
یکی از مسایل مورد اهمیت در دین اسلام، احترام به حقوق و آزادی مردم است. هرچند از نظر اسلام برخی اعمال گناه محسوب می شود اما تا زمانی که این گناه به شکل علنی اتفاق نیفتاده باشد، جرم محسوب نشده سزاوار کیفر نخواهد بود. به عبارت دیگر اگر کسی در نهان مرتکب عمل نامشروعی شود، هیچ کس حق ندارد با “تجسس” به عمل وی پی ببرد و درصدد مجازات وی برآید. اهتمام فوق العاده خداوند متعال به این مساله زمانی معلوم می شود که بدانیم در قرآن مجید آیه ای درباره نهی از “تجسس” وجود دارد تا جایی که سرک کشیدن در زندگی دیگران در کنار گناه بزرگی مانند غیبت قرار گرفته است. بدون افزودن توضیح بیشتر، ماجرای یک شب از دوران خلافت “عمر بن خطاب” را نقل می کنیم:
شبی عمر مشغول گشت زنی در کوچه های مدینه بود که صدایی از خانه ای شنید. از دیوار آن خانه بالا رفت و دید مردی در کنار زنی نشسته و مشغول آشامیدن شراب است. عمر به وی گفت: ای دشمن خدا! فکر کردی اگر معصیت کنی، خدا معصیت تو را می پوشاند؟ مرد پاسخ داد: ای پیشوای مومنان! ( در مجازات من ) عجله نکن، که اگر من یک خطا مرتکب شدم، تو سه خطا انجام دادی؛ خداوند در قرآن می فرماید: تجسس نکنید (1) و تو ( با بالا رفتن از دیوار خانه ) در کار من تجسس نمودی . خداوند فرمان می دهد: از در منازل وارد خانه ها شوید (2) و تو از دیوار وارد منزل من شدی. خداوند دستور داده است: هنگامی که وارد خانه ای می شوید، سلام کنید (3) و تو سلام نکردی. عمر وقتی پاسخ آن مرد را شنید، از مجازات کردن وی منصرف شد. (4)
پاسخ اهل سنت به این رفتار که خود عمر برای آن پاسخی نداشت، چیست؟ آیا باز هم اصرار دارند از شخصی پیروی کنند که از افراد عادی نسبت به دانش کتاب خدا در سطح پائین تری بوده است؟ آیا خود اهل سنت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل نکرده اند که اگر کسی بداند از او داناتر به کتاب خدا و سنت پیامبرش وجود دارد با این حال خود را مقدم بر مسلمانان کند، به خدا و رسول و همه مومنان خیانت کرده است؟ (5) آیا پس از پاسخ آن مرد به عمر، برای خلیفه معلوم نشد که آن مرد از او داناتر است؟ آیا زمان آن نرسیده است که در جستجوی امام و پیشوایی باشید که نسبت به کتاب خدا و شریعت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه عالم ترین فرد باشد؟
———————————————–
پی نوشت ها:
1- سوره حجرات، آیه12
2-سوره بقره، آیه 189
3- سوره نور، آیه61
4- برخی از منابع اهل سنت که این ماجرا یا شبیه آن را نقل کرده اند:
الف- درالمنثور، سیوطی، جلد6، صفحه93
ب- الفتوحات الاسلامیة، جلد2، صفحه311
ج- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد1، صفحه182، ناشر: دار احیاء الکتب العربیة
د- سنن بیهقی، جلد8، صفحه 333-334
ه- الکامل، ابن اثیر، جلد4، صفحه28
و- کنزالعمال، متقی هندی، جلد2، صفحه167
ز- الاصابة، جلد1، صفحه531
ح- السیرة الحلبیة، جلد3، صفحه293
ط- الریاض النضرة، جلد2، صفحه46
5- مجمع الزواید، هیثمی، جلد5، صفحه211 و سنن بیهقی، جلد10، صفحه118 و …

سلام حیدر عزیز بازم مثل همیشه کولاک به پا کردید
من نمیدونم این اهل سنت از چیه این خلیفهاشون دفاع میکنند ؟ آخه واقعا به این شخص حضرت عمر گفتن درسته ؟ شخصی که از دیوار خونه مردم میره بالا لیاقت خلیفه شدن داره ؟
در ضمن وبلاگم رو با 2 تا پست جدید آپدیت کردم یه سری هم به کلبه حقیرانه ما بزنید التماس دعا
*=====*
سلام عباس جان دوست دوست داشتنی من
همواره مدیون تشویق ها و الطاف شما بوده ام، همکاری شیرین با شما در بالاترین خاطره ای فراموش نشدنی ست، دوستتان دارم
از پست های جدید هم حتما دیدن می کنم، ممنون از اطلاعتون.
