یکی از دستورات اسلام در مورد ازدواج پرداخت مهریه از سوی مرد به زن می باشد. مهریه که از آن به صداق نیز تعبیر می شود، میزان تعیین شده ای که تخلف از آن مجاز نباشد، ندارد و بر اساس خواست زن و پذیرش مرد، مقرر می گردد. درباره مقدار مهریه مبلغی مورد عمل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بوده است که به عنوان مهرالسنة از آن یاد می شود. قرار دادن این مقدار برای مهریه زنان مستحب است، و توصیه دین به رعایت این مقدار می باشد، اما الزامی در پایبندی به آن وجود ندارد و در ازدواج می توان کمتر یا بیشتر از آن را تعیین نمود.
واقعه تاریخی که در زیر می آید، در همین مورد است و برخورد خلیفه دوم اهل سنت، عمربن خطاب را در مورد مهریه بیشتر از مهرالسنة نشان می دهد. این داستان خود حاوی تحلیل این رفتار عمر بوده و اندازه دانش عمر نسبت به این حکم دینی را روشن می نماید.
عمربن خطاب گفت: مهریه زنان را بیشتر از چهل اوقیه قرار ندهید. پس هر که بیشتر از این مقدار را به عنوان مهریه قرار دهد، زیاده را به بیت المال خواهم داد. در این هنگام زنی از میان زنان برخاست و گفت: آیا کتاب خدا باید پیروی شود یا فرمان تو؟ عمر گفت: کتاب خدا، منظورت چیست؟ زن گفت: تو اکنون از این که در مهریه زنان زیادی باشد، نهی کردی، در صورتی که خداوند در قرآن می فرماید: و مال فراوانی ( به عنوان مهر ) به او پرداخته اید، چیزی از آن را پس نگیرید. (1) عمر با شنیدن این استدلال دو یا سه مرتبه گفت: همه از عمر داناتر هستند. (2)
به وضوح طبق اعتراف خود عمر پیداست که وی حکمی کرده که مخالف حکم خداوند در قرآن مجید است و یک زن به راحتی پرده از این مخالفت با حکم خدا برمی دارد. در پایان ماجرا این خلیفه که بسیار مورد تجلیل و بزرگداشت اهل سنت است، همه مردم را از خود افقه و داناتر برمی شمرد.
اکنون باید از اهل سنت پرسید: شخصی که شما به عنوان خلیفه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم پذیرفته اید، در چه حدی از دانش دینی ست؟ آیا کسی که ساده ترین مسایل دینی را نمی داند و نیازمند راهنمایی دیگران است، قابل تبعیت و پیروی ست؟ آیا کسی اجازه دارد مالی را که ملک زن است به صلاح دید خود غصب کند؟ آیا کسی که برای دستیابی به حق محتاج هدایت اشخاص دیگر است، سزاوار خلافت پیامیر اکرم صلوات الله علیه و ولایت بر مسلمانان است؟ آیا این آیه شریف را در قرآن دیده اید که می فرماید:
آیا کسی که هدایت به سوی حق می کند برای پیروی شایسته تراست، یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود، چگونه داوری می کنید؟ (3)
به راستی شما را چه می شود، چگونه داوری می کنید؟
پی نوشت ها
1- سوره نساء، آیه 20
2- این ماجرای تاریخی به تعابیر گوناگون و با یک مضمون در بسیاری از کتب اهل سنت نقل شده است، به گوشه ای از این نقل ها عنایت فرمائید.
الف- حاشیه سنن ابن ماجه، سندی، جلد1، صفحه 583
ب- کشف الخفاء، عجلونی، جلد1، صفحه 269
ج- السنن الکبری، بیهقی، جلد7، صفحه 233
د- جامع العلم، ابن عبدالبر، صفحه 66
ه- سیرة عمر، ابن جوزی، صفحه 129
و- تفسیر قرطبی، جلد5، صفحه 99
ز- تفسیر ابن کثیر، جلد1، صفحه 467 ( ابن کثیر پس از نقل ماجرا می گوید: اسناد این نقل جدا قوی ست. )
ح- الدر المنثور، سیوطی، جلد2، صفحه 133 ( سیوطی این ماجرا را از هفت نفر از حفاظ مانند احمد، ابن حبان و طبرانی نقل می کند. )
ط- فتح القدیر، شوکانی، جلد1، صفحه 407
ی- تفسیرالکشاف، زمخشری، جلد 1، صفحه 357
ک- ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری، قسطلانی، جلد8، صفحه 57
ل- کنزالعمال، متقی هندی، صفحه 298
م- تفسیر الخازن، جلد 1، صفحه 353
ن- المستدرک، حاکم نیشابوری، جلد2، صفحه 177 ( حاکم نیشابوری پس از نقل این ماجرا با قطعیت حکم به تواتر اسناد صحیح آن می نماید. )
3- سوره یونس، آیه 35

برادر ارجمند ، السلام علیکم ، وفقک الله. مطلب روشنگری بود همانند همیشه. به وبلاگ بنده نیز سری بزنید ، منتظر نظرات مفید و سازنده ما هستم.
