
یکی از مهم ترین ابزار تهاجم بی امان وهابیت علیه شیعه، توسل و وسیله قرار دادن کسانی ست که در بارگاه الهی تقرب دارند. این نقطه ی اختلاف میان شیعه و وهابیت، همان طور که بارها گوشزد کرده ام، حمله ی بی منطقی را سامان داده که غالبا همراه با خشونت می باشد، خشونتی که در چهره های گوناگون به خصوص ترور، قطع عضو، شکنجه و… بروز یافته است. این خشونت که امروزه تئوریزه گردیده و مستند به فتاوی علمای وهابی ست، اسف بارترین صحنه های تاریخ را رقم زده و دهشت ناک ترین مناظر خشونت به نام مذهب را به نمایش گذارده است.
علمای وهابی حاضر نیستند حتی در کتب مربوط به مذهب اهل سنت نیز مطالعه ای نموده و مستند بودن اعمال شیعیان در مورد توسل را بپذیرند. روشن است که به هیچ روی نمی توان گفت دانشمندان این فرقه ی خشونت طلب، از انبوه مدارک تاریخی درباره توسل بی اطلاع هستند، بلکه آن گاه که تعصب در کار آید، پرده ای بس ضخیم در مقابل دیدگان آویخته می شود و حتی کوچک ترین شعاعی از واقعیت به دیده درنمی آید.
این بار نیز مطلب خود را در قالب داستانی تاریخی عرضه می دارم، تا هم جذابیت موضوع حفظ شود و هم استناد نوشتار محفوظ بماند. اما داستانی که به جرات می توان گفت از نقل های بسیار معتبر و خدشه ناپذیر نزد اهل سنت می باشد، از این قرار است:
در سالی که قحطی و خشک سالی فراگیر شده بود، عمر بن خطاب ( خلیفه دوم اهل سنت ) از عباس ( عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ) درخواست نمود که از خداوند طلب باران نماید. خداوند نیز با دعای عباس بر آنان باران فروفرستاد و زمین سرسبز گشت. پس عمر گفت: به خدا سوگند! عباس وسیله ای به سوی خداوند و جایگاهی برای رسیدن به او می باشد. هنگامی که مردم سیراب گشتند، دست به بدن عباس می کشیدند ( برای تبرک ) و به او می گفتند: خوشا به حالت ای ساقی مکه و مدینه (1). (2)
اینک به نتایجی که با دقت در این داستان حاصل می شود و درپی آن سوالاتی که مطرح می گردد، عنایت فرمائید.
الف. عمر به عنوان خلیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، بدون آن که مستقیما به سراغ خداوند برود و خواسته اش را بدون واسطه از ذات اقدس ربوبی طلب کند، دست به دامان یکی از بندگان خدا شده است.
آیا وهابیت این کار عمر را مساوی با شرک می داند؟ آیا مهر تایید، تنها بر کار عمر زده می شود یا اگر دیگران نیز این کار را انجام دهند، عمل پسندیده ای انجام داده اند؟ اگر به طور کلی هر نوع خواسته ای از کسی غیر از خداوند متعال شرک است، به نظر شما عمر به خاطر ارتکاب شرک و خروج از دایره ی مسلمانی، عنوان خلیفه را از دست نخواهد داد؟
ب. یکی از مبانی مورد تاکید اهل سنت، عدالت تمام اصحاب است. این بدین معنی است که کار ناشایستی از این گروه صادر نمی شود. آیا علاوه بر عمر که خود متوسل به کسی غیر از خداوند شده، سایر مردم مدینه که قطعا تعداد زیادی از اصحاب در میان آنان بوده اند، ناظر ماجرا نبوده اند؟ اگر این کار عمر شرک باشد، آیا سکوت اصحاب، بلکه اعلام رضایتی که پس از نتیجه بخش بودن این عمل شرک آلود! کرده اند، دلیل بر مشرک بودن طیف گسترده ای از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نیست؟ اگر صحابه با نظر وهابیت در مورد مشرک دانستن کسی که توسل می کند، هم داستان بودند، آیا نباید همچون علمای وهابیت فتوا به قتل عمر می دادند و کشتن وی را برابر با هزار حسنه می دانستند؟!
ج. عباس عموی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، به عنوان کسی که از نزدیکان رسول اکرم علیه وآله السلام محسوب می شده، درخواست عمر را می پذیرد و دست به دعا برمی دارد. این مطلب که به وضوح از این نقل تاریخی استفاده می شود، نشان دهنده ی آن است که توسل حتی در میان بستگان پیامبر اکرم صلوات الله علیه، امری مقبول و پذیرفته شده، بوده است. آیا وهابیون می توانند اتهام شرک را به این فرد نیز وارد آورند، یا به ناچار وی را علاوه بر عمر و سایر صحابه حاضر در مدینه، از استثناهای حرمت توسل خواهند دانست؟!
