پیش از این بارها از ضرورت نگارش سخنان رسول خاتم صلی الله علیه وآله وسلم برای شناخت و درک درست دین سخن گفتیم. همچنین رفتاری را که خلیفه اول و دوم درمورد احادیث به یادگار مانده از پیامبر اکرم صلوات الله علیه داشتند، به تصویر کشیدیم. روشن شد که «ابوبکر« به عنوان اولین حکمران جامعه پس از نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه وآله، هم احادیثی را که خود نوشته بود در آتش سوزاند، و هم مردم را از نقل احادیث برحذر داشت. «عمر« نیز در امتداد این رفتار، ممنوعیت شدیدی برای نقل حدیث به وجود آورد و به زندانی کردن و تازیانه زدن ناقلین احادیث روی آورد. ( برای اطلاع بیشتر در این مورد به پست های خلفای اهل سنت و دانش دینی، شماره های 5، 13و 15 مراجعه فرمائید. )
در این قسمت به رفتار «عثمان» که نتیجۀ شورای خلافت تعیین شده از سوی «عمر» بود و سومین خلیفه نام گرفت، می پردازیم. آیا می دانید «عثمان» درمورد سخنان و احادیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم چه موضعی داشت؟ به نقل کتب اهل سنت در مورد رفتار فرهنگی «عثمان» توجه فرمائید.
محمود بن لبید (1) می گوید: روزی «عثمان« برفراز منبر چنین گفت: کسی مجاز نیست از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) حدیثی نقل کند، مگر احادیثی که خود من در زمان ابوبکر و عمر شنیده ام. (2)
مرور مطالب پیشین روشن می سازد که در زمان ابوبکر و عمر عملا نقل هرگونه حدیثی دچار ممنوعیت دولتی بوده و تنها احادیثی نقل می شده که مورد رضایت سیستم حکومت و از کانال خود آنان بوده است. بنابراین به سهولت می توان این رفتار «عثمان» را هم داستانی با شیوه فرهنگی دولت های قبل ارزیابی کرد.
چگونه می توان ساکت کردن اجباری بزرگترین اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را توجیه کرد؟ چرا باید اصحاب سرشناسی مانند امیرمومنان علی علیه السلام با سالیان طولانی همراهی و تربیت در دامان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، ابوذر با وجود همه راستگویی و صداقتش، سلمان با وجود محمّدی بودنش، عباس و… حق سخن گفتن از احادیث رسول خدا صلوات الله علیه را نداشته باشند؟
چگونه می توان حکومتی را که بازگو کردن تعالیم وحی را ممنوع اعلام می کند و مردم را سرسپردگانی بی تفکر می خواهد، اسلامی دانست؟ اگر همه مردم حتی عالمان و دانشمندان ثناگو و مطیع دستگاه حکومت باشند، چه کسی باید با بیان واقعیات، اسلام حقیقی را از اسلام ادعایی و ابزاری بازشناساند و چهره بی نقاب دین را برای طالبان ترسیم نماید؟ آیا این رفتار چیزی جز نقشۀ ایجاد جامعۀ تک صدایی را به ذهن می رساند؟ جامعه ای که در آن قدرت و حاکمیت سازنده فرهنگ است نه منطق و حقانیت؛ جامعه ای که تنها یک طریق برای فرهنگ سازی وجود دارد و آن کانالی ست که حکومت می پسندد و دیگران با وجود همه دانایی و صلاحیتشان، تحت سانسور قرار می گیرند.
وقتی فرمان حکومتی که خود را جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم معرفی می کند این گونه باشد، جای تعجب نیست که صحابه ای چون ابوذر، عبدالله بن مسعود و … در آن حکومت به جرم نقل احادیث گرفتار تبعید و ضرب و شتم گردند.
آیا اهل سنت دربرابر این رفتار خلفای خود توضیحی دارند؟ اگر امروزه یک دولت مدعی اسلام، دستور منع نقل احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را صادر کند، دانشمندان اهل سنت چه موضعی درقبال آن حکومت خواهند داشت؟
————————————————————–
پی نوشت ها:
1- محمود بن لبید انصاری، از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بوده است. علمای اهل سنت از وی احادیث فراوانی نقل کرده اند. او از رجال «بخاری» در کتاب «ادب المفرد» به شمار می رود و در این کتاب دوبار از وی نقل حدیث شده است.
