خلفای اهل سنت و دانش دینی (22)؛ او عجم است، ارث نمی برد!

دین اسلام در مورد ارث دارای مجموعه ی کاملی از قوانین است. براساس این قوانین، میزان ارث بردن هر یک از اقوام شخص متوفی، کاملا روشن است. بعضی از بستگان میّت به دلایل مشخصی، از ارث بردن محروم می شوند، مثل فرزندی که از اسلام خارج شود و به اصطلاح کافر گردد. ولی در هیچ جای قرآن مجید و سنت نبوی صلی الله علیه وآله وسلم  نقشی برای قومیت و نژاد در ارث بردن فرد، لحاظ نشده است.

با این وجود، براساس نقل منابع اهل سنت، «عمر بن خطاب» نگاه دیگری داشته است. امام مالک ( رئیس مذهب مالکی ) چنین روایت می کند:

«عمر بن خطاب« از این که افراد عجم ارث ببرند، منع کرد؛ مگر فرزند عجمی که در سرزمین عرب به دنیا بیاید.

براساس این دستورالعمل «عمر«، امام مالک چنین فتوا می دهد:

اگر زن حامله ای از سرزمین دشمن بیاید و در کشور عرب وضع حمل کند، بچه ای که دنیا آمده، فرزند او بوده و اگر آن زن بمیرد، از او ارث می برد؛ اگر آن فرزند بمیرد، آن زن وارث اش می باشد و به همان مقدار که در قرآن ذکر شده، ارث خواهد برد. (1)

تعالیم دین آسمانی اسلام بر نفی قومیت و نژاد، و برابری تمام انسان هاست. به عنوان نمونه در قرآن مجید می خوانیم:

مومنان برادر یکدیگرند. (2)

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست. (3)

همچنین براساس نقل منابع اهل سنت، پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله فرموده اند:

ای مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است، پدرتان نیز یکی است، آگاه باشید که هیچ برتری برای عرب نسبت به عجم نیست، و برای عجم نسبت به عرب نیز برتری نیست، نه سرخ روی بر سیاه پوست برتری دارد و نه سیاه پوست بر سرخ روی فضیلتی، مگر با پرهیزکاری. (4)

حال سوال این است که خلیفه ی دوم با استناد به کدام منبع، چنین حکمی صادر کرده است؟ حاکم که باید در جامعه روح برابری را بدمد، چرا بر طبل تفرقه می کوبد و از این رهگذر موجب پدیدار شدن طبقه ای فرودست و ایجاد عقده می گردد؟ اصلاح نگرش های افراطی و حاکم کردن روح اعتدال، برعهده ی کیست؟ احترام گذاردن به نژادهای مختلف و مبنا قرار دادن معیارهای واقعی، این گونه است؟ « خلیفه ی عادل » که فراوان در مورد «عمر» به کار می رود، باید چنین عملکردی داشته باشد؟ وقتی رفتار حکومت به عنوان مهم ترین عامل فرهنگ ساز، این گونه باشد، چه انتظاری از دیگر طبقات باید داشت؟ امام مالک، به عنوان یکی از علمای بزرگ اهل سنت، چرا بدون استناد به کتاب و سنت، چنین فتوایی می دهد؟  اگر دیگر ادیان، به استناد این مطلب، دین اسلام را به وجود تبعیض نژادی متهم کنند، چه پاسخی دارید؟ ترویج تعالیم کتاب و سنت این گونه است؟!

—————————————————————————————-

پی نوشت ها:

1- کتاب الموطاء، امام مالک، جلد2، صفحه52، ناشر: داراحیاءالتراث العربی، بیروت، لبنان

2- سوره حجرات، آیه 10

3- سوره حجرات، آیه 13

4- گوشه ای از منابع اهل سنت:

الف- نیل الاوطار، شوکانی، جلد5، صفحه164، ناشر: دارالجیل، بیروت، لبنان

ب- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد3، صفحه266، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان

ج- مسند احمد، امام احمد بن حنبل، جلد5، صفحه411، ناشر: دارصادر، بیروت، لبنان

د- فتح الباری، ابن حجر، جلد6، صفحه382، ناشر: دارالمعرفة، بیروت، لبنان

About these ads

یک پاسخ

  1. سلام مطلبت جامع بود واینکه نشان دادین در اسلام تبعیض نژادی وجود نداشته که اگر داشته سلمان از اهل بیت پیامبر نمیشد وبلال حبشی با عمر وابوبکر از نظر پیامبر یکی بوده است آنچه مشخص است این نکته است که انچه بعدها توسط حاکمان اسلامی صورت گرفت اگر با قران وسنت منافات دارد جز اندیشه های اسلامی نبوده واین به شیعه وسنی برنمیگردد نباید این رفتار را به سنیها وحتی شیعه ها نسبت داد چون در آن زمان عمر خلیفه کل مسلمین بوده وعلی هم شهروند بوده است اگر ایرادی وارد است که باید درس گرفت مربوط به همه مسلمین میباشد واین به عمر یا دیگران برنمیگردد بلکه به کلیه مسلمینی که خود را برتر از دیگران میدانند صادق است

    *=====*

    سلام دوست من
    ابتدا لازم است از لطف شما تشکر کنم و در مورد تاخیر در پاسخ پوزش و اعتذار بطلبم.
    آنچه در مورد عدم تبعیض در روح دیانت اسلام بیان کردید، کاملا صحیح و منطبق بر دلایل و شواهد دینی است؛
    اما نکته ای که لازم به یادآوری است این که
    هرچند شکل رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم با اصحاب شان، یکسان بوده است، ولی نمی توان گفت در نظر رسول خدا علیه وآله السلام تفاوتی میان آنان وجود نداشته است. به عبارت دیگر وقتی در پیشگاه الهی کسانی که تقوی و پرهیز بیشتری دارند، دارای برتری و مزیت هستند، همین مساله در نظر فرستاده ی الهی نیز وجود دارد. این تفاوت در دیدگاه – که امری کاملا غیر مادی و مربوط به مزایای معنوی و دینی است – در آیات قرآن مجید نیز وجود دارد، چنان که آیات فراوانی در مورد منافقان یا اصحابی که اظهار اسلام می نمودند، اما در دل باوری به دیانت نبی خاتم علیه وآله السلام نداشتند، وجود دارد. بر همین اساس مطمئنا دیدگاه رسول خدا صلوات الله علیه وآله نسبت به سلمان ( که به دلیل پیروی کامل از فرامین الهی، از اهل بیت دانسته شد ) و بلال، و از طرف دیگر ابوبکر و عمر که بارها حتی در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم عدم باور قلبی خود را بروز دادند، متفاوت بوده است. در نتیجه چنان چه فرمودید، سلمانی که عرب نبوده، جزیی از خاندان نبوت محسوب می گردد.
    تشیع و تسنن به عنوان دو مذهب اصلی در اسلام، شاخص هایی در آن عصر داشته اند؛ کسانی که بعدا به عنوان بزرگ ترین افراد هر مذهب دانسته شدند و اکنون نیز هر یک از این دو مذهب به وجود آنان می بالد.
    خلفای اهل سنت ( منظور ابوبکر و عمر و عثمان هستند ) کسانی هستند که گرچه علمای اهل سنت، خود گزارش های فراوانی از رفتارهای مخالف با کتاب و سنت در مورد آنان را نقل کرده اند، اما اسوه هایی تردید ناپذیر برای اهل سنت محسوب می شوند و نمی توان آنان و رفتارشان را از مذهب متبوع شان، تفکیک کرد. اگر بخواهیم طرفداران یک مذهب را از رفتار کسی که مورد تکریم فراوان آنان است، جدا کنیم، ناگزیر باید این جدایی در تفکر و رفتار آنان نمودار باشد، و گرنه این تفکیک امکان پذیر نخواهد بود.
    مسلما، چنان چه بیان کردید، این گونه رفتارهایی که در این پست نمونه ای از آن بیان شد، هرگز قابل انتساب به اسلام نیست؛ اما این که قابل انتساب و پرسش از اهل سنت نیز نباشد، درست به نظر نمی رسد. اهل سنت یا این نوع اعمال را می پذیرند، یا خیر؛ در صورتی که نمی پذیرند، چگونه کسی را که آشکارا تعالیم الهی را زیرپا می نهد، خلیفه و جانشین خاتم انبیای الهی علیهم السلام می دانند، و اگر می پذیرند، چرا ما نتوانیم این رویگردانی روشن از فرامین وحی را به ایشان نسبت دهیم؟
    به هر روی وقایع تلخی اتفاق افتاده و منابع نیز مستند وقوع آنهاست. یکی از اهداف گزارش این مسایل ( از میان اهداف فراوان ) این است که همه با خود بیندیشیم، بیندیشیم که آن زشتی ها ممکن است در زمان ما و در مورد خود ما نیز رخ دهد، پس همیشه و همواره به گوش باشیم و هوش، که نکند ما نیز به عمر یک تاریخ، سرافکندگی به دلیل مخالفت با فرمان خدا و عقل و منطق را شرمسارانه به دوش کشیم.
    گرچه سطر آخر کلام تان بسیار زیبا و گویا بود، اما دلم می خواهد بیان دیگری از مطلب داشته باشم، ابوبکر و عمر و عثمان افرادی بودند که در زمان خود چنان کردند و تاریخ نگاشت، خدا کند که دیگر هیچ گاه چنین مطالبی را برای نگارش نیابند؛ کاش دینداری و عمل به دستورات خداوند متعال، شعار زندگی ما برای جلب منفعت نباشد، بلکه حقیقت و روح جاری در زندگی تمام مسلمان باشد.
    از شما دوست عزیز سپاسگزارم و در تمام مطالب منتظر خواندن نظرتان هستم.
    موفق باشید
    التماس دعا

  2. با سلام عالی بود مثل همیشه جالب اینجاست که همین اهل سنت داعیه قران مداری داشته همیشه شیعه را به کنار گذاشتن قران متهم میکنند حال آنکه خلیفه مقدسشان چنین گستاخانه قران را زیر پا میگذارد

    *=====*

    سلام دوست گرامی ام
    از لطف شما سپاسگزارم
    نکته ی دقیقی را مورد نظر قرار دادید؛ مسئله ی بهادادن به قرآن و انحصاری دانستن آن از سوی مدعیان پیروی از سنت و نفی باورمندی به این کتاب الهی از سوی شیعیان، مسئله ای است که واقعا مطرح است و یکی از حملات علیه تشیع است. متاسفانه به جای آن که علمای اهل سنت با کنار گذاردن تعصب، موارد خروج مذهب خود را از تعالیم وحی، بازشناسی کنند تا حق مورد عمل قرار گیرد، سعی در ایراد اتهام به شیعیان داشته و دارند؛ و مع الاسف کم نیست این موارد…
    موفق باشید
    التماس دعا

  3. با این حرف ها سعی نکنید مردم رو خر کنید و باز هم مثل سگ و گربه بندازینشون به جون هم. همه میدونن که یکی از اون خلفا علی هست، پس علی هم دستش تو این جنایت ها هست. بس کنید مرده پرستی و خرافه پرستی رو، به فکر مملکت و آیندش باشید