سلام …
در کارنامه خلیفه دوم انقدر ازین مسائل زیاد است که اگر قرار باشد منصفانه و با تحلیل عقلی و نقلی بررسی شود حیثیتی برای او و سایرین نمیماند ! و اهل سنت چون خود بر این مسئله واقف هستند چشمشان را به ظاهر بستند و گوششان را بزور گرفته اند !
مشکل این است که انها خود را در اتاقی تیره تاریک حبس کرده اند و میگویند خورشیدی وجود ندارد چون اینجا تاریک است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حال انکه نور خورشید هماره هست و حتی از ریزترین روزنه ها عبود میکند !
والسلام علی من التبع الهدی
*=====*
سلام بر یاس سفید و خوشبو، دوست گرامی من
همیشه از خواندن کامنت های شما لذت می برم، چه رسد به پست های پر از احساس و زیبایتان؛ بسیار زیبا گفتید:
«حال انکه نور خورشید هماره هست و حتی از ریزترین روزنه ها عبود میکند !»
اما معتقدم بسیاری هستند که حتی روزنه های ریز قلب خود را بسته اند تا شعاع پر نور ولایت از آن گذر نکند، سعی ما بر این است که راهی در میان تاریکی باز کنیم.
از لطف شما ممنونم.
پیشوا و الگو ما حضرت محمد (ص) است
نه عمر و نه علی (رضی الله عنهما)
*=====*
باز هم سلام بر شما
سطر اول از نوشته ی شما مطلبی ست به جا و درست؛ اما
آیا همین پیشوا و الگو در مناسبت های مختلف و در گفتارهای متعدد امیرمومنان علی علیه السلام را به عنوان خلیفه پس از خود و وصی خود معرفی نکرده اند؟ آیا می توان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را الگو دانست ولی نسبت به توصیه ها و فرامین ایشان بی تفاوت و یا بی اطلاع بود؟
دوست عزیز ….
برادر گرامی
گفته های شما چه ناخودآگاه و چه آگاه باعث تفرقه میان اهل سنت و شیعه می شود…
این نوشته ها را بخوانید.
——————
پس از انقلاب اسلامی، به پیشنهاد آیت الله منتظری و حمایت قاطعانه آیت الله خمینی هفت روزی به میان شیعیان و اهل سنت در مورد تولد پیامبر اسلام اختلاف وجود دارد، هفته وحدت نامیده شد. [۴] آیت الله خمینی گفت: ما با مسلمین اهل تسنن یكی هستیم. اگر كسی كلامی بگوید كه باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود بدانید كه یا جاهل است يا از كسانی است كه می خواهد بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلا در كار نیست ما همه با هم برادریم. [۵] لازم است برادران ايرانى و شيعيان ديگر كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرقه صفوف مسلمين است، خودداري كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهايى مخالف رويه اجتناب نمايند. [۶]
« امروز سر خلافت اميرالمؤمنين اختلاف كردن، خيانت به اسلام است.[۷] »
در همین راستا آیت الله خامنه ای نیز جهت حفظ وحدت شرکت در نماز جماعت اهل سنت را در مناطقی که اکثریت ساکنان آن سنی هستند (نه فقط مکه و مدینه) را لازم دانست و برای این منظور سجده بر فرش، تکتف (گرفتن دست ها به هم) و نماز مغرب زودتر از اذان مغرب شیعیان را جایز شمرد. [۸] علما شیعه همچنین مقابله به مثل با سنیانی که شیعیان را کافر می خوانند را جایز ندانسته اند. [۹]
—————
اهل سنت نیز با اعتقاد به اینکه نماز هر کس برای خودش درست باشد، برای دیگران هم درست است اقتدا به شیعیان را مجاز اعلام کردند.
