هرچند بسیار برایم گران است که در مورد اموری که بوی سیاست از آن به مشام می رسد، سخنی بگویم اما برخی اوقات خود را ناچار می بینم. امشب در تلوزیون افرادی را دیدم که به صحبت در مورد موعود عدالت و حقیقت نشسته بودند که تاریخ و مردم خاطره ی تلخ سخنان آنان را هیچ گاه فراموش نمی کنند. کسی که چندی پیش به “برخورد بی رحمانه” با مردم توصیه کرده بود، اینک به گفتگو در مورد مظهر رحمت الهی پرداخته بود. تفکری که تاب نقد و چند صدایی را ندارد، و تنها یک صدا را صدای واقعیت می داند، درباره موجودی بحث می کرد که یکی از بارزترین نشانه های حکومتش عقل گرایی ست، امامی که به تصریح روایات پس از ظهورش و به مدد قدرت الهی که در اختیار دارد، عقول مردم کامل می گردد و همه با برهان و منطق دل به ولایتش می سپارند.
اینک جای این پرسش است که چه نسبتی میان تفکر شما و رفتار اوست؟ چه شباهتی میان شما و توصیه های اوست؟ آیا شمایانی که خود را عالم دین می دانید – هرچند از نگاه آنان که دستی در دانش حوزه دارند، مدعیانی بیش نیستید – در کتب فقهی نخوانده اید که “الحدود تدرا بالشبهات” قوانین جزایی اگر شبهه ای در اثبات جرم باشد، قابل اجرا نیست؟ شما که این گونه با قاطعیت حکم به برخورد بی رحمانه با مردم می کنید، احتمال نمی دهید که لااقل برخی از آنان معترضینی باشند که برخلاف ادعای بی دلیل شما، سردرآخور هیچ اجنبی نداشته باشند و بنابراین برخورد بی رحمانه با آنان، جبهه گیری در برابر دستورات شرع انور باشد؟ آیا انتظار امام عادل سلام الله علیه و عجل الله فرجه، با برخورد بی رحمانه با یک معترض، قابل جمع است؟ آیا نمی دانید که باید معترض را قانع و سوال کننده را مجاب ساخت؟
گاهی فکر می کنم که بیننده سخنان شما، چه فکری می کند؟ آیا شما را عالمی بی عمل می داند، یا امام زمان مورد بحث شما را موجودی همانند شما می پندارد والعیاذ بالله. پس لطف کنید و لطف کنید و لطف کنید، از این به بعد در عرصه ی باقی مانده ی اهل بیت وحی و آخرین حجت خدا عجل الله تعالی فرجه الشریف، سخنی نگویید که یا خود را بی اعتبار می کنید، یا در نظر مردم آن وجود پاک را مورد تردید قرار می دهید.

جالب بود
ان شاله موفق باشید
*=====*
سلام برشما و سپاس از لطفتان
پارسال دوست امسال اشنا
*=====*
سلام هالونه گرامی، بالاترین رو که ترک کردیم، ولی ارادت همچنان باقی ست.
سلام
برادر جان بحث همینجاست که اینها عمداً قصد تخریب چهره ی امام و تفکر مهدوی را دارند.
*=====*
سلام برشما، ای کاش در میان سران گوش شنوایی بود.
سلام حیدر جان کجایی برادر دیگه وبلاگتو update نمیکنی؟
در مورد این مساله که گفتین حیدر جان توقع بیشتری از اینا نمیره وقتی من دانشجو رو که دارم از دانشگاه بدون هیچ مزاحمتی برای آقایون میرم خونم با باتوم بدرقه میکنن توقع این رفتارها رو هم باید داشته باشی
راستی یه سوال داشتم خبری از احسان ندارید نه بلاگشو اپدیت میکنه نه تو فرفر پست میزنه نه OFF میزاره
خوشحال شدم یا علی
*=====*
سلام فراری عزیز و گرامی
از لطف شما ممنونم، وبلاگ به خصوص در این چند روز مرتب آپ شده، احسان هم در فرندفید فعال هست، از این که به یاد ما هستید بسیار ممنونیم، موفق باشید دوست عزیزم
جانا سخن از زبان ما ميگويي
(
گاهي فكر ميكنم كه اينها نقشه چندين و چند ساله براي ضربه زدن به اسلام داشتن و الان با تمام قدرت در حال انجام آن هستن.