    *=====*

    سلام
    چندین بار کامنت شما را خواندم و در مورد مطلبی که نوشتید، بسیار تامل کردم؛ هر چه بیشتر اندیشیدم، کمتر نشان از منطق و گزاره های علمی در آن یافتم. شما مدعی شده اید که
    1- امیرالمومنین مولا علی علیه السلام، یکی از آن خلفا هستند؛
    در مورد خلیفه بودن ایشان، هیچ تردیدی وجود ندارد، اما اگر منظورتان از « یکی از اون خلفا » این باشد که ایشان نیز رویه و روشی بسان سه خلیفه ی دیگر داشته اند، شهادت تاریخ و منابع علمی با ادعای شما کاملا در تضاد آشکار است. اولا حضرت امیرالمومنین علیه السلام با دانشی که حتی مخالفان شیعه به آن دانش اذعان دارند، گفتار، کردار و قضاوت شان را بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، تنظیم می فرمودند. از سوی دیگر در همین پست، نظر کتاب و سنت در مورد نژاد و ملاک برتری، بیان شد. بنابراین هرگز چنین حکمی از سوی امیرالمومنین علیه السلام مورد تائید نبوده است و عملکرد ایشان در دوران کوتاه حکومت شان، دلیل بر این مسئله است.
    2- شما با استناد به گزاره ی نادرست اول تان، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را شریک جنایت دیگران دانسته اید؛
    به نظر شما این نتیجه بر اساس کدام روش منطقی و مستند به کدام منبع علمی و تاریخی است؟
    اجازه بدهید به شکل دقیق تری این نتیجه گیری تان را بررسی کنیم.
    در کشورهای مدرن امروز، ساختار مشخصی بر حاکمیت حاکم است، ساختاری که با تفاوت مدیر اجرایی کشور، تفاوت ماهوی نمی یابد. بنابراین می توان مدیر اجرایی را که با ساختار اعلام مخالفت نکرده، شریک اشکالاتی دانست که نتیجه ی قطعی آن ساختار نادرست است.
    اما سوال این است که آیا در صدر اسلام ساختار حکومتی خاصی وجود داشته است؟ اگر پاسخ تان مثبت است، لطفا شکل دقیق این ساختار را ترسیم فرمائید. ولی اگر جواب تان منفی است و قبول دارید که در آن عصر ساختار مشخصی وجود نداشته و هر حاکمی بنابه نظر خویش عمل می کرده است، نتیجه این خواهد بود که نمی توان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را در اشکالات حاکمان پیشین مقصر دانست. علاوه بر این که در فرض وجود ساختار مشخص حکومتی در آن دوره، حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام، بارها و بارها نقد خود را به روش حاکمان پیشین بیان کرده اند که می طلبد شما لااقل مطالعه ای اجمالی در کلمات حضرت امیر علیه السلام به خصوص خطبه ی شقشقیه، داشته باشید تا روشن شود که مدعای تان هیچ جایگاه علمی ندارد.
    نتیجه ی این قسمت از عرایض بنده این است که؛
    گزاره های بیان شده توسط شما در هر دو قسمت مقدمه و نتیجه، فاقد وجاهت علمی است و بنابر اشکال قضایای منطقی، غیر قابل انتاج خواهد بود.
    این بخش اول از پاسخ کلام شما.
    اما در مورد بخش دوم باید عرض کنم:
    ادبیات به کار رفته در نوشته ی شما، بسیار تعجب برانگیز است، هم شکل نگاه تان به مردم و توهینی که به طور عمومی به مردم روا داشتید، که این از کسی که آرزوی واقعی اش پیشرفت مردم و توسعه ی کشورش است، بسیار بسیار بعید به نظر می رسد. کسی که رشد مردم را می طلبد، هرگز نام حیوانات را بر آنان نمی نهد و با احترام و تکریم از آنان یاد می کند.
    دیگر این که بفرمائید از چه زمانی مباحث علمی قرار است مانع رشد و توسعه ی یک کشور باشند؟ طرح منطقی نقاط اختلاف میان مذاهب، از چه زمانی به عنوان سدّی در برابر پیشرفت علم محسوب گردیده است؟ فکر نمی کنید چینش مطالب در ذهن شما نیاز به اصلاح دارد و باید اختلاف انگیزی را که نتیجه ی تعصب و برخورد غیر منطقی با مسایل است، از تحقیق و پژوهش تفکیک کنید؟ کدام دانشمند و عالم است که فحص و بررسی های مستند را عامل عقب ماندگی معرفی کرده باشد؟ اگر حتی یک نظریه ی منسجم در این زمینه بتوانید ارائه کنید، بنده را تسلیم فرمایش منطقی خواهید یافت.
    سخن از « مرده پرستی و خرافه پرستی » به میان آوردید؛
    لطفا به صورت مشخص بیان کنید که منظور شما از این دو واژه چیست؟ چه کسی کدام مرده را پرستیده است؟ خرافه کدام است و چه کسی سعی در پرستش آن دارد؟
    بنده برای ادامه ی گفت و گو، آمادگی کامل دارم و اگر سری به سایر پست ها بزنید، خواهید دید که مباحث فراوانی در این وبلاگ انجام شده است؛ اما یک مطلب لازم به ذکر است: به نظر می رسد جناب عالی مشکل اساسی تان با دین است، نه با نقد اعتقادات اهل سنت. پس باید برای ادامه ی بحث، زمینه ی مشترکی وجود داشته باشد. اگر قرار است مباحث درون دینی مطرح شود، لازم است منابع مورد قبول طرفین مشخص باشند، اگر هم قرار است مباحث خارج از دین دنبال شود – که از کامنت شما بر می آید نظرتان این نیست، چون از واژه ها و الفاظ دینی استفاده کرده اید – بازهم باید منابع و مستندات مرضی الطرفین، تعیین گردند.
    به هر روی با افتخار و آمادگی کامل، برای ادامه ی بحث مشتاق هستم و امیدوارم با لحنی مودبانه و روشی منطق مند، کار را ادامه دهیم.
    موفق باشید.

  4. این فتواهای کودکانه و یا بهتر بگویم کودنانه عمق سفاهت و جهالت خلفای غاصب را نشان می دهد جهالتی که دقیقاً دلیل کفر و باقی ماندن بر عقاید اجداد مشرکشان با همان تعصبات کهن قومی قبیله ایست عمر هیچگاه از دین پیامبر مهربان ما بویی نبرد اما بر مسند مبارکش به ناحق تکیه زد گرگی پوستین پوشید و دل و مغز دین را درید و جماعت به تماشای پشم و پوستی دلخوش ماندند!

    چه صبری داشت علی…

    *=====*

    سلام گرامی یار من
    انصافا حق مطلب را ادا کردید و توصیف درستی ارائه نمودید، ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است…. .
    صبر امیرالمومنین علیه السلام نیز اشاره ی لازمی بود که نشان از دقت نظرتان دارد، بسیار ممنونم دوست من
    موفق باشید
    التماس دعا

  5. سلام دوست بزرگوار و ممنون از نظرات باتعمق شما در مورد دل نوشته هایم واما:

    ملاک و میزان برتری افراد در آئین مقدس اسلام تنها و تنها « تقوی » است و در آیات و روایات زیادی این مسأله مطرح شده است، مثلاً خداوند متعال میفرماید: « یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر »؛ (سوره حجرات/آیه 13) (ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریده ایم و شما را در قبایل گوناگون قرار داده ایم تا یکدیگر را بشناسید. اینها ملاک برتری نیست. گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. خداوند بسیار دانا و بسیار آگاه است.)

    به روشنی در این آیه ملاحظه میشود که انتساب به خانواده فلان و یا عجم بودن و عرب بودن، سیاهی و سفیدی، فقیر و غنی، ضعف و قدرت، بنده یا آزاد بودن و خلاصه هیچ مسأله ای در اسلام به کسی شرافت نمیدهد، جز تقوای الهی؛ و امتیازات اجتماعی و مزایای مادی همه وهم و خیال است و در نزد خداوند ارزش و اعتباری ندارد، چون سعادت حقیقی انسان به حیات پاکیزه و ابدی او در نزد خداوند است و آن فقط در سایه تقوی و دوری از معصیت است و لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای مردم خدای شما یکی است، پدر شما یکی است. هیچ برتری برای عرب و عجم نیست و نه عجم بر عرب و نه سیاه بر سفید و سفید بر سیاه و سرخ پوست به سیاه و سیاه بر سرخ پوست شرافتی ندارد، مگر به تقوی. شریف ترین شما نزد خداوند کسی است که تقوایش بیشتر باشد

    *=====*

    سلام گرامی همراه
    بسیار پخته و سنجیده نگاشتید، اما نکته ای که هست این است که متاسفانه با وجود چنین ظرفیت عظیمی در دین، چطور مدعیان خلافت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتار دیگری از خود بروز دادند و باعث شیوع و نشر آفت های مهلک اجتماعی گردیدند.
    از شما که همیشه نسبت به بنده عنایت دارید، سپاسگزارم؛ خواندن دل نوشته های شما برای من از بهترین لذت هاست؛
    موفق باشید
    التماس دعا

  6. سلام حیدر جان
    باید بگویم که لازمه ی پویایی هر مکتبی در تحقیق و تعمق در ساختارها و اصول آن است. پس نباید هرگز این امر را فرو گذارد که نتیجه ای جز رکود و کهنگی در بر نخواهد داشت.
    حیدر عزیز طبق آنچه شما نقل کردید و کلام الله، این روش و منش خلیفه دوم خارج از حوزه عقل و ایمان است و اگر بزرگی از آن مذهب نیز بر آن مهر تایید نهاد پس باید پیروانش بیشتر فکر کنند و در پی مکتب و مقتدایی بهتر باشند که این شرط عقل است!
    اما بحثی درون مذهبی را قصد دارم مطرح کنم و آن اینکه آیا ما شیعیان نیز در منابع خود شاهد برخی انحرافات که به نا حق به معصومین منتسب گردیده است، نیستیم ؟ اتفاقا خیلی از آنها را به اصطلاح علامه ها و شیوخ تاییدش کردند. باید تصفیه مکتب و دین را به گونه ای که شایسته است در هر دوره ای و به هر میزانی انجام دهیم.
    بارانی باشید….

    *=====*

    سلام پدرام جان
    ممنون که مانند همیشه درک درستی نسبت به مطلب ارائه شده، داشتید، واقعا لذت بردم.
    اما در مورد مطلبی که طرح کردید؛
    تفاوت عمده ای که میان شیعیان و اهل تسنن است، وجود کتاب هایی در مذهب اهل تسنن است که تماما هرچه در آنها آمده را صحیح می دانند. این شش کتاب یا لااقل دو کتاب به صحاح یا صحیحین معروف هستند، اما در میان شیعیان چنین کتابی وجود ندارد. هرچند بنا به روشهای علمی می توان ثابت کرد، بسیاری از آن چه در صحیح ترین کتب اهل سنت وجود دارد، محصول کار جاعلین حدیث است، اما خود آنان چنین باوری ندارند.
    شیعیان احادیث موجود در کتب خود را پس از طی پروسه ای طولانی آن هم توسط متخصصین می پذیرند. به عبارت دیگر می توان گفت احادیث ضعیف و حتی مجعول در کتب شیعه نیز وجود دارد، اما چون هیچ عالمی هیچ کتابی را تماما صحیح نمی داند، این ضعف ضرری ایجاد نمی کند.
    کتبی مانند بحارالانوار که یک موسوعه و دایرةالمعارف به شمار می روند، کتبی تخصصی هستند که افراد عادی توان استفاده از آن را ندارند.
    به خاطر نیاز به این مکانیزم پیچیده در بررسی احادیث، رشته های فرعی مانند رجال و درایه پدید آمده اند که متکفل تشخیص صحیح و سقیم احادیث هستند.
    نکته ای دیگر که باید یادآوری نمایم این است که بر مبنای شیعه، امام معصوم علیه السلام متصل به منبع وحی الهی است، و آنچه بیان می کند، قطعا صحیح است، اما ممکن است بشر به دلیل عدم دانش لازم در آن مورد، آن را صحیح نپندارد، مثل احادیثی که در گذشته کسی چیزی از آن نمی فهمید، اما امروز با پیشرفت دانش بشری، کاملا مفهوم شده و حتی کودکان می توانند آن را درک کنند.
    مطلبی که در کلام شما بود، که برخی احادیث را علامه ها و… صحیح دانسته اند، اما از نظر شما درست نیست، شاید از همین قبیل باشد. اگر لطف کنید و برخی از احادیثی را که علیرغم تایید متخصصین از نظر شما مورد سوال است، بیان فرمائید، بسیار سپاسگزار خواهم شد.
    از شما و نکته سنجی ها و سوالات بسیار خوب تان سپاسگزارم
    موفق باشید
    التماس دعا

  7. سلام ازآشنایی با وبتون خیلی خوشحالم .
    اللهم لعن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد
    برای شناخت معاویه زمان مراجعه کنید.