د. در این نقل آمده است که خداوند با دعای عباس، باران را فروفرستاد. آیا این کار خداوند تاییدی بر عمل به زعم شما شرک آلود خلیفه، عباس و سایر صحابه نیست؟ آیا خود خداوند را هم آمر و راضی به شرک می دانید؟
ه. پس از مستجاب شدن دعای عباس، خلیفه سوگند یاد کرده است که عباس وسیله ای به سوی خداوند و جایگاهی برای رسیدن به او می باشد. با این سوگند خلیفه چه می کنید؟ آیا خلیفه سوگند دروغ یاد کرده است؟ آیا در نظر شما سوگند دروغ، گناه نیست؟ آیا می پذیرید که خلیفه ی دوم مذهب شما، آشکارا مرتکب معصیت شده باشد؟
آیا عمر چون خلیفه بوده، مجاز به شرک بوده و شرک لطمه ای به توحید وی وارد نمی کرده است، و تنها شیعیان هستند که به خاطر متوسل شدن به انسان های مقرب بارگاه خداوند، باید مشرک قلمداد شوند؟ به راستی آیا تعصب شما را وادار به موضع گیری در برابر حق و حقیقت نکرده است؟؟
پی نوشت ها
1. عباس منصب سقایت حجاج را داشته است و بدین جهت ساقی مکه شمرده می شده است. پس از مستجاب شدن دعای او و سیراب شدن اهل مدینه، مردم او را ساقی مدینه نیز لقب دادند و در نتیجه او ساقی دو حرم مکه و مدینه نام گرفت.
2. گوشه ای از منابع مهم اهل سنت که این واقعه را ثبت کرده اند ( نوزده منبع ):
الف. المستدرک، حاکم نیشابوری، جلد2، صفحه615، حاکم سند این داستان را صحیح دانسته است.
ب. وفاء الوفاء، سمهودی، جلد2، صفحه419
ج. غریب الحدیث، ابن قتیبة، جلد1، صفحه 397
د. اسد الغابة، ابن اثیر، جلد 3، صفحه111، ناشر: دارالکتب العربی، بیروت، لبنان
ه. اضواء علی السنة المحمدیة، ابی ریة، صفحه159
و. الاستیعاب، ابن عبدالبر، جلد2، صفحه814
ز. شفاء السقام، السبکی، صفحه120
ح. المواهب، قسطلانی، جلد1، صفحه16
ط. شرح المواهب، زرقانی، جلد1، صفحه62
ی. فرقان القرآن، عزامی، صفحه117
ک. الخصائص الکبری، سیوطی، جلد1، صفحه6
ل. الفایق فی غریب الحدیث، زمخشری، جلد3، صفحه 116، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
م. تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، جلد26، صفحه363، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
ن. الوافی بالوفیات، صفدی، جلد16، صفحه361، ناشر: دار احیاء التراث، بیروت، لبنان
س. المغنی، ابن قدامة، جلد2، صفحه295
ع. الشرح الکبیر، ابوالبرکات، جلد2، صفحه295
ف. نیل الاوطار، شوکانی، جلد4، صفحه32
ص. الاصابة، ابن حجر عسقلانی، جلد2، صفحه271
ق. فتح الباری، جلد2، صفحه 413

با سلام.
کار بسیار کثیفی رو انجام می دین. با این کارها نمی تونین امار خرابکاریهاتون و خرافه پرستیهاتونو رو بپوشونین بدبختهای متجدد و نو ظهور صفوی…
اگه راست می گین از کارهای خودتون و توجیهات خرافه پرستی و امام زاده های سیارتون که فقط النخود و الفندق و الجنیفر لوپز و… مونده که با این اسامی امام زاده راه بیاندازین و عوام را فریب بدین !!!
راستی آدرس امام زاده سیارهای خودتون رو هم به معتادها بدین تا حداقل دور و ور اونا یه چرتی بزنن شاید کاسبی هم بتونن بکنن …ماشاءاله چیزی که نتیجه ترویج این خرافه پرستیها بوده همین ایجاد بند و بساط خماریها بوده و گسترش روز به روز معتادین!
درود بر حیدر عزیز
سپاسگزارم از مطلب خوب و مفیدی که نوشتید
برای شما و خانواده ی محترمتان آرزوی سلامتی و کامروزی دارم .
شاد باشید
*=====*
سلام بر میثم گرامی و عزیزم
از عنایت شما ممنونم و از صمیم قلب برای شما و خانواده ی گرامی تان بهترین آرزوها را دارم.
پیروز باشید.
چقدر كمبود داريد شما….!!! انسان كمك خواستن از غير خدا شركه نه درخواست دعا كردن…!!!!
شما برو قمهتو بزن تا هدايت بشي
*=====*
سلام بر شما
ظاهرا لازم هست که در نگاهتان به عقاید شیعه تجدید نظر کنید. شیعیان با توجه به مقامی که بندگان برگزیده ی خدا نزد او دارند، دست توسل به دامن آنان می گشایند.
در ضمن در هیچ کتاب شیعه ای نخوانده ام که قمه زنی را از اسباب هدایت دانسته باشند. وهابیت همیشه با دروغ بستن به تشیع مرکب خود را جلو رانده است. غافل از این که امروز روز بررسی و تحقیق است و مسلمانان با رجوع به منابع حقیقت را متوجه می شوند.
… در سالی که قحطی و خشک سالی فراگیر شده بود، عمر بن خطاب ( خلیفه دوم اهل سنت ) از عباس ( عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ) درخواست نمود که از خداوند طلب باران نماید. خداوند نیز با دعای عباس بر آنان باران فروفرستاد و زمین سرسبز گشت. پس عمر گفت: به …
دوست عزیز باید به شما عرض کنم حضرت عمر ( رض) بر اساس داستان شما اگر دست به دامان عباس ( غیر خدا ) برای طلب باران شدند و اگر بر اساس داستانتان باران بارید و حضرت عمر هم چنین فرمودند , باید به عرضتان برسانم حضرت عمر ( باز هم تاکید می کنم بر اساس داستان شما ) به شخصی که در قید حیات بودند رجئع نمودند تا دعای طلب باران نمایند نه به شخصی که در قید حیات نبوده!! ماشاء اله که فرقه شما دست به دامان که شده است ( گرچه احترام همه آن بزرگان واجب بوده و به آن احترام می گذارم ) ولی باید گفت شخصی که خود در قید حیات نیست چطور می تواند وسیله قرار گیرد برای شفاعت شما دوست عزیز!!!!