در همین رابطه مفتی مصر دکتر نصر فرید واصل گفت: هر مسلمانی كه به خدا ایمان دارد و شهادتین میگوید و ضروریات دین را پذیرفته و او آگاه به اركان اسلام و نماز و شرایط آن باشد، امامت او برای دیگران و امامت ديگران برای او در صورت دارای بودن آن شروط صحیح است هر چند از نظر فقهی با يكديگر اختلاف داشته باشند و پیروان اهل بیت از اين قبیل میباشند و در اصول شریعت با یكدیگر اختلافی نداریم. از اين رو ما در تهران و قم پشت سر آنان نماز خواندیم. [۱۰]
————————
منابع:
4# ↑ گویا
5# ↑ بازیاب
6# ↑ صحيفه امام، ج 10، ص61
7# ↑ صحيفه امام، ج 8، ص 481
8# ↑ تبیان
9# ↑ تابناک
10# ↑ موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی
*=====*
سلام مجدد
لطفا بفرمائید که چرا مسایل را با یکدیگر خلط می کنید؟ رفتار برادرانه و مسالمت آمیز یک مساله است، مباحث علمی میان مذاهب و مناظرات و گفتگوها مساله ای دیگر. چرا باید به بهانه دوری از تفرقه کلامی سخن نگوئیم؟ آیا تمام دانشمندانی که اوقات خود را صرف جستجوی حق نموده اند و در این راه کتابها و تالیفات متعددی را به رشته تحریر درآورده اند، به دنبال ایجاد تفرقه بوده اند؟
چرا نمی توانیم با سماحت و آزادگی سخنان مخالف خود را بشنویم و اگر اعتراضی داریم، به شکل مستند و منطقی به آن پاسخ دهیم؟
اگر کسی خواست در مورد مذهب خود تحقیق کند یا پاسخ شخص تحقیق کننده ای را بدهد، باید او را متهم به تفرقه افکنی نمود؟
آیا در طول تاریخ تمام دانشمندان در گمراهی گام برداشته اند که در زمنیه مسایل اعتقادی گفته اند و نوشته اند؟ آیا به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع از سوی مفتی الازهر مصر در عصر مرحوم آیت الله بروجردی، سببی غیر از گفتگو و بحث علمی داشت؟
در ضمن لطف کنید دیدگاه خود را مستند به دلایل بیان کنید و گرنه اگر قرار باشد نقل قول از کسی بشود، طوماری طویل از نقل قول ها را می آوریم که در آن نه تنها این قبیل مباحث پسندیده اعلام شده، بلکه برای بازشناسی حق از باطل لزوم و وجوب آن مورد تصریح قرار گرفته است. این وبلاگ جای نظرات مستند است نه جای اعلام نظر از سیاسیون و حاکمان!
سلام حیدر جان
مقالات بسیار مفید هستن ، خدا خیرتون بده که در این راه قدم برداشتید.
موفق باشید
*=====*
سلام بر شما و سپاس از بذل عنایتتان
از تشویق شما ممنونم و امیدوارم در راهی که در پیش گرفته اید، روز به روز موفق تر باشید. از چون شمایی انتظار زیادی نیست که قدم های بلندتری در راه اتحاد بیشتر وبلاگ های شیعی بردارید.
