
پس از نوشتن مطلبی به عنوان ” فتوایی که باعث شد بخاری را از زداگاهش اخراج کنند” کامنت های مختلفی به دستم رسید. هر چند بسیاری از کامنت ها از نظر علمی شایسته توجه نبود، اما برخی نیز قابل بحث و گفتگو بود، البته سعی من بر این بوده است که کامنت ها بدون پاسخ نماند. یکی از کامنت هایی که به خاطر دربرداشتن موضوعات متنوع و سوالات روز، به نظرم قابل توجه رسید، کامنتی است که همراه با پاسخ آن در معرض دید دوستان قرار می دهم، با این امید که اگر نقدی به پاسخ بنده داشتید، مطرح بفرمایید. ابتدا سوال را ملاحظه کنید:
دوستان عزیز
من شیعه ام و بدان افتخار می کنم اما صفوی نیستم غالی نیستم حجتیه ای نیستم .
ولی فکر نمی کنیید این گونه مسائل جز تفرقه میان ما مسلمانان ایجاد کند . دوستان توجه
داریید که در کشور خود ما حداقل ۱۵ ملیون خواهر و برادر اهل تسنن وجو دارد .
ضمنا حالا کتاب های علامه مجلسی خیلی بهتر از این کتاب ها است. مثلا واقعا صیغه یا متعه که در مذهب ما وجود دارد درست است؟؟؟؟ آیا فحشای اسلامی نیست.
باور بفرمایید دوستان اهل تسنن ما هم می توانند از این گونه نکات در مورد ما شیعیان پیدا کنند. ای کاش همه ما که ادعای پیروی از امیر المومنین (ع) دارییم بهتر نیست یک مقدار به سیره و روش آن امام بزرگوار عمل کنییم.
آیا بهتر نیست به عالمان دینی مصلح امان نظییر دکتر سروش دکتر کدیور استاد ملکیان
استاد محمد مجتهد شبستری استاد احمد قابل جناب یوسفی اشکوری و………..
دیگر اندیشمندان مصلح شیعه اجازه بدهیم حقیقت شیعه را برای ما آشکار سازند و خرافه های بیشماری که عموما توسط غلات وارد مذهب امان وارد شده است بزدایند و حقیقت را آشکار سازند.
یا حق
اینک پاسخ سوال:
سلام و ضمن عرض پوزش بابت تاخیر در پاسخ به کامنت شما،
چند مطلب را لازم میدانم که در جواب مطالب شما بنویسم و امیدوارم که با عنایت کامل ملاحظه بفرمایید.
در مورد آماری که از شیعه و سنی دادید به نظر می رسد که نوعی اغراق شده باشد چون فکر می کنم آمار دقیق تر از وجود حدود هفت و نیم میلیون سنی در ایران حکایت کند، البته تعداد آن ها مهم نیست، مهم این هست که آنان هم به عنوان شهروند دارای حقوقی هستند که باید استیفا بشود و در این مورد هیچ اشکالی به نظر من نمی رسد.
اما در مورد مطالبی که در وبلاگ می نویسم، سعی من براین است که مطالب را بدور از هرگونه تعصب و فقط با دید علمی و منطقی و با تکیه بر مصادر و منابع دست اول و معتبر اهل سنت نقل و تحلیل کنم. از این کار دو هدف دارم، یکی در مورد شیعیان است که با خواندن این مطالب نسبت به حقانیت مذهب خود استوارتر شوند و دیگری در مورد اهل سنت است که با خواندن این مطالب نسبت به مذهب خود به تفکر بپردازند و در حقانیت آن تامل کنند که صد البته این مسایل به خاطر اهمیت مساله دین و امامت به نظر من مهم می آید، پس اگر نتیجه طرح مباحث علمی تفرقه باشد به نظر شما چه زمان و مکانی مناسب طرح این گونه مباحث خواهد بود؟ می دانید که هم در شیعه و هم در اهل سنت کتب فراوانی در مورد تحلیل حقانیت هر کدام از این دو مذهب عمده نوشته شده و می شود، طبیعی ست که تجزیه و تحلیل این امور در ساحت علم و بدور از خشونت و تعصب مطلبی ست که باور همه محققین و حتی سردمداران منطقی تقریب می باشد.