*=====*
سلام مجدد و تشکر از ادامه ی سخن؛
ابتدا باید عرض کنم که تاکید شما بر روی این که این داستان، داستان بنده است، کاملا بدون وجه است چون همه خوانندگان محترم که با نظر دقیق این پست را ملاحظه می کنند، در پی نوشت آن، نوزده منبع از منابع بسیار مهم اهل سنت را می بینند که همگی این داستان را نقل کرده اند، پس این داستان، داستان بنده نیست، داستانی ست که منابع بسیاری حتی بیش از آن چه در پی نوشت آورده ام، آن را نقل کرده اند.
در مرحله ی بعد، به مساله ای که در باب تفاوت میان توسل به مردگان و زندگان بیان کردید و بدین وسیله به دفاع از خلیفه دوم پرداختید، می رسیم. اگر به دقت به تمام پست های این وبلاگ دقت نموده باشید، چندی پیش پستی در مورد توسل شافعی و احمد حنبل دو تن از امامان مذاهب اهل سنت به مرده ای، نوشتم می توانید به این جا مراجعه کنید و مطلب را ملاحظه فرمائید. بنابر این اگر قرار باشد شیعیان به واسطه ی توسل به کسانی که از دنیا رفته اند مشرک باشند، همین مطلب در مورد شافعی و اجمد حنبل نیز صادق است و به دلیل وحدت مناط، مهر شرک بر پیشانی این دو امام برجسته ی اهل سنت نیز خواهد خورد. علاوه بر این به زودی مطلبی در مورد توسل امام مالک خواهم نوشت که همین اتهام شرک را بر اساس دیدگاه شما و سایر وهابیون، به نام برده نیز متوجه خواهد ساخت و به این وسیله سه تن از چهار امام بزرگ مذاهب اهل سنت با شیعیان در مشرک بودن مشترک خواهند بود! آیا این مطلب را می پذیرید.
پس از پاسخ نقضی به شما، باید اشاره ای نیز به پاسخ حلّی کنم.
بر اساس منطق قرآن مجید، کسی که از دنیا می رود، هرگز معدوم نشده، و از بین نرفته است. قرآن مجید مرگ را نه به معنی فنا و نیستی بلکه به معنی انتقال از نشئه ای به نشئه ی دیگر می داند. می توانید در این مورد به آیاتی که در مورد شهیدان است و یا آیاتی که خداوند به انبیای گذشته علیهم السلام سلام و درود می فرستد، و یا آیاتی که موت را مخلوق خداوند می داند، مراجعه فرمائید. آیا به نظر شما پسندیده است که خداوند به کسی که معدوم شده، درود و سلام فرستد، چیزی که دیگر وجود ندارد توان پذیرش سلام خداوند را دارد؟ این به نظر شما لغو دانستن فعل الهی نیست؟ ( العیاذ بالله ) آیا اگر موت انعدام بود، قرآن آن را مخلوق می دانست؟ صفت مخلوقیت بر معدوم بار می شود؟
در نتیجه از نظر قرآن مجید همه کسانی که از دنیا می روند، در واقع از این دنیا رفته اند و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون. اموات براساس موقعیتی که نزد خداوند به واسطه ی اعمالشان در این نشئه دارند، جایگاه داشته و مورد اعتبارند. مطلب در این مورد بسیار فراوان است و بسیار فراوان. اگر مایل به بحث بیشتر در این زمینه باشید، بفرمائید تا تک تک دلایل درستی توسل به درگذشتگان را عرض کنم و به حوصله و به دور از توهین با یکدیگر در این مورد گفتگو کنیم.
…islamwebs
چقدر كمبود داريد شما….!!! انسان كمك خواستن از غير خدا شركه نه درخواست دعا كردن…!!!!
شما برو قمهتو بزن تا هدايت بشي
*=====*
سلام بر شما
ظاهرا لازم هست که در نگاهتان به عقاید شیعه تجدید نظر کنید. شیعیان با توجه به مقامی که بندگان برگزیده ی خدا نزد او دارند، دست توسل به دامن آنان می گشایند.
در ضمن در هیچ کتاب شیعه ای نخوانده ام که قمه زنی را از اسباب هدایت دانسته باشند…
دوست عزیز بهتر است واقعیت را قبول کنی که در محرم بند و بساط قمه زنی در هیاتهایتون برپاست قبول نداری بیا این نمونه ای از آن که حتی نوجوان بیچاره هم تحت تاثیر این توهمات به حساب افرادی مثل شما قرار گرفته است…!!!
http://picasaweb.google.com/gerash/Ashora#5288604707970596850
*=====*
در گام اول لازم است برای ادامه بحث هر کدام از طرفین گفتگو مطالب یکدیگر را به درستی بخوانند و پس از اطمینان از درک درست گفتار طرف مقابل به پاسخ گویی بپردازند. بنده هرگز منکر وقوع کاری که شما در صدد ارائه مدرک در مورد آن برآمدید، نشدم. مطلب بنده در مورد این بود که شما قمه زنی را به من توصیه کردید تا هدایت شوم، بنده عرض کردم در هیچ کتابی از تالیفات شیعه نیست که این کار را از اسباب هدایت شمرده باشند.