    *=====*

    سلام دوست گرامی
    از ابراز لطف و دعوت تان سپاسگزارم.
    بنده دانش سیاسی چندانی ندارم و در این رشته تحصیل نکرده ام، اما نکته ای در نوشته ی شما به ذهن ام رسید و آن استفاده از کاراکتر معاویه برای ایجاد ذهنیت در خواننده نسبت به طراحان مساله ی اسف انگیز توهین به قرآن مجید است.
    معمولا نام معاویه در مواردی استفاده می شود که فرد یا جریانی «به نام اسلام» توطئه ای علیه اسلام را سازمان دهد، چنان که معاویه خود این چنین می کرد. در آن زمان، در یک سو معاویه با تمام پلیدی ها قرار داشت و در سوی دیگر امام معصوم، حضرت امیرالمومنین علیه السلام و سپس حضرت امام مجتبی علیه السلام.
    بر اساس اشاره ی نیل تا فرات که در کلام شما بود، ظاهرا منظورتان نسبت دادن این مسایل به یهودیان افراطی است، به نظر می رسد می توانستید از شخصیت های منفی دیگری که به لحاظ دینی با یهودیان امروز اشتراک دارند، استفاده کنید.
    واقعا با توجه به اطلاعاتی که در دست افراد عادی قرار می گیرد، آنالیز مسایل و تحلیل اتفاق های روز، کار آسانی نیست؛ هم نیاز به دانش سیاسی دارد و هم اطلاع دقیق تر و داده های بیشتر.
    امروز توجه به خطراتی که اعتقاد جوامع اسلامی را تهدید می کند، و در صدر آن تهدیدها، وهابیت، از نظر من برای کسانی که دغدغه ی دین دارند، امری بسیار ضروری است. شناساندن وهابیت و وهابیون و نقش آنان در جریانان موجود در جهان اسلام و مضراتی که آنان برای اتحاد اسلامی دارند، کار بسیار بزرگی است که یاری و همراهی جوانان مشتاق به حفظ هویت اسلامی را می طلبد.
    از آشنایی با شما بسیار خوشحال شدم و امیدوارم این آشنایی ها سرآغاز تحولات و تصمیم های مهم در زندگی و تاثیر در اجتماع باشد.
    موفق باشید
    التماس دعا

  8. سلام
    از یادآوریتون بسیار متشکرم .
    من هم امیدوارم بتوانم ازآگاهی تان استفاده کنم .
    نکته ای که اشاره کردید از غفلت بود .اما احساس کردم نهی ای در کلامتون بود درسته دانش آموخته سیاسی نیستم ولی این را یک رسالت میدانم در هیاهوی این همه سانسور و مصلحت اندیشی ،گمان میکنم این حق ماست که بدانیم ودیگران را آگاه کنیم درصد خطا هم مطمئنا بالاست وتجربه من هم اندک .
    اما چشم به راهنمایی دوستانی چون شما دوخته ام.
    شاید مهجوریت اهل بیت نیز با همین مصلحت اندیشی های بی جا شکل گرفت ؟، به جای معاویه چه چیز را پیشنهاد میکنید.

    *=====*

    سلام دوست گرامی و عزیز
    از صفای باطن و توجهی که به عرض این بنده ی کمترین کردید، بسیار متشکرم.
    اجازه دهید در مورد مطلبی که عرض کردم، مثالی بیان نمایم. در کتب ادبیات عربی، وقتی در مورد تشبیه سخن می گویند، معمولا از شیر و شباهتی که افراد بشر به وی دارند، سخن می گویند. هرگاه می گوییم فلان شخص مانند شیر است، منظور آن است که شجاعت زیادی دارد، آن شخص از این جهت به شیر تشبیه می شود که بارزترین خصوصیت شیر، شجاعت است. ولی شیر خصوصیت دیگری نیز دارد و آن این که دهان اش بوی بسیار بدی دارد، اما چون این خصوصیت شیر بارز نیست، تشبیه یک شخص که دهان اش بوی بدی دارد، تشبیه صحیحی نیست.
    بنابراین تشبیه براساس بارزترین خصوصیت موجود در مشبّه به، انجام می شود. چنان که عرض شد، خصوصیت بارز معاویه ادعای اسلام و ضربه زدن به مسلمانان واقعی، حتی ائمه ی معصومین علیهم السلام است. بنابراین لازم است که این خصوصیت در هنگام تشبیه رعایت شود، وگرنه تشبیه صحیحی نخواهیم داشت.
    گرچه جسارتا، تشبیه موجود در مطلب جنابعالی را صحیح ندانستم، اما در ارتباط با مطلبی که نگاشتید، پیشنهادی برای جایگزینی به ذهن ام نمی رسد. به دلیل این که شما بر نقش یهود تکیه کرده اید، به نظر می رسد که برای تشبیه نیز باید از فردی استفاده کنید که در دیانت یهود بوده، و در فریب کاری برجستگی داشته باشد، که بنده در این مورد شخصی را نمی شناسم.
    اما نسبت به مطلبی که در ارتباط با دانش سیاسی خدمت تان معروض داشتم، خطاب این نوشته لزوما نویسنده ی مطلب وب شما نبود، بلکه بنده برای اظهار نظر در مورد محتوای نوشته ی وب تان، نیاز به بهره گیری از دانش سیاسی پیش آموخته ای بودم، که نیاموخته بودم، پس برای بیان این که حداقل بنده صلاحیت نظردهی در مورد این نوشته را ندارم، دلیل عدم صلاحیت خود را توضیح دادم.
    سطر آخری که نگاشتید، شاید کمی کم لطفی بود، پس از بیان خصوصیات لازم در ارتباط با تشبیه، توجه به این نکته لازم است که تشبیه مطلب بنده با مصلحت اندیشی هایی که منجر به مهجوریت حضرات اهل بیت علیهم الصلاة و السلام گردید، تشبیه درستی نیست، چون درباره ی اهل بیت علیهم السلام اعتقاد ما این است که ایشان علیهم السلام حق مطلق اند و هرکس دربرابر آنان صف آرایی کند، در مقابل حق ایستاده و یقینا باطل است، اما آیا نوشته ی بنده در مورد مطلب شما، حق و باطل مطلقی وجود دارد؟ اگر منظورتان از این جمله آن باشد که کلام این بنده باطل مطلق است، رد نمی کنم، احتمال بطلان هست، اما آیا همه کسانی که اهل منطق هستند، در مورد لزوم دانش کافی برای ابراز نظر، مخالف هستند و نظر بنده را نفی می کنند؟ اگر چنین باشد، بنده تسلیم هستم و ضمن عرض پوزش، کلام خود را پس می گیرم.
    یکی از ایده آل هایی که همواره دوست داشته ام به آن دست یابم، نقدپذیری و باور به احتمال وجود خطا در اندیشه و گفتارم می باشد، و معمولا از دوستان می خواهم که نقدشان را در مورد مطالب این وب، مرقوم فرمایند. امیدوارم تمام دوستان با گوشزد کردن نقاط اشکال کارم، به رشد و تعالی این دوست کوچک خویش، مدد رسانند.
    از شما متشکرم و از صمیم قلب برای تان آرزوی توفیقات بیشتر دارم.
    التماس دعا.

  9. سلام.
    شما عدم آگاهی خودتان را طوری مطرح کردید که من گمان کردم تاثیر آن نوشته بر شما بوده واحتمالا شما خواستید من را از ضربه ای که ممکن است خدای ناکرده به شکل نا آگاهانه بزنم آگاهم کنید.؟؟
    اما در مورد علم سیاسی! فکر نمیکنم یک شیعه با این همه دغدغه چیزی از سیاست نداند؟!
    مطمئنم شما هم بیش از اینها میدانید مگر اینکه به جدایی دین از سیاست معتقد باشید؟؟؟؟؟؟؟؟
    سیاست ما عین دیانت ماست.
    دشمنان خارجی همواره پشت به پشت وهابیون بوده اند واین بارها به وضوح دیده شده.
    سیاست پیچیده ای نبود که بگیم من برداشت سطحی داشتم وگرنه منم به خودم اجازه دخالت در اموری را که سردر نمی آرم نمیدهم.
    باز هم از نگاه تیز بینتان ممنونم.وب منو از نظراتتان خالی نگذارید. با اجازه لینکتون کردم.

    *=====*

    سلام گرامی دوست من
    گمان می کنم منظورم را کاملا در کامنت های قبلی توضیح داده ام و چیزی برای افزودن ندارم.
    پشت گرمی وهابیت به دشمنان اسلام، واقعیت دارد. در طول قرون گذشته، حتی در صدر اسلام، کسانی که به هر نحو گرایش های افراط یا تفریط گونه داشته اند، توسط کسانی که همواره در کمین دین اسلام نشسته اند، تقویت شده اند. سخن در اولویت و راه ایستادگی در برابر آنان است. امروز وهابیون به عنوان یک گرایش افراطی خطرناک، به دلیل برخورداری از امکانات مالی زیاد و تبلیغات متنوع و استفاده از رسانه های گوناگون، در حال تبدیل شدن به گفتمان اصلی جهان اسلام هستند. این که شاهد هستیم در دنیا اسلام به عنوان یک مذهب خشونت بار معرفی می شود، علاوه بر برخی امور که گفتن آن شاید صلاح نباشد، به دلیل شکل عملکرد این فرقه است. نیک می دانید که بر اساس تعالیم وهابیت، کشتار انسان ها یکی از کارهای رایج و متداول آنان است و همین موجب شده است که نگاه دنیا به اسلام به گونه ای نادرست تغییر یابد، چیزی که کاملا به سود مخالفان و دشمنان اسلام است.
    با این وصف به نظر من، مقابله علمی که در توان ماست، اولویتی مهم در این عرصه است، کوشش برای مقابله و رویارویی علمی و مستند با تعالیم این فرقه ی خطرناک، یکی از مسئولیت های مهم کسانی است که دغدغه ی دین دارند، کوششی که یکی از ثمرات اش، روشن شدن اذهان مسلمانان برای عدم تمایل به گرایش به این فرقه و شاید ایجاد تامل و تنبه در هواداران این فرقه است.
    سوزاندن و جسارت به قرآن مجید به عنوان کتاب مقدس انبوه مسلمانان، دل هر انسان آزاد اندیشی را به درد می آورد، ولی باید در این مورد نکات زیادی مورد نظر باشد؛
    سابقه این جسارت به چه زمان و چه کسی بازمی گردد؟
    اشکال دیگر جسارت به این کتاب آسمانی کدام است؟
    افرادی که نسبت به این جسارت واکنش نشان دادند، و از آن نگرانی خود را اعلام کردند و همه را به موضع گیری در برابر این واقعه فراخواندند، چه اهدافی دارند؟ آیا نوعی تسویه حساب و انتقام گیری در این ماجرا مشاهده نمی شود؟ آیا می توان حکومت های خاصی را در وقوع این جسارت مقصر دانست؟ قوانین داخلی دولت های متهم در این مورد چگونه اند؟ و…
    ابراز نظر در این مورد متوقف بر دانستن پاسخ سوالات بسیاری است، گرچه در محکوم کردن این عمل، هیچ تردیدی وجود ندارد.
    از الطاف شما نسبت به این برادر کوچک تان، نهایت امتنان را دارم و از صمیم قلب امیدوارم خداوند ما را به سوی آنچه رضای اوست و وظیفه ی اصلی ما در قبال دین اوست، موفق بدارد، آمین رب العالمین.
    التماس دعا

  10. سلام حیدر جان.

