<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای بیایید بیشتر بدانیم</title>
	<atom:link href="http://nazer110.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nazer110.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Nov 2009 05:06:26 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای عمر بن خطاب چگونه &#8220;فاروق&#8221; شد؟ با شرمنده یاس</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/10/30/%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comment-480</link>
		<dc:creator>شرمنده یاس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 05:06:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=455#comment-480</guid>
		<description>سلام بزرگوار 
گویا بسیار مشغله دارید ....

میخواهم حر شوم !
آری حر ...
شما چطور ؟!

یاعلی

*=====*
&lt;strong&gt;سلام بر یار باصفا و دوست داشتنی
در مورد مشغله حق باشماست اما سعی می کنم عنایت دوستان بی جواب نماند، اگر جوابی نرسیده حتما به این دلیل بوده که مطلبی واصل نشده است، در هر صورت ببخشید.
مانند همیشه مطلبتان عمیق و زیبا بود اما این بار عطر حسینی آنقدر آن را خوشبو ساخته بود که مدهوشانه به سوی کربلایم برد...
ای کاش ما را نیز آزاد کنند تا حر شویم.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بزرگوار<br />
گویا بسیار مشغله دارید &#8230;.</p>
<p>میخواهم حر شوم !<br />
آری حر &#8230;<br />
شما چطور ؟!</p>
<p>یاعلی</p>
<p>*=====*<br />
<strong>سلام بر یار باصفا و دوست داشتنی<br />
در مورد مشغله حق باشماست اما سعی می کنم عنایت دوستان بی جواب نماند، اگر جوابی نرسیده حتما به این دلیل بوده که مطلبی واصل نشده است، در هر صورت ببخشید.<br />
مانند همیشه مطلبتان عمیق و زیبا بود اما این بار عطر حسینی آنقدر آن را خوشبو ساخته بود که مدهوشانه به سوی کربلایم برد&#8230;<br />
ای کاش ما را نیز آزاد کنند تا حر شویم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای عمر بن خطاب چگونه &#8220;فاروق&#8221; شد؟ با آفتابگردان</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/10/30/%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comment-478</link>
		<dc:creator>آفتابگردان</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:15:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=455#comment-478</guid>
		<description>سلام

وقتی چیزی ندارند
برای بزرگ کردن و مهم جلوه دادن خودشون دزدی می کنند.
تا حس پوچ تو خالی بودن را نداشته باشند.

*=====*

&lt;strong&gt;سلام بر شما
به نکته جالبی اشاره کردید؛
از کامنت شما ممنونم
موفق باشید دوست من&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>وقتی چیزی ندارند<br />
برای بزرگ کردن و مهم جلوه دادن خودشون دزدی می کنند.<br />
تا حس پوچ تو خالی بودن را نداشته باشند.</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>سلام بر شما<br />
به نکته جالبی اشاره کردید؛<br />
از کامنت شما ممنونم<br />
موفق باشید دوست من</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خلفای اهل سنت و دانش دینی (11)؛ عمر و تازیانه زدن به کسی که شراب نخورده بود!! با احمد تميم</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/03/10/%d8%ae%d9%84%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-11%d8%9b-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%a7%d9%86/#comment-475</link>
		<dc:creator>احمد تميم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 07:08:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=239#comment-475</guid>
		<description>سلام بر شما كه حرف از اسلام مي زنيد
اولاً بدانيد كه اسلام چي فرموده بعداً قضاوت كنيد
حد اقل معني اسلام را كه بدانيد كه چي معني را افاده ميكند.
 خوب با گذشت ازين حرف ها چرا كوشش نمي كنيد با عيسويان و يهوديان در گير اين مسايل شده و انها را قناعت دهيد.
يك حرف آخر اينكه اهل سنت پيرو سنت حضرت نبي كريم &quot;ص&quot; مي باشند اما شما كه تارك سنت ايد پس چگونه خود را امت حضرت نبي كريم &quot;ص&quot; ميدانيد ديگر جرأت اين كار را هم نكنيد الي اينكه پابند به سنت حضرت نبي كريم &quot;ص&quot; نشديد.