سلام علیکم
وبلاگ تشرفات خدمت مولا صاحب الزمان(عج) درروز نیمه شعبان افتتاح شد
بزرگوارمن دراین وبلاگم هم شمارو لینک کردم به ما سر بزن
اللهم عجل لوليك الفرج
*=====*
سلام برشما
تبریک بنده را به مناسبت راه اندازی این وبلاگ در این ایام عید بپذیرید
امیدوارم همینطور که شروع کرده اید، با قوت ادامه دهید و صدالبته حتما مطالب مربوط به تشرفات را از منابع معتبر استخراج خواهید کرد، چون مدعیان در این زمینه زیاد هستند و نمی توان به همه اعتماد کرد تنها راه استفاده از کتب معتبر است که شکرخدا به این مساله توجه داشته اید؛ بازهم ممنونم امیدوارم موفق باشید.
سلام برادر بزرگوار …
بروز میکنید خبر بدید لطفا …!
حیفه محروم بشیم از مطالب خوبتون …
در مورد این پستتون خیلی چیزا دلم میخواد بگم …
اما 2 ماهیه به این نتیجه رسیدم سکوت بهترین کاره !
همه دم از او میزنند ! همه ادعا دارند ! همه به ظاهر برای او کار میکنند !!!
وای خدای من ……………
چه جوری میتونن وقتی حضرت ظهور کنند در چشمان مبارکشان نگاه کنند !
نمیدانم اصلا آن روز را میبینند یا نه !
فقط میتونم بگم که دیگه نمیتونم به ادعای دینداری هیچکس اعتماد کنم !
مدتی نبودم … حال و هوای غریبی داشتم .. البته هنوزم درست نشدم اما
بروزم با در اتوماتیک !
یا علی
*======*
سلام بر شما و احساس زیبایتان
راستش معمولا مطالب رو قابل نمی دونم که به دوستان خبر بدم، غیر ادد لیست مسنجر؛ می بخشید، چشم از این به بعد خبرتون می کنم انشاءالله.
باری دوست من، مدعیان فراوانند، اما دست ما پراست از معیارهایی که برایمان معین شده تا بازشناسیم مدعی را از راستگو
ای کاش همه به این معیارها دقت کنند.
فدای صفای شما
التماس دعا در ماه مبارک رمضان
دوست عزیز و برادر گرامی (وفقه الله)
السلام علیکم و رحمه الله
وقتی این پست حضرت عالی را مطالعه کردم ، یک نکته زیبا و یک نکته ناراحت کننده در فرمایشاتتان دیدم. نکته اول اینکه اعلام برائت کرده بودید از جلادان و جاهلان مقدس معاب {مآب} ( که : قال ابو عبدالله جعفر بن محمد ( ع) قطع ظهري اثنان عالم متهتّك و جاهل متنسّك هذا يصدّ النّاس عن علمه بتهتّكه و هذا يصدّ الناس عن نسكه بجهله». (بحار الانوار/ج1/ص208) که نام نازنین حضرت صاحب الامر (اروحنا فداه) بر زبان جاری می کنند و باعث دلزدگی مردم از دین می شوند . ولی نکته دوم را مفصلا در ذیل می آورم و از اینکه شما برادر فاضل اینگونه با احساسات صحبت می کنید متاثرم. بنده نه در دوره نهم به آقای احمدی نژاد رای دادم و نه این دوره ولی آنچه مذموم است و ناراحت کننده ، تعصب است.
فرموده اید: آیا نمی دانید که باید معترض را قانع و سوال کننده را مجاب ساخت؟
می گویم :
1: از کی تا حالا سوال را در لباس شورش و حمله به اماکن عمومی و نظامی و به آتش کشیدن و …مطرح می کنند؟
2 : هاتو برهانکم ان کنتم صادقین . ادله ای که جماعت معترض و شورشیان بکار می بردند به هیچ وجه مستند و معقول نبود و در نهایت زمانی که در مباحثه محکوم می شدند افاضه می کردند که : ما خرده تقلب ها را کار نداریم و به این معترضیم که به اذهان عمومی جهت داده شده (؟؟؟)
3 : در این شورشها شاهد بودیم که تمام کشورهایی که هنوز بوی گند استعمارشان به مشام می رسد ، تماما از آقای موسوی و اغتشاشگران حمایت می کردند و آقای موسوی چگونه حمایت استکبار و حتی صهیونیسم را برمی تابید و ایضا شورشیان ، الله اعلم.