استدلال در مورد قمه زنی و جواز آن نیز به موقع بیان خواهد شد، باتوجه به این که قمه زنی هرگز از اعتقادات اصلی شیعه نیست و بدین روی لزومی در بحث در مورد آن نمی بینم. علاوه بر این که این مساله، مساله ای درون مذهبی می باشد و با توجه به معیارهای موجود در مذهب شیعه در مورد آن بحث می شود. همانطور که خود شما هم اشاره کرده اید، نظرات در مورد این کار به نوعی متفاوت است. بنابراین ضرورتی ندارد که وقت خود را صرف آن نمائیم.
ضروری است که ابتدا در مورد اصول مورد قبول هر یک از دو مذهب تشیع و تسنن بحث کنیم تا آن گاه نوبت به سایر مسایل برسد. اگر قرار باشد به مسایل فرعی که به عنوان فروع فقهی مطرح است، بپردازیم، مسایل بسیاری در مذهب اهل سنت و نیز گرایش وهابیت وجود دارد که پرداختن به آن ها سخن را به درازا خواهد کشاند.
امیدوارم با پرداختن به اصول ابتدا راه را برای سخن بیشتر هموار کنیم و به نتیجه برسیم.
سلام.مطلب مهم اینست در ایرانی که ادعای مسلمانی و وحدت شیعه و سنی می شود متاسفانه نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه تحریک اذهان عمومی علیه اهل سنت پرداخته و تا جایی که توانسته همه علمای اهل سنت را از بین می برد و این در حالیست که اذهان عمومی را با توجه به قدرت ودر اختیار داشتن رسانه های ملی و رسانه ها را علیه اهل سنت با دروغهای خود و با قیچی کردن آیات و احادیث تحریک می نماید! و جالب اینکه اشخاصی مثل آخوند دانشمند و تیجانی ها را در رسانه ها و منابر عَلَم می نماید تا با دروغها و نیرنگهای خود اذهان مردم شریف ایران را تحریک نماید و فعالیت علمای اهل سنت را به طرز اسفناکی نابود کرده اند که جرات نکنن به ترویج مذهب خود بپردازند. جالب اینکه دست به دامان کشورهایی شده که مردم آن از گرسنگی می میرند و ایران مثلا اسلامی با نیرنگ آهنا را در ازای گرویدن به تشیع سیر می نماید و بجای اینکه به فکر مردم گرسنه خود باشد به فکر افکار نیرنگانه خود می باشد!!! می خواهید با این تبلیغات پلید خود به کجا برسید؟ شماها چشمهایتان را به روی حقیقت بسته اید و از دنیا و آگاهی مردم مسلمان غافل شده اید و برچسب و انگ وهابیت به اهل تسنن می دهید!! اگر اینجور هست شماها هم علی اللهی هستید و شرک می ورزید!!! بجای یا خدا گفتن یا علی می گویید . بجای مساجد حسینیه ها – زینبیه ها و … جای خود را پر رنگتر کرده و بچه های معصوم که ذهن آنها پاک هست با توجه به قدرتتان آنها را شستشوی مغزی می دهید و اگر هم شما ها را نپذیرفتند مثل دکتر مظفریانها – ضیاییها – خیرشاهی ها و … یا به قتل می رسانید یا بلای بر سر آنها می آرید که … . آری اینها هم به مردم بگویید که مردم کردستان و سیستان و … را به جرم مسلمانی و عبادت در مساجدشان به رگبار گلوله بستید و هدف بمب افکنهای خود قرار دادید! اینها هم بگویید که علمای تسنن را با تصادفهای ساختگی به قتل می رسانید! اینها هم بگویید که مردم عامی را فریب می دهید و با آهن پاره هایی که نقوشی از امام زاده ها بر آن نقش بسته فریب می دهید تا با اتکای به ابن عوامل این نظام دروغی ( اسلامی ) که در حقیقت سلطنتی و استبدادیست نگه دارید! رهبری که از اتحاد و انسجام اسلامی حرف می زند آیا از این کثافتکاریهای شما غافل هست یا اینکه خود می بیند؟! بگویید که اطراف امام زاده هایتان آخوندهایی چشم چران هستند که چشم با ناموس مردم دارند و دختران و پسران جوان را در ازای 50 هزار تومان فریب می دهند و آلوده گناه می کنند!!! آیا اینها هم می گویید؟! بگویید آخوندهایتان هم ریا کار هستند و وقتی که به امارات می روند به عنوان مبلغ در ماه مبارک رمضان متاسفانه سر از مشروبخوری و روزه خوری و زنا کاری در می آورند!!! آیا اینها هم می گویید؟!! یا اینکه اینها چون شیعه هستند آزادند هر کاری را انجام دهند( نوعی حق وتی امریکایی در سازمان ملل ) !!! بجای دروغ بستن و شعار وحدت برو به اعمال خود برس تا در پیشگاه خداوند روسفید باشی . باید به مردم هم بگویید که منابعی که ذکر می کنید سانسور و قیچی می کنید و بعد از فیلترینگ آن را به خرجشان می دهید!!! ولی ماه پشت ابر نمی مانید و خودتان نمی دانید. مردمی که فراتر از این کشور ایران مثلا اسلامی فکر می کنند به همه قضایا آگاهی دارند. خدا هدایتتان کند.