2- منابع این نقل از کتب اهل سنت:
الف- مسند الامام احمد بن حنبل ( یکی از صحاح ششگانه اهل سنت )، جلد1، صفحه363
ب- الطبقات، محمد بن سعد، جلد2، صفحه336، ناشر: دارصادر، بیروت، لبنان
ج- منتخب کنزالعمال، جلد8، صفحه107

باعرض سلام خدمت دوست بزرگوارم باعرض تبريك به مناسبت ايام ربيع الاول چند وقتي توفيق نداشتم خدمتتان سربزنم مطالب خوبي دريافت كردم اجر شما با حضرت زهرا سلام الله به ما سربزن با اجازه يكي دوتا ازمطالبت را با ذكر نام خودتان در وبلاگم قرار مي دهم
موفق باشيد
*=====*
سلام دوست گرامی و همراه همیشگی
در مورد استفاده از مطالب این وبلاگ، مایه افتخار است که دوستان مطالب را در وبلاگشان منتشر کنند انگیزه نوشتن این مطالب رسیدن وقایع و حقایق تاریخی به گوش طالبان دانایی و دریافت حقیقت است بنابراین دست کسانی که ما را در این هدف یاری می کنند به گرمی می فشاریم.
وبلاگ شما نیز مطالب قابل استفاده فراوانی دارد. امیدوارم راه منطق و متانت که بیشترین تاثیر گذاری در مخاطب دارد، راه همه دوستان اهل بیت علیهم السلام باشد.
برایتان آرزوی موفقیت بیشتر دارم
التماس دعـــا .
دعوت میکنم که به وبلاگ من هم سری بزنید، دید دیگری در آنجا مطرح شده است از کل موضوع.
*=====*
مطالب وب شما ارتباطی به مباحث این وب ندارد و بیشتر به عقاید وهابیت نزدیک است تا مباحث منطقی. مسئله ای که بنده در وب شما دیدم، بیشتر نشان از عقده و تعصب خاص داشت تا ارتباط به گفتگو براساس قرآن مجید. از این که صریح و بی پرده سخن گفتم، عذرخواهی می کنم؛ ولی در این وبلاگ هیچ گاه تفکرات وهابی تبلیغ نشده و خشونت ترویج نمی گردد.
شما اشتباها به این وبلاگ آمده اید.
سلام دوست عزیز وب باحالی داری
به ما هم سر بزن
اگ خواست میتونی تبادل لینک داشته باشیم
سلام حیدر جان.
من که بلد نیستم مثل شما بنویسم . خداوند شما را در کاری که انجام میدهید توفیق بیشتر و روز افزون عنایت فرماید.
*=====*
سلام ابهام عزیز و مهربان
به قول معروف «به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست» شما ثابت کرده اید که در عمل همراهی توانا هستید. باز هم از شما و همکاریتان ممنونم.
موفق باشید دوست من
التماس دعـــــا
در برزخ ميان دو دوزخ گرفتار آمده ايم! نه راهي به پيش و نه جايي به پس ، كه همچنان گنگ ايستاده ايم!! در انتظاريم تا انتظار نيز ما را بي انتظار كند!!!
سلام عليكم . اگر با تبادل لينك موافق هستيد منو با نام جنت العباس (ع) لينك كن و بعد بيا بگو با چه اسمي لينكت كنم . منتظرت هستم
*=====*
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
انتظار واژه ای شیرین است، چه این که در پس آن وصال نهفته است و در ورای آن رسیدن به لقای یار.
دوست گرامی، مطالب ارزنده ای در وبتان جمع آوری کرده اید؛ ضمن اعلام آمادگی کامل برای همکاری و فشردن صمیمانه دستتان،لازم است نکته ای را برادرانه خدمتتان یادآوری نمائیم.
دوست عزیز، این زمان زمانی ست که واقعیت بسیاری از ماجراهای اجتماعی بر مردمان عادی پنهان است، و تحلیل داده های بیرونی نیاز به دانش سیاسی عمیق و دسترسی به اخبار پشت پرده دارد که چنین معلوماتی حداقل در اختیار ما نیست؛ بنابراین وظیفه کسانی که دلی تپنده برای دین و فرهنگ و عقیده دارند، نشر معارف دینی ست، نه آب به آسیاب احزاب و گرایشات سیاسی ریختن و نوای آنان را سردادن. چه مطلبی مهم تر از آشنا کردن مردم با عقاید شیعه و چه امری مهم تر از ترویج اخلاق و برحذر داشتن مردم از ایراد اتهامات به دیگران، و چه موضوعی با اهمیت تر از سعی در زدودن شبهات و نمایش سیمای راستین دین علوی؟
امیدواریم دوستانی که دغدغه مذهب دارند، تلاش خود را در امر دین مصروف دارند و مراقب باشند پل رسیدن دیگران به مقام و مال نگردند که ذلک هو الخسران المبین.