بااحترام دوست شما

*=====*

&lt;strong&gt;سلام بر شما و سپاس از نظرتان
توصیه کرده اید که معنی اسلام را بدانیم، ممنون خواهیم شد اگر در این مسیر یاریمان کنید و آنچه مدنظرتان است را بیان فرمائید.
گفتگو با یهودیان و مسیحیان یکی از راه های ترویج دیانت اسلام است اما باید توجه داشت که در هر وبلاگ یا سایتی نمی توان به تمام راه های ترویج اسلام پرداخت. هر کس بر اساس آنچه تشخیص می دهد، و هر زمینه ای که مناسب می بیند، مطالبی را می نگارد که اگر بر اساس روش درست و منطقی گفتگو باشد، نباید از سوی مخاطبین مورد اشکال ساختاری واقع شود. اگر مخاطب توانایی داشته باشد، در مقابل مطالب مطرح شده، پاسخی می آورد وگرنه به دنبال تحقیق می رود تا بیشتر بداند و همین هدف ماست.
به عبارت دیگر، این که تنها راه سخن گفتن از اسلام را به قول شما درگیری با عیسوی و موسوی بدانیم، گزاره ای نادرست بیان کرده ایم، چه این که در میان مدعیان اسلام نیز کسانی هستند که می توان بر مبنای کتب معتبر نزد خود آنان اثبات نمود که در ادعای خود صادق نیستند. در این  وبلاگ با توجه دقیق به منابع اهل سنت، سعی می نمائیم که زوایای کمتر گفته شده را در برابر نگاه دوستداران دانایی گذاریم اما تا کنون از جانب مخالفین چیزی جز نهی از این کار یا توهین چیزی ندیده ایم. شما نیز سعی کنید به جای آن که ما را از مسیری که در پیش گرفته ایم به هر شکل بازدارید، به تحقیق روی آورید و به مطالبی که از معتبرترین کتب اهل سنت بیان می کنیم فکر کنید شاید موجبات تغییر فراهم شود.
این بسیار جالب است که در این کامنت ما به عنوان تارکین سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شمرده شده ایم؛ اگر لطف کنید و بگوئید که شیعیان کدام سنت پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله را ترک کرده اند، ممنون می شویم؛ چون دقیقا همین ادعا را ما نیز داریم و اهل سنت را عامل به ضد سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم می دانیم. 
پس لطفا شما که در مرحله نخست این ادعا را علیه شیعه بیان نموده اید، ادله ی خود را بیان فرمائید تا پس از پاسخ به تک تک مطالبتان ادله ی شیعه بر این که اهل سنت هرگز اهل سنت نیستند را بیان نمائیم.
سپاس از شما و خدانگهدار هر حقیقت جوی بی تعصب&lt;/strong&gt;
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر شما كه حرف از اسلام مي زنيد<br />
اولاً بدانيد كه اسلام چي فرموده بعداً قضاوت كنيد<br />
حد اقل معني اسلام را كه بدانيد كه چي معني را افاده ميكند.<br />
 خوب با گذشت ازين حرف ها چرا كوشش نمي كنيد با عيسويان و يهوديان در گير اين مسايل شده و انها را قناعت دهيد.<br />
يك حرف آخر اينكه اهل سنت پيرو سنت حضرت نبي كريم &#8220;ص&#8221; مي باشند اما شما كه تارك سنت ايد پس چگونه خود را امت حضرت نبي كريم &#8220;ص&#8221; ميدانيد ديگر جرأت اين كار را هم نكنيد الي اينكه پابند به سنت حضرت نبي كريم &#8220;ص&#8221; نشديد.</p>
<p>بااحترام دوست شما</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>سلام بر شما و سپاس از نظرتان<br />
توصیه کرده اید که معنی اسلام را بدانیم، ممنون خواهیم شد اگر در این مسیر یاریمان کنید و آنچه مدنظرتان است را بیان فرمائید.<br />
گفتگو با یهودیان و مسیحیان یکی از راه های ترویج دیانت اسلام است اما باید توجه داشت که در هر وبلاگ یا سایتی نمی توان به تمام راه های ترویج اسلام پرداخت. هر کس بر اساس آنچه تشخیص می دهد، و هر زمینه ای که مناسب می بیند، مطالبی را می نگارد که اگر بر اساس روش درست و منطقی گفتگو باشد، نباید از سوی مخاطبین مورد اشکال ساختاری واقع شود. اگر مخاطب توانایی داشته باشد، در مقابل مطالب مطرح شده، پاسخی می آورد وگرنه به دنبال تحقیق می رود تا بیشتر بداند و همین هدف ماست.<br />
به عبارت دیگر، این که تنها راه سخن گفتن از اسلام را به قول شما درگیری با عیسوی و موسوی بدانیم، گزاره ای نادرست بیان کرده ایم، چه این که در میان مدعیان اسلام نیز کسانی هستند که می توان بر مبنای کتب معتبر نزد خود آنان اثبات نمود که در ادعای خود صادق نیستند. در این  وبلاگ با توجه دقیق به منابع اهل سنت، سعی می نمائیم که زوایای کمتر گفته شده را در برابر نگاه دوستداران دانایی گذاریم اما تا کنون از جانب مخالفین چیزی جز نهی از این کار یا توهین چیزی ندیده ایم. شما نیز سعی کنید به جای آن که ما را از مسیری که در پیش گرفته ایم به هر شکل بازدارید، به تحقیق روی آورید و به مطالبی که از معتبرترین کتب اهل سنت بیان می کنیم فکر کنید شاید موجبات تغییر فراهم شود.<br />
این بسیار جالب است که در این کامنت ما به عنوان تارکین سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شمرده شده ایم؛ اگر لطف کنید و بگوئید که شیعیان کدام سنت پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله را ترک کرده اند، ممنون می شویم؛ چون دقیقا همین ادعا را ما نیز داریم و اهل سنت را عامل به ضد سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم می دانیم.<br />
پس لطفا شما که در مرحله نخست این ادعا را علیه شیعه بیان نموده اید، ادله ی خود را بیان فرمائید تا پس از پاسخ به تک تک مطالبتان ادله ی شیعه بر این که اهل سنت هرگز اهل سنت نیستند را بیان نمائیم.<br />
سپاس از شما و خدانگهدار هر حقیقت جوی بی تعصب</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خلفای اهل سنت و دانش دینی (11)؛ عمر و تازیانه زدن به کسی که شراب نخورده بود!! با امير</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/03/10/%d8%ae%d9%84%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-11%d8%9b-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%a7%d9%86/#comment-474</link>
		<dc:creator>امير</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 10:06:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=239#comment-474</guid>
		<description>با سلام و خسته نباشيد خدمت شما 

من يك شيعه هستم ولي توهين كردن به اعتقادات اهل سنت را جايز نمي دانم 

و توصيه مي كنم كه بيشتر به فكر برادري باشيد تا اينكه به اعتقادات هم توهين 

كنيد مهم اينست كه ما سالم زندگي كنيم و طبق آيات قرآن و احاديث معصومين 

عمل كنيم و از تفرقه بين شيعه و سني دوري كنيم . براي شما و تمامي عزيزان هموطن آرزوي موفقيت دارم