چیزی که مهم است آن است که مابتوانیم با توجه به نوع طرح مباحث به نیتی که در پشت آن است برسیم و آن گاه قضاوت کنیم که یک مطلب تفرقه انگیز است یا تامل برانگیز. مطالبی که در وبلاگ پست می کنم، تماما مطالبی ست که در کتب مختلف وجود دارد و من فقط با عینک نقد و بررسی به آن نگاه می کنم و پس از طرح سوالاتی نتیجه رابه عهده خوانندگان عزیز واگذار می کنم، امیدوارم هدف واقعی من از نوشتن این مسایل برای جناب عالی روشن شده باشد.
مطلب دیگری که لازم است بیان کنم، مساله ای ست که شما در مورد کتب علامه مجلسی رضوان الله علیه، نوشته اید. به عنوان یک توضیح کلی باید عرض کنم که تفاوتی که میان کتب مرحوم علامه مجلسی قدس سره با کتب معتبر اهل سنت وجود دارد این است که در میان کتب اهل سنت شش کتاب به صحاح سته شهرت داشته و همه مطالب آن بدون هرگونه بررسی سندی مورد پذیرش اهل سنت قرار می گیرد. این در حالی ست که کتب علامه مجلسی رحمةالله علیه هیچ کدام چنین وضعی ندارد، یعنی نه خود علامه به درستی کلیه مطالب موجود در کتب اش شهادت داده و نه هیچ یک از علمای پس از ایشان چنین موضعی نسبت به آن اتخاذ کرده اند. احادیث موجود در کتب ایشان تک تک مورد بررسی های کارشناسانه قرار می گیرد و هر کدام که دچاراشکال بود، مردود اعلام می شود. پس شاید روایاتی که شما را به چنین موضعی در برابر این عالم بزرگ شیعی وادار کرده است، از جمله روایاتی باشد که از منظر کارشناسانه مورد نفی اهل تحقیق باشد. این مساله از بزرگی این عالم نمی کاهد چه این که ایشان با اقدام به تالیف موسوعه بزرگ “بحارالانوار” مجموعه احادیث موجود را از خطر معدوم شدن حفظ کرد و ارزیابی و راستی آزمایی آن را به عهده علمای پس از خود وانهاد.
در نتیجه نگاه ما به تالیفات علامه مجلسی قدس سره نگاه نقادانه با لزوم بررسی ست و این تفاوت عمده میان کتب ایشان و سایر کتب شیعه با کتب صحاح اهل سنت است. امیداورم با دقت کاملا به کنه مساله پی برده باشید.
اما مساله ای که به عنوان مثال برای ضعف کتب علامه مجلسی رضوان الله علیه بیان کردید مساله ازدواج موقت است. به نظر می رسد شما این مساله را برای اثبات نادرستی و اشکال در کتب ایشان نوشته اید. برای توضیح این که مساله ازدواج موقت هیچ ارتباطی با علامه مجلسی قدس سره و تالیفات ایشان ندارد لازم است توجه شما را به کتبی که پیش از علامه مجلسی رضوان الله علیه نوشته شده است جلب کنم که مساله ازدواج موقت در آن کتب نیز ذکر شده است. مهم تر از همه ی این مسایل آیه ای در قرآن است که به صراحت این نوع از ازدواج راتشریع کرده و آن را به عنوان نوعی از ازدواج از نظر خداوند مقرر داشته است. اگر فرصت کردید به این آیه از قرآن و تفاسیر آن مراجعه فرمایید:
« و زنانی را که متعه { = ازدواج موقت} می کنید، واجب است مهریه آنان را بپردازید و گناهی برشما نیست در آن چه بعد از تعیین مهریه با یکدیگر توافق کرده اید، خداوند دانا و حکیم است » سوره نساء، آیه 24
پس مساله ازدواج موقت مساله ای ست که از ناحیه خداوند متعال تشریع گریده و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشد. این ازداوج پس از ارتحال رسول الله صلوات الله علیه وآله تا مدتی پس از به خلافت رسیدن عمربن خطاب در میان مسلمانان جاری بود. این خلیفه پس از اقرار به این که ازدواج موقت در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم حلال بوده است ، آن را ممنوع اعلام کرد و برایش مجازات قرار داد.