    ممنون از روشنگری شما. مطالب و جوابهای شما به دوستان اینقدر جامع و کامله که حرفی برای گفتن باقی نمی مونه.

    *=====*

    سلام ابهام عزیز
    لطف خداست و نظر عنایت شما، از لطف خدا شاکرم و از عنایات همیشگی شما خجلت زده. امیدوارم خداوند دست یاری شما را پربرکت و موفق قرار دهد و همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام را در جلب رضای حضرت ولی عصر ارواحنافداه توان مرحمت فرماید.
    موفق باشید
    التماس دعا.

  11. منت خدایی را به غمش مبتلا شدم

    صد شکر زائر کربلا ونجف شدم

    سلام بزرگوار خیلی جای شما دوستان خالی بود به ظاهر 28 روز سفرم طول کشید ولی یک چشم به هم زدن گذشت جای شما خالی شبهای احیا درحرم امیرالمومنین-ع -و کربلا معلی دعاگوتان بودم جای شما خالی قسمتم شد سامرا یک شب حرم حضرت عسکریین و سرداب مقدس حضرت بودم کاظمیین چند شب دعاگوتان بودم شب چهارشنبه مسجد سهله و.. . شب عید فطر قسمت بالا سر امام حسین-ع- سوار ماشین شدم فردا ظهر پایین پایی حضرت زینب سلام الله سوریه پیاده شدم چه صفایی داشت حرم حضرت رقیه وحضرت زینب خیلی جای شما خالی انشالله قسمت همه آرزو مندان بشود

    *=====*

    سلام دوست عزیز و باصفایم
    هرچه بگویم از توفیقی که نصیب تان گردید، کم گفته ام؛ خوشا به سعادت تان.
    در ماه مهمانی خدا، مهمان برترین اولیای خدا علیهم السلام نیز بوده اید و تردیدی نیست که با دستی پر از اجابت دعا، بازگشته اید؛ گوارای تان باد.
    از این که دل پرمهر و صفای تان به یاد دوستان نیز بوده است، به سهم خود قدردانی می کنم و امیدوارم به برکت دعای خالصانه تان، توفیقات بیشتری نصیب گردد.
    انشاءالله این سعادت نصیب همه بشود و برای شما نیز مکررا تکرار گردد.
    موفق باشید
    التماس دعا.

  12. سلام حيدر عزيز
    نكته جالب و زيبايي را اشاره كرده ايد. حقيقت اين كه گاهي براي برخي از كارها و تصميمهاي افراد نمي توان دلايل معقولانه و منطبق با منطقي را پيدا كرد و ظاهراً بسياري از تصميمات خلفايي كه خود را ادامه دهنده انحصاري سنت رسول خدا مي دانستند به اين گونه است، اشاره بنده به تناقض احكام صادره و نص صريح سخنان پيامبر گرامي اسلام است.
    حال پرسشي كه ذهن مرا مشغول كرده علت صدور چنين حكمي در مورد ارث از سوي عمر است و اولين پاسخي كه به ذهنم رسيد تلاش براي جلوگيري از خروج ثروت اعراب و تضعيف حكومت و قدرت خلفا است. البته اين فقط حدث يك انسان كم اطلاع از جزئيات تاريخي آن برهه است و دوست دارم درستي يا نادرستي آن را از شما بپرسم. به هر حال در اصل موضوع تفاوتي نمي كند كه اين حكم از طرفي ظلم به وراث نگون بختي است كه با استناد به اين دستور العمل از حق شرعي خود محروم شده اند و هم ظلم ديگري به اسلام و آخرين فرستاده خدا است كه به وسيله دشمنان دوست نما چهره نوراني و حق طلب دين را با جاه طلبي هاي خود ترسناك و ستمگر مي نمايانند.
    التماس دعا
    يا علي

    *=====*

    سلام دوست عزیزم
    ذهن پرسش گر و کنجکاو شما، نشان از استعداد و توان در تحصیل علم دارد. بنده از این که چنین دوستانی خواننده ی مطالب ام هستند، لذت می برم و افتخار می کنم.
    مجتبی جان
    در پاسخ به سوال شما نیاز به طرح مقدمه ای طولانی است که بی اغراق می توان به اندازه ی یک مقاله ی تفصیلی در ارتباط با آن، نوشت.
    ابتدا لازم به یادآوری یک نکته است که حتما می دانید پاسخی که به این پرسش و سوال های مشابه داده می شود، لازم است متکی به یک نظریه باشد، نظریه ای علمی و منسجمی که بتواند پاسخ گوی تمام سوالات مرتبط باشد.
    در زمینه ی مطلب تبعیض نژادی، موضوعات دیگری نیز هست که پاسخ شما نمی تواند جواب گوی سوال تان باشد. مثلا همین خلیفه از ایستادن افراد عجم در صف اول نماز جماعت، ممانعت به عمل آورد، این مطلب را چگونه باید پاسخ داد؟
    نظریه ای که بنده پاسخ ام را براساس آن سامان می دهم، نظریه ای است که با اتکا به دلایل و شواهد فراوان، معتقد است عمر و دیگر خلفای سقیفه، هرگز به معنی واقعی مومن به دین اسلام نشدند، و با نفوذ به صفوف مسلمانان، کوشیدند تا دین را از بین ببرند و آداب و رسوم جاهلی و در نتیجه سیادت و ریاست قریش را بازگردانند.
    یکی از این آداب و رسوم، نفی هر قومیت و نژاد، به خصوص عجم بود. ( البته اساسا نام گذاری افراد غیر عرب، به نام عجم، توهین آشکاری محسوب می شود که جای بسط آن نیست. ) به همین دلیل است که شاهد بروز امور روشنی از این خلفا، به خصوص عمر بن خطاب در تحقیر غیر عرب هستیم.
    منابع اهل سنت، اعترافات بهت آوری از عمربن خطاب در مورد بازگرداندن مسلمانان به دوران جاهلیت پیش از اسلام، گزارش کرده اند که موید نظریه ی ماست، و انشاءالله در زمان مناسب، نقل خواهم کرد.
    به طور خلاصه، گرایش شدید و علاقه ی عمر بن خطاب به رسوم دوران جاهلیت و عدم پایبندی به تعالیم دین اسلام، دلیل این نوع رفتارها و دستورات است.
    در ادامه ی کار برای معرفی بیشتر مذهب اهل سنت و خلفای آن محتاج دعای دوستان باصفا و دقیقی چون شما هستم، و مطمئن هستم که این دعا را از این برادر بی مقدارتان، دریغ نخواهید کرد.
    باز هم از شما متشکرم
    موفق باشید
    التماس دعا.

  13. این نظر را نه پاسخ به کسی که با خواندن نظرات مینویسم ما هم کم از برادران سنی مذهب در کنار گذاشتن قرآن نداریم ما هم عترت را در مقابل قرآن قرار داده ایم در جامعه شیعی امروز کمترین بها به قرآن وخدا داده میشود چون جای قرآن را کتابهای ادیه ومفاتیح جنان گرفته اند وقرآن را اگر هم بخوانند فقط برای خواندن آن هم به زبان عربی برای ثواب بردن است ونه برای فهمیدن آن و درمورد خدا هم که امامان وامامزاده های ما جای خدا را
    گرفته اند ومسئولیت خدا بودن را بدوش آنان گذاشته ایم در کجای قرآن خدا امر کرده که خواسته ها ودعاهای خود را از انسان بخواهید ،پیامبر آخرین وصیتش را که میفرمود میگفت:خدا لعنت کند قومی را که قبر پیامبرشان را عبادتگاه خود ساختند من منظورم حق دادن یا ندادن به برادرانما نیست بلکه انتقاد از مذهبیست که امروزه از خود ساخته ایم مذهبی که کمترین بها به خدا داده میشودخداوند به پیامبر میفرماید که تو هم پیامبری هستی مانند پیامبران پیشین ،پیامبر انسانی بود که هدفش رساندن پیام خدا بود همین وبس نه اسنکه محمد را خدا کنند وقرآن را جسم متبرک وامامان را خدایگان
    شیعه امروزی در جامعه چیزی غیر از دین اسلام است