*=====*
&lt;strong&gt;سلام بر شما و ممنون از کامنت
بارها در جواب کامنت های مشابه شما، گفته ایم که بحث علمی و مستند با ایجاد تفرقه تفاوت اساسی دارد. اگر ما نتوانیم حقیقت را بر اساس منابع به دست آوریم و مدام از خوف ایجاد تفرقه یکدیگر را به این کار متهم کنیم، هیچ گاه آفتاب حق رخ نمی نماید و همواره در پس ابرهای اتهام و تهمت باقی می ماند.
باز هم به ما سر بزنید، التماس دعا&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و خسته نباشيد خدمت شما </p>
<p>من يك شيعه هستم ولي توهين كردن به اعتقادات اهل سنت را جايز نمي دانم </p>
<p>و توصيه مي كنم كه بيشتر به فكر برادري باشيد تا اينكه به اعتقادات هم توهين </p>
<p>كنيد مهم اينست كه ما سالم زندگي كنيم و طبق آيات قرآن و احاديث معصومين </p>
<p>عمل كنيم و از تفرقه بين شيعه و سني دوري كنيم . براي شما و تمامي عزيزان هموطن آرزوي موفقيت دارم</p>
<p>*=====*<br />
<strong>سلام بر شما و ممنون از کامنت<br />
بارها در جواب کامنت های مشابه شما، گفته ایم که بحث علمی و مستند با ایجاد تفرقه تفاوت اساسی دارد. اگر ما نتوانیم حقیقت را بر اساس منابع به دست آوریم و مدام از خوف ایجاد تفرقه یکدیگر را به این کار متهم کنیم، هیچ گاه آفتاب حق رخ نمی نماید و همواره در پس ابرهای اتهام و تهمت باقی می ماند.<br />
باز هم به ما سر بزنید، التماس دعا</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خلفای اهل سنت و دانش دینی (6)؛ خلیفه ای که اعتراف کرد بدعت گذار است!! با ابو الفضل</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/01/25/%d8%ae%d9%84%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-6%d8%9b-%d8%ae%d9%84%db%8c%d9%81%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7/#comment-473</link>
		<dc:creator>ابو الفضل</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 17:56:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=146#comment-473</guid>
		<description>سلام- من شیع هستم ولی بیایید با انصاف قضاوت کنیم ایا ما با نماز خواندن مشکل داریم اهل سنت ازما شیعه ها بهتر هستند که در ماه رمضان بر فرض درست نبودن نماز تراویح یا به قول شما با بدعت بودن این نماز بهتر از ما شیعه ها هستند که به سر و کله خود میزنیم و عزا داری و قمه زنی وزنجیر زنی و هر کار وحشی گری ازما سر میزنه انجام میدهند . اولا بیامبر نما ز تراویح طبق روایت خونده 4سلام خونده 10 سلام هم خونده پیامبر از ترس اینکه این نماز فرض نشه وبر مردم سختی نگذره کم شرکت میکردند.بعد دوره عمر 10سلام شده وبه صورت جماعت برگزار شده نماز جماعت اگه شما اطلاع داشته باشید حدیث صحیح داریم که درجه بالاتری داره _اقای به اصطلاح محقق یه خورده بیشتر تحقیق کن ببین حدیث های دیگه هم در رابطه با این نماز وجود داره یا نه به یک حدیث اکتفا نکن ببین قبل ازعمر پیامبر خونده یا نه اگه خونده پس مشکلی نداره _ثانیا عزیزم ماشیعه ها به فکر این هستیم چگونه نمازهامون را کم کنیم به همین خاطر سر هم میخونیم وبا هم جمع میکنیم این هم از وضو گرفتنمون که هیچ شباهتی با وضو نداره برو دنیا رو بگرد ببین منفورترین گروه ماشیعه ها هستیم حتی از یهود هم ما رو بدتر میدونند چون یهود علانا&quot; با اسلام مخالفت میکنه ولی ما ها به فکر تفرقه افکنی ومخالفت پنهانی در لباس اسلام با اسلام در ستیز هستیم اگه واقعا&quot; درست میگید چرا دولت جرات نمیکنه یه مسجد اهل سنت تو تهران ساخته بشه میترسند که ما ها بریم سنی بشیم در صورتی که تو خود مدینه منوره ما دهها مسجد داریم. اگر حضرت علی میدونست چنین پیرو هایی داره شخصآ&quot; با ما میجنگید.شاید شما فکر بکنید من شیعه نیستم ولی مهم نیست-چون من جدیدا&quot; به این واقعه ها پی بردم واز تمام شیعه ها میخوام برند کتابهای اهل سنت را مطالعه کنند تا حقایق براشون روشن بشه الان سایتهای مفیداهل سنت وجود داره بدبختانه حتی سایتهای اهل سنت هم فیلتر کردند مثل {...}تو این سایتها وبه حقایق ما شیعه های غفلت زده وبه خواب رفته پی ببرید. با تشکر

*=====*

&lt;strong&gt;سلام بر شما و تشکر از بازدید و کامنتتان؛ اجازه دهید پاسخ کامنت شما را به شکل جزء به جزء عرض کنم.
1- خواسته اید که در قضاوت انصاف داشته باشیم و سپس شیعه را با نماز دارای مشکل معرفی کرده اید و آنگاه به نوعی مساله بدعت بودن نماز تراویح را بی اهمیت جلوه داده و  اهل سنت را به دلیل خواندن این نماز از شیعه که رفتار خاصی در عزاداری دارد، ملامت کرده اید.
در پاسخ به این بخش از کلمات شما باید گفت: انصاف در قضاوت میان مذاهب امری پسندیده است اما این که انصاف در قضاوت چه راهکاری دارد و بر چه اساسی شکل میگیرد و به عبارت دیگر آیا خود انصاف امری تعریف شده است که بتوان از آن به عنوان خط کشی در ملاحظه راستی یا ناراستی یک مذهب و عقیده استفاده کرد؟ به نظر می رسد چیزی که به روشنی بتواند معیار قضاوت باشد کتاب خدا و سنت راستین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و روش اهل بیت علیهم السلام است. به همین دلیل نمی توان نماز تراویح را جدای از این مساله که آیا بدعت هست یا خیر بررسی کرد و از آن به عنوان مزیت مذهب اهل سنت بر تشیع نام برد. از سوی دیگر این مساله که شیعه با نماز مشکلی داشته باشد، معلوم نیست بر چه اساسی به عنوان یک نکته در کامنت شما وارد شده است؟ آیا این مساله که شیعیان تنها نمازی را باور دارند که به قطع فرمان خدا باشد، به نظر شما دلیل بر مشکل داشتن شیعیان با نماز است؟ اگر قبول دارید که نماز عبادت خداست، باید بپذیرید که عبادت خدا کاری ست که مطلوب او باشد نه کاری که مطلوب ما باشد و گرنه ما می توانیم هرکاری را که بپسندیم، به عنوان عبادت خدا تلقی کرده و کسانی که آن را انجام ندهند، بی اعتنا به عبادت خداوند به شمار آوریم. در ادامه از برخی اشکال عزاداری رایج میان گروهی از شیعیان به عنوان تنقیصی دیگر برای این مذهب نام برده اید. به وبلاگ شما مراجعه کردم، مطلب خوبی در مورد حضرت امام رضا علیه السلام در آن دیدم؛ آیا می دانید یکی از روایات منقول از ایشان علیه السلام عزاداری ایشان بر سیدالشهدا امام حسین علیه السلام و گریه بر ایشان است، آنهم تا حدی که پلک های ایشان زخمی می شده است؟ اصولا بر چه اساسی برخی اشکال عزاداری را وحشی گری می دانید، آیا به صرف این که از نظر شما کاری وحشی گری باشد، می توان مهر ممنوعیت بر آن وارد کرد؟ اگر وحشی گری به زعم شما، کلا کاری ممنوع باشد، آیا می دانید که در عید قربان که حاجیان بر اساس فرمان الهی لازم است قربانی کنند و حیوانی را سرببرند، این کار نیز به همین عنوان وحشی گری مورد تمسخر گروهی از ناآشنایان به فرامین الهی ست؟ آیا ما می توانیم به دلخواه خود کاری را مجاز و کاری را ممنوع اعلام کنیم؟ آیا ابراز نظر در مورد درستی یا نادرستی یک عمل دینی به عهده هر کسی است یا متولی خاصی مانند مجتهدین و فقهاء دارد؟ مطلب در زمینه انواع عزاداری فراوان است اما چون نکات لازم به پاسخ در کامنت شما بسیار است، تا همین جا سخن را قطع می کنم و اگر لازم دیدید، بعدا پاسخ را پی خواهم گرفت.