در نتیجه این مساله ، مساله ای است که نه به علامه مجلسی رحمه الله ارتباطی دارد و نه به هیچ یک از عالمان پیش از ایشان و نه حتی به ائمه شیعه علیهم السلام ، تشریع خداوند متعال و قانونی الهی ست که کسی حق ندارد آن را رد کند (البته از منظر شرعی). این نیز موجب اسف فراوان است که شما چطور از این نوع ازدواج به “فحشای اسلامی” تعبیر کرده اید! آیا ما حق داریم قانونی را که خود فرستنده ی اسلام تشریع کرده و تقنین فرموده است، به میل خود تغییر دهیم یا از آن به عنوان فحشا یاد کنیم؟ آیا ما می توانیم چیزی را که خداوند جعل کرده و قرار داده است، مطلبی بدانیم که از نظر خداوند عمل زشت یا فحشا باشد؟ بهتر است شما از نگاه خود سخن بگویید و چیزی را به اسلام نسبت ندهید، ازدواج موقت از نظر اسلام به عنوان یک نوع ازدواج به رسمیت شناخته شده و عملی مستحب است مانند ازدواج دائم.
در مورد سایر کتب شیعه هم ما آمادگی داریم که روایاتی را که مدنظر اهل سنت است پس از بررسی های کارشناسانه در مورد اسناد آن، تحلیل کرده و هرکدام را جداگانه بررسی کنیم و هیچ ابایی از بیان این که یک روایت ضعیف است،نداریم.
جناب عالی اسامی افرادی را آوردید که هریک از آنان در سطح و مرتبه ای از دانش هستند و نمی توان آنان را در یک رده علمی دانست. اساسا این مطلب را که همه ی دیدگاه ها قابل عرضه به مجامع علمی هستند، قبول دارم و تا جایی که به خاطر دارم، هیچ یک از علمای بزرگ حوزه در گذشته و حال نه در گفتار و نه در کردار مانعی برای طرح مباحث نواندیشانه نبوده اند. مهم آن است که افرادی که یاد کردید، کدام یک حاضرند مسایل خود را در یک کنفرانس علمی و با حضور مجتهدین که عقلا تنها کسانی هستند که اسلام شناس محسوب می شوند، مطرح کنند؟
اساسا افرادی که نام بردید و بعضا هیچ کدام از مراحل ضروری برای شناخت دین را طی نکرده اند، به نظر شما تا چه حد مطالبی که مطرح می کنند درست و قابل عرضه است؟ آیا این درست است که ما صرفا به خاطر نام ایده های آنان و دلفریب بودن عنوان روشنفکری به هر ایده ای میدان عمومی برای طرح بدهیم و توجهی به ساختار شکنی نادرست آن نداشته باشیم؟ اگر دقت کرده باشید، هرگاه یکی از این افراد نام برده که جایگاه علمی وی تا حدودی مورد قبول حوزه های تخصصی دین شناسی است، مطلبی را عرضه می کند، یکی از اسلام شناسان متخصص به پاسخ گویی برخاسته و مقالاتی رد و بدل می گردد. بدین لحاظ است که مخلوط کردن مسایل تخصصی با موضع گیری های سیاسی یکی از بزرگترین اشتباهات در ساحت علم و مناظرات علمی ست.
