حمد وسپاس خداوندی راسزاست که موهبت هدایت راقرین نعمت حیات فرمود وبندگان پاک وخالص اش را به دستگیری عقول بشر مأمور نمود تا سعادت آفرین باشند و با جلوه ی الهی خود دزدان عقیده و نابکاران مخفی در لباس دین را بشناسانند.
گرچه انگیزه آغاز به کار این وبلاگ در سال های فعالیت در بالاترین، پدیدار شد تا به مسائل مطرح شده علیه دین در آن سایت پربازدید بپردازد، اما پس از گذشت مدتی لزوم رویکردی دیگر خودنمایی کرد. در آن زمان نسبتا طولانی گفتگوهای فراوانی در قالب مناظره و یا احتجاج انجام دادم که شرح آن مجالی دیگر می طلبد. یکی از بهره هایی که از بالاترین به دست آوردم، دریافتن این مسئله بود که در حیطه اعتقاد چه باری برزمین مانده و کدام راه نرفته باقی ست.
تشیع به عنوان اصالت اسلام، همواره مورد بغض گروهی و ستم دسته ای دیگر بوده است. از توجه به منش تفکرات مادی و الحادی گرفته تا بررسی روش ادیان غیر اسلام و مذاهب اسلامی، چنان برمی آید که گویی همه در محق و نابودی شیعه کمر بسته و اجماع کرده اند. از دیگر ادیان که بگذریم و به حملات مذاهب اسلامی علیه تشیع متمرکز شویم، دو طبقه به وضوح دیده می شوند؛ طبقه ی اول، کسانی که اهل علم و دانش هستند و طبقه ی دوم، توده ی مسلمانان غیر شیعه. اشتراک اساسی این دو طبقه – غیر از اشتراک در مقسم – عدم شناخت صحیح از باورها و عقاید شیعی است، حال یکی نمی خواهد بداند، و دیگری واقعا نمی داند. تمام اعتراضات و حمله ها از نشناختن تشیع سرچشمه می گیرد. گاهی شناخت منابع باور شیعی دچار اشکال است و گاهی برداشت از آن منابع؛ زمانی به متنی که مورد قبول شیعه نیست، استناد می شود و دیگربار از متنی صحیح، برداشتی نادرست انجام می پذیرد و … . نتیجه ی این روش از پیش روشن است و بدین سان شیــعه در تسـلسلی همواره، مغبون و محکوم می شود.
از این سو نیز نابسامانی های زیادی به چشم می آید. متاسفانه رفتارهای ناصحیح در لباس تشیع از یک سو و سیاست گذاری های مخرب از سوی دیگر، بر طبل ظلم تاریخی به تشیع می کوبد و صدای بلندش مانع از شنیده شدن زمزمه های منطق و عقلانیت می گردد. اعتدال فراموش شده ی شیعی، قربانی برهه ای از تاریخ قدرت یافتن متظاهرین به تشیع است و چنگال افراط، چهره ی لطافت و نرمی مذهب اهل بیت علیهم السلام را به سختی می خراشد. بازهم نتیجه آشکار است و فقط خدا می داند که در لابه لای این همه ناکامی، چگونه حیات تشیع استمرار یافته است.
پس باید فارغ از این ماجراها، سیمای واقعی اعتقاد شیعی آن گونه که همگان نظاره کنند، نمایش یابد، ولی آن چه باید بیان شود، مقهور هزار مصلحت اندیشی و کرور کرور برچسب اتهام آلود گردیده است. خودی و بیگانه انگشت تهمت به سوی ات نشانه می روند و راه نیفتاده، با سر بر زمین ات می زنند. به یکباره دیده می گشایی و می بینی ضد فلان ات خوانده اند و عامل بهمان ات نامیده اند؛ دین ات را یهود و مرام ات را تفرقه افکنی اعلام کرده اند! و این تنها گوشه ای از مراحم لمپن های دنیای مجازی است. اگر ذره ای نااستوار باشی و اندکی بی ثبات، میدان خالی می کنی و بار زمین مانده، غبارآلود باقی خواهد ماند، تا چه زمانی بتوانی سری برآوری و ندایی برکشی. آمده بودی تا به شبهات پاسخ دهی، اما اکنون خود مورد شبهه ای؛ می خواستی عقیده ات را همچنان که منطق مندانه از طبقۀ پیشین به امانت گرفته بودی، با استدلالی فربه تر، به نسل پسین برسانی، که اساسا دین ات نفی می شود، تا چه رسد به مذهب ات!
در این کارزار نفس گیر، هردم دل به سوی آن غایب از نظر متوجه می شود و هر آن آرزوی ظهورش، بدل به بزرگ ترین امید زندگی می شود، تا مگر بیاید و با حجت بالغه اش، دشمنان دور از انصاف را در جوّی شکفته از گفتمان منطق، به پیروی از برهان ملزم سازد و دوستان کژ راهه نشین را به صراط مستقیم رهنمون شود، اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه …
پایان این فشرده گفتار را، به کلامی از محبوب قلوبِ باقی مانده بر فطرت، گشاینده ی دفاین عقول، و یادآورنده نعمت های فراموش شدۀ الهی، حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام، مزین می سازم، باشد که تلنگری شود و شاید که دور شده ای را نزدیک سازد، و وامانده ای را به هدف رساند.
حضرت امیرمومنان علیه السلام فرمودند:
بدانید! هیچ گاه حق را نخواهید شناخت، مگر کسی را که آن را ترک کرده است، بشناسید؛
هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود، مگر پیمان شکنان را بشناسید؛
هرگز به قرآن تمسّک نمی کنید، مگر رها کنندۀ قرآن را بشناسید. ( نهج البلاغة )
پس باید کسانی که حق را ترک کرده اند، بشناسیم؛ پیمان شکنان را بشناسیم؛ رها کنندگان قرآن را بشناسیم، و آمده ایم تا به مدد حق بشناسیم و بشناسانیم…


سلام
این چه حرکت مسخره ایه؟ هیچ کاری نمی شه انجام داد برای دیدن بلاگ ها مذهبی هم باید با مشکل مواجه شیم؟!
فکر کنم از این به بعد برای سرچ کردن کلمه های حق و هم خانواده هاش هم باید کلی از فیلتر شکن استفاده کنیم!
p.s
گه اجازه میدین متن اگر با آنها ….. .
حضرت عالی رو روی صفحه ی facebookبذارم؟
*=====*
سلام بر شما
مشکلات تمام شدنی نیست، متن هایی که در این وبلاگ هست برای خواندن دوستداران دانستن، نوشته شده اند. نشر این مطالب موجب امتنان و قدردانی بنده خواهد بود. فقط لطف کنید لینک مطلب را اطلاع دهید.
موفق باشید
التماس دعا
salam;
tabrik migam khedmatetoun , belakhare baZ ShOdIn
delemoun baratoun tang shode bood.
*=====*
سلام دوست ناشناسم
از لطف شما ممنونم، در این ایام به من هم خیلی سخت گذشت
التماس دعا
خدانگهدار
salam سلام
یه خواهش من فردا کنکور دارم ,از اون جایی که من عاشق این وبلاگم و این مدت با وجود درس و تست و از این چیزا میومدمو هر هفته یه سری می زدم ومطالب نابتونو می خوندممی خوام فقط برام دعا کنین که قبول شم
التماس دعا
*=====*
سلام دوست گرامی
انشاءالله موفق باشید