4 : از کی تا حالا این کشورهای فوق الذکر غم خوار ملت ایران شده اند؟ همین کشورهایی که در جنگ جهانی ، به علت کمبود مواد غذایی در کشور خود ، غلات و مواد غذایی کشور را چپاول کردند و در اثر آن حدود نیمی از مردم ایران از گرسنگی و تبعات آن کشته شدند. (و هزاران قصه غصه دیگر)
5 : در تمام کشورهای به اصطلاح دموکراتیک ، با این شورشها چگونه برخورد می کنند ؟
6 : در جریان انتخابات آمریکا ( در زمان بوش) ، چون برادر بوش فرماندار یک ایالت بود ، دموکرات ها اعتراض کردند ( ونه شورش و…) و ادعای تقلب کردند ، در دادگاه مربوط ( تشکیلاتی مانند شورای نگهبان) که آنها هم تماما جمهوری خواه و طرفدار بوش بودند ، رای داده شد به صحت انتخابات بدون بازشماری و … و دموکراتها هم رای دادگاه را فصل الخطاب قرار داده و قانع شدند. حال این را با حوادث ایران مقایسه کنید.
7: با برخورد و کنترل نیروهای مسلح ، این شورش هفته ها ادامه داشت و آتش زدن و تخریب و توهین و اخلال و تعطیلی مراکز اداری و تجاری و دانشگاهی و… همچنان مملکت را فلج می کرد. و در نهایت با کلی کشته و زخمی در نیروهای مسلح و خسارات میلیاردی و … ( وطبیعتا کشته و زخمی شدن اخلالگران و دستگیری عوامل ) قضیه بعد از چند هفته جمع شد.
فرموده اید : ؟ شما که این گونه با قاطعیت حکم به برخورد بی رحمانه با مردم می کنید، احتمال نمی دهید که لااقل برخی از آنان معترضینی باشند که برخلاف ادعای بی دلیل شما، سردرآخور هیچ اجنبی نداشته باشند و بنابراین برخورد بی رحمانه با آنان، جبهه گیری در برابر دستورات شرع انور باشد؟
می گویم :
1. یا حکومت و مراجع تقلید را ( نعوذ بالله) شرعی ندانید ، یا محاربین با حکومت را که مذموم مراجع بزرگوار تقلید ( ایدهم الله تعالی) و نیز رهبری نظام هستند را این گونه ردای مظلومیت و معصومیت و صلاح بر تنشان نکنید.
2. دوست عزیز ، آنچه را که شما از آن تحت عنوان (( برخورد بی رحمانه )) نام بردید در مقابل اغتشاش و اخلال و آشوب و محاربه بوده و نه در مقابل عده ای بی گناه و طالب میاحثه.
3. حتی اگر بعضی از شورشیان سر در آخور اجنبی نداشته باشند و به ذم {زعم} حضرت عالی معترضینی باشند ، آیا این دلیل و جوازی برای اینگونه آشوب و اخلال در مملکت است ؟
4. این صحبت شما بنده را به یاد بحثی که با یک دوست سنی داشتم می اندازد ، که در مورد جنگ صفین ، بنده می گفتم که طبق روایت مورد قبول فرقیتن ، این کلام رسول الله (صل الله علیه و آله وسلم) است که : جنگ با علی جنگ با من است ( لذا جنگ با خداست ، پس کفر است ونه معصیت ) و همچنین امام علی (صلوات الله و سلامه علیه) را مهاجر و انصار و شورا ( احتجاج در مقابل موارد مورد قبول عامه) به عنوان خلیفه برگزیده و این حرکت معاویه خروج علیه خلیفه مشروع است. ولی دوستم می گفت که معاویه به قتل عثمان اعتراض داشته و…
.برادر شما ، مسلم بن مسلم.
*=====*
سلام بر شما و سپاس از کامنت
با عرض معذرت جسارتا یکی دو غلط املایی در کامنت شما بود که در{ } صحیح آن را نوشته ام.
ورود به گفتگوهای این چنینی چنگی به دل بنده نمی زند، نظر خود را نگاشتم و کامنت جنابعالی را نیز تایید کردم، قضاوت در مورد مطالب و ربط آن به یکدیگر، با خوانندگان گرامی.