در مورد مطالب مربوط به غلات نیز باید عرض کنم، همانطور که در اساس دین عقل تاکید به رجوع به صاحب نظران متخصص دارد، در سایر موارد از جمله مطالبی که به قول شما غلات وارد دین کرده اند، نیز همین نظر را از ناحیه ی عقل می بینیم. چه بسیار است مطالبی که برخی آن را به عنوان غلو می بینند اما یک متخصص در دین با استناد به روش رایج در حوزه تخصص اثبات می کند که هیچ رنگی از غلو در آن نیست.
دوست عزیزم! نام افراد مهم نیست، آن چه اهمیت دارد میزان دانش آنان از دین و به عبارت دیگر تخصص آنان در این میدان است. من شخصا به هیچ وجه با سیاسی شدن اصل مطلب و پاسخ به آن موافق نیستم و این را اشکالی بزرگ در راه ترقی و پیشرفت می دانم، اما این مطلب را که چشم و گوش بسته و فقط به صرف مارک روشنفکری ، تفکری را درست بدانم و آن را در راه اصلاح دین از پیرایه ی غالیان بدانم، موافق نیستم. به نظر من تنها راه منحصر برای شناخت دین اصیل و آن چه توسط آخرین فرستاده خداوند صلی الله علیه و آله وسلم به دست ما رسیده، رجوع به ائمه اطهار علیهم السلام است که همین مطلب مفاد “حدیث ثقلین” می باشد که میان شیعه و سنی مورد پذیرش است و از احادیث متواتر محسوب می شود. پس از ائمه علیهم السلام نیز تنها کسانی را برای اظهار نظر در مورد دین می پذیرم که با طی مراحل خاص در این مطلب به تخصص دست یافته و از تمام انگیزه های سیاسی و … دور باشند و گمان نمی کنم رجوع به متخصص مطلبی باشد که کسی در لزوم آن و انحصار راه در آن کوچک ترین تردیدی داشته باشد.
از کامنت شما ممنونم و منتظر نظرات بعدی شما هستم، موفق باشید التماس دعا.

با سلام خدمت دوست عزیز
اولا ممنون از ادب اسلامی شما که در این دوره و زمانه همچون دری گران بها است . من حقیقتا قصد پاسخ گویی به این مطلب جدید شما را فعلا ندارم . تا دیگر دوستان کامنت ها
و نظرات اشان را مطرح کنند اما ۲ یا ۳ مورد را باید بگویم.
۱-این اشتباه از من بود که بعد از اشاره به اسم علامه مجلسی مطلبی راجع به متعه و صیغه نوشتم . در حقیقت این ۲ جمله مجزا از هم هستند و ارتباطی با هم ندارند
۲-تکلیف علامه مجلسی را دکتر شریعتی مشخص کرده است و دیگر لازم نیست ایشان را آسمانی کنیم بطوری که نتوان آن را نقد کرد.
۳- همان طوری که می دانییم قرائت های مختلفی از اسلام وجود دارد . ومشخص است که قرائت من از اسلام با شما متفاوت است. من از دیدگاه خودم این کامنت را گذاشتم.
مثلا به باور من خدمتی که دکتر شریعتی به اسلام کرد ۱۰٪ آن را علامه مجلسی انجام نداده است .
بنابراین من فعلا صبر می کنم که تا دیگر دوستان نظراتشان را مطرح کنند.
یا حق
*=====*
سلام بر شما و تشکر از لطف تان.