2- شما مدعی شده اید که پیش از عمر نیز نماز تراویح خوانده می شده و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم این عمل را به جا می آورده اند.
هرگز منکر این مساله نیستم که در کتب اهل سنت روایاتی در این زمینه وجود دارد اما باید به دونکته توجه کرد:
الف- این پست جهت گیری مشخصی دارد که بر خواننده دقیق پوشیده نیست، خود عمر می گوید این دستور من بر به جماعت خواندن نماز تراویح بدعت است و خوب بدعتی هم هست. بر این اساس اگر به نماز تراویح عنوان بدعت داده ایم، دقیقا به استناد گفتار خود &quot;عمر&quot; می باشد. اگر واقعا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم این نماز را به جا آورده اند، چرا عمر به جای این که این نماز را بدعت اعلام کند، نگفت که این کار تقویت سنتی ست که ایجاد آن از سوی خود رسول اکرم صلوات الله علیه می باشد؟
ب- آیا می توان به هر روایتی که در کتب وجود دارد، استناد کرد و به وسیله آن عملی را به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم استناد داد؟ شما بر اساس کدام معیار موجود در علم &quot;رجال&quot; و علم &quot;درایه&quot; می توانید بپذیرید که این دست روایات صحیح بوده و کاشف از صحت انتساب این عمل به پیامبر اکرم صلوات الله علیه است؟ اضافه بر این آیا می دانید در میان محدثین شیعه هیچ کس درستی این روایات را نپذیرفته است؟ 
با این دو نکته آیا هنوز هم اصرار دارید که نماز تراویح سنتی از رسول الله صلوات الله علیه وآله است؟ 
در این بخش شما افزوده اید که &quot;پیامبر از ترس اینکه این نماز فرض نشه وبر مردم سختی نگذره کم شرکت میکردند&quot; آیا می توانید از منبعی این ترس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را گزارش کنید و لااقل در این بخش از نوشتارتان مستندی ارائه کنید؟

3- مرقوم فرموده اید: &quot;ماشیعه ها به فکر این هستیم چگونه نمازهامون را کم کنیم به همین خاطر سر هم میخونیم وبا هم جمع میکنیم این هم از وضو گرفتنمون که هیچ شباهتی با وضو نداره&quot;
از فکر شما اطلاعی ندارم و از رفتار عبادی شما بی خبرم اما ما شیعیان این گونه نیستیم، در نظر ما هر فرمانی که از ناحیه رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم صادر شده باشد، لازم الاجراست و هر کاری که از ناحیه ایشان تجویز شده باشد، قابل عمل. شما که این بنده ناقابل را توصیه به تحقیق بیشتر فرموده اید، آیا مطالعه کرده اید که جمع بین صلاتین مثل ظهر و عصر یا مغرب و عشا کاری ست که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم انجام داده اند حتی در شرایط غیر اضطراری و غیر سفر؟ اگر خودتان نمی توانید در این زمینه مطالعه ای داشته باشید، بفرمائید تا مستند این نقل را حتی از معتبرترین کتب اهل سنت برایتان ذکر کنم تا این کار را به عنوان یک سرزنش بر مذهب تشیع بیان نکنید. 
در مورد وضو گرفتن مطلبی فرموده اید که نقل کردم؛ ابتدا بفرمائید وضو چه شکلی دارد و این شکل مدنظر شما از وضو بر اساس چه مستندی در ذهن شماست، آنگاه وضوی شیعه را بدون شباهت با وضوی مدنظر خود بدانید و گرنه هر کس می تواند بگوید فلان کار اصلا درست نیست و هیچ دلیلی بر گفته خود نیاورد، آیا این کار از نظر شما کاری درست و منطبق بر موازین علمی و منطقی ست؟

4- در مورد منفورتر بودن تشیع از یهود، این مطلب نیز از نظر بنده دو حالت دارد؛ یا صرفا ادعایی بدون ذکر دلیل است مانند مطالب پیشین شما، و یا دقیقا به علت عدم شناخت درست تشیع و تحت تاثیر تبلیغات نادرست قرار گرفتن؛ اگر کسی شناخت نسبت به ماهیت این مذهب و تعالیم آن نداشته باشد و از طرفی مدام به او بگویند که تشیع فلان است و تشیع آن گونه است، طبیعی ست که نسبت به آن نفرت پیدا می کند و گرنه اگر کسانی که از تشیع نفرت دارند و شما این نفرت را گزارش می کنید، اگر لااقل یک نفر از آنان حداقل در همین وبلاگ کامنتی بگذارد و دلایل نفرت خود را بنگارد، بنده ممنون شده و سعی خواهم کرد ریشه آن را بدست آورم و براساس مبانی اسلام به آن پاسخ دهم ولی دریغ از اعلام دلیل و حاضر شدن برای بحث و گفتگو!

5- در مورد مساجد اهل سنت در تهران سخن گفته اید؛
این مساله بارها و بارها گفته شده است و ابدا مطلب تازه ای نیست، حتی در خاطراتی دیدم که این مساله به زمان محمد رضا پهلوی برمیگردد. در این مورد باید گفت دارا بودن مسجد برای اهل سنت در تهران به خودی خود مشکلی ندارد و کسی از این بابت که منطق اهل سنت همه گیر شود، ندارد چه این که تشیع خود را دارای منطقی قوی و مستند به کتاب خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می داند به همین دلیل در سیر مباحث خود مرتب به قرآن مجید و کتب اهل سنت استناد می کند. در کتابخانه های علمای شیعه تمام کتب معتبر اهل سنت وجود دارد اما در کشورهای سنی نشین مانند عربستان وجود کتب شیعه ممنوع است، شما قضاوت منصفانه کنید کدام یک از منطق دیگری هراس دارد کسی که اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران را نمی دهد یا کسی که از شیوع تفکر شیعی در کشورش ممانعت به عمل می آورد؟
علاوه بر این شما نوشته اید دهها مسجد شیعی در مدینه منوره وجود دارد، لطف کنید و اضافه بر مسجدی که جناب شیخ العمروی در آن اقامه نماز می کند ( و البته بارهابا سخت گیری های فراوان وهابیت مواجه شده) نام پنج مسجد دیگر را ببرید، دهها مسجد پیشکش حضورتان! 
اضافه بر این، تهران قابل مقایسه با ریاض است چه این که تهرا پایتخت ایران است و ریاض مرکز عربستان نه مدینه، پس اگر زمانی فرارسید که ما در ریاض مسجدی داشتیم، در آن صورت به حکم تعامل میان ممالک اسلامی راضی به مسجد اهل سنت در تهران خواهیم بود، بنابراین سعی کنید از مطالب شعاری دوری کنید و برای تختطئه تشیع به مباحث علمی روی آورید تا معلوم شود هر مذهب از چه قدرت استدلالی برخوردار است؟!