تحلیل فقه اهل سنت (نقد و بررسی )
مقایسه مذاهب شیعه و سنی
و…
*=====*
سلام بر شما، سال نو مبارک و پر توفیق
به علل مختلف باید از جناب عالی نهایت سپاسگزاری را داشته باشم. مهم ترین علت، مطالب عالمانه و تحقیقی به خصوص در مورد بحث مهم عدالت صحابه است. پس از آن عنایتی که فرمودید و در وبلاگ بنده کامنت گذاردید و این کمترین را مشمول الطافتان قرار دادید. و در آخر از محبت شما در لینک کردن وبلاگ ممنونم.
برای حضرت عالی صمیمانه آرزوی توفیق بیشتر در خدمت به فرهنگ تشیع زیر سایه حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه را دارم. امیدوارم این شروعی باشد برای همکاری بیشتر و انشاالله خدمتی افزون تر.
موفق باشید، التماس دعا، یاعلی مدد
سلام،سال نوی شما هم مبارک.در این سال برای شما توفیقات روزافزون در جهت آشنا ساختن مردم با ساحت مقدس حضرت بقیة الله را خواستارم.امیدوارم موفق باشید
سلام علیکم
عید شما مبارک انشالله که سالی همراه با توفیق بیشتر و سلامتی و سرور و شادی باشد و انشالله که سرور واقعی شیعه ؛ که همان ظهور حضرت حجت ابن الحسن العکسری (عج) روحی فداه در سال رخ دهد و امسال آخرین سال عصر غیبت باشد.
مطالب همانند گدشته از شیرازه ای قابل توجه برخوردار است. بسیار مفید و روشنگرانه است انشالله که موفق باشید.
دعاگوی شما / حسین
با سلام.
دوستا عزیز من یک شیعه هستم ولی تعجب می کنم از اینکه شما در این سایت با دروغ می خواهید اهل سنت را خراب و تشیع را والاتر نشان دهید!!! با دروغ بست و ناجوانمردی نمی توان به خواسته های خود رسید.برخی از علمای ما روی منبر به عمر و عثمان و دیگر خلفای اهل سنت توهین می کنند و افترایی که شما به این خلفا می زنید کمتر این نیست. ما اگر شیعه و پیرو قران و حضرت علی (ع) هستیم پس باید از خصوصیات مولایمان علی درس بگیریم و این ناجوانمردیها را نکینم. من این گونه شیعه بودن را نمی خواهم که شخصیت و اعتقادات دیگران را زیر سوال می برد بر اساس دروغها و منابع دروغی… لطفا حرمت و عزت شیعه را با با یان کارهایتان زیر سوال نمی برید. تا جایی که من منابع اهل سنت را مطالعه کردم این چیزهایی که شماها به آن استناد می کنید بی اساس است و داستانی تخیلی بیش نیست. لطفا با این کارهایتان شیعه بودن را زیر سوال نبرید.
*=====*
جناب “حیدر” یا همان “علیرضا” یا همان “110″یا همان “کسی غیر از تو” یا همان “حسین” یا همان …
1- هیچ کدام از مطالب شما سانسور نشده و همانطور که بوده تایید شده است. در این وبلاگ فقط مطالب غیر اخلاقی و فحاشی کات می شود نه غیر آن؛ مگر این که شما این گونه مطالبی نوشته باشید.
2- در کامنت جدیدی که با نام علیرضا گذاشتید، مطالب گذشته تکرار شده بود و نیازی به تایید آن نبود؛ پاسخ را ذیل همان مطالب قبل ملاحظه کنید.
3- تکرار یک ادعا باعث ثابت شدن آن نمی شود و دلیل به شمار نمی رود. یک بار دیگر ادعا کردید که منابعی که در مورد هر پست رفرنس داده شده، دروغ است؛ این مطلب تکذیب می شود و نشان دهنده ی عدم آشنایی شما به منابع اهل سنت است. قضاوت در این مورد را به عهده ی خوانندگان عزیز می گذاریم. اگر اصرار دارید که این مطالب با رفرنس کذب نوشته شده است، می توانید تصویری از هر کتاب را که با ذکر نام ناشر آن نوشته ایم، بیاورید و ادعای خود را اثبات کنید.
4- چه اصراری دارید که زمانی که آی پی سیستم شما در وبلاگ نمایش داده می شود، از نام های مختلف استفاده کنید و حتی به دروغ خود را شیعه جا بزنید؟! حریت داشته باشید و اگر به مکتب خود اعتقاد دارید بدون توهین و یا هیاهو، مطلب خود را بیان کنید آنهم به شکل علمی و نه با شعار و سعی در مخفی کردن واقعیات.
5- رویه بحث علمی در مورد عدم شایستگی خلفای اهل سنت برای تصدی مقام خلافت، در این وبلاگ ادامه خواهد یافت و به شکل همیشگی مستند به معتبر ترین منابع اهل سنت خواهد بود.
6- تنها کسانی از واقعیات ترس دارند که پاسخی برای این مطالب ندارند؛ اگر شما پاسخی دارید می توانید به شکلی علمی ارائه دهید و اطمینان داشته باشید که پس از درج در وبلاگ، مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت
و در پایان بار دیگر تذکر می دهم که با درشت گویی کسی راه به جایی نمی برد و آن چه حداقل در این وبلاگ حاکم است، گفتمان علمی و همراه با ارائه ی منابع و مصادر است، پس سعی کنید رسم خود در سخن گفتن و کامنت گذاردن را تغییر دهید.