لطف کردید، یا حق
سلام
آقای عزیز یعنی شما منتظر هستید تا آقا امام زمان تشریف بیاورند تا عقل همه مردم کامل بشود. یعنی عقل ما هنوز کامل نیست وشعور درک قران و مفاهیم دینی را نداریم .و یا دینی که رسول الله از جانب خداوند آورده کامل نیست . قران فرموده این قران برای هدایت بندگان میباشد قران فرموده هدایت بندگان نگفته هدایت امامان و علما .2- یه سری به تاریخ بزنید من خبری شنیده ام که واقعا مو به تنم سیخ شده . امام حسن عسگری (ع) فرزندی نداشته و به همین خاطر وصیتش را به مادرش کرده و به نظر بنده برای همین هم نائب ایشان از خارج از خانواده ایشان میباشد اگر قرار بود که نائبی داشته باشند به نظر شما بهتر نبود که نائب از اهل بیت رسول الله انتخاب میشد ، برای اینکه برای انها (خانواده و اهل بیت امام هادی وامام حسن عسگری ) محرز شده که امام فرزندی ندارد (لطفا به معجزه و یک شبه دنیا امدن ایشان هم اشاره نکنید وبه حکمت خداوند و امثال اینها هم اشاره نکیند جون باید مدرکی مستند نشان دهید نه اینکه به روایات مجلسی و کلینی اشاره کنید ) دوما اهل تسنن هم به مهدی اعتقاد دارند ولی نه آن مهدی که 1150 سال است زنده است. نظر شما را به سوره یس ایه 68 جلب میکنم (( هر کس را عمر بیفزائیم به پیری در خلقتش میکاهیم ، پس چرا تعقل نمیکند)) و سوره احزاب ایه 62 (( و هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت )) .برادرم ایا وقت آن نرسیده که به واقعیت غیبت امام زمان و تئوری انتظار واقعبینانه و بدور از تعصب نگاه کنید و نتایج این غیبت و انتظاررا در این دولت به اصطلاح حکومت به وضوح ملاحظه کنید . من هم مثل شما از عذاب پروردگارم درهراسم و مثل شما در تلاشم که حقیقت را دریابم در اخر نظر شما را به سوره زمر آیه های 17 و 18 جلب میکنم .((بشارت بر کسانیکه از پیروی طاغوت خود داری کردند و بسوی خدا باز گشتند ، یا پیامبر به بندگان با ایمان من بشارت رحمت بده .انکسانیکه چون سخن حق بشنوند ، نیکوترین انرا عمل کنند ، همانا هستند که خدا هدایتشان کرده است و همانان هستند که اهل علم و دانشند.))درود بر تو که پیرو حقی
*=====*
سلام بر شما و سپاس از بازدید و کامنت
مطالبی در کامنت شما مطرح شده که یک به یک به آن می پردازم با این امید که اگر تمایل به ادامه بحث داشته باشید تا به نتیجه برسیم.
1- از این نکته که نوشته ام، پس از ظهور عقول مردم کامل می گردد، این نتیجه را گرفته اید که ” یعنی عقل ما کامل نیست …”
در این مورد توجه به این مساله لازم است که اولا مطلب برگرفته از نص روایات ائمه معصومین علیهم السلام است نه آن که صرفا بافته ای از جانب بنده باشد. ثانیا باید درست دقت کرد که روایت شریف عقول مردم را مدنظر قرار داده نه این که عقل شخص خاص مورد نظر باشد برای توضیح بیشتر باید گفت نمی توان انکار کرد که بسیاری از تصمیم ها و روش های فکری جامعه متاثر از مسایلی نادرست است که این گونه مسایل بر تفکر انسان تاثیر می گذارد و مانع از تعقل درست می گردد. بنابراین اگر زمانی انسان ها به مرتبه ای برسند که تفکر آنان بر اساس توجه به واقعیات و بدون مدخلیت دادن منافع شخصی گردد، با عقلی متکامل روبرو هستیم. اضافه برآن که در نظر دین عقل چیزی است که عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان.
