مهدویت و مدعیان امروزین

با فرارسیدن ایام میلاد موعود عدالت، حضرت ولی عصر امام زمان ارواحنافداه، بار دیگر مطلب مهمی در ذهن مرور می شود؛ مطلبی که چند ماه قبل خود را در قالبی جدید نمایش داد و توجه بخش بزرگی از جامعه را به خود جلب نمود. حتما ماجرای فیلم » ظهور بسیار نزدیک است » را در خاطر دارید؛ فیلمی که کوشیده بود رخدادهای امروزین جهان و ایران را نشانی بر نزدیکی ظهور آخرین حجت حق، حضرت مهدی علیه السلام، معرفی کند و اشخاص معینی از حاکمان را، به عنوان کسانی که در روایات نام برده شده اند، قلمداد کند. فیلمی که به ناگاه در سطح وسیعی توزیع شد؛ پس آنگاه با سیل مخالفت پژوهشگران و علمای حوزه مواجه گردید و اندکی بعد تولید کنندگان آن در معرض امور قضائی قرار گرفتند.

گرچه شاید برای سخن گفتن پیرامون این موضوع، کمی دیر شده باشد؛ اما به نظر می رسد با فرونشستن گرد و غبار، برای نگریستن و تأمل، دامنه ی دید بهتری پدید آید. به راستی ریشه ی پیدایش چنین مسایلی چیست؟ شاید بهتر باشد برای شناخت عمیق و دوری از سطحی نگری، توجه خود را به قشر مخاطب این فیلم معطوف نمائیم؛ آیا این فیلم، گروهی غیر از افراد دین باور و مومن را مخاطب خود قرار داده است؟ قطعا پاسخ منفی است؛ چه این که تنها این طبقه از مردم اند که نسبت به مسایل مهدویت توجه دارند و اساسا مخاطب قرار دادن کسانی که باوری به امام زمان عجل الله فرجه ندارند، بیهوده بوده و نتیجه ای را عاید سازندگان نمی سازد.

با توجه به این موضوع، باید دید تهیه کنندگان این فیلم، چه هدفی را دنبال می کرده اند؟ دلیل استناد ناقص و غیر علمی به احادیث مهدویت و تعیین مصداق های نادرست، چیست؟ اگر بپذیریم که هر اقدامی بر مبنای یک نیاز شکل می گیرد، روشن خواهد شد که تهیه کنندگان فیلم » ظهور بسیار نزدیک است » چون جایگاه تفکر و گروه خویش را در میان متدینین، تضعیف شده و در مقیاسی رو به رشد، از بین رفته می بینند، به استفاده ی ابزاری از حضرت امام زمان علیه السلام و باور مردم نسبت به این ذخیره ی الهی، می پردازند.

در این دوره، توجه افراطی به مسایلی که قبلا به شکل افراطی مورد سرکوب قرار گرفته بود، بسیار دیده می شود. موضوعات مرتبط با ملی گرایی که پیش از این ناجوانمردانه نفی شده بودند، اکنون در کانون توجه قرار گرفته است…. در کنار هم گذاردن قطعات پراکنده ی این پازل، تصویر ذهنی قدرتمندان امروز را آشکار می سازد: استفاده ی ابزاری از تمام آنچه در اقشار مختلف مردم، دارای اهمیت است؛ به هدف باقی ماندن در قدرت و بسط حاکمیت. این بهره گیری، تنها محدود به باورهای مذهبی نمی گردد؛ بلکه علایق ملی نیز در این مسیر، ابزارهای بسیار خوب و کارسازی به شمار می روند.

اما این نظریه پردازان منحرف باید به این نکته توجه کنند که آنچه می تواند حیات شان را تضمین کند، عملکرد آنان است. اگر جامعه رفتار ناشایست را ببیند، دیگر به برداشت های احتمالی از منابع دینی و کوفتن بر طبل ملی گرایی، توجهی نخواهد کرد. رشد منفی اخلاق در عرصه ی سیاست و به کارگیری مذموم ترین صفات از قبیل دروغ، تهمت، دزدی، خیانت و… در کنار روند آشکار ضعف مدیریت اقتصادی و تباه ساختن منابع ملی که متعلق به نسل های آینده ی ماست، جایی برای اعتقاد به صالح بودن این افراد باقی نخواهد گذارد؛ چه نام » شعیب بن صالح » در میان باشد، یا » سید خراسانی » یا » کورش کبیر «. این جاست که مردم معتقد به دین، یا به کذب بودن تمام رفتارتان پی خواهند برد و خود شما ضرر مضاعف خواهید نمود؛ و یا باور به آموزه های دینی را از دست خواهند داد، که در این صورت اساس مشروعیت تان دچار خلل خواهد گردید.