بار دیگر ضمن تجلیل از فعالیت های دینی وب شما، برایتان دعای خیر داریم تا همت خود را در راه امری که به طور قطع مرضیّ امام زمان علیه السلام و عحل الله فرحه الشریف است، صرف کنید نه در اموری که رضایت اهل بیت علیهم السلام نسبت به آن منتفی یا لااقل مشکوک است.
از این که -به دلیل وجود مطالب تند سیاسی- نمی توانیم وبلاگ شما را لینک کنیم، عذرخواهی می کنیم.
موفق باشید
التماس دعـــا.
با سلام و عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
با مطلب «مصاحبه با قرآن» به روزم و پذیرای قدم های پر محبت شما هستم.
راستی نطر یادتون نره
سلام دوست عزیز
وقتی از اهل بیت دور بشیم عاقبتمون میشه اینکه به نجاسات هم سجده کنیم و فتوی به صحت سجده بر نجاسات می دیم.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب (علیه السلام)
با (آيا سجده بر نجاسات، جايز است؟) در خدمتم
شبهه1
سلام
مشکل شما اینه که به بزرگان گذشته احترام نمی گذارید و هر که را که خطایی هم اگر کرده باشد نمی بخشید
اما ما برخلاف شما / والبته خطای بزرگی هم نمی بینیم که مثل شما رفتار کنیم
همگی را دوست داریم ه اصحاب هم اهل بیت
چون رضی الله عنهم و رضوا عنه
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
*=====*
سلام
بارها در پاسخ به کامنت هایی از این دست، بیان کرده ایم که آن چه در این وبلاگ وجود دارد، گزارش هایی ست از منابع بسیار مهم اهل سنت؛ بخشیدن و نبخشیدن مطرح نیست، مهم آن است که بررسی کنیم براساس منابع اهل سنت، آیا کسانی که به نام خلیفه مطرح شدند، آیا صلاحیت تصدی این مرتبت را داشته اند یا خیر. به ما حق بدهید که در این مسیر راه واکاوی معتبرترین کتب اهل سنت را در پیش گیریم.
اگر شما توانستید در تمام پست های مرتبط، یک نقل، تنها یک نقل از کتب شیعه به دست آورید، کلام شما را تصدیق می کنیم.
شما «خطای بزرگی نمی بینید» اما ما براساس قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم خطاهای فراوان و بزرگی از خلفا به دیده خوانندگان درمی آوریم، اگر بتوانید دفاع کنید، مطمئن باشید که مطلبتان درمعرض قضاوت دوستان قرار خواهد گرفت.
در مورد آیاتی که اشارتا به آن برای تطهیر صحابه استدلال کردید، مطالب فراوان است؛ رضی الله از چه کسانی، به چه دلیل، با چه شرایطی؟؟.. و سوالات دیگر که تا پاسخ داده نشود، نمی توان استدلال به آیه را پذیرفت. پس لطف کنید ابتدا صورت استدلالتان به آیه شریفه را بیان فرمائید، تا براساس آن گفت و گو را ادامه دهیم.
در مورد آیه دوم، متوجه نشدم چه ارتباطی به بحث دارد، اگر لطف کنید و ارتباط آن را با مباجث مطرح شده در این وبلاگ به صورت واضح بیان کنید، سپاسگزار خواهم بود.
منتظر حضور دوباره شما هستیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
سلام قبل هر چيز لازمه يك سوالي داشته باشم و اون اينكه شما طلبه هستيد؟
*=====*
سلام بر شما و باز هم سپاس از زحمات مفیدتان
اگر لطف کنید و بفرمائید چرا این سوال را می کنید، ممنون می شوم.
شاید به مفهوم کلی و با توجه به سیر مطالعاتی، از وادی طلبگی دور نباشم.
باز هم تلاش تان را می ستایم.
موفق باشید
التماس دعـــا.
سلام
ممنون به خاطر مطلب و مفیدی که گذاشتید.
