پیش از این نیز گفته شد که یکی از حربه های وهابیت علیه شیعه، مساله توسل می باشد. شیعیان با واسطه قرار دادن بندگان مقرب الهی، از درگاه حضرت حق برآورده شدن نیازهای خود را می طلبند. از دیدگاه وهابیت هر نوع خواسته ای از کسی جز خداوند متعال، شرک می باشد.
اینک به این فراز تاریخی که در مهم ترین منابع اهل سنت آمده و حتی برخی کتب وهابیت نیز سند آن را درست و صحیح دانسته است، (1) توجه کنید.
مردی نابینا به محضر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمد و به ایشان عرض کرد: از خداوند بخواهید که مرا شفا دهد. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر بخواهی این کار را به تاخیر می اندازم و خیر وصلاح تو در همین است، و اگر بخواهی برایت دعا می کنم. مرد نابینا گفت: دعا کنید. پیامبر صلوات الله علیه به او دستور دادند که وضوی نیکویی بگیرد و دو رکعت نماز بگزارد و این دعا را بخواند:
بارالها! به وسیله محمد پیامبر رحمت، تو را می خوانم و به تو روی می آورم. یا محمد! من به وسیله تو به خدا روی آورده ام تا حاجتم را رواگردانی. بارالها! او را شفیع من قرار ده.
راوی این ماجرا می گوید: گفتگو به درازا نکشیده بود که آن مرد به گونه ای وارد شد که گویی هرگز نابینا نبوده است. (2)
این روایت به وضوح ثابت می کند که در عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، مردم هنگامی که از خداوند متعال خواسته ای داشته اند، به دستور پیامبر اکرم علیه وآله السلام، ایشان را واسطه قرار می دادند تا خواسته اشان برآورده گردد.
جست و جو در قرآن کریم نیز مبین این حقیقت است که برخی از بندگان الهی به اذن و اجازه خداوند قدرت تصرف در امور را داشته اند. از میان آیات فراوان در این مورد به این آیه توجه کنید. قرآن از زبان حضرت مسیح علی نبیناوآله وعلیه السلام نقل می کند:
به اذن الهی نابینای مادرزاد و مبتلا به بیماری پیسی را بهبود می بخشم و مردگان را زنده می کنم. (3)
وهابیون در رابطه با این دست از آیات و روایات معتبر، چه پاسخی دارند؟ آیا می توانند اتهام شرک را متوجه منادی بزرگ توحید صلی الله علیه وآله وسلم کنند؟ با اندکی تامل معلوم می شود که نظرات وهابیون بر خلاف سنت متعارف و جاری در عصر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می باشد.
پی نوشت ها:
1. التوصل الی حقیقة التوسل، صفحه 158
2. برای نمونه به این کتب مهم اهل سنت بنگرید:
الف- التاریخ الکبیر، بخاری، جلد6، صفحه210
ب- سنن ترمذی، کتاب الدعوات، باب 119، حدیث 3578
ج- سنن ابن ماجة، کتاب اقامة الصلاة، باب 189، حدیث 1375
د- مسند احمد، حدیث 16604
ه- تهذیب الکمال، المزی، جلد19، صفحه 359، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان
و- اسدالغابة، ابن اثیر، جلد3، صفحه 371، ناشر: دارالکتاب العربی، بیروت، لبنان
ز- تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، جلد6، صفحه24، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
ح- تفسیر آلوسی، جلد6، صفحه125
ط- الاربعین البلدانیة، ابن عساکر، صفحه85، ناشر: مرکز جمعة الماجد للثقافة و التراث، دبی
ی- الاذکار النوویة، یحیی بن شرف النووی ( متوفی 686ق )، صفحه 184، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
ک- سنن نسائی، جلد6، صفحه169، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
ل- منتخب مسند عبد بن حمید ( متوفی 249ق ) صفحه 147
م- رفع المنارة، محمود سعید ممدوح، معاصر، صفحه93، ناشر: دارالامام النووی، عمان، اردن
ن- در پایان گوشه ای از منابع اهل سنت، جالب است که به نوشته “مبارکفوری” در کتاب “تحفة الاحوذی” توجه کنید، وی پس از آن که این مطلب را داری سندی حسن و صحیح می داند، می نویسد: “نسائی” این روایت را نقل کرده و “ابن ماجه” و “این خزیمه” در صحیح اش، و “حاکم نیشابوری” می گوید: حدیث بنا بر مبنای “بخاری” و ” مسلم” صحیح است و “طبرانی” نیز آن را نقل کرده است. ( تحفة الاحوذی، جلد10، صفحه24، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان )
3. سوره آل عمران، آیه 49

ممنون از زحماتتون. فقط از دوستان خواهش میکنم با استدلال صحبت کنند تا دیگدان هم بتوانند استفاده کنند التماس دعا