردید پاسخی بسیار طولانی تر از آنچه نوشتیم دارد، اما چون در ابتدای کلام بوده، نسبت به میزان مطالعه شما تردید داریم، لطف کنید پاسخ سوالات مطرح شده را مرقوم دارید تا به تفصیل بیشتر به تبادل نظرات بپردازیم.
در انتظار پاسخ های شما هستیم، موفق باشید.
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما
من يك شيعه هستم ولي توهين كردن به اعتقادات اهل سنت را جايز نمي دانم
و توصيه مي كنم كه بيشتر به فكر برادري باشيد تا اينكه به اعتقادات هم توهين
كنيد مهم اينست كه ما سالم زندگي كنيم و طبق آيات قرآن و احاديث معصومين
عمل كنيم و از تفرقه بين شيعه و سني دوري كنيم . براي شما و تمامي عزيزان هموطن آرزوي موفقيت دارم
*=====*
سلام بر شما و ممنون از کامنت
بارها در جواب کامنت های مشابه شما، گفته ایم که بحث علمی و مستند با ایجاد تفرقه تفاوت اساسی دارد. اگر ما نتوانیم حقیقت را بر اساس منابع به دست آوریم و مدام از خوف ایجاد تفرقه یکدیگر را به این کار متهم کنیم، هیچ گاه آفتاب حق رخ نمی نماید و همواره در پس ابرهای اتهام و تهمت باقی می ماند.
باز هم به ما سر بزنید، التماس دعا
سلام بر شما كه حرف از اسلام مي زنيد
اولاً بدانيد كه اسلام چي فرموده بعداً قضاوت كنيد
حد اقل معني اسلام را كه بدانيد كه چي معني را افاده ميكند.
خوب با گذشت ازين حرف ها چرا كوشش نمي كنيد با عيسويان و يهوديان در گير اين مسايل شده و انها را قناعت دهيد.
يك حرف آخر اينكه اهل سنت پيرو سنت حضرت نبي كريم “ص” مي باشند اما شما كه تارك سنت ايد پس چگونه خود را امت حضرت نبي كريم “ص” ميدانيد ديگر جرأت اين كار را هم نكنيد الي اينكه پابند به سنت حضرت نبي كريم “ص” نشديد.
بااحترام دوست شما
*=====*
سلام بر شما و سپاس از نظرتان
توصیه کرده اید که معنی اسلام را بدانیم، ممنون خواهیم شد اگر در این مسیر یاریمان کنید و آنچه مدنظرتان است را بیان فرمائید.
گفتگو با یهودیان و مسیحیان یکی از راه های ترویج دیانت اسلام است اما باید توجه داشت که در هر وبلاگ یا سایتی نمی توان به تمام راه های ترویج اسلام پرداخت. هر کس بر اساس آنچه تشخیص می دهد، و هر زمینه ای که مناسب می بیند، مطالبی را می نگارد که اگر بر اساس روش درست و منطقی گفتگو باشد، نباید از سوی مخاطبین مورد اشکال ساختاری واقع شود. اگر مخاطب توانایی داشته باشد، در مقابل مطالب مطرح شده، پاسخی می آورد وگرنه به دنبال تحقیق می رود تا بیشتر بداند و همین هدف ماست.
به عبارت دیگر، این که تنها راه سخن گفتن از اسلام را به قول شما درگیری با عیسوی و موسوی بدانیم، گزاره ای نادرست بیان کرده ایم، چه این که در میان مدعیان اسلام نیز کسانی هستند که می توان بر مبنای کتب معتبر نزد خود آنان اثبات نمود که در ادعای خود صادق نیستند. در این وبلاگ با توجه دقیق به منابع اهل سنت، سعی می نمائیم که زوایای کمتر گفته شده را در برابر نگاه دوستداران دانایی گذاریم اما تا کنون از جانب مخالفین چیزی جز نهی از این کار یا توهین چیزی ندیده ایم. شما نیز سعی کنید به جای آن که ما را از مسیری که در پیش گرفته ایم به هر شکل بازدارید، به تحقیق روی آورید و به مطالبی که از معتبرترین کتب اهل سنت بیان می کنیم فکر کنید شاید موجبات تغییر فراهم شود.
این بسیار جالب است که در این کامنت ما به عنوان تارکین سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شمرده شده ایم؛ اگر لطف کنید و بگوئید که شیعیان کدام سنت پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله را ترک کرده اند، ممنون می شویم؛ چون دقیقا همین ادعا را ما نیز داریم و اهل سنت را عامل به ضد سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم می دانیم.
پس لطفا شما که در مرحله نخست این ادعا را علیه شیعه بیان نموده اید، ادله ی خود را بیان فرمائید تا پس از پاسخ به تک تک مطالبتان ادله ی شیعه بر این که اهل سنت هرگز اهل سنت نیستند را بیان نمائیم.
سپاس از شما و خدانگهدار هر حقیقت جوی بی تعصب