*=====*
سلام بر شما، خوشحالم که این بار اندکی با ادب سخن گفتید و برخلاف کامنت های قبلی از زشت گویی و توهین صریح پروا کردید.
گرامی، این وبلاگ عرضه کننده ی عقاید شیعه است، نه مدافع اعمال حکومت و این مطلبی ست که هرخواننده ی این وبلاگ باید آن را بداند از جمله شما.
از بین بردن علمای اهل سنت، تحریک رسانه ای یا تحریک برخی از روحانیون، اینها مطالبی ست که بنده دلیلی بر اثبات آن ندارم اگر شما دلیلی دارید بیاورید ما نوکر دلیل هستیم. آنچه در این وبلاگ می بینید همه مطالبی علمی ست و مستند به مدارک معتبر و مورد اعتماد مذهب شما.
در مورد فعالیت اهل سنت، تاجایی که بنده اطلاع دارم و نشریات آنان را می بینم و کتابهای منتشر شده اشان را می خوانم، به نظر می رسد در بایکوت کامل نباشند، هرچند منکر این نیستم که شاید محدودیت هایی در کار باشد، در هر صورت به نظر نمی رسد وضع تبلیغی شما آنقدر که نوشته اید اسفبار باشد چون خود من در قم نشریات اهل سنت را می بینم و می خوانم و این نشان از آزادی نسبی تبلیغات اهل سنت دارد. در هر حال بنده وکیل مدافع حکومت نیستم شما اگر ایرادی به تشیع دارید بفرمایید من در خدمت هستم در مورد حکومت بهتر است سراغ کسانی بروید که داعیه دار حمایت از حکومت هستند. بنده لااقل در حال حاضر چنین روشی را دنبال نمی کنم که البته با خواندن پست های انتقادی در مورد رفتار دولت، این مطلب ثابت می شود، امیدوارم که نیم نگاهی هم به آن پست ها بکنید و بعد اگر جای سوالی بود، بفرمایید.
در مورد برخی رفتارهای برخی از روحانیون شیعه هم مانند مطالب بالا هرچند منکر نیستم، اما دلیلی هم برای اثبات آن در دست ندارم و به شکل کلی هیچ کدام از آنان را معصوم و مبرا از خطا نمی دانم، شما از علمایی از اهل سنت نام بردید که به زعم شما کشته شده اند تا جایی که من می دانم خیرشاهی با آن مطالب موهنی که گفت، اما هنوز زنده است منظورم همان ماری ست که خودش را به شکل نوشته “عمر” درآورده بود و از این قبیل مطالب که به جز آبرو ریزی چیزی برای اهل سنت نداشت، لابد لینک آن را در یوتیوب دیده اید؟ اگر خواستید بفرمایید تا لینک را به شما معرفی کنم تا از فرمایشات گهر بار این عالم بزرگ اهل سنت مطلع شوید و نهایت استفاده را ببرید.
در کل باید عرض کنم، نظر شیعه و تشیع همانی ست که توسط مراجع بزرگوار مطرح می شود و هم چنین در کتب معتبر شیعه نگاشته شده است آنهم با دلیل و برهان، شان علمی اقتضا می کند که ما مطلبی را بدون بررسی و کنکاش علمی نپذیریم ، گوینده هر کسی که می خواهد باشد.
اگر شما نقدی به رفتار حکومت دارید بهتر است به کسانی که طرفداری می کنند بیان کنید یا هرطور دیگری که صلاح می دانید مطرح کنید در هر صورت این وبلاگ جایی برای این مطالب نیست و بنده خود رااز این امور دور می دارم.
بهتر است بیشتر با این وبلاگ و مطالب آن آشنا شوید و روحیه ی نویسنده ی آن را بشناسید، این برای شما بهتر است اگر بدانید.
امیدوارم با خواندن کل مطالب وبلاگ و تامل روی آن، به درک بهتری نسبت به بنده و عقایدو روشم دست یابید که این برای ادامه تعامل مناسب و سازنده سزاوار تر است.
برخي از مطالب جامع و مفيد شما را خواندم. خداوند شما را در دفاع از مكتب تشيع موفق بدارد و با اهل بيت عليهم السلام محشور بفرمايد.
در ضمن شما را با نام “بياييد بيشتر بدانيم” در وبلاگ القطره لينك كردم.
*=====*
سلام بر شما
از لطف شما نهایت سپاس را دارم. بنده نیز توفیق یافتم که مطالب ارزنده ی جنابعالی را مطالعه کنم. امیدوارم همگی در روزی که لاینفع مال و لابنون، زیر سایه الطاف اهل بیت علیهم السلام رضوان الهی را نظاره کنیم و تا پایان حیات خدمت گزار مکتب حق تشیع باشیم.
انشاالله به زودی بخش پیوندهای وبلاگ را راه اندازی می کنم و وب سایت مفید شما را به دوستانم معرفی می نمایم.
باز هم ممنونم، موفق باشید، یاعلی مدد.
********* عرب وحشي *سوسمارخور*بيابنگرد*خام خوار************
بجاي اين كارا برو امام مفقود الاثر را از چاه جمكران بيرون بياريد تا لجن خفش نكرده.