قرآن کتاب کمال است و دین نیز آخرین دین خد و کاملترین آن، در این تردیدی نیست، اما باید توجه داشت، که مطالب در نوشته شما با یکدیگر مخلوط شده اند. چه کسی گفته است که دین فقط برای هدایت علماست که شما این مساله را مطرح می کنید؟ دقت کنید، دین یک مجموعه است که طی نصوصی به دست ما رسیده است، اگر امکان پذیر بود که انسان بدون هادی و امام و صرفا با یک کتاب آسمانی به هدایت دست یابد، هیچگاه خداوند کتاب آسمانی خود را به دست شخصی که او را پیامبر می نامیم، نمی سپرد. وظیفه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ابلاغ دستورات خداوند همراه با تبیین و توضیح آن است و امام نیز در تفسیر و توضیح وحی شانی مانند پیامبر دارد. در خود قرآن نیز به وضوح به این مساله تصریح شده است که در میان آیات قرآن برخی متشابه اند و نیاز به ارجاع به محکمات دارند و از سوی دیگر بسیاری از آیات برای تاثیر کامل نیاز به بیان تاویلات دارند. از این روست که نقش امام علیه السلام در کنار قرآن نقشی غیر قابل انکار است. حدیث ثقلین که مورد اتفاق تمام فرق اسلام است، به وضوح هرچه تمام تر کتاب خدا و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله سلم را تا قیامت در کنار یکدیگر معرفی می کند، همه اینها بدان دلیل است که مظهر دین الهی که کتاب اوست، بدون مبیّن و مفسر الهی کتابی خواهد بود، که توانایی هدایت عامه مردم را ندارد. در مورد این مطلب که مطرح کردید، توضیحات فراوان نیاز است که اگر خواستید به طور تفصیلی برایتان به نگارش درخواهم آورد.
2- در مورد فرزند امام حسن عسکری علیه السلام نوشتید؛ باید به اطلاع برسانم که خبر مربوط به فرزند نداشتن ایشان علیه السلام بسیار دیر به دست شما رسیده است، پس از شهادت امام عسکری علیه السلام این خبر وجود داشت، اما می دانید که خبر اعم از صادق و کاذب است برخی اخبار درست و برخی نادرست هستند، شما نوشتید خبری شنیدید، آیا شما هر خبری را که بشنوید، باور می کنید؟ آیا نزد شما هیچ معیاری برای سنجش راستی و ناراستی اخبار وجود ندارد؟ اگر بنده به شما خبر دهم که امام عسکری علیه السلام پنجاه فرزند داشتند، باور می کنید؟
دوست گرامی! در میان تمامی فرق و مذاهب اسلامی، راههایی برای تشخیص و راستی آزمایی اخبار وجود دارد تا آن جا که بر اساس آن علمی به عنوان “رجال” و علمی به نام “درایه” شکل گرفته است و از رشته های علمی مهم محسوب می شود. پس نمی توان به هر خبری که شنیده می شود، دل سپرد و اطمینان حاصل کرد، چه مو بر تن انسان سیخ بشود یا نشود! بر چه اساسی خود را در برابر احادیث کلینی و مجلسی رضوان الله علیهما قرار دادید و خواستید که به اخبار آنان استناد نشود؟ آیا در مکتب تحلیلی اخبار نزد شما، باید به شکل کلی تمام محدثین را رد کرد؟ آیا بدون بهره گرفتن از ضوابط خاص علوم رجال و درایه، رمی روات به کذب از نظر روش شناسی علمی کاری درست و پسندیده است؟ آیا این کار شما مو بر تن انسان سیخ می کند یا خبری که در مورد نفی فرزند امام عسکری علیه السلام شنیده اید!؟
اما در مورد ولادت حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه،
توجه داشته باشید که در تحلیل یک مطلب تاریخی که ریشه در کلام دارد، سیر و پروسه ای تفصیلی طی می شود، اولا این گونه نیست که اتکاء شیعه در باور به وجود امام زمان علیه السلام، فقط به نقل افرادی باشد که شما نام بردید، اگر در این زمینه مطالعه ای شروع کنید و سعی کنید همراه با مستندات سخن گوئید، خواهید دید که بسیاری از روات شخصا فرزند پسری را برای امام عسکری علیه السلام رویت کرده اند و با ایشان سخن گفته اند. پاسخ یک کامنت اجازه نمی دهد که تمام مستندات را ذکر کنیم اما شما را به شروعی تحقیقی در مورد این مساله دعوت می کنیم و از هر گونه اظهار نظر بدون پشتوانه علمی و استناد منطقی برحذر می داریم که در هر علمی چنین است.