6- فیلترینگ تنها دامنگیر سایت های اهل سنت نیست، سایت های شیعی بسیاری نیز در این بند گرفتار آمده اند (سایتی که نوشته اید، داخل کروشه قرار گرفته و جای آن نقطه چین شد چون روش این وبلاگ تبلیغ سایتهای دور از استناد و بدون منطق وهابیت نیست). البته از هر دو طرف وب های فراوانی هم اکنون مشغول فعالیت هستند. در هر صورت این وبلاگ جای تحلیل رفتار حاکمان و سیاسیون نیست، اگر مطلب مستند علمی دارید بیان فرمائید تا در مورد آن به بحث و گفتگو بپردازیم.

در ضمن خوشحال خواهیم شد که نظرتان را در مورد سایر پست های این وبلاگ که به طور مستند و با ارائه مدارک فراوان به بحث در مورد خلفای اهل سنت یا برخی عقاید آنان می پردازد، بدانیم. باز هم به ما سر بزنید، التماس دعا موفق باشید.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام- من شیع هستم ولی بیایید با انصاف قضاوت کنیم ایا ما با نماز خواندن مشکل داریم اهل سنت ازما شیعه ها بهتر هستند که در ماه رمضان بر فرض درست نبودن نماز تراویح یا به قول شما با بدعت بودن این نماز بهتر از ما شیعه ها هستند که به سر و کله خود میزنیم و عزا داری و قمه زنی وزنجیر زنی و هر کار وحشی گری ازما سر میزنه انجام میدهند . اولا بیامبر نما ز تراویح طبق روایت خونده 4سلام خونده 10 سلام هم خونده پیامبر از ترس اینکه این نماز فرض نشه وبر مردم سختی نگذره کم شرکت میکردند.بعد دوره عمر 10سلام شده وبه صورت جماعت برگزار شده نماز جماعت اگه شما اطلاع داشته باشید حدیث صحیح داریم که درجه بالاتری داره _اقای به اصطلاح محقق یه خورده بیشتر تحقیق کن ببین حدیث های دیگه هم در رابطه با این نماز وجود داره یا نه به یک حدیث اکتفا نکن ببین قبل ازعمر پیامبر خونده یا نه اگه خونده پس مشکلی نداره _ثانیا عزیزم ماشیعه ها به فکر این هستیم چگونه نمازهامون را کم کنیم به همین خاطر سر هم میخونیم وبا هم جمع میکنیم این هم از وضو گرفتنمون که هیچ شباهتی با وضو نداره برو دنیا رو بگرد ببین منفورترین گروه ماشیعه ها هستیم حتی از یهود هم ما رو بدتر میدونند چون یهود علانا&#8221; با اسلام مخالفت میکنه ولی ما ها به فکر تفرقه افکنی ومخالفت پنهانی در لباس اسلام با اسلام در ستیز هستیم اگه واقعا&#8221; درست میگید چرا دولت جرات نمیکنه یه مسجد اهل سنت تو تهران ساخته بشه میترسند که ما ها بریم سنی بشیم در صورتی که تو خود مدینه منوره ما دهها مسجد داریم. اگر حضرت علی میدونست چنین پیرو هایی داره شخصآ&#8221; با ما میجنگید.شاید شما فکر بکنید من شیعه نیستم ولی مهم نیست-چون من جدیدا&#8221; به این واقعه ها پی بردم واز تمام شیعه ها میخوام برند کتابهای اهل سنت را مطالعه کنند تا حقایق براشون روشن بشه الان سایتهای مفیداهل سنت وجود داره بدبختانه حتی سایتهای اهل سنت هم فیلتر کردند مثل {&#8230;}تو این سایتها وبه حقایق ما شیعه های غفلت زده وبه خواب رفته پی ببرید. با تشکر</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>سلام بر شما و تشکر از بازدید و کامنتتان؛ اجازه دهید پاسخ کامنت شما را به شکل جزء به جزء عرض کنم.<br />
1- خواسته اید که در قضاوت انصاف داشته باشیم و سپس شیعه را با نماز دارای مشکل معرفی کرده اید و آنگاه به نوعی مساله بدعت بودن نماز تراویح را بی اهمیت جلوه داده و  اهل سنت را به دلیل خواندن این نماز از شیعه که رفتار خاصی در عزاداری دارد، ملامت کرده اید.<br />
در پاسخ به این بخش از کلمات شما باید گفت: انصاف در قضاوت میان مذاهب امری پسندیده است اما این که انصاف در قضاوت چه راهکاری دارد و بر چه اساسی شکل میگیرد و به عبارت دیگر آیا خود انصاف امری تعریف شده است که بتوان از آن به عنوان خط کشی در ملاحظه راستی یا ناراستی یک مذهب و عقیده استفاده کرد؟ به نظر می رسد چیزی که به روشنی بتواند معیار قضاوت باشد کتاب خدا و سنت راستین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و روش اهل بیت علیهم السلام است. به همین دلیل نمی توان نماز تراویح را جدای از این مساله که آیا بدعت هست یا خیر بررسی کرد و از آن به عنوان مزیت مذهب اهل سنت بر تشیع نام برد. از سوی دیگر این مساله که شیعه با نماز مشکلی داشته باشد، معلوم نیست بر چه اساسی به عنوان یک نکته در کامنت شما وارد شده است؟ آیا این مساله که شیعیان تنها نمازی را باور دارند که به قطع فرمان خدا باشد، به نظر شما دلیل بر مشکل داشتن شیعیان با نماز است؟ اگر قبول دارید که نماز عبادت خداست، باید بپذیرید که عبادت خدا کاری ست که مطلوب او باشد نه کاری که مطلوب ما باشد و گرنه ما می توانیم هرکاری را که بپسندیم، به عنوان عبادت خدا تلقی کرده و کسانی که آن را انجام ندهند، بی اعتنا به عبادت خداوند به شمار آوریم. در ادامه از برخی اشکال عزاداری رایج میان گروهی از شیعیان به عنوان تنقیصی دیگر برای این مذهب نام برده اید. به وبلاگ شما مراجعه کردم، مطلب خوبی در مورد حضرت امام رضا علیه السلام در آن دیدم؛ آیا می دانید یکی از روایات منقول از ایشان علیه السلام عزاداری ایشان بر سیدالشهدا امام حسین علیه السلام و گریه بر ایشان است، آنهم تا حدی که پلک های ایشان زخمی می شده است؟ اصولا بر چه اساسی برخی اشکال عزاداری را وحشی گری می دانید، آیا به صرف این که از نظر شما کاری وحشی گری باشد، می توان مهر ممنوعیت بر آن وارد کرد؟ اگر وحشی گری به زعم شما، کلا کاری ممنوع باشد، آیا می دانید که در عید قربان که حاجیان بر اساس فرمان الهی لازم است قربانی کنند و حیوانی را سرببرند، این کار نیز به همین عنوان وحشی گری مورد تمسخر گروهی از ناآشنایان به فرامین الهی ست؟ آیا ما می توانیم به دلخواه خود کاری را مجاز و کاری را ممنوع اعلام کنیم؟ آیا ابراز نظر در مورد درستی یا نادرستی یک عمل دینی به عهده هر کسی است یا متولی خاصی مانند مجتهدین و فقهاء دارد؟ مطلب در زمینه انواع عزاداری فراوان است اما چون نکات لازم به پاسخ در کامنت شما بسیار است، تا همین جا سخن را قطع می کنم و اگر لازم دیدید، بعدا پاسخ را پی خواهم گرفت.</p>
<p>2- شما مدعی شده اید که پیش از عمر نیز نماز تراویح خوانده می شده و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم این عمل را به جا می آورده اند.<br />
هرگز منکر این مساله نیستم که در کتب اهل سنت روایاتی در این زمینه وجود دارد اما باید به دونکته توجه کرد:<br />
الف- این پست جهت گیری مشخصی دارد که بر خواننده دقیق پوشیده نیست، خود عمر می گوید این دستور من بر به جماعت خواندن نماز تراویح بدعت است و خوب بدعتی هم هست. بر این اساس اگر به نماز تراویح عنوان بدعت داده ایم، دقیقا به استناد گفتار خود &#8220;عمر&#8221; می باشد. اگر واقعا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم این نماز را به جا آورده اند، چرا عمر به جای این که این نماز را بدعت اعلام کند، نگفت که این کار تقویت سنتی ست که ایجاد آن از سوی خود رسول اکرم صلوات الله علیه می باشد؟<br />
