
در گذشته مطلبی با نام ” کرامت انسانی در حکومت علوی” نگاشتم که در آن به بررسی مختصر موضع امام امیرالمومنین علیه السلام در قبال کرامت انسانی مردم تحت حکومت ایشان پرداختم. اکنون با توجه به شرایط موجود، ضرورت کنکاش های بیشتر در رفتار حکومتی ایشان علیه السلام، خودنمایی می کند، ضرورتی که وجود مدعیان دور از واقعیت اهمیت آن را صدچندان می نماید. به راستی شیوه ی حکومت این حاکم اسلامی چگونه بوده است که سیاستمداران سعی دارند با قرار گرفتن در سایه ی آن، آبرویی به دستگاه خویش بخشند و از این رهگذر مردم را به بقای خود وفادار نمایند؟
یکی از اساسی ترین شاخصه های حکومت های امروزی دنیا، توجه کردن به خواست مردم و تشخیص نیازهای آنان است. بدون آن که بخواهیم میزان صداقت آنان را در این رویکرد ارزیابی کنیم، نمی توان از نظر دور داشت که این کار باعث استمرار حیات سیاسی خود آنان می گردد. حال اگر این روش از روی صداقت و از صمیم قلب و باور باشد، اثر آن در زندگی مردم بیشتر خواهد بود.
در تاریخ خلافت امیرمومنان حضرت علی علیه السلام، نکات فراوانی وجود دارد که پیش از این به برخی از آن اشاره کرده و به امید حق در آینده نیز این بازخوانی را پی خواهیم گرفت. یکی دیگر از این نکات رفتاری ست که از ایشان علیه السلام در مورد دریافت نظرات مردم و تلاش در وارد کردن آن در عرصه ی حکومت به چشم می آید. در این راستا به یک نام برمی خوریم: “بیت القصص“. این نام تنها از دو کلمه تشکیل یافته است، خانه و قصه ها. ماجرای این خانه چنین است:
حضرت امیرمومنان علیه السلام در دوران خلافت خود، اتاقی را تعبیه کرده بودند که مردم بدون ترس و واهمه و بدون آن که آبرویشان در معرض سقوط قرار گیرد، مطالب خود را مکتوب می کردند و در آن خانه می انداختند (1). این مطالب اعم از مشکلات مالی مردم، شکایت مردم از عمال و والیان امام علیه السلام و دیگر امور بوده است.
بر اساس توجه به این نوع رفتار، چگونه یک فرد یا جریان می تواند خود را پیرو حکومت علوی بداند، اما از توجه فراوان به مردم و نیازهای آنان، رویگردان باشد؟
چگونه می توان ادعای الگوگیری از امام عادل مسلمانان علیه السلام را داشت، ولی به خواست مردم بی توجه بود؟
آیا می توان خود را مطلع از تمام امور دانست و به تمام کسانی که شکایتی از وضع حکومت دارند گفت: شما اطلاع ندارید؟
———————————————-
پی نوشت:
1- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد17، صفحه87، ناشر: موسسة اسماعیلیان للطباعة و النشر و التوزیع
صبح الاعشی، جلد1، صفحه414

او را که می خوانی
عطر بهار نارنج و یاس
جاری می شوند در هجوم خالی زندگی ات.
تو دیگر تنها نیستی
آسمان تو ر ا به مهمانی خویش خوانده است.
زندگی تان پر از عطر ” دقایق خوشبو”
سلام برادر بزرگوار …
بارها به این موضوع فکر کردم که چگونه عده ای در منصب و مقامی قرار میگیرند .. ادعای شیعه علی بودن را دارند … محل سجده بر پیشانیشان نمایان ! دم از حکومت امام زمانی ! و مملکت امام زمان میزنند اما ……
اما عملکردشان قطره ای هم همسوی علی (ع) نیست !
نه خود را در معرض انتقاد قرار میدهند و نه حاضرند بپذیرند !
درست است که امیرالمونین ان روزها دردش را با چاه نجوا میکرد اما برای آیندگانی چون ما یادگاری باقی ماند به نام نهج البلاغه !
و چه حجم گسترده ای از کلام پر برکتشان خطاب به مدیران ..والیان .. صاحب منصبان و وزیران و وکیلان و … است !
باشد که به خود آییم
یا علی
*=====*
سلام عزیز دل
مثل همیشه خوب و سنجیده؛ ممنون از کامنت شما
سلام منون از حضور سبزتان.
من هم با افتخار وبلاگ زیبای شما را با نام” بیایید بیشتر بدانیم” لینک کردم.
درود بر حیدر عزیز
حکومت ها در برخورد با مشکلات مردم دو نوع برخورد ساده نشان می دهند :
1- می بینند ؛ دلسوزی می کنند و سپس با تفکر و تدبر به دنبال راخ حل مشکل می گردند .
2- انکار می کنند ؛ سر بر می گردانند و سعی می کنند صورت های مسائل را پاک کنند .
اما نکته ی جالب در مورد برخی نظام ها آنست که به نظامی راه دوم را انتخاب می کند و بی تفاوت از کنار زجر ها و مشکلات و خواست ها و نیاز های مردم عبور می کند ؛ اما بیشتر از هر نظام دلسوزی داعیه ی همراه بودن با مردم را به دوش می کشد .
این دغدغه ی امروز ماست !
پایدار باشید