از طرف دیگر احادیث فراوانی وجود دارد که ضرورت وجود امام در هر زمان را اثبات می کند که از قضا این دست از احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مورد اتفاق شیعه و سنی ست و همه آن را نقل کرده اند که «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة» یا « لولا الحجة لساخت الارض باهلها » پس می بینید که به شکل عام ابدا نمی توان تصور زمانی را کرد که مردم بدون امامی از جانب حق متعال، بمانند.
از طرف دیگر براهین فلسفی متعددی در مورد ضرورت وجود « حجت » در هر زمان موجود است که به عنوان نمونه می توان به قاعده «امکان اشرف » اشاره نمود.
این گوشه ای از مستندات مربوط به ولادت و حیات حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که صدالبته فقط می تواند به عنوان یادآوری بر وجود دلایلی جدای از معجزه از آن یاد کرد. بنابراین بار دیگر به این نکته اشاره می کنیم که لازم است و ضروری که جنابعالی مطالب مستند و ادله را درست بررسی کنید، تا از شنیدن یک خبر کذب، مو بر تنتان سیخ نشود!
3- مطلب دیگری که در ادامه بیان کرده اید این است که:
« به نظر بنده برای همین هم نائب ایشان از خارج از خانواده ایشان میباشد اگر قرار بود که نائبی داشته باشند به نظر شما بهتر نبود که نائب از اهل بیت رسول الله انتخاب میشد »
شما سوالی مطرح کرده اید که لازم است ابتدا در مورد آن سوالی را پاسخ دهید، امام علیه السلام از سوی چه کسی انتخاب می شود، مردم یا خداوند؟ به عبارت دیگر نقش نظر بنده و شما در مورد انتخاب امام علیه السلام چیست؟
اگر در مورد نحوه انتخاب امام علیه السلام مختصری بررسی کرده باشید و لااقل آیات قرآن را در این زمینه ملاحظه نموده باشید، به وضوح می بینید که انتخاب امام علیه السلام اختصاصا از ناحیه خداوند متعال انجام می گیرد و پیامبرش صلی الله علیه وآله وسلم این انتخاب را به مردم ابلاغ می نمایند نه این که حتی خود پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم در این زمینه نقشی داشته باشند.
پس این که به نظر من یا شما چه کسی امام شود بهتر است، مطلبی ست که تصریح آیات الهی نافی آن است؛ امیدوارم با بررسی روند انتخاب وصی و خلیفه پیامبران الهی که در قرآن مجید ذکر شده است، درک درستی از موضوع برایتان حاصل شود.
4- مطلب دیگر شما آن است که:
«برای انها (خانواده و اهل بیت امام هادی وامام حسن عسگری ) محرز شده که امام فرزندی ندارد »
باید سوال کرد، شما این مطلب را با استناد به کدام منبع ذکر می کنید؟ این سوالی ست که پاسخ آن در سراسر کامنت شما به وضوح روشن است، ای کاش ابتدا مطالعه ای حداقلی در این زمینه می فرمودید بعد وارد گفتگو می شدید. وقتی یکی از راویان ولادت حضرت امام زمان علیه السلام فردی از افراد خانواده ایشان است، شما چگونه می توانید با این جرات بیان کنید که برای خانواده امام علیه السلام محرز شده بود که امام عسکری علیه السلام فرزندی ندارند؟
این نوشته نیز دلیل دیگری ست بر این که تکیه شما در نوشتارتان بر اخباری ست که مو برتن انسان سیخ می کند! نه مطالبی که مستند به دلایل علمی ست و جالب آن است که بنده را توصیه به ذکر مدارک کرده اید اما خود به اخباری که موبرتنتان سیخ کرده استناد می کنید. امیدوارم اگر درصدد پاسخ برآمدید، گفتارتان را مستدل و مبرهن سازید.
5- نوشته اید:
اهل تسنن هم به مهدی اعتقاد دارند ولی نه آن مهدی که 1150 سال است زنده است.
این مطلب نیز حاکی از عدم بررسی درست در منابع است. شاید شما این خبر را از یکی از اهل سنت شنیده باشید، اما آن چه در منابع مکتوب آنان موجود است، چیزی غیر از این مطلب است. در منابع پرشماری از اهل سنت به روشنی عقیده به حیات امام زمان مهدی موعود علیه السلام دیده می شود که اگر خواستید در این زمینه مطالعه کنید، این منابع را به شکل تفصیلی به شما معرفی خواهم کرد.