امیدوارم روز به روز بغض ما نسبت به اون سه ملعون و تابعینشون بیشتر بشه
کاش میشد یه بحث راه انداخت
البته بین بچه شیعه ها
در مورد لعن کردن.و اینکه لعن مخصوص اون سه ملعونه و دو تا دختراشونه یا به تابعین از اینان هم لعن جایزه؟
ممنون میشم شورع کنیم.چون سوالا زیاده در این مورد.
التماس دعای خیر خیلی شدید
بر غاصبین فدک لعنت
به امید آدینه ی ظهور
یا حق
*=====*
سلام همراه مهربان و گرامی
از جانب ما هیچ مشکلی نیست، پیشنهاد بسیار خوبی هست اگر در این زمینه طرحی دارید بفرمائید تا براساس آن پیشنهاد شما را عملی کنیم.
باز هم از شما ممنونم، لطف کردید.
موفق باشید
التماس دعـــا.
سلام با مطلب جدید به روز هستم
خوشحال میشم نظر دهید
سلام علیکم:
مطلب جالبی بود… امیدوارم در پیشبرد کارهایتان موفق و پیروز باشید.
با مطلب زیر به روز هستیم:
سخنانی از بزرگان اهل سنت، دربارهٔ صحت توسل!
http://imam-ali-mola.blogfa.com/post-14.aspx
موفق و سربلند باشید.
خیلی جالب است!! واقعا شیعه همه چی رو با عقیده خودش تفسیرو تاویل میکند! برادر شیعه! اکر ان بزرکان میکذاشتن
احادیث بیش از قران تدوین شود و حدیث بیش از قران در میان مردم نو مسلمان شیوع ورواج بیابد مطمن باش الان ما
کتابی به اسم قران نداشتیم! بلکه کتابی داشتیم مثل انجیل!! بیامبر با اتصال به منبع وحی در امور زندکی مردم راهنمایهای میکردن وسخنانی به مردم میکفتند که
راهنمای انان در زندکی رزومره شون میشد٬ اما این سخنان
هرکز نمی توانست جای قران رو بکیرد! بس مغلطه وسفسطه
نفرمایید! چون خود حضرت علی که خیلی از صحابه در دوران خلافت ایشان در قید حیات بودن نیز اقدام به جمع اوری احادیث نکردن!!! اصلا شیعه تا الان هم از رسول الله کتاب حدیث صحیحی ندارد!! تازه اکر ابوبکر وعمر هم میګذاشتن
حدیث جلوتر از قران جمع اوری شود و نشر باز شیعه قبول نمی کرد!! چون شما صحابه رو قبول ندارید!! وصحابه رو هم که قبول دارید خود انها کتاب حدیثی نوشته نکردن چون میدانستن ابوبکر وعمر راست میکویند!شما همه صحابه رو مرتد میدونید! انوقت دعوا داری چرا نګذاشتن صحابه احادیث بیامبر رو بنویسند؟!! به سړول من جواب بده اګر حدیث مقدم بر قران تدوین میشد ایا قران بصورت کنونیش بدست ما می رسید؟ بعد خدای تعالی راههای حفط قران رو بهتر از من و تو میدانست! و یکی از راههای ان همین تدوین نشدن حدیث جلوتر از قران بود
*=====*
سلام
ضمن تشکر از بازدید و اظهار نظرتان
متاسفانه کامنت شما نشان از آن دارد که با پیش فرض های نادرستی به نوشتن پرداخته اید، چون:
1- نوشته اید احادیث بیش از قرآن…
دوست گرامی، توجه نکردن به نقش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در تبیین قرآن مجید باعث اشتباه می شود. خود قرآن بارها و بارها به این جایگاه تصریح فرموده و با کلماتی چون «لتبیّن لهم » و … نقش مبین قرآن بودن ایشان صلوات الله علیه وآله را مورد تاکید قرار داده است. حال اگر قرار باشد کلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم حذف شود، چگونه می توان به مراد و منظور اصلی خداوند متعال پی برد؟ آیا این همه اختلاف در فهم معانی قرآن مجید نشان از دوری مسلمانان از مترجمان اصیل کلام خدا نیست؟
چه کسی گفته که باید بیش از قرآن به احادیث پرداخت؟ مفاد حدیث ثقلین که مورد اجماع شیعه و سنی ست را از یاد برده اید؟ آیا در این حدیث مورد اتفاق، قرآن مجید و اهل بیت علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار داده نشده اند؟ پس چرا اهل سنت در توضیح مرادات قرآن مجید از این منبع اصیل استفاده نمی کنند؟
جمع آوری قرآن مجید چه منافاتی با تدوین سنت صحیح پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دارد؟ چه کسی گفته که باید حدیث بیش از قرآن در میان مسلمانان رواج داشته باشد؟ این گونه رویکرد به مساله نشان از عدم درک صحیح نسبت به جایگاه رسول اکرم و اهل بیت ایشان علیهم السلام دارد.