ب- آیا می توان به هر روایتی که در کتب وجود دارد، استناد کرد و به وسیله آن عملی را به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم استناد داد؟ شما بر اساس کدام معیار موجود در علم &#8220;رجال&#8221; و علم &#8220;درایه&#8221; می توانید بپذیرید که این دست روایات صحیح بوده و کاشف از صحت انتساب این عمل به پیامبر اکرم صلوات الله علیه است؟ اضافه بر این آیا می دانید در میان محدثین شیعه هیچ کس درستی این روایات را نپذیرفته است؟<br />
با این دو نکته آیا هنوز هم اصرار دارید که نماز تراویح سنتی از رسول الله صلوات الله علیه وآله است؟<br />
در این بخش شما افزوده اید که &#8220;پیامبر از ترس اینکه این نماز فرض نشه وبر مردم سختی نگذره کم شرکت میکردند&#8221; آیا می توانید از منبعی این ترس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را گزارش کنید و لااقل در این بخش از نوشتارتان مستندی ارائه کنید؟</p>
<p>3- مرقوم فرموده اید: &#8220;ماشیعه ها به فکر این هستیم چگونه نمازهامون را کم کنیم به همین خاطر سر هم میخونیم وبا هم جمع میکنیم این هم از وضو گرفتنمون که هیچ شباهتی با وضو نداره&#8221;<br />
از فکر شما اطلاعی ندارم و از رفتار عبادی شما بی خبرم اما ما شیعیان این گونه نیستیم، در نظر ما هر فرمانی که از ناحیه رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم صادر شده باشد، لازم الاجراست و هر کاری که از ناحیه ایشان تجویز شده باشد، قابل عمل. شما که این بنده ناقابل را توصیه به تحقیق بیشتر فرموده اید، آیا مطالعه کرده اید که جمع بین صلاتین مثل ظهر و عصر یا مغرب و عشا کاری ست که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم انجام داده اند حتی در شرایط غیر اضطراری و غیر سفر؟ اگر خودتان نمی توانید در این زمینه مطالعه ای داشته باشید، بفرمائید تا مستند این نقل را حتی از معتبرترین کتب اهل سنت برایتان ذکر کنم تا این کار را به عنوان یک سرزنش بر مذهب تشیع بیان نکنید.<br />
در مورد وضو گرفتن مطلبی فرموده اید که نقل کردم؛ ابتدا بفرمائید وضو چه شکلی دارد و این شکل مدنظر شما از وضو بر اساس چه مستندی در ذهن شماست، آنگاه وضوی شیعه را بدون شباهت با وضوی مدنظر خود بدانید و گرنه هر کس می تواند بگوید فلان کار اصلا درست نیست و هیچ دلیلی بر گفته خود نیاورد، آیا این کار از نظر شما کاری درست و منطبق بر موازین علمی و منطقی ست؟</p>
<p>4- در مورد منفورتر بودن تشیع از یهود، این مطلب نیز از نظر بنده دو حالت دارد؛ یا صرفا ادعایی بدون ذکر دلیل است مانند مطالب پیشین شما، و یا دقیقا به علت عدم شناخت درست تشیع و تحت تاثیر تبلیغات نادرست قرار گرفتن؛ اگر کسی شناخت نسبت به ماهیت این مذهب و تعالیم آن نداشته باشد و از طرفی مدام به او بگویند که تشیع فلان است و تشیع آن گونه است، طبیعی ست که نسبت به آن نفرت پیدا می کند و گرنه اگر کسانی که از تشیع نفرت دارند و شما این نفرت را گزارش می کنید، اگر لااقل یک نفر از آنان حداقل در همین وبلاگ کامنتی بگذارد و دلایل نفرت خود را بنگارد، بنده ممنون شده و سعی خواهم کرد ریشه آن را بدست آورم و براساس مبانی اسلام به آن پاسخ دهم ولی دریغ از اعلام دلیل و حاضر شدن برای بحث و گفتگو!</p>
<p>5- در مورد مساجد اهل سنت در تهران سخن گفته اید؛<br />
این مساله بارها و بارها گفته شده است و ابدا مطلب تازه ای نیست، حتی در خاطراتی دیدم که این مساله به زمان محمد رضا پهلوی برمیگردد. در این مورد باید گفت دارا بودن مسجد برای اهل سنت در تهران به خودی خود مشکلی ندارد و کسی از این بابت که منطق اهل سنت همه گیر شود، ندارد چه این که تشیع خود را دارای منطقی قوی و مستند به کتاب خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می داند به همین دلیل در سیر مباحث خود مرتب به قرآن مجید و کتب اهل سنت استناد می کند. در کتابخانه های علمای شیعه تمام کتب معتبر اهل سنت وجود دارد اما در کشورهای سنی نشین مانند عربستان وجود کتب شیعه ممنوع است، شما قضاوت منصفانه کنید کدام یک از منطق دیگری هراس دارد کسی که اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران را نمی دهد یا کسی که از شیوع تفکر شیعی در کشورش ممانعت به عمل می آورد؟<br />
علاوه بر این شما نوشته اید دهها مسجد شیعی در مدینه منوره وجود دارد، لطف کنید و اضافه بر مسجدی که جناب شیخ العمروی در آن اقامه نماز می کند ( و البته بارهابا سخت گیری های فراوان وهابیت مواجه شده) نام پنج مسجد دیگر را ببرید، دهها مسجد پیشکش حضورتان!<br />
اضافه بر این، تهران قابل مقایسه با ریاض است چه این که تهرا پایتخت ایران است و ریاض مرکز عربستان نه مدینه، پس اگر زمانی فرارسید که ما در ریاض مسجدی داشتیم، در آن صورت به حکم تعامل میان ممالک اسلامی راضی به مسجد اهل سنت در تهران خواهیم بود، بنابراین سعی کنید از مطالب شعاری دوری کنید و برای تختطئه تشیع به مباحث علمی روی آورید تا معلوم شود هر مذهب از چه قدرت استدلالی برخوردار است؟!</p>
<p>6- فیلترینگ تنها دامنگیر سایت های اهل سنت نیست، سایت های شیعی بسیاری نیز در این بند گرفتار آمده اند (سایتی که نوشته اید، داخل کروشه قرار گرفته و جای آن نقطه چین شد چون روش این وبلاگ تبلیغ سایتهای دور از استناد و بدون منطق وهابیت نیست). البته از هر دو طرف وب های فراوانی هم اکنون مشغول فعالیت هستند. در هر صورت این وبلاگ جای تحلیل رفتار حاکمان و سیاسیون نیست، اگر مطلب مستند علمی دارید بیان فرمائید تا در مورد آن به بحث و گفتگو بپردازیم.</p>
<p>در ضمن خوشحال خواهیم شد که نظرتان را در مورد سایر پست های این وبلاگ که به طور مستند و با ارائه مدارک فراوان به بحث در مورد خلفای اهل سنت یا برخی عقاید آنان می پردازد، بدانیم. باز هم به ما سر بزنید، التماس دعا موفق باشید.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای معرفی یک دایرةالمعارف؛ موسوعه امام صادق علیه السلام با 09193861134</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2008/10/21/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a9%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81%d8%9b-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b5%d8%a7/#comment-471</link>
		<dc:creator>09193861134</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 19:02:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=83#comment-471</guid>
		<description>سلام 
ايني كه نوشتي چي هست. اخه اين مزخرفات چيه كه نوشتي.بزار من راهنماييت كنم 
تو ميتوني در مورد رعد و برق بنويسي كه من الان دارم دنبالش ميگردم خاك بر سرت   باي