خرافه پرستها شما توطئه صفوي عليه عثماني هاي سني بوديد كه بوجود امديد
*=====*
دوری نویسنده ی کامنت فوق از ادب و منطق، بر همه آشکار شده و از این بابت کامنت وی تایید شد که شاید نویسنده با توجه به قبح این رفتار، تصمیم به تغییر بگیرد که این امید در مورد هیچ کس بی مورد نیست.
اما در مورد چاه جمکران، اگر شما توانستید حتی در یک کتاب از تالیفات شیعی بیابید که کسی مدعی حضور ایشان در چاه شده باشد، تمام مطالب شما را چشم بسته می پذیریم، اما دریغ از حتی یک کتاب…
سمبلیک بودن ارسال نامه از طریق آب روان یا چشمه مطلبی ست که ورای این امر است، مطلبی که معاندان نمی توانند یا نمی خواهند آن را درک کنند
غیر علمی بودن انتساب شیعه به صفویه هم به قدمت این ادعا بارها اثبات شده است اما باز هم عناد مانع از تغییر رویه است
امیدواریم که به لطف حضرت زهرا سلام الله علیها و در این ایام منتسب به ایشان، نگارنده ی کامنت تغییری در وضعیت خود حاصل کند، انشاءالله
لعنت به تمام شیعیان کافر و لعنت بر پدر و اجداد این مشرکین و روافض حرامزاده. لعنت بر تمام امامان کافر و مشرک تان. تف لعنت بر شما و بر مقام رهبری تان و بر امام مهدی {…} شما. شیعیه یعنی اولاده {…} و امامان شیعیه یعنی اولادهای{…} که اصلا در{…} باید شک کرد.
لعنت باد بر شما
*=====*
نظر دور از ادب شما ویرایش شد. در این وبلاگ تمام مطالب مستند به کتب اهل سنت است آن هم کتب مورد اعتبار اهل سنت. اگر اشکالی دارید به کتب مذهب خود وارد کنید نه کسانی که تنها مطالب این کتب را نقل می کنند.
از این به بعد اگر خواستید در این وبلاگ نظری بدهید، سعی کنید با مدرک و بدون سوء ادب و توهین باشد و گرنه ما حق ویرایش را برای خود محفوط می داریم. مودب باشید تا سخنانتان خوانده شود و مورد تفکر قرار گیرد در غیر این صورت تنها به نقد ناپذیری و سستی مبانی مکتب خود مهر تائید زده اید.
به خدا پناه مي برم از اينك فردي به اين صراحت به اهل بيت توهين كند كه بار ها خليفه دوم از نظرات امام علي استفاده كرد ه است و بارها گفته است اگر علي نبود عمر هلاك مي شد بنده خدا قدري تفكر كن و در زندگي اهل بيت جستجو كن شايد مورد هدايت قرار گيري
*=====*
سلام بر شما دوست عزیز و گرامی
از کامنت شما سپاسگزاریم، در راهی که قدم گذارده ایم، تاکنون توهین های فراوانی دیده و شنیده ایم، توهین هایی که به قطع اگر فضای مجازی نبود، تبدیل به خشونت های فیزیکی و حذف مخالفین آنان می شد. شیعه همواره با سلاح منطق و استناد به منابع معتبر اهل سنت گام برداشته است اما در برابر غالبا توهین دیده و مورد هتاکی قرار گرفته است.
درد دل شما، سخن همواره ی اندیشمندان شیعی ست؛ کسانی که با اعتقاد راسخ به ولایت امیرمومنان علیه السلام، در برابر امواج اهانت و خشونت برخی نادانان ایستادگی کرده اند و حقانیت اعتقاد خود را به تمام حق جویان اثبات کرده اند.
بار دیگر از شما قدردانی کرده، امیدواریم بازهم از نظراتتان بهره مند شویم.
ما شيعيان ال محمد ( ص ) را مستقل در حل و عقد امور نمي دانيم بلكه آنهارا عباد صالحين و واسطه فيض از مبدا فياض مي دانيم و توسل ما به آن خاندان جليل بر حسب دستور رسول اكرم ( ص ) مي باشد
roshan shodam
خدا لعنت کند عمر را .
خدا ابوبکر و عمر را لعنت کند که خلافت را از گردونه اصلی آن که همانا امامت بود خارج ساختند و این باعث شد تمام امامان در انزوا بسر برند .
خدا لعنت کند کسانی را که در سقیفه بنی ساعده بر علیه مولا علی علیه السلام اجماع کردند .
خدا لعنت کند کسانی را که به بی بی مظلومه دو عالم جسارت بخرج دادند
خدا لعنت کند کسانی را که باعث کودتای سیاه و ننگین سقیفه بنی ساعده شدند ………
و از همانجا بود که سیلی به صورت بی بی مظلومه دو عالم نواخته شد
و از همانجا بود که کشتار فجیح و وقیحانه کربلا رقم خورد
و از همانجا بود که ………
انشاءا… با ظهور مولایمان حضرت مهدی روحی فدا و ارواحنا للعالمین انتقام ظلم به همه امامان ، مخصوصا” انتقام خون های کربلا و سیلی به بی بی مظلومه دو عالم گرفته خواهد شد . انشاءا…
علی لعنت الله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلم ای منقلبا” ینقلبون
جهت ظهور امام زمان علیه السلام و انتقام از دشمنان اهل بیت صلوات .
متأسفانه توهین این دوست اهل سنت را نباید بی پاسخ گذاشت :
برادر اهل سنت :
جناب عمر شما نیز حرامزاده ای بیش نیست … بهتر است به شجره نامه این ملعون نیم نگاهی بیفکنید و ببینید چقدر پست و …..