2- اشاره به مغلطه و سفسطه کرده اید؛ بسیار خوشحال خواهیم شد اگر دقیقا بفرمائید در کجای کلام ما این دو مساله وجود دارد؟ این که ما به جلوگیری از تدوین سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، معترض هستیم، مغلطه است؟ این موضوع که باید در همان سال های نخستین گفتارهای پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله تدوین می شد تا بهترین منبع برای فهم منظور کلام خدا باشد، سفسطه است؟ مگر خود قرآن نمی فرماید: ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا؟
3- نوشته اید که امیرمومنان علی علیه السلام اقدام به جمع آوری احادیث نکردند…
این مطلب بسیار جالب است. آیا انبوه استنادات مولا امیرمومنان علی علیه السلام به فرمایشات رسول اکرم صلی الله علیه وآله و نقل های ایشان را حتی در کتب خود اهل سنت مشاهده نکرده اید؟
آیا در تمام منابع شیعه و سنی جایی را سراغ دارید که امیرمومنان علی علیه السلام یا سایر اهل بیت علیهم السلام، کوچکترین نهیی از نقل احادیث نبوی کرده باشند؟
3- نوشته اید شیعه تا الان هم کتاب حدیث صحیحی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ندارند..
این مطلب هم بسیار جالب است و با عرض معذرت نشان از بی توجهی کامل به تالیفات شیعی دارد. کتب حدیث شیعه مالامال از احادیث پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم است، احادیثی که هم به نقل از اهل بیت ایشان علیهم السلام و هم به نقل سایر راویان در کتب شیعه موجود است. به عنوان مثال می توانید سری به کتاب «نهج الفصاحة» بزنید، تا نادرستی این قسمت از کامنتتان نیز کاملا روشن شود.
4- نوشته اید شما صحابه را قبول ندارید…
اگر این اتهام را به منبعی از تالیفات شیعی مستند می ساختید، شاید حتی یک نفر از خوانندگان می توانست این مطلب را باور کند.
دوست گرامی، ابدا» این طور نیست، شیعیان برای بسیاری از صحابه احترام زیادی قایل هستند. البته این مساله را که صرف صحابی بودن بتواند ارزشی برای شخصی باشد، باور نداریم بلکه کسانی که علاوه بر درک صحبت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم پیروی صادقانه از ایشان کرده باشند را کاملا ارج می نهیم.
از نظر شما سلمان، مقداد، عمار، ابوذر و …. از اصحاب پیامبر نیستند؟ آیا در کتب شیعه و یا هر منبع دیگری نشانی از عدم پذیرش کلمات این بزرگان یافته اید؟
خوانندگان عزیز تصدیق می کنند که این بخش از نوشتار شما نیز کاملا نادرست و بدون ارائه مدرک می باشد.
و در آخر دوست گرامی،
بخشی نگری مهمترین اشکال کلام شماست. شما تنها راه تدوین قرآن را کنار نهادن سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دانسته اید. در حالی که خود قرآن بارها و به کرّات بر محافظت از کلام ایشان تاکید نموده است.
فکر نمی کنید لازم است تا حدی در تفکر خود تجدید نظر فرمائید و به دستورات خداوند در کتاب شریف قرآن مجید بازگشت کنید؟
بنام حضرت حق وباسلام به مولایمان علی(ع)ومنجی بشریت دست شمادرد نکند اینها رانباید مصداق کلمه نرود میخ آهنی درسنگ قرار داد؟نمی فهمند ونمی خواهند بفهمند چون بزرگانشان ذهن کثیفشان رامسخ کرده واجازه استنباط درست را ازاینها گرفته اند امیدواریم شما بتوانید اینهارا یکمی سرعقل بیاورید دعا گو
*=====*
سلام
از لطف و مرحمتی که به این وبلاگ دارید، نهایت سپاس را دارم؛ در مسیر کار به نظرات و دعای خیرتان محتاجم.
موفق باشید
التماس دعا