*=====*

&lt;strong&gt;علیکم السلام
کامنت شما تائید شد، اما ای کاش می فرمودید دقیقا از نظر شما کدام قسمت از مطلب ارائه شده، نادرست است و به طور واضح اشکال شما به چه مطلبی ست و چرا؟
از این که فرصت گذارده و ما را نقد می کنید، ممنونیم.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ايني كه نوشتي چي هست. اخه اين مزخرفات چيه كه نوشتي.بزار من راهنماييت كنم<br />
تو ميتوني در مورد رعد و برق بنويسي كه من الان دارم دنبالش ميگردم خاك بر سرت   باي</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>علیکم السلام<br />
کامنت شما تائید شد، اما ای کاش می فرمودید دقیقا از نظر شما کدام قسمت از مطلب ارائه شده، نادرست است و به طور واضح اشکال شما به چه مطلبی ست و چرا؟<br />
از این که فرصت گذارده و ما را نقد می کنید، ممنونیم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای عمر بن خطاب چگونه &#8220;فاروق&#8221; شد؟ با خاوری</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/10/30/%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comment-470</link>
		<dc:creator>خاوری</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 18:39:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=455#comment-470</guid>
		<description>یعنی می خواهی بگی مال ما همش خراب است و مال شما همه خوبی///

*=====*

&lt;strong&gt;سلام جناب خاوری، رسیدن به خیر

پیش از این نیز در پاسخ به کامنت های شما عرض شد که ما مطالب را به شکل مستند نقل می کنیم و با توجه به معتبرترین منابع مذهب شما تاریخ را ورق می زنیم. در نهایت جمع بندی و نتیجه گیری به عهده خوانندگان است. این مطلب که شما مرقوم داشتید مشکلی را حل نمی کند و نمی تواند جواب سوالی باشد، فرض کنید که در پاسخ شما گفتیم بله؛ آن وقت در رد این پاسخ چه دارید؟ اگر در پاسخ شما گفتیم خیر؛ یعنی خرابی به شکل موجبه ی جزئیه در مذهب شما هست، آن وقت چه خواهید گفت؟
سعی کنید ابتدا مطالبی که قبلا فرمودید و جواب گرفتید تحلیل کنید، یا با شهامت بپذیرید یا گفتگو را ادامه دهید؛ آنگاه به دیگر مطالب بپردازید آن هم با رویکردی علمی نه نظیر همین کامنت.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یعنی می خواهی بگی مال ما همش خراب است و مال شما همه خوبی///</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>سلام جناب خاوری، رسیدن به خیر</p>
<p>پیش از این نیز در پاسخ به کامنت های شما عرض شد که ما مطالب را به شکل مستند نقل می کنیم و با توجه به معتبرترین منابع مذهب شما تاریخ را ورق می زنیم. در نهایت جمع بندی و نتیجه گیری به عهده خوانندگان است. این مطلب که شما مرقوم داشتید مشکلی را حل نمی کند و نمی تواند جواب سوالی باشد، فرض کنید که در پاسخ شما گفتیم بله؛ آن وقت در رد این پاسخ چه دارید؟ اگر در پاسخ شما گفتیم خیر؛ یعنی خرابی به شکل موجبه ی جزئیه در مذهب شما هست، آن وقت چه خواهید گفت؟<br />
سعی کنید ابتدا مطالبی که قبلا فرمودید و جواب گرفتید تحلیل کنید، یا با شهامت بپذیرید یا گفتگو را ادامه دهید؛ آنگاه به دیگر مطالب بپردازید آن هم با رویکردی علمی نه نظیر همین کامنت.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای عمر بن خطاب چگونه &#8220;فاروق&#8221; شد؟ با خاوری</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/10/30/%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comment-469</link>
		<dc:creator>خاوری</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 18:38:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=455#comment-469</guid>
		<description>حالا که چی؟؟؟