طبق حدیثی از پیامبر (ص) :
یا علی جز مومن تو را دوست ندارد و جز کافر از تو دوری نمی گزیند
یا علی جز زناکار و زنا زاده با تو دشمنی نخواهد کرد
به گفته بزرگ مرد تاریخ اهل سنت جناب ابوحنیفه :
اگر مردی به ….. خود حریری ببندد میتواند با مادر خویش نزدیکی کند و به عباداتش نیز ضرری نخواهد رسید ؟!…
در سفر میتوان با پسر بچه نزدیکی کرد ؟!…
گوشت سگ حلال است و خوردن آن نیز مباح ؟!…
و طبق فرمایشات مفت یک مفتی اعظم عربستان :
اگر مردی از پستان زنی شیر بدوشد با شوهر آن زن محرم خواهد شد ( قابل توجه اهل سنت و جماعت … زن این مرد نیز در عربستان از دست شوهرش شکایت کرده است ) ؟!…
حال بخاطر محدودیت کلمات چرندیات ابوهریره ملعون را ذکر نمیکنم که در صحیح مسلم و بخاری چه اهانت هایی به پیامبر عظیم الشان اسلام نموده است ..
*=====*
دوست گرامی، جناب “یک رهگذر”
تشیع مکتبی ست که شالوده و اساس آن را نص و دلیل تشکیل داده است، برخلاف اهل سنت که از همان ابتدا هرکاری مطابق میل برخی بود، انجام شد و سپس افرادی به نام دانشمند، برای آن اعمال دلیل ساختند که نمونه ی آن را می توان در برخورد با سه شکل انتخاب خلیفه پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به وضوح مشاهده نمود.
براین اساس تشیع به هیچ روی خود را نیازمند به تندی و توهین نمی بیند در حالی که تجربه نشان می دهد دوستان اهل سنت _لااقل در همین وبلاگ بنگرید به کامنت های این کاربران _ از هیچ توهینی فروگذار نمی کنند. بنابراین از شما استدعا دارم که دامان خود را از چنین برخوردهایی منزه بدارید و اجازه دهید ما با همین روشی که داریم کار را جلو ببریم، روشی که موفقیت خود را نشان داده و در برابر هیچ جواب منطقی از اهل سنت نیامده است.
ما مطالب موجود در صحیح ترین کتب آنان را نقل می کنیم و با اندکی تحلیل به روشنی نشان می دهیم که مکتبی که اینان خود را پیرو آن می دانند، بر خلافت کسانی استوار است که هیچ دانشی نداشته اند و به وضوح معلوم می شود که در مکانی که شرعا به آنان تعلق ندارد، نشسته اند.
از بازدید شما سپاسگزاریم و امیدواریم بازهم از مطالب شما استفاده کنیم، یاعلی مدد، التماس دعا
سلام خدمت شما دوستان از آنجا که سلام از واجباته من به شما گمراه شدگان شیع هم سلام میدهم
اولین توصیه من به اون دسته از کسانی هستش که به حضرت عمر(رض) و حضرت ابوبکرصدیق(رض) توهین میکنن اینه که روزی صد بار توبه کنن بلکه مورد مغفرت خدا قرار بگیرین چون پیغمبر فرموده که هر کس از مسلمین و یا کففار به این چهار یار من(ابوبکر.عمر.عثمان.علی) توهین بکند یعنی به من توهین کرده است
چه شخصییتی از این بشرییت این افتخار رو پیدا کرده تا کنار منجی عالم بشرییت پیغمبر خدا محمد مصطفی (ص) به خاک سپرده بشه؟؟؟؟؟اولین شخصییت بزرگوار ابوبکر صدیق و دومین شخصییت بزرگوار عمر فاروغ (رض) میباشد
اینجاست که میگن لعن و نفرین خدا و پیغمبرش بر شما باد که مردم را گمراه کردین
جامعه رو به فساد کشوندین تا شکماتونو سیر کنید
یکی از دلایلی که نشون میده که شما مورد نفرین خدا و پیغمبرش قرار گرفتید اینه که
شما صیغه رو تو جامعه رواج کردین تا به اعمال نفسانی خوذتون برسید
پیغمبر نفرین کرده کسی رو که زنیرو به صیغه خودش دربیاره
شما بهتره برید امام زمانتونو{ ……}
و خطاب به کسانی که به خلفای راشدین توهین کرد بگم که برو {….} محکم نگه دار
لازم نکرده دهنه {….} باز کنی
*=====*
سلام بر شما
بی تردید لازم است عقیده ی انسان بر منطق و استدلال استوار بوده و از هر گونه شعارزدگی پرهیز شود.
در این وبلاگ به شکلی کاملا مستند مطالبی در نقد عقیده ی اهل سنت، آن هم بدون تعصب و توهین عرضه می شود. تاکنون بسیاری از دوستان از هر دو گروه شیعه و سنی کامنت هایی نوشته یا ایمیل هایی ارسال کرده اند؛ اما نقدهایی که به دستمان رسیده است متاسفانه از لحاظ استدلالی در رده ی پائینی جای گرفته اند.
به عنوان نمونه می توان به همین کامنت اشاره کرد؛ نویسنده ی گرامی، آقای محمد عمر
ابتدا باید عرض کنیم: سلام کردن واجب نیست، پاسخ سلام واجب است، امیدواریم معلومات دینی خود را از همین ابتدا تصحیح فرمائید.