لازم است تاکید کنم که به طور قطع شما مطلب نوشته شده را با دقت مطالعه نفرموده اید چه این که بنده تصریح کرده ام که روال کار ما در مورد کتب علامه مجلسی قدس سره چیست و اساس نگاه نقادانه و تفکیک گرایانه برای تشخیص صحیح و سقیم روایات موجود در آن است. این مطلبی است که پایه بحث من در مورد علامه مجلسی قدس سره و کتب ایشان می باشد. بنابراین اصلا متوجه نمی شوم که چرا نوشته اید دیگر لازم نیست ایشان را آسمانی کنیم تا دیگر نشود ایشان را نقد کرد. سوال جدی من از شما این است که این مطلب از کجای نوشته من برمی آمد؟ چرا مطلب خلاف واقع به یک نوشته نسبت می دهید ؟ آیا این دلیل بر عدم مطالعه درست مطلب نوشته شده نیست؟ اگر شما صاحب کامنتی هستید که به آن پاسخ داده و حتی آن را به شکل یک پست در صفحه اصلی وبلاگ آوردم، چرا بدون توجه به پاسخ سخن قبلی خود را تکرار می کنید؟ آیا این نشان دهنده آن نیست که دیگر نمی توان بحث را ادامه داد؟ چه این که بنده هر مطلبی می نویسم شما به آن چه در ذهن دارید استناد می کنید و تفسیر بمالایرضی صاحبه می کنید؟
قرائت های مختلف از اسلام زمانی قابل توجه هستند که بر اساس متد علمی شکل پذیرند و گرنه هر کسی از راه برسد مدعی داشتن قرائتی از اسلام است که آن را درست می داند همانطور که در شبکه های مختلف ماهواره ای برداشت های متضادی از اسلام ارائه می شود. شما فکر می کنید از نظر طی مراحل ضروری برای داشتن یک قرائت از دین تا چه حد رشد کرده باشید؟
آیا شما قوانین پذیرش و رد یک حدیث را تا چه میزان می دانید؟ آیا حاضر هستید که در این مورد که یکی از اساسی ترین مراحل دانش دینی است گفتگویی تخصصی را رقم زنیم؟
شما به این مطلب تصریح کرده اید که دکتر شریعتی تکلیف علامه مجلسی را روشن کرده است، سوال من از شما این است که یک جامعه شناس چگونه می تواند در مورد علمی که ساحت آن از تخصص وی بیرون است، نظر دهد تا جایی که حتی تکلیف یک متخصص از رشته دیگری را روشن کند؟
اگر امروز کسی به شما بگوید سهراب سپهری تکلیف نیوتن یا انشتین را روشن کرده است از خنده روده بر نمی شوید؟
چرا حاضر نیستیم همانگونه که برای هر علمی حد و مرزی قایل هستیم ، برای علم دین نیز این حیطه را باور کنیم؟
نظر شما برای خودتان محترم است ولی چگونه می توانید ثابت کنید که کسی که با گردآوری یک موسوعه تمام میراث علمی شیعه را که در قالب احادیث از امامان معصوم علیهم السلام وجود داشت، برای آیندگاه حفظ کرد و آن را از خطر نابودی نجات داد، در رتبه ای بسیار پائین تر از یک جامعه شناس قرار دارد؟
به نظر شما اساسا مقایسه میان این دو شخص کار درست و علمی ست؟
agar yek sonni ba negah e enteghadi dar morede shi’e chizi benevise, dar avvalin forsat be ellat bar andazi e narm…. mishe
*=====*
سلام بر شما
با قضاوتی که کردید موافق نیستم لااقل در این وبلاگ اینطور نیست و تمام دوستان با آزادی کامل نظراتشان را مرقوم می دارند و نظرات تاجایی که مراعات ادب در آن شده باشد، تایید می شود. یک بررسی در کامنت ها این مطلب را به شما ثابت می کند. کاش ابتدا نگاهی به پست های وبلاگ و کامنت ها می کردید و بعد این کامنت را می نوشتید.