    • سلام دوست گرامی
      کامنت تان مسلما نشان از نگرانی های تان دارد، و من از این بابت که نگران دین و دیانت هستید، به سهم خود از شما سپاسگزاری می کنم. اما چند نکته هست که لازم است مورد توجه قرار گیرد.
      1- بنابر حدیث متواتر ثقلین، قرآن و عترت همواره و تا روز قیامت در کنار هم هستند و حتی آنی از یکدیگر جدایی ندارند. این حدیث مورد قبول دو مذهب شیعه و سنی است؛ اما مع الاسف کسانی که خود را پیرو سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می دانند، خود میان قرآن و عترت علیهم السلام، جدایی افکنده اند و به تلاشی ناکام، سعی دارند معارف کتاب خدا را بدون تمسک به اهل بیت علیهم السلام درک کنند، کاری که با تصریح خود قرآن امکان پذیر نیست و تلاشی بیهوده است و لجاجت و تعصب در مسیر درک معارف الهی را می رساند.
      2- از نظر علمی و منطقی، و با تکیه بر دلایل، ادعیه ( و کتبی مانند مفاتیح الجنان ) قرآن صاعد هستند. ائمه علیهم السلام به حکم همراهی همیشگی شان با قرآن، به مانند قرآن که « لایاتیه الباطل… » هرگز مطلب نادرستی نمی فرمایند و آنچه می فرمایند ( که در قالب های مختلف از جمله ادعیه ی شریف، به دست ما رسیده است ) حق محض است و به عنوان تبیین و ترجمان قرآن می باشد. فرمایش های اهل بیت علیهم السلام، آموزنده ی معارف ناب الهی و راه رسیدن به قرب خداست. بنابراین اهتمام به این کلمات شریف، اهتمام به درک قرآن و شناخت معارف ربوبی است. ( تمام این مطالب مستند به آیات قرآن و احادیث شریف از وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است. )
      معنای این بخش از گفتار این بنده، هرگز فرونهادن قرآن مجید نیست، بلکه تمسک به کلمات اهل بیت علیهم السلام به عنوان مترجمان وحی الهی است، برای درک قرآن کریم. لذا اهمیتی که علمای شیعه به احادیث اهل بیت وحی علیهم السلام می دهند، به همین جهت است. علمای شیعه می کوشند با توجه به احادیث و روایات منقول از حضرات ائمه علیهم السلام، عمق کلام خداوند متعال را دریابند و با اعتصام به حبل الله، به بارگاه الهی و فهم تعالیم ربوبی راه یابند.
      3- بحث عبادت و بحث شناخت و معرفت، گرچه کاملا مرتبط هستند، اما نباید در تمام جهت با یکدیگر خلط شوند. درست است که غایت مطلوب آن است که انسان قرآنی را که می خواند، بفهمد، اما نمی توان از مردم خواست که حتما باید قرآن را بفهمید و اگر نمی توانید آن را درک کنید، نباید آن را قرائت کنید و به عنوان یک عمل عبادی به قرائت قرآن بنگرید.
      4- یکی از اموری که وهابیت از زمان پیدایش برآن تاکید داشته است، مسئله ی طلب خواسته ها از کسی غیر از خداست. وهابیون به شدت به شیعیان حمله می کنند که چرا از کسی جز خداوند متعال، طلب نیاز می کنید؛ و آنان این کار شیعیان را مساوی با شرک می دانند.
      در مورد این مسئله، مطالب فراوانی گفته شده و این بنده نیز در بخش « نگاهی به وهابیت » مواردی را بررسی کرده ام، که مطمئن هستم ملاحظه خواهید فرمود. این تنها شیعیان نیستند که خواسته های خویش را از انسان های خاصی می طلبند، بلکه با مراجعه به بخش یاد شده، ملاحظه خواهید فرمود که دیگر فرق اهل سنت – غیر از وهابیت – نیز با شیعیان در اصل این مطلب، هم داستان اند.
      اگر به این مطلب به لحاظ عرفی و امور جاری در زندگی مردم بنگریم، معلوم می شود که اصولا زندگی اجتماعی بدون یاری خواستن از دیگر انسان ها، بی معناست. همه افراد بشر، حتی وهابیون، در امور زندگی خود، از دیگران مدد می جویند، به عنوان مثال برای ساختن خانه از مهندس و بنا، برای سلامتی از پزشک و پرستار، برای جابجایی از اتومبیل و… بهره می برند. آیا مگر نباید سلامت را خدا خواست؟ مگر نباید …. اما سنت الهی این چنین است که « ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها » هیچ گاه امور بدون استفاده از وسایل و اسباب، انجام نمی شوند.
      در جانب دیگر، خود قرآن است؛ قرآنی که شما به حق بر تامل در آن اصرار دارید.
      آیا در قرآن نخوانده ایم که فرزندان حضرت یعقوب پیامبر علیه السلام، پس از جرمی که در مورد حضرت یوسف علیه السلام مرتکب شدند، نزد پدرشان آمدند و گفتند: « یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین » « برای آمرزش گناهان ما، طلب بخشش کن که ما خطاکار بودیم » ( سوره یوسف، آیه97 ) آیا این خواسته از انسان نیست؟ چرا در این هنگام حضرت یعقوب علیه السلام آنان را از این که خواسته شان را از یک انسان طلب کردند، نهی نکرد، بلکه در ادامه ی همین آیات فرمود: برای تان طلب بخشش خواهم کرد؟! آیا این پیامبر بزرگ الهی، راه صحیح خواستن را نمی دانسته است؟
      آیا در قرآن نخوانده ایم که خداوند می فرماید: « ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » « اگر آنان هنگامی که بر خویش ظلم کردند ( مرتکب گناه شدند ) نزد تو می آمدند و از خدا طلب بخشش می کردند و تو برای شان طلب بخشش می کردی، خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند » ( توبه 64 ) آیا در این آیه که خداوند راه پذیرش توبه را خواستن از یک انسان می داند، خود خداوند راه نادرست و غیر صحیح را پیش پای بندگان نهاده است؟
      گذشته از این گونه آیات – که بسیار هستند – مگر خود خداوند در قرآن مبین اش دستور نمی دهد که « وابتغوا الیه الوسیلة » « وسیله ای به سوی او بجویید »
      چرا باید همگان را به تامل و تدبر در آیات الهی دعوت کنیم، و خود نسبت به معارف این کتاب عزیز، کم لطفی کنیم؟
      به عنوان نتیجه گیری این بخش از نوشتارم باید عرض کنم: خواستن از انسان ها به طور مطلق، نادرست نیست، بلکه خداوند خود فرمان داده است که از واسطه هایی که میان خود و بندگان اش مقرر فرموده، بهره ببریم تا بتوانیم به خواست های خویش دست یابیم. بنابراین هرگز خواست و طلب و دعا از انسان، امر نادرستی نیست، بلکه عین فرمان خداوند و دستور الهی است؛ دستوری که متاسفانه از سوی افراطیون وهابی، مورد انکار قرار می گیرد و متاسفانه وهابیت توانسته است با تبلیغات وسیع در اذهان شیعیان نیز رخنه کند و آنان را نسبت به واضح ترین معارف الهی، دچار ابهام و تردید و بعضا انکار نماید.
      5- مطلبی را به عنوان وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مطرح فرمودید. با این که اطمینان دارم این مطلب نادرست است، از شما درخواست می کنم که لطف بفرمائید و منبع این وصیت را معرفی کنید تا با بررسی آن، شکل منطقی و علمی بحث را حفظ نماییم، ممنون می شوم.
      6- گاهی باور و برداشت ما نسبت به خداوند و بهایی که به ذات اقدس ربوبی داده می شود، با واقعیت فاصله دارد. دوست گرامی ام؛
      بها دادن به خداوند، یعنی در گام اول تسلیم فرامین او شدن، هرچند کمتر قابل درک باشد. امروز اهل سنت با تعریفی که از خداوند متعال دارند ( که انشاءالله به زودی مطالبی در مورد معرفیی که اهل سنت از خداوند مطرح می کنند، در وبلاگ منتشر خواهم کرد ) خدای متعال را در حد یک انسان ضعیف و محتاج تنزّل می دهند. مطالب عجیبی که در کتب اهل سنت درباره ی آفریدگار هستی وجود دارد، بهت آور است و واقعا موجب سرافکندگی! در مقابل شیعیان با راهنمایی حضرات ائمه علیهم السلام، به چنان معرفتی در مورد الله تبارک و تعالی دست یافته اند، که باعث تحسین است و این موجب فخر است که ما مذهبی را برگزیده ایم که این چنین فاخر از خداوند متعال سخن می گوید.
      7- جمله ی اخیرتان واقعا کم لطفی است. این که شیعه، چیزی غیر از اسلام باشد، مطلبی است که اگر براساس مقدمات موجود در همین کامنت به آن دست یافته اید، واضح البطلان است و اگر امور دیگری در رسیدن شما به این نتیجه وجود دارند، بسیار مشتاق هستم که در مورد آن نیز سخن بگویید تا با آرامش و منطق درباره اش بحث کنیم.
      در پایان از این که با صراحت مسایلی را که در دل داشتید، طرح کردید و این برادر کوچک تان را قابل دیدید، سپاسگزاری می کنم و با کمال افتخار و اشتیاق اعلام آمادگی می کنم که در مورد تک تک عرایض ام، سخن را ادامه دهم و با استناد به خود قرآن مجید، برتری مذهب تشیع نسبت به تمام مذاهب اسلام را اثبات نمایم، انشاءالله.
      از شما ممنونم و در انتظار کلام تان می مانم.
      موفق باشید
      التماس دعا.

      • سلام دوست عزیز از اینکه این همه وقت برا گفتگو با من گذاشتید یه دنیا ممنونم خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم قول میدم تا جایی که بتونم از جدل بپرهیزم وجایی هم که مجاب شدم قبول کنم خوشبختانه یکی از رفتارهای نیکوی منه که اگه قانع بشم خودم میگم فقط چون دستم درد میکنه وزیاد نمیتونم تایپ کنم فردا حتما در این مورد گفتگو میکنیم


      • سلام گرامی دوست من
        شرمندگی مدام ام، نتیجه ی الطاف همواره ی دوستان پرمهری است که کاستی های ام را نادیده می گیرند و نقصان را به دیده ی اغماض می نگرند.
        کاری نکردم، آنچه بود انجام وظیفه بود در حد توان، امیدوارم صاحب دین و وارث خلافت خاتم المرسلین صلی الله علیه وآله وسلم تلاش همه کسانی را که در مسیر تبیین باورها و عقاید قرآنی شیعه گام برمی دارند، موفق بدارد.
        برای تان آرزوی بهبودی و سلامت دارم و در انتظار ادامه ی نظرات تان می مانم.
        موفق باشید
        التماس دعا.

  14. سلام
    خدا شما رو در نشر معارف اهل بیت و دفاع از حقانیت و مظلومیت این خاندان موفق کنه انشالله.
    بسیار خوشحال شدم از آشنایی با شما .
    مطالب بسیار خوبی نوشتید که خدا انشالله توفیق بده استفاده کنیم.
    حق نگهدارتون
    یا علی

    *=====*

    سلام دوست عزیزم
    آشنایی برای شما برای بنده نیز شادمانی بزرگی به همراه آورد، انشاءالله همراهی و همدلی میان وب های شیعی، موجب خرسندی حضرت ولی عصر ارواحنافداه، و ناکامی و دلسردی دشمنان اهل بیت علیهم السلام باشد.
    موفق باشید
    التماس دعا.

  15. سلام همکار گرامی.
    این پست هم خیلی آگاهی دهنده بود واقعا حیف نام اسلام که روی مذهب تسنن گذاشته شده چرا که این مذهب هیچ بویی از اسلام نبرده .
    موفق باشید.

    *=====*

    سلام بزرگوار
    از لطف شما سپاسگزارم.
    جالب این جاست که با وجود این همه مطالب که در کتب معتبر مذهب خودشان فراوان نقل شده است، مذهب خویش را عامل به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می دانند و کسانی را که سنت رسول خاتم صلوات الله علیه وآله و فرامین الهی را ترک کردند، خلفای رسول الله علیه وآله السلام می شمارند.
    از سوی دیگر همواره شیعیان را به اموری که در مذهب خودشان است، متهم می کنند و افراطیون شان فتوا به قتل و کشتار شیعیان می دهند و در برابر کشتن شیعیان، مژده ی بهشت و همنشینی با رسول خدا علیه وآله السلام را می دهند!
    مصیبت فراوان است…
    امیدوارم همراهی و همکاری شما دوستان، باعث نشر مطالب و روشن شدن حقیقت گردد.
    موفق باشید
    التماس دعا.

  16. سلام .
    سخنتان حق بود وباکمال میل همه ی انتقادها وپیشنهاداتتان را می پذیرم وبه دنبال بیشتر دانستن میروم.در این میان اگر جسارتی رخ داده پوزش میطلبم.
    برایم دعا کنید.