6- آیاتی از قرآن مجید را برای اثبات نظریه خود در مورد زنده نبودن یا متولد نشدن امام زمان عجل الله فرجه الشریف ذکر کرده اید.
در این زمینه باید بگویم، این مطلب علاوه بر آن که عرض بنده در مورد لزوم رجوع به دانشمندان در فهم نصوص دینی را تاکید می کند، مطلبی ناقص است. درست است که هر کس که عمر طولانی یابد، طبق صریح آیات قرآن در خلقت دچار کاستی میگردد و این واقعیتی عینی است، اما هر قاعده ای تخصیص پذیر است و از قضا تخصیص این مطلب در بسیاری از آیات قرآن ذکر شده است؛ آیا آیات مربوط به مدت زمان پیامبری حضرت نوح نبی علیه السلام را ندیده اید؟ آیا خبر 950 سال نبوت ایشان موبرتن منکران عمر طولانی بشر سیخ نمی کند؟ آیا از نظر علمی عمر طولانی یافتن مطلبی غیر معقول است و تلاشی که موسسات علمی غرب برای یافتن معجون زندگی بخش و ماده ای که بتواند عمر طولانی به انسان بدهد، تلاشی لغو و غیر عاقلانه است؟ آیا قرآن در آیات بسیاری به طور صریح یا ضمنی از امکان یافتن عمر طولانی برای بشر سخن نفرموده است؟ اگر تمایل به شروع مطالعه در این زمینه داشتید، فهرستی از آیاتی که در این زمینه وجود دارد را خدمت شما بیان خواهم نمود.
7- مرقوم داشته اید:
« نتایج این غیبت و انتظاررا در این دولت به اصطلاح حکومت به وضوح ملاحظه کنید »
در این جا سوال از شما این است که هر گاه شخص یا گروهی در قالب فردی یا اجتماعی به سوء استفاده از یک اعتقاد پرداخت و نتایج نادرستی بر آن بار نمود، دلیل بر نادرستی آن مرام و اعتقاد است؟ فکر می کنید مطلبی که بیان کردید، تا چه حد منطبق بر منطق و دلیل قابل پذیرش است؟
آیا مطالعه ای در مورد نتایج و ثمرات انتظار در جوامع شیعی از نظر علما و مستدلین منطق گرا در زمینه پژوهش های دینی داشته اید؟ اگر اینطور است می توانید به گوشه ای از ثمرات ذکر شده در این تالیفات و آثار اشاره کنید؟ و اگر مطالعه در این زمینه ندارید، با عرض شرمندگی باید عرض کنم، من اگر به جای شما بودم وارد عرصه ای که در آن مطالعه ای ندارم، نمی شوم.
در پایان این گفتار که بسیار بسیار به شکل خلاصه و فهرست وار بیان شد، از شما دعوت می کنم بار دیگر با بررسی عرایض نوشته شده در پاسخ کامنت، وارد گفتگو شوید تا ببینیم می توانید به نقد ادله معرفی شده بپردازید و از این رهگذر اثبات کنید که “امام زمان علیه السلام ” متولد نشده اند؟
درود بر شما که انشاءالله از این بعد سعی خواهید کرد ابتدا تحقیق کنید و سپس به حق برسید و آنگاه از آن پیروی کنید.
درود بر حیدر عزیز
متاسفانه مذهب و اشخاص مذهبی ابزاری شده اند که در تنگنا های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی از آنها استفاده می کنند .
همانطور که می بینید از امام زمان (عج) صحبت می کنند ؛ آقای رهبر در نماز جمعه حکومتش را با حکومت علی (ع) مقایسه می کند و شباهت ها را می شمارد و بسیاری موارد دیگر …
حال سوال اینجاست که هدف اینها تخریب مذهب است یا عوام فریبی مذهبی ؟
اینطور که به نظر می رسد جامعه به سمت مذهب گریزی سوق داده شده است ؛ پس اینان چطور مسلمانانی هستند که با تحریف دین و مذهب و استفاده ی ابزاری از آنها دست به تخریب دین و مذهب زده اند ؟
آیا دین اسلام یگانه چیزی نیست که در اعتقادات و وجود مردم ثابت مانده ؟ منصفانه است که این هم از آنها سلب شود ؟!
جدا متاسفم !
مقاله ای در مورد اقا امام زمان نوشته ام یک نتیجه گیری می خواستم اگه میشه برام