با این وجود از کامنتی که نوشتید ممنونم موفق باشید.
age ye chizi eshtebahe eshtebahe!! age khoda gofte ke sighe kheili amale khubo mobarakie pas mishe fahmid un kasi ke azash be onvane khoda yad mikonin va gharare shakhse kamekli bashe eshtebah karde va az un mishe natije gereft ke un khodaei ke shoma azash sohbat mikonin vojude khareji nadare!! bahso az shie o soni biarin birun cheshatuno bishtar baz konin!! moshkel balatar az in harfast!!
hatta nemikhain ye lahze fek konin ke age gharar bud shie o soni mohem bashe va agar gharar bud Qoran vaghan yek ketabe nejat dahande bashe, hatman dar Qoran be vozuh (na ba ebham) be in mored eshare mishod ke bayad shie bud ya sonni!!
ba ham dge bahs konin ke bad az mohammad ki be ghodrat resid!! vel konin in bahsaro, bechasbin be in ke mamlekatetun kojaie kaare!!
YE ZARE BAZTAR BE MASAEL NEGAH KONIN!!!!!!!
سلام خدمت همهی دوستان
امیدوارم این وبلاگ محلی برای بررسی مسائل مورد اختلاف و در عین حال مراعات ادب اسلامی باقی بماند.
به صورتی که براداران اهل تسنن هم نظارتشون را مطرح کنند.
*=====*
سلام بر شما احمد عزیز و گرامی
امیدواری شما آرزوی ماست، بنده نیز در ا نتظار تمام نظرات هستم و از آن استقبال می کنم.
از شما بابت این کامنت خوب تشکر می کنم، موفق باشید.
دوست عزیز
حق کاملا با شما است توضیحات من در رابطه با علامه مجلسی و آسمانی کردن او درست نبود . من بعد از ازسال کامنت متوجه شدم.
من در اسرع وقت به مطلب شما و همچنین توضیحاتی که بر کامنت جدیدم دادید پاسخ خواهم داد. ضمنا سال نو مبارک.
دوست عزیز
هر چی فکر می کنم علی رغم آمادگی خود برای نقد مطلب ارایه شده از سوی شما مصلحت نیست این نقد بسیار صریح در وبلاگ منتشر شود. اگر مایل هستید که نظراتم و نقد هایم ارایه کنم . عنایت فرمایید ای میل اتان را در اختیار بنده قرار دهید تا نظراتم را بدون هیچ سانسوری و در آزادی کامل و البته کاملا مودبانه آنجا مطرح کنم.
*=====*
سلام بر شما، از ادامه گفتگو استقبال می کنم. البته مطلبی که در مورد سانسور نوشته بودید کمی شبهه انگیز بود که برای اطلاع خوانندگان یا کسانی که احتمالا این مطلب را پی گیری می کنند باید عرض کنم تمام کامنت های شما بدون حتی یک حرف کم یا زیاد تایید شده و در نظرگاه دوستان قرار گرفته است. اگر تمایل دارید از طریق ایمیل کار را ادامه دهید می توانستید به سمت راست وبلاگ که قسمت ارتباط با من است مراجعه کنید و اگر فرصت ندارید اینجا ایمیل را می نویسم و منتظر نظرات شما می مانم.
heidarhoseini@yahoo.com
من تعجب می کنم ما که خود را مسلمان می دانیم چرا عوض اینکه بدنبال اصل اسلام که همان تزکیه نفس و تسلیم به خواست خداست باشیم بدنبال این هستیم که ثابت کنیم این فرقه یا مذهب درست است یا دیگری. بنظر من تا روزی که انسانها بدنبال واقعیت دین و علت وجودی دین برای بشر نباشند محال است از مزایا و محاسن آن به حد اعلی استفاده کنند و تا آنجا که من فهمیده ام دین برای شناسایی خدا و رسیدن به هدفی است که خدا برای مخلوق قرار داده است و از آنجا که خذا عادل است پس باید دین طوری باشد که برای همه مخلوق در همه زمانها و در همه مکانها این امکان را فراهم کند و هر کس بهر طریقی سعی کند خدا و دین و راه خداشناسی را محدود به فرق و مذهب و دین خاصی بکند بطور نامنصفانه ای (که خلاف صفت عادل بودن خداست) سعی می کند دیگران را از این امکان محروم سازد.