توجه فرمائید که دفن شدن کنار شخصیتی والا مرتبه چون سرور انبیاء و خاتم النبیین صلی الله علیه وآله وسلم، به تنهایی موجب فضیلت و برتری نمی تواند باشد، اگر منکر هستید لطف کنید دلیلی بیاورید از کتاب و سنت که طی آن ثابت شود هر که در کنار ایشان دفن شده، شایسته ی تجلیل است. گذشته از این با در اختیار داشتن قدرت این بسیار طبیعی بوده که اینان بتوانند در کنار پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دفن شوند، اما دشمنان بیت وحی علیهم السلام از دفن نوه ی گرامی رسول خدا، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، در کنار ایشان ممانعت به عمل آورند. این لازمه ی قدرت است مگر آن که چنانکه عرض شد دلیلی اقامه کنید.
از طرف دیگر خوب است سری به مشهد الرضا علیه السلام بزنید و ملاحظه کنید که محل دفن هارون که قاتل فرزند رسول خدا، حضرت امام کاظم علیه السلام است، در کنار حضرت امام رضا علیه السلام است، آیا می توانید به استناد این محل دفن به تجلیل از هارون عباسی بپردازید؟؟!
درباره ی حدیثی که از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ذکر کردید؛ اولا لطف کنید سند این حدیث را برای خوانندگان ما ذکر کنید تا بعد از اطمینان از درستی آن! در موردش بحث کنیم؛ و ثانیا در این وبلاگ هرگز پستی که توهین آمیز باشد ذکر نشده مگر مطالبی که در کتب معتبر اهل سنت و صحاح سته ی آنان نقل شده است، پس اگر برداشت شما توهین است، بهتر است به سرزنش کسانی بپردازید که نقل این مطالب را کرده اند.
نویسنده ی محترم،
اگر بنا به لعن و نفرین دارید، می توانید از وبلاگ هایی که در این زمنیه فعالیت دارند استفاده فرمائید.
در مورد نسبتی که به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دادید که دستور خدا بر تشریع متعه و ازدواج موقت را نادیده گرفته و مرتکبین را لعن کرده اند، بهتر است دلیل خود را ذکر کنید و گرنه کاری کرده اید که از مرّ سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دور بوده و عملی ناپسند محسوب می شود.
مطالب زشتی نیز در کامنت شما بود که آن را حذف کردیم با این امیدواری که اگر بار دیگر خواستید کامنتی در این وبلاگ قرار دهید، حتما رعایت منطق و ادب اسلامی را بفرمائید.
بارها و بارها کامنت هایی از اهل سنت در این وبلاگ آمده است که ادعاهایی را مطرح کرده اند؛ اما پس از دریافت پاسخ دیگر هرگز به سراغ ما نیامداند تا از مطلب خود دفاع کنند، امیدواریم شما از این افراد نباشید و بتوانید از ادعاهایی که کردید، دفاع کنید.
از لطف شما ممنونیم به امید دیدار مجدد.
لعنت خدا و پیغمبر و حضرت علی بر شما شیعیان خوارج
*=====*
هم سلام نکردید، هم تنها لعنت کردید و دلیلی بر این لعن نیاوردید. شما که اسلامتان ناب است! می توانید دلیلی بر خارجی بودن ما اقامه کنید و وارد گفتگو شوید؟
سلام به شيعيان مشرك
هدايت شود
بابا اگر تو این جوری ادامه بدی همین نزدیکی هاست که جنگ بزرگی شروع بشه
بابا یه راه حل دیگه پیدا کن داداش من
من خودم سنی ام
و نوکر همه شیعه ها هستم
تو هزار دلیل بیاری اون برادر سنی هم هزار تا دلیل می آره
بابا با این کار ها هیچ چیز به جایی نمی رسه
این همه مشترکات داریم و شما گیر دادین این خوبه این بده
این روایت اینو می گه و اون….
عجبا………
*=====*
سلام بر شما
در پاسخ به سومین کامنت شما باید گفت:
اتفاقا مطالبی که اینجا نوشته می شود، شدیدا در انتظار پاسخ دوستان اهل سنت است. این مطالب تماما مستند به معتبرترین کتب اهل سنت از برجسته ترین دانشمندان آنان است بنابراین اگر پاسخی از ناحیه ی ایشان به ما برسد مطمئنا از تائید و درج آن در وبلاگ مضایقه نخواهد شد.
خصوصیت گفتگو و بحث علمی آن است که مطالب مورد اختلاف میان دو نفر یا دو مذهب مطرح شود و گرنه اساسا باب هر گفتگو و بحث علمی مسدود خواهد شد و حقیقت جویان از دسترسی به حق محروم خواهند گردید. در اینجا از شما که خود را از مذهب اهل سنت می دانید، همین خواسته را داریم، اگر می توانید در مورد تمام مسایلی که در این وبلاگ مطرح شده پاسخی بیان کنید حتما مشتاق شنیدن هستیم و اگر خواسته شما این است که ما در مورد مطالب مطرح در کتب مذهب شما سکوت کنیم، متاسفانه باید بگوییم که پاسخ ما به این خواسته منفی می باشد و ما در صدد هستیم این کار را ادامه دهیم تا همه کسانی که به دنبال دانستن هستند، چیزی بر معلومات خود بیافزایند نه آن که با نت گردی، تنها وقت تلف کنند.
موفق باشید.