    *=====*

    سلام دوست گرامی ام
    خوشا به حال تان که پاک باطن اید و روشن ضمیر. امیدوارم آن چه برای خویش می پسندید برای دیگران نیز بپسندید یعنی اگر دوست دارید نقد شوید، مرا نیز از نقد خویش و بیان نظرات تان بهره مند فرمائید که برای رشد و پیشرفت کارم و اصلاخ نفس پرعیب ام، شدیدا محتاج دوستانی چون شمایم؛ دوستانی که از درون سینه و سویدای قلب، درد دین دارند و هوای معشوق در سر می پرورند.
    در همه پست ها از این به بعد، در انتظار نظرات تان هستم، و امیدوارم این همراهی را که آغاز نمودید، پرانگیزه ادامه دهید و مرا به عنوان برادری کوچک در نظر داشته باشید؛ برادری که همواره محتاج دستگیری است و نیازمند دعای تان.
    موفق باشید
    التماس دعا

  17. هر روز و شب به اميد آن روز رو به کعبه، خانه آرزوهايم، مي ايستم و چشم به راهت، به افق نگاه مي کنم و لحظه لحظه وجودم بي قرارتر از ديروز ميشود. امروزم تشنه تر از ديروز و فردايم تشنه تر از امروز. به اميد ديدارت مي ايستم و درتلألؤ خيره کننده نورها، تو را مي جويم. بيا که با آمدنت تنهايي هاي عاشقانت را پايان دهي و عاشقانت را در اين وادي تنها نگذاري، يامهدي!

    شگفتا! که چه راز آشکاري در غيبتت نهفته است.

    سلام بزرگوار

    بروزیم و منتظر حضور .

    یا علی [گل]

  18. سلام بزرگوار
    باعث خوشوقتی بنده است که دوستانی چون شما این حقیر را مورد تشویق قرار می دهند .
    بنده را بیشتر از نظرات خوبتان برخوردار کنید
    پاینده باشید
    یاعلی

  19. جواب این پست را دراخیر متن آن نوشته ام بخوانید
    مهدیه
    سلام همکار گرامی.
    این پست هم خیلی آگاهی دهنده بود واقعا حیف نام اسلام که روی مذهب تسنن گذاشته شده چرا که این مذهب هیچ بویی از اسلام نبرده .
    موفق باشید

    به جواب این پست لعین که نامش را ننوشته من میگویم لعنت خدا برتو که نامت را هم شاید مسلمان گذاشته ای تو برمذهبی که سراسردنیا را 95 درصد تشکیل داده توهین کردی ومذهب شیعه ساختگی که میتوان آنرا یک حزب سیاسی نامید اگراهل تسنن چهارگانه جهان تف برزمین بیندازند شاید تمام شیعه هارا تف آنان غرق نماید وبرایر یک درصد جهان را هم تشکیل نمیدهد بخود مغروری تومیدانی ازمادرت بپرس که بزور عمر تو مسلمان شده ای ورنه یک آتش پرست بودی وخدا را هم شکر کن که عمر وخالد بن ولید ترا وامپراتور آتش پرست ترا برزمین زد وامروز سوز وگذاز آنرا تو با دهن کثیف ات بیرون میکنی ازاین پست که بنام مهدیه پیامش را فرستاده سوالی دارم ایا حضرت علی که نورچشم اهل سنت است وهرگز ما کاری نخواهیم کرد که به او توهین کنیم اینقدر مثل تو بدیگران توهین میکرده است ؟ پس ای اهل دروغ وافترا دیگر بس است حتی جهان کفر شما را شناخته اند که شما هستید که مسلمانان را ازپشت تا حالا ضربه زده اید ای مرده پرستان بروید ازنو مسلمان شوید ورنه جای تان جهنم است واینکه شما تلاش دارید تا به شیر خدا توهین شود شکی نسیت ولی ما هرگز به حضرت علی شیرخدا توهین نمیکنم تاانجا دراین حسرت بمیرید وای برشما بدبختان که هرروز هرلحظه هرثانیه با دهن کثیف تان حتی به مسلمان جهان توهین میکنید

    *=====*

    گرچه حتما کسی که طرف سخن شماست، می تواند به خوبی از نوشته ی خویش دفاع کند، اما لازم است نکته ای به شما یادآوری شود؛
    اگر فحاشی ها و توهین ها را از نوشته ی شما حذف کنیم، چیز قابل ملاحظه ای باقی نمی ماند. حزب سیاسی خواندن شیعه، نشان از عدم مطالعه شما حتی در حد کتب مذهب خودتان دارد. اگر اندکی، آری فقط اندکی در منابع معتبر مذهب تان بررسی کنید، درخواهید یافت که شیعه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و با نامگذاری شخص ایشان متولد شده است و این مطلب در بسیاری از منابع مذهب شما وجود دارد، اما متاسفانه یا نمی دانید، یا نمی خواهید بدانید.
    کم بودن جمعیت شیعیان نسبت به اهل تسنن، واقعیت است، اما آیا می توانید به دلیل عقلی یا شرعی اثبات کنید که کم بودن جمعیت، دلیل بر عدم حقانیت است؟ این همه آیات که در قرآن مجید به مذمت اکثریت پرداخته، آیا از مطلب شما پشتیبانی می کند؟ قرنها حکومت در دست کسانی بود که مدعی پیروی از سنت بودند، اهل بیت علیهم السلام و ائمه ی شیعه علیهم السلام و شیعیان را به شهادت رساندند، آنان را در مضایق شدید قرار دادند، زندانی کردند، تبعید کردند و … با وجود این همه فشار وحشتاک در طول تاریخ، شما می خواهید شیعه اکثریت باشد؟
    تمام کامنت شما دلیل بر این بود که هیچ منطق عقلی یا شرعی در گفتارتان وجود ندارد و با قلمی آکنده از خشم و تعصب کامنت خود را نوشتید.
    گرچه معمولا کامنت های توهین آمیز را پاسخ نمی دهم، اما گفتم چند سطری بنویسم، شاید اثری داشته باشد و شما را به مسیر منطق و راه عمل به دستورات قرآن مجید و سنت شریف نبوی صلی الله علیه وآله وسلم، فراخواند.
    موفق باشید
    والسلام علی من اتبع الهدی.

  20. سلام
    من خیلی شرمندم
    چند وقتی از نت دور بودم
    ممنونم از نظراتتون
    سایت شما عالیه
    به نظر شما چه طوری میشه تعدادی از سنیارو دعوت کرد تا بیان مطالب رو ببینن؟
    موفق و مؤید باشید
    یا علی

    *=====*

    سلام دوست بزرگوار
    دشمن حق و حقیقت شرمنده، شما چرا؟!
    از لطف تان متشکرم و محتاج به نظرات و دعای خیرتان هستم.
    دوست گرامی
    من کار خاصی برای بازدید دوستان اهل تسنن انجام نداده ام، معمولا وقتی مطالب در ارتباط با اعتقاد آنان باشد، پیدا می کنند و می آیند، همانطور که تا کنون این گونه بوده است. البته می توانید با کامنت گذاردن در وبلاگ های آنان، دعوت کنید بیایند… .
    در راه نشر معارف اهل بیت علیهم السلام موفق و پیروز باشید
    التماس دعا.

  21. سلام دوست گرانقدر
    نگران دردی شدم که در کامنتدونی من نوشتید امیدوارم که مشکل خاصی نباشد و بسیار دعاتون کردم و از خدا خواستم که یارو یاور لحظاتتون باشد و شما را در مدیریت و سازگاری با هر دردی که نوشتید توانایی بخشد و می دانم با ایمانی که بخدا ی بزرگ دارید و قریب با او حتما موفق خواهید شد و با روحیه خوب به زندگی خود ادامه خواهید داد.
    خدای بزرگ پشت و پناهتون .

    *=====*

    سلام دوست بزرگوار و مهربان
    از آرامشی که با نوشته ی پرمهر برخاسته از درونی مطمئن، هدیه آوردید، کمال سپاس را دارم. به راستی زندگی و ابتلائات آن، سخت و جانکاه است، گاهی باید دردی به دوش کشید و کسی را با خبر نساخت. شاید همین تنهایی موجب نجوایی خالصانه تر با حضرت رب گردد. باز هم عجیب است این زندگی…
    از لطف تان بسیار متشکرم و امیدوارم به برکت دعای شما، سختی همه ی دوستان آسان گردد.
    موفق باشید
    التماس دعا

  22. سلام بر شما برادر گرامی
    و بسیار بسیار ممنونم از نظر زیبایی که گذاشتید
    این مطلب رو در کتابی خوندم
    با نام امیر گل ها نوشته حسن سیدی
    و آن متن به احتمال زیاد از زبان مبارک خود امام علی (ع) است
    و داستانش اینه:
    روزی به مناسبتی سخن از امتیازهای دیگران در اسلام به میان آمد و حضرت در آن جمع فرمود:
    یاران با حافظه ی پیامبر (ص) به خاطر دارند که هیچ صاحب امتیازی میان اصحاب نیست جز آنکه من در آن ویژگی با او شریکم. اما من دارای 70 امتیاز منحصر به فرد هستم که کسی از آن بهره ای ندارد !
    و من الان 21 مورد از این 70 مورد را در دسترس دارم
    حدیث بسیار زیبایی است
    که منبع آن حدیث 2116 غررالحکم است.
    یا علی

    *=====*

    سلام
    انتخاب ارزنده ی شما در بیان فضایل مولای مظلوم حضرت امیرالمومنین علیه السلام، جای تقدیر فراوان دارد. جدا از وب های بسیار پرشماری که در زمینه ی موضوعات سرگرم کننده فعالیت می کنند، وب های بسیاری هستند که به دنبال طرح مطالب دینی هستند، اما مع الاسف راه را اشتباه می پیماند و مباحث سیاسی را بیشتر مورد بحث قرار می دهند؛ موضوعی که هر روز به حسب شرایط، تغییر می پذیرد و رنگ عوض می کند.
    آنچه پایدار است، سخن از حق است و حق جز در ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام یافت نمی شود. از این رو باید به شما تبریک گفت که راه صحیح را در پیش گرفته اید و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام را انتخاب کرده اید.
    محتاج دعای خالصانه تان هستم
    موفق باشید

  23. دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني

    سلام از اینکه کماکان به ما لطف دارید و کماکان با استقامت و ذوق فراوان در عرصه مجازی کار میکنید بی هیچ چشمداشت ممنونم اجرتان با خود مولا

    مدتی تبلیغ بودم نتونستم بروز بشم هم اکنون با مطالب زیر بروزم ومنتظر قدوم با صفا و پرمهرتان
    نقش وهابیت در قران سوزی
    جدیدترین جنایات یمن و عربستان علیه شیعیان الحوثی (دل نازک ها نبینن
    لعن علنی خلفا مانع شیعه شدن جوانان اهل‌سنت!
    شیعیان در نگاه وهابیان
    وهابیت:ازدواج موقت صحابه پیغمبر (ص)حرام «ازدواج روزانه و تابستانی با دختران سوری و …. حلال+عکس
    داستان منشاء اختلافات شیعه با اهل سنت و وهابیان
    یا حق

  24. سلام و درود خداوند متعال بر شما.