اگر شما تصور می کنید این گونه بحث ها مثبت تر و کارسازتر و کمک به همه مخلوق برای رسیدن به هدف قراردادی خداوند برایشان می کند اعلام نمایید تا بیشتر راجع به آن بحث کنیم و اگر هنوز معتقد هستید که دین و مذهب شما از دیگری بهتر است، شما را به سلامت ما را به خیر.
سلام دوست عزیز
سایت بسیار قشنگ،جذاب وپرمحتوایی دارید.ما نیز فرومی
علمی ، تخصصی و عمومی، با نام انجمن پارسیان را برای تمام ایرانیان عزیز راه اندازی کردیم.
خوشحال می شویم به جمع دوستانه ما بپیوندید .
می توانید از مدیر کل سایت، مدیریت انجمنی را درخواست کنید.
مایه مباهات است دوستان و مدیران لایقی مانند شما در جمع ما باشند.
منتظر حضور سبز شما هستم. موفق باشید.
http://parsianforum.com
دوست بزرگوار و نازنین
در فضایی که اهل علم و نویسنده به جرم سخن وکلامی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. در جایی که علما و متفکرین دینی ما محبور به مها جرت می شوند. در جایی که آزادی اندیشه هست و البته آزادی بعد از اندیشه نیست. در جایی که بعضی از خبرگزاری های معلوم الحال و کج سلییقه . تهمت های نا روا و بی اساسی به محققیقن و علمای دینی می زنند . قبول کن باید احتیاط کرد . وهر حرفی را نباید زد.
من در اولین فرصت به شما جواب خواهم داد
دوست ارجمند و فریخته
انصراف خود را از پاسخ گویی به مطلب ارایه شده از سوی شما اعلام می کنم . و البته این به معنی تایید مطلب ارایه شده از سوی شما به هیچ وجه نیست.
خدا یا حقیقت اسلام را به همه ما روشن ساز
*=====*
مطالبی که در کامنت قبل نوشتید واقعا باعث اندوه فراوان من هم هست، امیدوارم روزی شاهد آزادی بیان منطقی و علمی همه اندیشمندان باشیم و همه بتوانند نتیجه ی افکار خود را با امنیت و آسایش در اختیار جوامع علمی قرار دهند. در این مورد شاید ملاحظه ی این پست وبلاگ نزدیکی نظر بنده و جناب عالی را نمایان سازد.
از اعلام انصراف شما بسیار اندوهگین شدم، از ادامه ی سخن لذت می بردم و امیدوار بودم که به سرانجام مطلوبی منتهی شود. در هر صورت اگر برای ادامه کاری از طرف این بنده ی کمترین ساخته است بفرمایید تا انجام وظیفه کنم.
از صمیم قلب برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم و از صفتی که برای بنده شمردید و قابل آن نبودم، نهایت تشکر را دارم، این محبت شما بود و گرنه از این سوی لیاقت و سزاواری درکار نبود.
به نام خدا. دوست عزیز السلام علیکم. سوالاتی برای بنده پیش آمده . اگر لطف نموده و پاسخ دهید سپاسگزار می شوم.
1.آیا لازمه موجود متمکن در مکان جسمیت است؟
2.مثلا اگر بگوئیم که فرشتگان در مسجد اند یا در آسمان – لازمه آن جسمیت فرشتگان است؟
3.آنچه که عرش الهی به آن اطلاق می شود چیست؟ آیا محل حضور خداست؟
با سپاس فراوان. یا علی مدد.
سلام علیکم
امیدوارم که در سایه حضرت حق و دعای امام عصر (علیه السلام موفق و موید باشید و سال پر باری را پیش روی شما آرزو می کنم.
با پست جدید- پنج نکته پنج لینک- در خدمت شما هستم.