یک پاسخ

  1. سلام سید حیدر عزیز
    دوست قدیمی خودت رو که فراموش نکرده ای؟ هر چند شما در وردپرس موندید و من نتونستم تحمل کنم و رفتم. ولی همیشه پیگیر نوشته هاتون هستم، بیشتر بنویسید لطفاً. ما رو هم دعا بفرمایید

    همانطور که به خوبی بیان کردید اعتقاد این افراد استفاده ابزاری از همه چیز و همه کس و تمام شرایط موجود و حفظ قدرت به هر قیمتی است لذا تفاوتی ندارد ابزار، دین باشد و یا ناسیونالیزم، مجلس روضه و منبر و خطابه باشد یا مجلس رقص، بوسه بر دستان کشاورزی تهی دست باشد یا نشست و برخاست صمیمانه با فلان ستاره زن سینما و … و….!
    اما به نظر من دردناک تری ابزاری که در چند سال اخیر در جهت امیال اینان به کار گرفته شده «مهدویت» است چرا که مهدویت نقطه عطف و اعتقاد امید بخش ما شیعیان است و نتیجه چنین رفتاری با مهدویت جز نا امیدی شیعیان و دور شدن جوانان از این اعتقاد نیست و این خود حکایت دیگری است از مظلومیت شیع و امام غایبش.
    به امید دیدار محبوب.

    • سلام عزیز دل، مجتبی جان
      فراموش کردن دوستان مانند از دست دادن بخشی از وجود است، آن هم دوستانی که از صمیم قلب دوست شان داریم، دل تنگ تان بودم برادر.
      بر من ببخشائید، اما آن قدر از شکل و شمایل موجود دلگیرم که حتی نوشتن را – با وجود تمام علقه ای که به آن دارم – کمتر برمی تابم اما هرگز این خانه را که برای آباد کردن اش سخت کوشیده ام، ترک نخواهم کرد؛ خانه ای هر بخش اش، گوشه ای از زندگی ام و هر گوشه اش، بخشی از وجودم گردیده است. بی اغراق برای نوشتن غالب پست ها، ساعت ها مطالعه و روزها بررسی صرف شده؛ اما تیغ ناجوانمرد و کور سانسور و حذف، درصدد ویرانی آن است و هیهات که چنین اجازه ای بدهم؛ می مانم و باز می نویسم، اما این بار تنها وقایع روز را در پرده ی تاریخ گذشته، به تماشا نخواهم نشست، بلکه زبونی و خواری مدعیان دین داری را فریاد خواهم کرد تا هر که نمی داند بداند آنچه را به دروغ ….
      با نظرتان در زمینه ی اهمیت مهدویت و بهره گیری ناپسند قدرت طلبان از آن، کاملا موافقم؛ ای کاش روزی فرارسد که دیگر هیچ باور پاکی اسیر گرگ های در لباس میش نگردد و هیچ دست فریبی عقیده ی مردمان را دربند نکشد.
      بسیار خوشحالم کردید
      موفق باشید
      التماس دعا

  2. با حلول ماه رمضان ، شیرینی سحرهای مناجات رنگ میگیرد و محبّت و قرب در دلهای خشکیده بشر جوانه میزند.

    ماه رمضان، ماه رهایی از فرش و پیوند با عرش است که میتوان در فضای ملکوتی آن تکثیر شد و به » نورعلی نور » رسید.

    رمضان ، فصل وصال عاشق به معشوق است.

    در فصل نورانی رمضان میشود به کانون روشنی از نور رسید و در لابه لای گلهای توحید و در خانه همیشه روشن خورشید ، خداوند را بیش از پیش احساس کرد.

    کتاب رمضان ، دستاورد نقره ای روح انسان است که در پرتو تلاش و مجاهدت های نفس از سحر های » ابو حمزه » تا شبهای » افتتاح » سپیده باران میشویم.

    حلول ماه رمضان که تجلی گاه شکفتن غنچه های قرآن در باغ دلهاست ،

    بر شـــــــــما مبــــــــــــــارک[گل][گل][گل]

  3. از پشت نخلستان‏هاي کهن، مي شنومت؛ نجواي جاري‏ات را بر زبان چاه، هاي هاي گريه‏ هاي شبانه‏ ات را در گوش بادهاي سرگردان، سکوت ناگزيرت را از لايه‏ هاي عميق تاريخ مي‏ شنوم.

    مثل ابري فشرده بر سجاده‏ هاي نيايش خويش تکه تکه مي‏ شوي؛ باران شديدتر مي‏شود.

    دستت به طاقچه‏ هاي آسمان مي‏رسد؛ اما هيچ دستي به ياري‏ ات نه …!

    کوفه، خواب مظلوميتت را مي‏بيند، هيولاي ظلمت بر گرده خاک چنگ انداخته است.

    کجايي تا ذوالفقارت، شب‏ هاي بي‏ فانوس خاک را بشکافد؟

    امشب تمام آينه ها را صدا کنيد گاه اجابت است رو به سوي خداکنيد اي دوستان آبرودار در نزد حق درنيمه شب قدرمارا هم دعا کنيد…

    يا علي

  4. ممنون از شما که نوشتاری نیکو و به حق ، به دور از جریانات سیاسی و با غیرت دینی و تعصب مذهبی به رشته تحریر در آوردید و دل ما محبان علی و مهدی (علیهما السلام) را بسی شاد کردید! مدت ها بود به دنبال مطلبی به همین منظور بودم تا در بحث های دینی و صحبت هایم به کار بگیرم. از شما بسیار ممنون و خرسندم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s