باز هم ممنونم، یاعلی مدد التماس دعا
باز هم سلام
خیلی ممنون که خیلی زود به سوالات و نظرات ما جواب می دهید..
دوست عزیز
در این مقاله شما فرمودید که عمر (رض) از خانه ی مردم بالا رفته (بنابر یک روایت هر چند از کتابی معتبر)
آیا این به غیر از این است که توهین به یک خلیفه اهل سنت است و این فرد نزد اهل سنت بسیار محترم می باشد و اینکار باعث بدبینی میان ما و شما می باشد…
به جای بیان اینگونه حرف ها بیا:
از امامانتان و پیشوایانتان سخنان نیکو و زیبا و از رفتار های نیکو و علم آن ها بنویسی و بیا با اینکار نشان بدهی که مسلمان سنی نظراتشان در مورد این امامان اشتباه است.
این راه درست است نه این راه که شما انتخاب کرده اید.
*=====*
سلام بر شما و سپاس از ادامه سخن
در بیان حقیقت طی دو راه الزامی ست. یکی این که رهبران حقیقی و واقعی آن چنان که هستند، در پرده سخن تصویر شوند، و دیگر آن که مدعیان دور از واقعیت بازشناسی شوند.
دراین وبلاگ هر چند مطالب در مورد راه اول کمتر بیان می شود، اما مطالب راه دوم بیشتر مورد بررسی قرار می گیرند و این به دلیل آن است که مخاطبین اهل سنت در مسیری که در آن قرار دارند شاید تجدید نظر کنند.
در ضمن اشاره به این نکته حائز اهمیت است که مطالب ذکر شده از جمله این مطلب بالا رفتن عمر از دیوار خانه مردم، اگر توهین است گناه آن به مولفین بزرگ مذهب اهل سنت برمی گردد و اگر کمکی در بازشناسی حق از باطل می کند، باید از این مولفین قدردانی نمود که بدون تعصب واقعیات تاریخی را نقل نموده اند.
یکی از قضاوتهای عجیب واحمقانه عمربن خطاب
روزی درزمان خلافت عمر چند نفر را با مقداری شراب دستگیر کرده نزد عمر آوردند. فردی روزه دار نیز در میان آنان بود که شراب نخورده بود. عمر دستور داد شراب خوارن وآن شخص را تازیانه زدند. به عمر گفتند: این فرد روزه بوده و اصلا شراب نخورده است. عمر گفت: چرا با این شراب خواران نشسته بود؟(۱)
۱- کنزالعمال، متقی هندی، جلد5، صفحه 477، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان وهمچنین در
مسند احمد، جلد2، صفحه 427
سلام عليكم دوست گرامي پيشاپيش ولادت حضرت امام رضا(ع) خدمتتان تبرك عرض مي كنم به ماسربزن خوشحال ميشوم
موفق پاينده باشي
*=====*
سلام بر شما و سپاس، عید بزرگ میلاد حضرت اباالحسن الرضا علیه السلام مبارک
مطلبی که محبت فرموده ارسال کردید، چندی پیش با ذکر منابع در این وبلاگ با عنوان:
“خلفای اهل سنت و دانش دینی (11)؛ عمر و تازیانه زدن به کسی که شراب نخورده بود!!”
منتشر شد
از لطف شما ممنونم؛ یاعلی مدد، التماس دعا.
ولادت امام هشتم برشما مبارك
میلاد رئوف آل محمد (ص) مبارک …
آستان ملکوتیش قطعه ای از بهشت است و حضورش باوری متقن در قلب زائرانش …
ای کاش همین باور حضور را نسبت به آخرینشان داشتیم !
بروزم با …. حریم یار .. باور حضور !
یاعلی
*=====*
بسیار بسیار زیبا بود دوست من!
امیدوارم این روزهای سپید و پرنور قرین گردد با باور حضور و متصل به ایام ظهور.
لطف کردید، عیدتان مبارک، التماس دعا