    از اینکه به بلاگ «راه وصال» آمدید و نظرتان را گفتید، آن هم نظری که سراسر لطف بود و آکنده از انرژی، که برای این حقیر دلگرم کننده بود بسیار سپاسگزارم، چه اینکه مدتیست در وبلاگ راه وصال به خاطر پستهایی که از «شریعتی» می گذارم، چیزی جز توهین و بی احترامی به خود نمی بینم و دیدن کامنت شما شادی و امیدی دوباره بخشید تا ان شاءالله و به لطف حق باز هم به کار خود با پشتکاربیشتر ادامه دهم.
    و اما در کامنتتان فرموده بودید که: «شکر خدای را که به شما توفیق داد تا به زیبایی و شیوایی تکالیف و وظایف عصر غیبت را بیان کنید، گوارایتان باد این توفیق بزرگ» .
    در خصوص پستهای مربوط به «تکالیف عصر غیبت » حقیقتی وجود دارد که نگفتن آن را بی انصافی می دانم.
    همکار وبلاگ نویس محترم، آن مطالب را این حقیر بی بهره از سواد نمی نویسد بلکه از کتابی با نام کتاب «راه وصال» بهره می گیرد و آنها را تایپ می کند.

    و اما :
    از پست خوبتان که به شیوایی و زیبایی حقایق را تحلیل و به آن اشاره فرمودید بسیار سپاسگزارم، سخنی در این خصوص ندارم چرا که دوستان قبل از این حقیر زحمت آن را کشیده اند. و صد البته اقرار می کنم که نمی توانستم به خوبی آنها نظرم را بیان کنم.
    تمام کامنتهای این پست را با دقت مطالعه کردم و از جوابهای خوب و دقیقات بسیار استفاد بردم .
    آشنایی با وبلاگتان را لطف خدای منان می دانم، باور بفرمایید بسیار مشتاق هستم که پستهای پیشین شما را مطالعه کنم، اما متاسفانه وقت کم این اجازه را نمی دهد و با افسوس از آنها می گذرم و به امید این می مانم تا خدا یاری کند و توفیق خواندن مطالب آینده تان را به بنده دهد.

    با افتخار لینک شدید.

    التماس دعای فراوان

    یا علی علیه السّلام

    اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان علیه السّلام

    *=====*

    سلام
    در پاسخ مراحم و عنایت شما – که هرگز قابل آن نیستم – تنها می توانم سپاس و تشکر صمیمانه ام را خدمت تان عرض کنم، متشکرم دوست من.
    آن چه در وب تان عرض کردم، حس قلبی ام بود، به دور از هرگونه تعارف، خوشحالم که در مسیر حق از سرزنش ملامت گران، اندوهی به دل راه نمی دهید و با توان و قدرت کار ارزنده تان را ادامه می دهید.
    از صمیم قلب برای تان آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم بتوانم از نظرات شما بهره ی بیشتری ببرم و خود همراهی مفید برای شما و اهداف شایسته تان باشم.
    التماس دعا.

  25. نماز بی ولایت حقه بازیست
    اساس مسجدش بتخانه سازیست

    چرا سنی نمیخواهد بفهمد
    وضوی بی ولایت آب بازیست

    میخواستم به بصیر بینا بگم شیعیان 25 درصد از جمعیت مسلمانان را تشکیل را تشکیل میدن نه 5 درصدوجمعیت آنها در بدبینانه ترین حالت 300میلیون نفر است.
    قصد تحریک کردن راندارم ولی فکر نمی کنم این تعداد را در اقیانوس آرام هم بتوان
    غرق کردچه رسد به……..

    وجود80 میلیون شیعه درهند-63میلیون شیعه در ایران -45میلیون شیعه درپاکستان-16میلیون شیعه در عرا ق و…….کاملا» صحت این ادعا را تایید می کند.

  26. اينكه پايان [ همه امور ]به سوى پروردگارتوست « 42»

    و اين اوست كه مي خنداند و مي گرياند « 43»

    و هم اوست كه مي ميراند و زنده مي كند « 44»

    و پديد آوردن جهان ديگر بر عهده اوست ، « 47»

    و اوست كه شما را توانگر كرد و سرمايه قابل ذخيره بخشيد ، « 48»(2)

  27. سلام دوست عزیز
    دوباره مورد لطف قرار گرفتم وفیلتر شدم اما همچنان واستوارتر از گذشته هستم ازتون ممنون میشم اگه لینکم رو اصلاح کنید فقط لازمه یه حرف b انگلیسی به آخر آدرس اضافه کنید http://www.iranmanvmab.blogspot.comممنون میشم
    به امید ایرانی آزاد با مردمانی آگاه

  28. سلام سوالی که ذهن منو به خودش مشغول کرده ایا علمای اهل سنت که سالها در پی تفقه بوداند به هیچ حقیقتی درباره ی اهل بیت دست نیافته اندو جاهل مانده اند ویا کتمان حقیقت می کنند ؟

    *=====*

    سلام دوست گرامی
    یکی از سوالاتی که پس از مطالعه ی انبوه اشکالات موجود در کتب اهل سنت در مورد خلفا، به ذهن می رسد، همین سوالی است که جناب عالی مطرح کردید. پیش از این نیز همین سوال، به بیانی دیگر در این وبلاگ مطرح شده بود و پاسخ داده بودم.
    دوست عزیز
    همواره در طول تاریخ افرادی بوده اند که به انگیزه های گوناگون، حق را کتمان می کرده اند. در قرآن کریم نیز به این مطلب تصریح شده است. به عنوان مثال:
    الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابناءهم…
    در روزگار خودمان نیز آشکارا کسانی را می بینیم که در مقایس های مختلف، حقیقت را کتمان می کنند و با جسارت کامل دروغ می گویند که جای توضیح آن نیست؛ فقط برداشت اصلی مورد نظر است و آن اینکه اشخاصی به بهانه ها و انگیزه های مختلف مانند جاه و مقام و ثروت و مال و… حق و حقیقت را پوشیده می دارند.
    از جانب دیگر با بررسی در تاریخ می توان افرادی را یافت که با بررسی منابع و مستندات، پابرهوای نفس خود نهاده اند، و به حقانیت امیرالمومنین علیه السلام، اعتراف کرده اند. هرچه زمان می گذرد، و دسترسی به حقیقت به برکت رسانه ها و سهولت اطلاع رسانی، آسوده تر می گردد، تعداد افرادی که در برابر حقیقت خضوع می کنند، بیشتر می گردد.
    در دوران معاصر می توان به افرادی چون دکتر تیجانی و دکتر عصام العماد و … که از علمای اهل سنت بوده، و با مطالعه ی منابع به تشیع روی آورده اند و به خاطر این موضوع بسیاری از هم کیشان شان، شیعه شده اند، نام برد. هرچند در گذشته ی تاریخ نیز امثال این افراد کم نیستند که می توانید با جست و جو، به نام و زندگی نامه ی آنان دست یابید.
    از کامنت شما سپاسگزارم و امیدوارم در آینده نیز همراهی و نظرات شما را شاهد باشم.
    موفق باشید
    التماس دعا.

  29. با سلام
    برادر در دوران صفویه اخبار و احادیثی در منبر ها پخش شد متاسفانه در افکار شیعیان در امیخت
    سعی نکنید سیاست انگلیسی ها ملت مسلمان را دچار تفرقه کند و شمارا به جان هم بیندازد
    حضرت علی (ع)هر اتفاقی که افتاد به خاطر اسلام و دین رسول الله سکوت کردو با سه خلیفه در یک خط بود
    شما سعی نکنید از هم دین های خودمان جدا بیفتید. مقام معظم رهبری اهانت به اصحاب رسول خدا را نهی فرمود:در جهت ایجاد وحدت و دوری ار تفرقه اگر ما مسلمانیم نباید وارد این بازی ها شویم .
    با تشکر

    • علیکم السلام
      در کامنت شما مطالب زیادی بود که به احترام نظرتان به اختصار پاسخ عرض می کنم.
      1- مطلبی که در مورد صفویه و احادیث گفتید، نشان از عدم آشنایی شما با مکانیزم تشخیص احادیث صحیح از ضعیف دارد. این مطلب بیشتر در سایت هایی که از اساس با دین مخالف هستند، دیده می شود.
      برادر گرامی
      حدیث شناسی یک علم است و زیر شاخه های خاص خود را دارد و یک عالم برای شناخت حدیث صحیح، مسیر تخصصی را طی می کند، تخصصی که توجه به آن، راه را بر ورود احادیث جعلی در دایره ی احکام و اعتقادات را از بین می برد. بنابراین هرگز دیگر چنین مطلبی را بر زبان نیاورید، چه این که علم حدیث نیز مانند سایر علوم، روش خاص و راهکارهای ویژه ای دارد و ابدا نمی توان گفت احادیث نادرست از این تخصص بیرون آمده اند.
      2- اتحاد، مفهومی زیبا و رسیدن به آن یک ایده آل است. اما نکته ی بسیار بسیار مهمی که لازم است مورد توجه قرار گیرد، این است که مباحث علمی نباید با اتحاد مخلوط شود. در طول تاریخ علمای هر دو مذهب شیعه و اهل سنت، در ارتباط با عقاید خود مطالب بسیاری گفته اند. اگر به بهانه ی اتحاد جلوی طرح مباحث اعتقادی گرفته شود، نسل آینده از چه طریقی باید بداند که چه مسیری را در پیش بگیرد؟ نسل امروز نیز در مواجهه با انبوه شبهات علیه اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و حقانیت آنان، چه پاسخی باید بدهند؟
      بنابراین شناخت دین متوقف بر طرح مباحث اعتقادی است و این مباحث اگر به شکل منطقی و مستند انجام شوند، پراهمیت ترین کار در راه کسب رضای حق متعال است.
      3- سکوت حضرت امیرالمومنین علیه السلام، یک اتهام بی اساس و واهی است. حضرت امیر علیه السلام در مواقف فراوان وظیفه ی امامت را به درستی انجام داده اند و حق خویش و بطلان خلافت سقیفه را بارها و بارها به مردم گوشزد کرده اند. اصولا مباحث منطقی و مستدل، یکی از مهم ترین روش های مقابله ی امیرمومنان مولا علی علیه السلام، در برابر ظلم و عناد بوده است. بله؛ اگر منظورتان از سکوت، عدم مقابله ی نظامی است، درست است و آن هم به دلیل نبودن یاور و همراه بوده است، همانطور که خود حضرت امیر علیه السلام به بیان های مختلف این مطلب را تبیین کرده اند.
      ما در راه حق و شناساندن صاحب حق و منکر آن، گوش به فرمان قرآن مجید و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام هستیم و مطالب سیاسی از سوی اهل سیاست، خللی در مسیر ما ایجاد نخواهد کرد.
      موفق باشید
      التماس دعا

  30. سلام حیدر جان
    برادر سراغی از ما نمی گیری….امیدوارم که به خوشی سرتون شلوغ باشه…اگه یادت باشه بهت یه میل زدم اما بعد از اون افتاد مشکلها و دیگه مثل قدیم نمی تونم وقت بذارم برای اون گونه کارها اما هر از چند گاهی در وادی دین می نویسم که اتنظار می کشیم با اندیشه و کلامت مسئولیت هدایت حقیر را بر عهده بگیرد. همان داستان زکات علم است دیگه!
    بارانی باشید