*=====*

&lt;strong&gt;در این مقاله کوتاه، سوال شما به وضوح پاسخ داده شده است. اگر فرصت خواندن ندارید و ترجیح می دهید بدون خواندن سوال کنید، آن را به شکل مختصرتر ارائه می کنیم:
اهل سنت لقب فاروق را برای خلیفه دوم در نظر گرفته اند. منابع تاریخی نشان می دهد این لقب از سوی پیامبر &lt;/strong&gt;صلی الله علیه وآله وسلم &lt;strong&gt;برای امیرالمومنین علی &lt;/strong&gt;علیه السلام&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; اعطا شده است. از سوی دیگر منابع اهل سنت ثابت می کنند که اولین کسانی که لقب فاروق را برای عمربن خطاب به کاربرده اند، اهل کتاب بوده اند. در نتیجه جداکننده بودن عمر بین حق و باطل از دیدگاه وحی منتفی می شود و ثابت می شود تنها کسی که از زبان وحی ملقب به این لقب شده است، امیرمومنان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;علی &lt;/strong&gt;علیه السلام &lt;strong&gt;هستند.&lt;/strong&gt;
اگر نتیجه معلوم نشد، بفرمائید تا برای بار سوم تکرار شود!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا که چی؟؟؟</p>
<p>*=====*</p>
<p><strong>در این مقاله کوتاه، سوال شما به وضوح پاسخ داده شده است. اگر فرصت خواندن ندارید و ترجیح می دهید بدون خواندن سوال کنید، آن را به شکل مختصرتر ارائه می کنیم:<br />
اهل سنت لقب فاروق را برای خلیفه دوم در نظر گرفته اند. منابع تاریخی نشان می دهد این لقب از سوی پیامبر </strong>صلی الله علیه وآله وسلم <strong>برای امیرالمومنین علی </strong>علیه السلام<strong></strong><strong> اعطا شده است. از سوی دیگر منابع اهل سنت ثابت می کنند که اولین کسانی که لقب فاروق را برای عمربن خطاب به کاربرده اند، اهل کتاب بوده اند. در نتیجه جداکننده بودن عمر بین حق و باطل از دیدگاه وحی منتفی می شود و ثابت می شود تنها کسی که از زبان وحی ملقب به این لقب شده است، امیرمومنان </strong><strong>علی </strong>علیه السلام <strong>هستند.</strong><br />
اگر نتیجه معلوم نشد، بفرمائید تا برای بار سوم تکرار شود!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای عمر بن خطاب چگونه &#8220;فاروق&#8221; شد؟ با شرمنده یاس</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2009/10/30/%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comment-468</link>
		<dc:creator>شرمنده یاس</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 13:26:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=455#comment-468</guid>
		<description>وقتی کسی از درون خالی است ... وقتی چیزی ندارد که به آن ببالد ... وقتی حسادت امانش نمیدهد کسی ازو برتر باشد به هر دستاویزی چنگ میزند تا خود را به نوعی مطرح کند .... 

شاید اگر آن روز علم روانشناسی به شکل امروزی مطرح میبود اختلال شخصیت کثیری را از جمله خلیفه دوم به عنوان نمونه های بارز این بیماری معرفی میکردند ...
احکام و بدعتهایی که گذاشت ... لقب صدیق اکبر حضرت امیر (ع) که به خلیفه اول نسبت دادند و فاروق اعظمی را که پیامبر (ص) به ایشان نسبت دادند و عمر خود را نیز به ان چسباند همه و همه نشان از تو خالی بودن فکر و درونشان دارد ....

عذابشان روز به روز بیشتر که باعث گمراهی مردمان بسیاری شدند ...

یاعلی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی کسی از درون خالی است &#8230; وقتی چیزی ندارد که به آن ببالد &#8230; وقتی حسادت امانش نمیدهد کسی ازو برتر باشد به هر دستاویزی چنگ میزند تا خود را به نوعی مطرح کند &#8230;. </p>
<p>شاید اگر آن روز علم روانشناسی به شکل امروزی مطرح میبود اختلال شخصیت کثیری را از جمله خلیفه دوم به عنوان نمونه های بارز این بیماری معرفی میکردند &#8230;<br />
احکام و بدعتهایی که گذاشت &#8230; لقب صدیق اکبر حضرت امیر (ع) که به خلیفه اول نسبت دادند و فاروق اعظمی را که پیامبر (ص) به ایشان نسبت دادند و عمر خود را نیز به ان چسباند همه و همه نشان از تو خالی بودن فکر و درونشان دارد &#8230;.</p>
<p>عذابشان روز به روز بیشتر که باعث گمراهی مردمان بسیاری شدند &#8230;</p>
<p>یاعلی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خلفای اهل سنت و دانش دینی (2) ؛ عمر و ایجاد بدعت در حکم طلاق با مسعود</title>
		<link>http://nazer110.wordpress.com/2008/08/05/%d8%ae%d9%84%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-2-%d8%9b-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%a8/#comment-467</link>
		<dc:creator>مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 10:19:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nazer110.wordpress.com/?p=49#comment-467</guid>
		<description>بنام خدا
لطفا&quot;  احكام اهل سنت در مورد محلل را بنويسيد با تشكر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خدا<br />
لطفا&#8221;  احكام اهل سنت در مورد محلل را بنويسيد با تشكر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