    • سلام عزیز دل
      از وقتی سال تحصیلی آغاز شده و دوباره کلاس ها شروع شده، فرصت ها کمتر شده و گرفتاری ها بیشتر. یه چیزی تو مایه ی همشاگردی سلام…
      هر وقت فرصتی دست بدهد، سری به خانه ی زیبا و آباد شما می زنم و استفاده می کنم؛ البته وقتی نوشتید که مدتی نخواهید بود، توفیق بنده هم در زیارت وب شما، از دست رفت؛ گرچه ماشاءالله کامنت های زیادی که برای نوشته های شما می آید، مطلب زیادی برای گفتن باقی نمی گذارد به خصوص که خود شما هم در پاسخ به مطالب اعتقادی، توان بسیاری دارید که واقعا ستودنی است.
      به یاد ایمیل شما و دغدغه های ارزشمند شما هستم و گوش به فرمان که چه وظیفه ای بر عهده ی من می نهید. شما خود هدایت گر هستید هر چند بودن در کنار هم برای تکمیل یکدیگر وظیفه ی برادری است و شریک کردن دیگران در دانسته ها، یکی از حقوق اخوت. بنابراین همواره از حضور شما در این وبلاگ محقر، لذت برده ام و در بهره گیری از نوشته های شما آماده بوده و هستم.
      اگر فکر می کنید از این برادر کوچک تان خدمتی ساخته است، اشاره ای کنید و به توفیق الهی به سر دویدن مرا به تماشا نشینید، انشاءالله.
      برایتان آرزوی موفقیت بیشتر دارم
      التماس دعا

  31. در جواب به بصیر بینا:
    هر چند دوست عزیزمان با پاسخی که به شما دادند انصافا حق مطلب را ادا کردند اما باز ضروری میدانم نکاتی را خدمت شما عرض کنم
    اولا که هیچگاه کثرت نشان دهنده ی حقانیت نیست که اگر این طور بود در حال حاضر دین بودا بر حق ترین آیین در جهان بود چرا که پیروان دین بودا در جهان در اکثریت می باشند !
    نکته ی دیگر اینکه به شهادت تاریخ ایرانیان همواره موحد بودند در حالی که اعراب قبل از اسلام به تعداد روزهای سال بت داشتند نتیجه اینکه وقتی دینی آنقدر با عظمت است که در قلبهای سر سخت مشرکان به راحتی نفوذ میکند به طریق اولی میتواند به راحتی در قلبهای انسانهایی که همواره موحد بوده اند نفوذ کند و آنها را به خود جذب نماید و این موضوع ناشی از نورانیت اسلام است نه زحمات عمر.
    در غیر این صورت مطمئن باشید که ایران که در موقع حمله ی عمر یک امپراتوری بزرگ در جهان محسوب میشد به راحتی میتوانست جلوی حملات اعراب ایستادگی کند اما روحیه ی حق طلب ایرانیان مانع از این کار گردید .
    و دیگر اینکه اگر در جریان پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) جریان امامت از مسیر اصلی خود خارج نمیشد نیازی به زحمات جناب عمر برای لشکر کشی برای مسلمان کردن مردم دیگر کشورها نبود و بی آنکه در حال حاضر اسلام به خشونت و نژاد پرستی و دیگر مسائلی که در حال حاضر به آن متهم است محکوم شود در حال حاضر شاید بدون اغراق با ولایت حضرات ائمه (ع) اکثریت جهان را مسلمانان تشکیل می دادند اما افسوس که نگذاشتند ….

  32. آقایی که از اسم مستعار مسلمان استفاده کرده اید اگه خیلی ادعای تبحردر مناظره ومباحثه را داریددر همین سایت هم میتوانید ادعاهای واهی ما شیعه ها رارد کنید وفیلترشدن سایتهای اهل تسنن را بهانه نکنید. من چند ادعای واهی را مطرح می کنم اگر میتوانید با دلیل های به اصطلاح منطقی خود جواب آنها رابدهید:

    1-اگر شهادت حضرت زهرا (س) بوسیله خلیفه دوم افسانه است وایشان براثربیماری رحلت کرده اندومردم در تشییع جنازه ایشان شرکت کرده اند پس چرا قبرایشان از نظرها پنهان است ؟

    2-همه پیامبران بعد از خودبرای امت جانشین تعیین کردند حضرت ابراهیم فرزندش حضرت اسماعیل وحضرت موسی برادرش هارون را جانشین خود کرد پس چطورمیتوان قبول کرد که حضرت محمد(ص) که بهترین انبیاست امت را بی سرپرست رها کند وانتخاب جانشین را به مردم
    واگذار کند؟آِآیااین طرز تفکراهانت به پیغمبر تلقی نمی شود؟

    3-اگر اشهد ان علی ولی الله به دستور شاه عباس صفوی به اذان اضافه شده آیا شیعیان لبنان-الجزایروتونس که هزاران کیلومتر از قلمرو صفویه فاصله دارند از ترس شاه عباس اشهد ان علی ولی الله را به اذان اضافه کرده اند؟

    4-اگر طبق حدیث معروف شما همه صحابی پیغمبر مثل ستارگانند وبه هر کدام اقتدا کنیم هدایت میشویم پس چرا پیامبر در زمان حیات خودشان بسیاری از صحابی راطرد وبسیاری دیگر راتبعیدکردندوابوبکر وعمر هم در زمان خود تبعید آنها را تمدید کردند؟آیا همین دودلیل برای باطل بودن این حدیث کفایت نمی کند؟

    5-اگرساختن گنبد وضریح برای مزار ائمه کفروشرک محسوب میشودپس چرا اهل سنت بر مزار ابوحنیفه وامام شافعی و….گنبدهای به مراتب مجلل تر بنا کرده اند.؟واگر به کار بردن ذکر های
    یا علی ویاحسین شرک است پس چرا دوستان اهل سنت وقتی میخواهند قسم مهمی بخورندبه حضرت عمر قسم می خورند؟

  33. سلامی به گرمی عشقتان به حضرات معصومین(علیهم السلام)
    گیرایی و خلاصه و جامع بودن مطلبتان نشان از لطف حضرات معصومین(علیهم السلام)به شما میباشد قطعا عدم اهانت شما ، نرم صحبت کردنتان ، بادلیل و مستندات خود اهل سنت اگر منصف باشند اهل سنت ؛ دلبلی بر حقانیت شیعه میباشد.و ادامه سکوت اهل سنت و بهانه اوردنشان
    از اینکه مدتی است خدمت نمیتوان برسم معذور بودم و کمی گرفتار ؛
    دل من از شما و خوانندگان فهیمتان انتظار دعا دارد
    یا حق خدا نگهدار

    *=====*

    سلام دوست گرامی ام
    مراحم و عنایات شما موجب شرمندگی بنده است، دعا کنید توفیق دفاع از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سلب نشود و این فیض حق، هماره جاری بماند.
    برای شما دوست عزیز نیز در مسیر اثبات بطلان وهابیت آرزوی توفیقات بیشتر دارم و امیدوارم همیشه شاهد مطالب منطقی و مستندتان باشیم.
    انشاءالله گرفتاری ها تمام دوستان و شیعیان امیرمومنان علیه السلام به ویژه شما، به بهترین وجه حل و فصل شود.
    موفق باشید
    التماس دعا

  34. سلامی دوباره دوست عزیز
    حتما می دانید مقام معظم رهبری همین روزها سفری رو به شهر مقدس قم خواهند داشت به همین مناسبت دوستان شما در فضای مجازی دست به کار شده و جنبش اینترنتی استقبال از مقام معظم رهبری را راه اندازی کرده اند از شما هم دعوت می کنیم در این جنبش مردمی شرکت نموده و غیرت دینی و ملی خود را نشان دهید
    ای رهبر عزیز
    فقیهان به فقاهتت ، متخلقان به اخلاقت ، هنردانان به هنر شناسیت ، مدیران به مدیریتت وسیاست مداران به کیاستت معترفند

    *=====*

    سلام بر شما
    ظاهرا اشتباه به این وبلاگ تشریف آورده اید.
    امیدوارم به دور از شعارزدگی، معیارهای مورد تاکید اهل بیت عصمت علیهم السلام را بشناسید و بر اساس آن نسبت به افراد قضاوت کنید.
    موفق باشید
    التماس دعا

  35. سلام.وبلاگ بسیار خوبی داری.حتما به ما سر بزن.در صورت تمایل مارو با نام وهابیت شیطان در لباس اهل سنت لینک کن و خبرشو بده تا بلافاصله لینک بشی .برات آرزوی موفقیت دارم.www.arezuyesabz.blogfa.com

    *=====*

    سلام بر شما
    از زحمات شما تشکر می کنم و امیدوارم خداوند به همه ما توفیق درک معارف و نشر حقایق را عنایت فرماید.
    موفق باشید
    التماس دعا

  36. سلام دوست عزیزم بازم مورد لطف سانسور چیان قرار گرفتم واینبار دو وبلاگ فیلتر شدن ممنون میشم اگه لینکرو اصلاح کنید
    آگاهی http://www.iranmanvmac.blogspot.com
    شریعتی اوندیشه اش http://www.iranmanvma1.blogfa.com
    ّبه امید ایرانی آزادبامردمانی آگاه

    *=====*

    سلام
    مهم ترین موضوع در دمیدن آگاهی، ابتدا آگاه شدن است که فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد. بنابر تصریح پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، منبع اساسی شناخت عبارت است از کتاب خدا و عترت رسول الله علیهم السلام.
    امیدوارم خداوند همه ما را در راه درک درست دین اش و سپس نشر آن برای آگاهی دیگران موفق بدارد.
    التماس دعا

  37. رضای تو را من رضایم، رضــا جان
    به دربار تو من گدایم رضــــا جان
    اگر دور از مـــــــکه و کـــربـــلایم
    تویی مکه و کربلایم رضـــــا جان

    ***********************************
    امام رضا(علیه ‎السلام) فرمود:

    هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى برطرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش برطرف سازد.
    (اصول کافى، ج 3، ص 268)

    ***********************************
    امام رضا (علیه السلام) فرمود:
    هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزیکه قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.
    ***********************************
    امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
    بیماری برای مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن گناه است و برای کافر، عذاب و لعنت است، و بیماری از مؤمن زال نمی شود تا اینکه گناهی بر گردن او نماند.
    ***********************************
    ولادت با سعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت امام رضا (علیه السلام) مبارکباد.

    موفق باشید.

  38. سلام دوست عزیز
    یه سوال تخصصی داشتم. با توجه به اینکه شما در این زمینه دارای اطلاعات بالایی هستید خوشحال می شوم اگر راهنمایی ام کنید.

    بارها شنیده ام جمرات منظور ابوبکر و عمر و عثمان می باشند. و به این علت همه به آنها سنگ می زنند. عده ای از دوستان عازم سفر حج می باشند و به دنبال مدرک و دلیل معتبر برای اثبات این گفته دارم.
    لطفا اگر منبع و یا سندی در این مورد می دانید هر چه زودتر به من خبر دهید.
    با تشکر

    *=====*

    سلام بر شما
    ابتدا لازم است از سوال خوبی که طرح کردید، تشکر کنم.
    کتابی وجود دارد به نام «الاسرار فی ما عرف و کنّی به الاشرار»
    در این کتاب لقبی که در آیات شریف قرآن و احادیث شریف اهل بیت علیهم السلام، در مورد اشرار به کار رفته است، جمع آوری شده است. این کتاب مرجع، 4 جلد است. در مورد سوالات این چنینی، بهترین منبع این کتاب است.
    پرسش شما را در این کتاب بررسی کردم. نام جمرات در مورد افراد ذکر شده، به کار نرفته است؛ اما در مورد شیطان که اصل و اساس جمرات است، بارها کلمه ی شیطان استعمال شده است.
    موفق باشید
    التماس دعا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s